facebook
۱,۵۴۳
این نگاره توسط اِنی کاظمی در تاریخ ۱۹ام مرداد، ۱۳۸۷ و در دسته "" ارسال شده است.

نویسنده :

با درود ، وبسایت معلم شهید دکتر علی شریعتی در نظر دارد تا گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی را در اختیار مردم قرار دهد ، به همین جهت از بازدیدکنندگان خود درخواست کمک کرده و به آنان توصیه می کند تا در این مکان سخنانی که از دکتر علی شریعتی به یاد دارند را ارسال کنند؛ هم اکنون سخنان بسیاری توسط علاقه مندان ارسال گردیده است شما نیز می توانید یکی از آنها باشید، اما آنچه تفاوت دوستان را از هم محسوس می کند ذکر منبع در سخن هاست. لطفاً در ذکر منبع کوشا باشید.

  • لطفا منابع سخن را ذکر کنید
  • به علت بالا بودن مقدار سخنان، ما نمی توانیم همه سخنان را بررسی کنیم، اما می توانیم بگوییم سخنانی که منبع در آنها ذکر نشده است غیر قابل اعتماد هستند.

با سپاس اِنی کاظمی


کلمات کلیدی : " " + "" + "" + ""

۱,۵۴۳ دیدگاه

  1. ... می‌گه:

    و پیش از اینکه بیندیشی که چه بگویی بیندیش که چه می گویم

    [پاسخ]

  2. صادق می‌گه:

    دنیا را بد ساختند!
    کسی را که دوست داری، دوستت ندارد!
    کسی که تو را دوست دارد، تو دوستش نداری!
    اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت دارد، به رسم و آیین زندگانی به هم نمیرسید!
    و این رنج است!
    زندگی یعنی این!

    [پاسخ]

    ثريا پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۹:۰۵ ب.ظ:

    عالی بود مرسی

    [پاسخ]

    عاطفه پاسخ در تاريخ مهر ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۱ ق.ظ:

    آخ گفتی

    [پاسخ]

  3. صادق می‌گه:

    من چیستم؟
    لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
    که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
    در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

    [پاسخ]

  4. صادق می‌گه:

    دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،
    آدمی را همواره در پی گم شده اش،
    ملتهبانه به هر سو می کشاند!

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۳ ب.ظ:

    توی سینم غم بزرگیه کاش می دونستم کجا باید برم کاش میتونستم گریه کنم کاش

    [پاسخ]

    zahra پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۵ ق.ظ:

    آره باهات موافقم.جدا نمیدونم چرا هیچوقت نمیتونم گریه کنم

    [پاسخ]

  5. صادق می‌گه:

    حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد!

    [پاسخ]

    سحر پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۸۹ ۹:۴۷ ب.ظ:

    خیییییییییییلی موافقم

    [پاسخ]

    جبار پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۱ ب.ظ:

    فارسی خوب نمی دانم بس حالی مشم -کوردی -ترکی =عربی-میدانم

    [پاسخ]

  6. صادق می‌گه:

    از انسانها غمی به دل نگیر
    زیرا خود نیز غمگینند! با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند!
    زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.
    پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند!
    دکتر علی شریعتی

    [پاسخ]

  7. صادق می‌گه:

    شما : ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید !
    پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت.
    و شما : ای چشمهایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید !
    پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت.
    و شما : ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم…
    پس از این مرا کمتر خواهید دید !!
    « دکتر علی شریعتی »

    [پاسخ]

    نازنین پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۱۶ ب.ظ:

    با تمام نوشته هاتون موافقم.شما باید آدم روشن فکری باشید.لطفا به نوشته های من هم یه نگاه بندازید.جواب بدین

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۲ ۶:۳۸ ب.ظ:

    lمن هم میگم خوب بود

    [پاسخ]

  8. صادق می‌گه:

    متن زیر قسمتی از نامه دکتر علی شریعتی است که در کتاب آری این چنین بود برادر آورده است.مخاطب نامه بردگانی هستند که دکتر شریعتی (به هنگام بازدید از اهرام مصر و مشاهده شکوه و عظمت آنها و همچنین نقل قول راهنما توریست ها که از رنج هایی که بردگان در آن زمان متحمل می شدند) بر آن شد تا نامه ای به آن بردگان بنویسند:

    ما اکنون، به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم، آزاد شده ایم، بردگی برافتاده است.اما به بردگی یی بدتر از سرنوشت تو محکوم شده ایم. اندیشه ما را برده کرده اند. دلمان را به بند کشیده اند و اراده مان را تسلیم کرده اند، و ما را به عبودیتی آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسی، فرهنگ، هنر، آزادیهای جنسی، آزادی مصرف و عشق به برخورداری و فرد پرستی، از درون و از دل ما، ایمان به هدف، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او را پاک برده اند. و اکنون برادر، ما در برابر این نظام های حاکم، کوزه های خالی زیبایی شده ایم که هر چه می سازند، می بلعیم.

    [پاسخ]

  9. صادق می‌گه:

    شرافت مرد ، به بکارت زن میماند! …
    یکبار که لکه دار شود ، دیگر قابل جبران نخواهد بود! …

    [پاسخ]

    محمدمهدي پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۱ ق.ظ:

    سلام دوست عزیز
    این جمله جمله پرمعنی ای ولی بیان کردنش درست نیست.
    موفق باشید

    [پاسخ]

    طاری پاسخ در تاريخ خرداد ۲۳ام, ۱۳۸۹ ۲:۱۵ ب.ظ:

    این جمله برای من هم خیلی پر معنیه ولی مثل شما به این قضیه فکر نکردم که بیان کردنش مناسب نباشد. جمله رو از این دید نگاه کن که در حق زنان کشور ما چقدر اجهاف می شود!
    راستی چرا باید به این فکر کنیم که بیان هر حرفی درست نیست!

    [پاسخ]

    رضا خسته پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۸۹ ۲:۰۷ ق.ظ:

    چرا باید زشت باشه واقعیت به کسی هم اجهاف نشده بعد مقایسه ی غلطت شما باعث زشت بنظر رسیدن این سخن می شود

    [پاسخ]

    هانیه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۸۹ ۴:۵۶ ب.ظ:

    salam ba nazaret movafegham.

    [پاسخ]

    فرناز پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۸۹ ۳:۵۸ ب.ظ:

    salam mohamad joon…jomlast dg..chera eyb migiri?

    [پاسخ]

    لاچین پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۵ ق.ظ:

    چی چی رو درست نیست؟!!!!

    [پاسخ]

    نازنین پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    فکر نمی کنم بیانش مشکلی داشته باشه.به هر حال نمیشه تمام سخنان این شکلی رو پنهان کرد.پس واسه کی این حرف ها زده شده…تا به زبون نیاد کسی آگاه نمیشه

    [پاسخ]

    سایه الف پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۳ ب.ظ:

    منم با نازنین موافقم نباید پنهون کرد حرف حقه

    [پاسخ]

    بهار پاسخ در تاريخ تیر ۲۹ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۰ ب.ظ:

    vaghean ziba bood merC

    [پاسخ]

    asma پاسخ در تاريخ شهریور ۶ام, ۱۳۸۹ ۷:۲۸ ب.ظ:

    slm khili harfet ghashange movafagh bashi

    [پاسخ]

    صادق پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۸۹ ۲:۵۵ ق.ظ:

    با سلام خدمت همگی!
    من صادق ام! همونی که این جمله از دکتر رو اینجا نوشت!
    ما هممون قصدمون اینه که سخنهای ارزشمند دکتر شریعتی رو به اطلاع دیگران هم برسونیم تا همگی بتونیم ازشون استفاده کنیم و سرمشق زندگیمون قرار بدیم!
    مطمئن باشید اگر بیان کردن این جمله کار درستی نبود مطمئنا دکتر خودشون آگاه تر به این مطلب بودن!
    من هم این مطلب رو در وب سایتی که نام دکتر شریعتی رو روش گذاشتن بیان کردم!
    خلاصه امیدوارم از مطالبی که اینجا نوشتم بهره برده باشید!
    با آرزوی سلامتی و سرزندگی SJBPARS

    [پاسخ]

    کیا پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۸۹ ۴:۴۷ ب.ظ:

    جمله خوبی بود من که زشتی ندیدم چون این جمله سرشار از حقیقته شاید به دل بعضی ها نشینه . مرسی

    [پاسخ]

    محمد مهدی پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۴ ق.ظ:

    سلام
    حنابعالی احتمالا خبردارید که دکترقبل ازمرگشون به آقای حکیمی ویک نفردیگه که اسمشون یادم نیست وصیت کرده بودن که بعضی ازجملات وعبارات روحذف کنند چون به نقل ازخانمشون ‍پوران شریعت رضوی فی البداهه به ذهنشون می رسید ودیگه به فکردرست وغلط بودنش نبودن بعدا که سرفرصت نوشته هاشون رو می خوندن متوجه میشدن که بعضی ازموارد اشتباه بوده .
    شاید شمابپرسید که این جمله درسته وجملات دیگه اشتباهه؟
    درجوابتون باید بگم شمارو به جملات دیگه ازدکتر ارجاع میدم چون این جمله وجملات دیگه مشابه خیلی کمه ولی اصل حرف دکتر عزیز نیست.
    دکترالگو وسرمشق زندگیش پیامبراکرم(ص) حضرت زهرا(س)وامامان معصوم(ع) بود،پس ماهم بیاییم الگوی فکری ورفتاریمون رو این ستارگان بشریت قراربدیم.
    درپناه امام زمان(عج)موفق باشی.

    [پاسخ]

    مسعود پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۲۸ ب.ظ:

    مگه میشه دکتر فکر نکرده حرفی زدی باشن ؟
    چه برسه به اینکه بنویسن؟؟
    تازه ازکجامیدونید این جمله جزء جملات حذف شده بوده؟
    حرف دکتر اندیشیدن به عمق ماجرا در اکٍر مواقع بود نه دید ظاهری
    در ضمن اینجا مربوط به دکتر شریعتی هستش ائمه اطهار (ع) ربطی به این سخنی که گفته شد ندارند
    با اینکه امثال این سخنان در بعضی احادیث ائمه (ع) آمده است

    [پاسخ]

    سهیلا پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۷ ب.ظ:

    کاش دکتر زنده بود باز آروممون میکرد

    امين پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۲ ب.ظ:

    دوستان خودتونو ناراحت نکنین مثل همیشه گفته حقیقت زشته این مشکله ماست .

    محمد پاسخ در تاريخ آذر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۱:۱۲ ب.ظ:

    عشق یک جوشش کور است
    و پیوندی از سر نابینایی،
    دوست داشتن پیوندی خودآگاه
    واز روی بصیرت روشن و زلال.

    عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و
    هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است،
    دوست داشتن از روح طلوع می کند و
    تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.

    عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست،
    و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
    دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.

    عشق طوفانی ومتلاطم است،
    دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.

    عشق جنون است
    و جنون چیزی جز خرابی
    و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست،
    دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود
    و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند
    و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.

    عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
    دوست داشتن زیبایی های دلخواه را
    در دوست می بیند و می یابد.

    عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،
    دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی،
    بی انتها و مطلق.

    عشق در دریا غرق شدن است،
    دوست داشتن در دریا شنا کردن.

    عشق بینایی را میگیرد،
    دوست داشتن بینایی میدهد.

    عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
    دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.

    عشق همواره با شک آلوده است،
    دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.

    ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
    از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.

    عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
    دوست داشتن جاذبه ای در دوست ،
    که دوست را به دوست می برد.

    عشق تملک معشوق است،
    دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.

    عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
    دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد
    ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست
    در خود دارد ،داشته باشند.

    در عشق رقیب منفور است،
    در دوست داشتن است که:
    “هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”
    که حسد شاخصه ی عشق است
    عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند
    و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید
    و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و
    معشوق نیز منفور میگردد

    دوست داشتن ایمان است و
    ایمان یک روح مطلق است
    یک ابدیت بی مرز است
    از جنس این عالم نیست.”

    دکتر علی شریعتی

    محمدمهدی پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۰ ق.ظ:

    دوست عزیز وقتی میگم خاطرات خانم محترمشون دلیل برصدق این مدعاست بازم حرفی داری؟مگه میشه دکتر حرفی نزده باشه که نشد حرف حساب،بله که ممکنه اشتباه کرده باشن وفکر نکرده حرفی زده باشن،ایشون که معصوم نبودن مثل بقیه ممکن الخطا بودن،لطفا دیدتون رو یه کم بازترکنید.
    موفق باشی

    امیر هوشنگ پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۲:۴۹ ب.ظ:

    درود
    متاسفانه شما خیلی دید تون نسبت به واقعیت ها بسته است
    به نظر من بکارت هم یکی از اعضای بدنه، چرا باید نسبت به این عضو با شرمندگی حرف بزنیم؟؟!!
    چرا خجالت میکشیم راجع به اعضای تناسلی حرف بزنیم، اونم ماهایی که همش ادعای روشنفکری میکنیم، تا کی میخوایم به بچهامون بگیم که بچه ها رو خدا میده!! چرا نمیگیم که این بچه ای که به دنیا اومده نتیجه آمیزش جنسی بابا و مامانه!
    همیشه یاد گرفتیم حقایق رو به روشهای احمقانه پنهان کنیم، پس کی میخوایم این تابوها رو بشکنیم و از تحجر نجات پیدا کنیم؟!!
    در ضمن به نظر من جمله دکتر واقعا درسته، و نیازی هم نیست که حتما جمله اون باشه، حتی اگر یه بچه۵ ساله هم این حرف رو میزد من باز هم قبولش داشتم.
    اونهایی که به این جمله ایراد میگیرن به نظر من خودشون آدمهای مشکل داری هستن، و دید شون نسبت به جنسیت منفیه.

    محمدمهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۶ ب.ظ:

    سلام
    آقای نسبتا محترم،چرا خجالت بکشی؟چون دینت میگه خجالت بکش،چون دینت میگه حیا کن،البته اگه دینی داشته باشی،البته منظورم این نیست که خدای نکرده دکتر شرم وحیا نداشته،نه،ولی همون طور که گفتم انسان ممکن الخطاست،اگه به نظر شما شرم و حیا جزءتحجراته آره من افتخار میکنم که متحجرم،چون کسی که خوب دین رو نفهمیده از این قسم صحبت ها زیاد میکنه،درضمن مسائل رو باهم قاطی نکن،بله درسته باید به کودکان اون هم با شیوه درست وفرهنگ سازی و بستر سازی مناسب مسائل اینچنینی رو به شکل خیلی علمی و ظریف بیان کرد،فکرکنم شما اصلا به خدا هم اعتقاد نداشته باشی،چون اگه داشتی نمیگفتی تا کی بگیم بچه رو خدا میده،مثل اینکه فراموش کردی تاخداوند اراده نکنه برگی از درخت نمی افته،خدا هممون رو هدایت کنه
    آمین یا رب العالمین

    nazanin پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۷ ب.ظ:

    اصلا و اصلا مقایسه قشنگی نبود

    [پاسخ]

  10. صادق می‌گه:

    الهی! هر که را عقل دادی چه ندادی ، و هر که را عقل ندادی چه دادی ؟!!!
    خدایا : عقیده مرا ازدست ” عقده ام”مصون بدار.
    خدایا : به من قدرت تحمل عقیده “مخالف” ارزانی کن .
    خدایا : رشدعقلی وعلمی مرا از فضیلت “تعصب” “احساس” و “اشراق” محروم نساز.
    خدایا : مرا همواره اگاه وهوشیار دار تا پیش ازشناختن درست وکامل کسی قضاوت نکنم.
    خدایا : جهل آمیخته باخودخواهی و حسد مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.
    خدایا : شهرت منی را که:”میخواهم باشم” قربانی منی که ” میخواهند باشم” نکند.
    خدایا : درروح من اختلاف در “انسانیت” را به اختلاف در فکر واختلاف در رابطه با هم میامیز. آن چنان که نتوانم این سه قوم جدا از هم را باز شناسم.
    خدایا : مرا به خا طر حسد کینه و غرض عمله در امان دار.
    خدایا : خودخواهی را چندان درمن بکش تاخودخواهی دیگران را احساس نکنم واز آن در رنج نباشم.
    خدایا : مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق« باشم.
    خدایا: « تقوای ستیزم» بیاموز تا درانبوه مسوولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.
    خدایا : مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن. لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

    ( برگرفته از نیایش نامه دکتر علی شریعتی )

    [پاسخ]

  11. صادق می‌گه:

    ای خداوند!
    به علمای ما مسئولیت
    و به عوام ما علم
    و به مومنان ما روشنایی
    و به روشنفکران ما ایمان
    و به متعصبین ما فهم
    و به فهمیدگان ما تعصب
    و به زنان ما شعور
    و به مردان ما شرف
    و به پیران ما آگاهی
    و به جوانان ما اصالت
    و به اساتید ما عقیده
    و به دانشجویان ما نیز عقیده
    و به خفتگان ما بیداری
    و به دینداران ما دین
    و به نویسندگان ما تعهد
    و به هنرمندان ما درد
    و به شاعران ما شعور
    و به محققان ما هدف
    و به نومیدان ما امید
    و به ضعیفان ما نیرو
    و به محافظه کاران ما گشتاخی
    و به نشستگان ما قیام
    و به راکدان ما تکان
    و به مردگان ما حیات
    و به کوران ما نگاه
    و به خاموشان ما فریاد
    و به مسلمانان ما قرآن
    و به شیعیان ما علی(ع)
    و به فرقه های ما وحدت
    و به حسودان ما شفا
    و به خودبینان ما انصاف
    و به فحاشان ما ادب
    و به مجاهدان ما صبر
    و به مردم ما خودآگاهی
    و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری
    و شایستگی نجات و عزت
    ببخش

    [پاسخ]

    مارال پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۳ ب.ظ:

    الهیییییییییییییی آااااااااااااااااااااااااامیییییییییییییییییییییییییین

    [پاسخ]

  12. صادق می‌گه:

    در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند، و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد!

    [پاسخ]

  13. انی می‌گه:

    هر کس مسیحی دارد، بودایی که باید از غیب برسد ، ظهور کند ، بر او ظاهر گردد و نیمه اش را در بر گیرد و تمام شود. زندگی جستجوی نیمه ها است در پی نیمه ها ، مگر نه وحدت غایت آفرینش است ؟ پروانه مسیح شمع است ، شمع تنها در جمع ، چشم انتظار او بود ، مگر نه هر کسی در انتظار است؟

    [پاسخ]

  14. دريا می‌گه:

    “حسین(ع) بیشتر از آب، تشنه لبیک بود! اما افسوس که بجای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.”
    (دکتر علی شریعتی)

    [پاسخ]

    يك دوست پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۸۹ ۹:۳۱ ب.ظ:

    سلام
    دست درد نکنه سایتت خیلی خیلی باحاله
    سخنان دکتر شریعتی واقعا کوبنده وجالب است
    افسوس که دومی برایش پیدا نمیشه

    [پاسخ]

    آزاد پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۳ ب.ظ:

    سلام
    دوست عزیز درسته که دومی واسه دکتر پیدا نمیشه اما یه نفر دیگه هست که داره عقیده ی دکتر شریعتی رو زنده میکنه ، هرچند که عقیده ی خودش هم هست ، و طبیعتا در یه سری مسائل با هم مخالف هستند.
    این شخص کسی نیست جز “دکتر عبدالکریم سروش” هرچند خود من هم با یه سری از مسائلی که ایشون بیان کرده اند مخالف هستم ، اما در کل میشه ایشون رو جانشینی واسه دکتر بدونیم.
    امیدوارم که نسبت به ایشون تحقیق کنید البته از کتاباش و سخنهایی که بیان کردن ، نه از ….. .

    [پاسخ]

  15. ZI می‌گه:

    خدایا تو قلب بیگانه را می شناسی زیرا خود در سرزمین مصر بیگانه بودی

    [پاسخ]

  16. Siyavash می‌گه:

    در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند ، اما بر حسینی می گریند که آزاد زیست .
    ای آزادی تنها به تو می اندیشم

    [پاسخ]

  17. محسن می‌گه:

    در دورانی که همه دنبال چشمان زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش

    [پاسخ]

    سحر پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۸۹ ۹:۵۳ ب.ظ:

    به نظر من دنبال اخلاق زیبا باش

    [پاسخ]

    امیر هوشنگ پاسخ در تاريخ دی ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۵ ب.ظ:

    درود بیکران خدمت شما.
    ببخشید سحر خانوم منظور جمله دکتر هم همین بود.
    نگاه زیبا داشتن، همون تفکر متفاوت داشتنه که بدون پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک به دست نمیاد.
    بدرود.

    [پاسخ]

  18. faeze می‌گه:

    سلام من عاشق کتاب های دکتر شریعتی هستم خواهش میکنم زیر هر متن اسم کتابو بنویسید
    من دنبال کتاب عارفانه هام میشه بگین این متنی که اول وبلاگ گذاشتین از کدوم کتابه؟(نمیدانم پس از….) مرسی از سایت خوبتون مررررررررررررررررررررررررسی

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۹ ق.ظ:

    سلام این متن از اشعار دکتره ومن تا حالا در هیچ یک از کتابهای اون ندیدم.اما در سایتها میتونین پیداش کنین.در ضمن عارفانه ها از آثار خلیل جبران هست

    [پاسخ]

    باران پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۸۹ ۱:۴۹ ب.ظ:

    سلام
    این شعر کتاب حرف هایی برای نگفتن ایشونه که شعر و شمعیات و قسمت هایی از کتاب های مختلف ایشون هست… البته اول کتاب نوشته این شعرو دوستان دکتر به ایشون نسبت دادن و برای خودشون احتمالا نیست
    موفق باشید

    [پاسخ]

  19. ارزو می‌گه:

    اگر توانستی نفهمی می توانی خوشبخت باشی

    [پاسخ]

    sahar پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۸۹ ۳:۳۶ ب.ظ:

    برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !
    پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

    [پاسخ]

    یاسمن پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۹:۵۶ ب.ظ:

    ابدا موافق نیستم.اتفاقا خود رو ب نفهمی زدن اند بدبختیه

    [پاسخ]

  20. oboor می‌گه:

    یکی دوست دارد آنچنان که پول دارد و جاه و مقام دارد ، زور دارد ، دیگری دوستدار کسی است چنان که فرزند کسی است ، همزاد و هم نژاد کسی است ، خویشاوند کسی نمی تواند خویشاوندی را نابود کند اما رفیق کسی می تواند رفاقت را نابود انگارد.

    [پاسخ]

  21. fadak می‌گه:

    آدم وقتی فقیر میشود خوبیهایش هم حقیر میشوند اما کسی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده میشوند و چرندیاتش هم حرف حسابی بحساب می آیند. (دکتر علی شریعتی)

    [پاسخ]

  22. الهه می‌گه:

    خدایا سرنوشت مرا خیر بنویس ، تقدیری مبارک
    تا هر چه را که تو دیر می خواهی ،زود نخواهم
    و هر چه را که تو زود می خواهی، دیر نخواهم

    [پاسخ]

  23. الهه می‌گه:

    روح های اندک و بی سرمایه اند که در بی دردی ، به ابتذال میکشند
    عشق های مزاجی اند که در وصال می میرند
    در پیری می پژمردند ، سراب ها زود پایان می گیرند ،
    اما روح های بزرگ و سرمایه دار که گنجینه های بیشمار در خود پنهان کرده اند ،
    روح های نیرومند و توانا که خلاقند و هنرمند ، روح هایی که امانت دار خدایند و همانند خدا مسجود ملائک … اینان در « نیل » در « وصال » در « کام »
    به رکود نمی افتند ،
    نمی پوسند ، عفونت
    نمی گیرند .
    احساس هایی که همچون طلایند ، از آرامش ، از ماندن زنگ نمی زنند ، روح های مسی آهنی ، حلبی ، گوشتی ، مردابی …چنینند.
    دو روح ثروتمند و هنرمند می توانند برای همیشه هم را استخراج کنند ،
    هم را بسازند
    و این خود یک زندگی کردن است
    و اینچنین هم را دوست بدارند .
    و این خود یک زندگی کردن است .

    [پاسخ]

    محمدمهدي پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۸ ق.ظ:

    سلام
    جملات زیبائی بود لذت بردم،مربوط به خودتونه یااینکه جمله های دکتره،لطفا آدرس منبعش روهم بگید،متشکرم

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۸۹ ۴:۲۶ ب.ظ:

    سلام
    این جملاتی از کتاب هبوط دکتر شریعتی هست .

    [پاسخ]

    POUYA-IKT پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۸۹ ۴:۱۹ ق.ظ:

    ممنونم الهه خانم من بیش ازنیمی ازسخنان شریعتی رانشنیده ام دستون دردنکنه نوشته های شماادیگرنوشته هافرق داره تکراری نیستن

    [پاسخ]

  24. الهه می‌گه:

    روزی از روزها ، شبی از شب ها خواهم افتاد و خواهم مرد اما می خواهم هر چه بیشتر بروم تا هرچه دورتر بیفتم تا هرچه دیرتر بیفتم ، هر چه دیرتر و دورتر بمیرم ، نمی خواهم حتی یگ گام یا یک لحظه پیش از آنکه می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم

    [پاسخ]

  25. الهه می‌گه:

    نمی دانم که در طرح بزرگ خدا من
    چه نقشی دارم و چه سرنوشتی؟ ولی
    این قدر مطمئنم که بی هیچ نیست.»

    [پاسخ]

  26. الهه می‌گه:

    ماه در اوج آسمان می رود
    و ما در گوشه ای از شب
    همچنان به گفت و گوی دستها گوش فرا داده ایم
    و ساکتیم و
    در چشم های هم یکدیگر را می خوانیم ،
    در چشم های هم یکدیگر را می بخشیم
    و من همه ی دنیا را در چشمان او می بینم
    و او همه ی دنیا را در چشم های من می بیند
    و ما در چشم های یکدیگر ساکتیم
    و در چشم های هم می شنویم
    و در چشم های هم یکدیگر را می شناسیم
    و در چشم های هم یکدیگر را می بینیم
    و چشم در چشم هم
    و گوش به زمزمه ی لطیف و مهربان دست ها خاموشیم
    و ماه در اوج آسمان می رود
    و او در چشمان می خواند که :
    حرف های دست ها می شنوی؟
    زبان دست ها را می فهمی؟
    و من در چشم های او میخوانم که میگوید:
    آری میشنوم!
    آری میفهمم ،
    چه خوب !
    دست ها چه خوب با هم حرف می زنند!

    [پاسخ]

  27. mozy می‌گه:

    من نه منم (دکتر علی شریعتی)

    [پاسخ]

    هوشنگ رنجبر پاسخ در تاريخ آذر ۱۴ام, ۱۳۸۹ ۷:۰۰ ب.ظ:

    من توام

    [پاسخ]

  28. ظریف می‌گه:

    از انسانها غمی به دل نگیر. زیرا خود غمگینند.با آنکه تنهایند از خود می گریزند
    زیرا به خود، به عشق خود وبه حقیقت خود شک دارند.
    پس دوستشان بداراگر چه دوستت نداشته باشند

    [پاسخ]

  29. اِنی کاظمی می‌گه:

    هر کس آنچنان میمیرد که می خواهد – شریعتی

    [پاسخ]

    باران پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۸۹ ۲:۴۹ ب.ظ:

    هرکس آنچنان میمیرد که زندگی می کند
    دکتر شریعتی

    [پاسخ]

    حسين كعبي پاسخ در تاريخ خرداد ۲۹ام, ۱۳۸۹ ۱:۵۳ ب.ظ:

    و هر کس آنچنان که در بیداریست خواب میبیند

    [پاسخ]

    شیوا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۹ ق.ظ:

    و روزگار با هر کس آنچنان که لایقش است رفتار میکند

    [پاسخ]

    آذین پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۹ ق.ظ:

    عالی بود.

    farzan پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۳:۰۸ ق.ظ:

    eyval

    [پاسخ]

    candle پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۱:۰۶ ق.ظ:

    ]اقای کعبی چقدسخته که توبیداری هم خواب ببینی…اینجوری نه ازبیداری چیزی گیرت میاد نه خوابت خوابه.میشه خواب و بیداری

    [پاسخ]

    سامان پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۳ ب.ظ:

    درود بر شما

    حسین پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۱۵ ق.ظ:

    رقت بارترین منظره ای که مرگ را نیز میگریاند.التماس یک گرگ است!
    ناله عاجزانه یک شیر!
    نه……
    گریستن یک مرد………!
    شریعتی بزرگ

    [پاسخ]

    جعفر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۲ ب.ظ:

    بخاطره داشتن خانمم واسه مادر خانمم گریه کردم ردم کردن

    [پاسخ]

    جعفر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۳ ب.ظ:

    سخت تر از گریهی یه مرده

    [پاسخ]

    فرشته پاسخ در تاريخ مهر ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۶ ب.ظ:

    عالی بود
    واقعا

    [پاسخ]

    امید پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۸۹ ۱:۲۶ ب.ظ:

    کاش دکتر هنوز زنده می بود تا ما روش زندگی کردن را از او می آموختیم

    Zzz

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۴ ق.ظ:

    کجای کاری اگه دکتر الان زنده بود یه گوشه توی زندان اوین بود .

    [پاسخ]

    hash پاسخ در تاريخ شهریور ۱۱ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۸ ب.ظ:

    دوست عزیز دکتر علی شریعتی اگر الان زنده بود به عنوان یکی از برجسته ترین چهرهای ایران شناخته میشد دوران شاه که دکتر در اسارت بود و بعد از شهدات وی همه میدانستند کار کی بود تا وقتی دکتر رو کامل نشناسی بی خودی از خودت حرف در نیار روح اون مرحوم هم در گور نلرزون با حرفای بی معنییت !!! خدا همه کارای ما رو به خیر کنه که میخوای از هر ماستی کره بگیریم خدا روح دکتر رو در غرین ارامش برسونه وکمتر از شخصیتش سو استفاده بشه وقتی زنده بود همچون مولایش علی بود وقتی هم مرد همچون مولایش علی مرد …روحش شاد …یادش جاویدان

    [پاسخ]

    شیوا پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۲ ق.ظ:

    باهاتون کاملا موافقم.بسیارن کسانی که دکتر را میشنایند و بسیار کم هستند کسانی که او را میفهمند!!!

    آزاد پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۷ ب.ظ:

    اینکه شما میگید دکتر زمان شاه تو زندان بوده یه بحث جداست.شاه دم از حق نمیزد واسه همین دکتر رو که خواهان حق بود زندانی میکرد.بحث این ماجرا شبیه همون بحثیه که خود دکتر تو یکی از سخنرانیهاش ایراد فرمودن :” در جمع اهل تسنن که سخن میگفتم همگی مرا شیعه ی افراطی می نامیدند و هنگامی که میان اهل تشیع سخن میگفتم مرا سنی افراطی می نامیدند.”
    کمی تفکر نیاز است تا به سخن آقا مهدی برسیم . براستی تفکر دکتر به کدام طیف جامعه نزدیکتر بود و حالا آن طیف از جامعه طرفدار جناح حاکم هستند یا خیر ؟

    نیلو پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۴ ب.ظ:

    این روزا هرچی آدم درست و حسابیه ول کنش نیستن. میگیرن یه راست میبرنش زندان. منظور اون دوستمونم همین بود. دکتر هم اگه الان زنده بود یا کهریزک بود یا اوین یا… شایدم اصلا نبود!!!!

    پارسی پاسخ در تاريخ آبان ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۵ ق.ظ:

    من نمی دونم چرا همه پروفسور شریعتی رو به اهل بیت و مولا و اینها بست میدن خود دکتر گفته برید مطالعه کنید ایشان گفتند من اگر در چین به دنیا میومدم بودایی می شدم اگر در اروپا بدنیا می آمدم مسیحی میشدم گناه دکتر چی بود که تو ایران به دنیا اومد شد مسلمان پس خواهشن ایشان را با هیچ کس مقایسه نکنید ایشون ایران اصیل بودند از کجا معلوم اگه ایشون زنده بودند الان یه سیاسی مقیم خارج از کشور نمیشدن تا حالا با خودتون فکر کردید که چرا هنوز اجازه وارد شدن جسد ایشون به کشور داده نمیشه و نمی زارن از سوریه به ایران بیاد من دکتر یک ایرانی اصیل و یک پارسی می دونم تا یه مسلمان چون اونموقع تفکر تمام مردم از این بیشتر گنجایش نداشت ایشان مجبور بودند یخورده از اهل بیت شما حرف بزنن ////// پس شک نکن اگه دکتر الان بود یه سیاسی در بند بود فدای مظلومیتت دکتر به امید یکتا روحت با کورش کبیر در آرامش باد ///کاش می تونستم پارسی تمام گفته هامرو بیان کنم اما حیف که این زبان عربی افیونی تمام ادبیاتم رو از من گرفته /

    مسلمان و مفتخر به مسلمان بودن پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۵ ق.ظ:

    اگر اسمت مسلمان است شدیدا‌ً برایت متاسفم!

    بابک پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۸ ب.ظ:

    من آدرس مطب دکتر رو دارم ولی خیییییییییییییییلی هزینه ی ویزیتشه واسه سال آیندم نوبت میده منشیشم یه دختر جوون تر گل ورگله…

    [پاسخ]

    ایمان پاسخ در تاريخ مهر ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۱ ب.ظ:

    سلام…

    دکتر هنوز زنده هستند….
    این ماییم که هنوز خفته ایم…./

    [پاسخ]

    نسيم پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۴:۳۴ ب.ظ:

    نه در جایت بمان نه در حالت بمان همواره روحیه ی مهاجر داشته باش از جایی که هستی تا جایی که میتوانی باشی
    د.شریعتی

    [پاسخ]

    نسيم پاسخ در تاريخ مهر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۴:۳۷ ب.ظ:

    اگه زنده بودند الان تو زندان بودند

    [پاسخ]

    محمدمهدی پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    امیدجان سلام،لازم به بودن یا نبودن امثال دکتر عزیز نیست،ما ۱۴معصوم رو داریم که ستاره های فروزان عالم بشریتن میتونی از اون بزرگواران سرمشق بگیری
    موفق و پیروز باشی

    [پاسخ]

    مائده پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۸۹ ۱۲:۲۶ ق.ظ:

    آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ٬ آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم ٬ و عجیب است هنوز امیدوار به فردائی روشن هستیم ساعتها را بگذارید بخوابند . بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست.
    دکتر شریعتی

    [پاسخ]

    بهار پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۶:۱۹ ب.ظ:

    سلاممممم.این پستتون خیلی زیبابود به وبم بیایدخوشحال میشم!!!!!!!

    [پاسخ]

    مهسا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۵:۳۰ ب.ظ:

    سلام . این پستتون خییییییییییییییلی عاااااااااااااااااااااالی بود .

    [پاسخ]

    قاسم پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۳۹ ب.ظ:

    هرکس آنچنان میمیرد که زندگی میکند.اصل حرف اینه دوست عزیز

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۲ ب.ظ:

    «دوست داشتن از عشق برتر است… عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی اندیشد که کیست؟ اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور، سبز می شود و رشد می کند و از این رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید… عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن. عشق غذا خوردن یک گرسنه است و دوست داشتن “همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن”…» [۱۳/۲۹۷-۳۰۱]

    [پاسخ]

    الهه آزادبخت پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۷ ب.ظ:

    خدایا به هر که دوست میداری بیاموز که
    عشق از زندگی کردن بهتر است
    و به هرکه دوست تر میداری بچشان که
    دوست داشتن از عشق برتر…

    [پاسخ]

    ایمان پاسخ در تاريخ آبان ۳ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۱ ب.ظ:

    بابا بیخیال همه این رو میگن ولی همش کشکه باورکن !!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    امیر علوی پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۲:۵۸ ب.ظ:

    مرید کسی نباشید !
    چون اگر رید کسی باشید دیگر خودتان نمی توانید کسی بشوید .

    فکر کنم در سخنرانی درس بیستم اسلام شناسی که داره راجع به امید و نا امیدی صحبت می کنه .
    اسفند ماه باز فکر کنم سال ۵۰

    [پاسخ]

    ASFADFAS پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۲:۴۳ ب.ظ:

    INO BARA MODIRITE SITE MINEVISAM CHON AVALIN POST MALE TOE NASIBET SHOD. AGHAIE MODIR IA KHANOOME AZIZ
    BA IN AFKAR ZENDEGIHARO BE CHALESH NAKESHID , ADAMARO AZ BARNAMEHASHOON AGHAB NANDAZID. TO KE AZ ALI SHARIATI DAM MIZANI SA 10 SHAB TA 2 NIMESHAB AZ POSHTE MIZET BIA TOO KHIABOONA AGE ADAM BASHI KHODETO MIKOSHI AGARAM NA PAS TEZ NADE VEL KON AGE KHOOB SHOD , BEHTAR AGE NASHOD KE CHE BAD.

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ آبان ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۱ ب.ظ:

    حتی برای خدا « طاقت فرسا » ترین دردها تنهائـــی است ،
    بی آشنا بـــودن است ،
    گنج بودن و در ویـــرانه ماندن است ،
    وطن پرست بودن و در غربـــــت بودن است .
    عشق داشــتن و زیبائــی نیافتن است ،
    زیبـــا بودن و عشق نجستن است ،
    نیمه بودن است، ناتمام زیستن است
    بی انتظــار گشتن است ،
    چنگ بودن ونوازنده نداشتن است ،
    نوازنده بودن و چنگ نداشتن است
    متن بودن و خواننده نداشتن است
    در خلا زیستن است ،
    برای هیچ کس بودن است
    برای زنده بودن کسی نداشتن است
    بی ایمان بودن است
    بی بند و بی پیوند و آواره بودن است
    جــــهت نداشتن است
    دل به هیچ پیوندی نبستن اســـت
    جان به هیچ پیمــانی گرم نداشتن است .
    اینها درد های وحشی بود
    دردهای دل های بزرگ و روح های عالـــی
    _________
    گفتگوهای تنهایی ص ۷۲۴

    [پاسخ]

  30. نسیم می‌گه:

    تفاوت است بین دانستن و فهمیدن.
    دانستن و حتی فهمیدن نسبی است می توان به جرات گفت آنکه مدعی است همه چیز را می داند و برای هر پرسشی ،پاسخی خام دارد، نادان است.

    [پاسخ]

    ایدین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۸۹ ۳:۱۸ ق.ظ:

    با سلام دوست عزیز
    این جمله تفاوت دانستن و فهمیدن نیست بلکه تشابه و نقطه مشترک این دو رو به ما گوش زد می کنه.

    [پاسخ]

  31. امين می‌گه:

    اگر باطن را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید.می توان اثبات کرد وبه زمان شناساند و زنده نگاه داشت.

    [پاسخ]

  32. علی می‌گه:

    شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نداشتن، با مرگ خویش بر دشمن غلبه می کنم، پیروز می شود و اگر او را نمی شکند رسوا می کند.

    [پاسخ]

  33. hamid می‌گه:

    عشق زیر باران و با هم خیس شدن نیست.عشق این است که تو خیس شوی و معشوقت نه و او نفهمد که چرا هیچ وقت خیس نشد

    [پاسخ]

    ندا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۵ ب.ظ:

    عشق ایستادن زیر باران وبا هم خیس شدن نیست ،عشق آن است که یکی چتر شود برای دیگری و او هیچگاه نفهمد که چرا خیس نشد

    [پاسخ]

  34. .17 ساله hamid می‌گه:

    از میان کسانی که برای دعا یه باران به تپه میروند تنها آنان که با خود چتر می آورند به کار خود ایمان دارند.

    [پاسخ]

    یاسمن پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۳ ب.ظ:

    اگه کتاب راز و ۴ اثر از فلورانس اسکاول شین رو خونده باشید حتما مفهوم این جملرو درک میکنید.مرسی حمید عزیز

    [پاسخ]

  35. ارشاویر می‌گه:

    ترجیح میدهم باکفشهایم در خیابان راه بروم وبه خدا فکرکنم تا اینکه در مسجد بنشینم وبه کفشهایم

    [پاسخ]

    sahar پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۸۹ ۳:۴۲ ب.ظ:

    این جمله تقلیدیست

    [پاسخ]

    سمیتا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۹ ب.ظ:

    می تونی تومسجد بشینیو به خدا فک کنی سعی کن بهترین باش

    [پاسخ]

  36. عاطفه می‌گه:

    من اینجا بس دلم تنگ است و هرسازی که میبینم بد اهنگ است
    بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم
    ببینیم اسمان هرکجا ایا همین رنگ است؟؟

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۸۹ ۱:۳۰ ق.ظ:

    شاعر این شعر ، مهدی اخوان ثالث است

    [پاسخ]

    انی کاظمی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۸۹ ۲:۴۲ ب.ظ:

    منظورتون کدوم شعر هستش؟
    ما بالا گفتیم سخنانی که منبع ندارند ما در باورسان باید شک کنیم.

    [پاسخ]

    POUYA-IKT پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۸۹ ۴:۳۵ ق.ظ:

    اخوان الث دیگه کیه قرارشدفقط سخنان شریعتی روبنویسیم خوب اگه اینطوری باشه همه شعرای استادشهریارواینجامینویسم

    [پاسخ]

  37. رضا می‌گه:

    برای انسان های بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد زیرا بر این باورند که یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت.

    [پاسخ]

  38. نسيم می‌گه:

    برای خوشبخت شدن به هیچ چیز نیاز نیست جز نفهمیدن!

    [پاسخ]

  39. محسن می‌گه:

    همه این انحرافها بخاطر اینست که انسان.خود را فراموش کرده.نمی شناسد و نمی داند که کیست

    [پاسخ]

  40. محسن می‌گه:

    اسلام را دو تکه کرده اند.یک تکیه اش را بصورت احکام عبادی و مراسم و شعائر نااگاهانه تکراری موروثی.برای عوام عقب مانده.در تکیه ها و روضه ها ودوره ها.یک تکیه اش را بصورت رشته های تخصصی علمی در مدرسه ها.و بقول بعضی.برای اهل فن!اسلام فنی!

    [پاسخ]

اندیشه خود را به یادگار بگذارید

- لطفاً به صورت فارسی بنویسید
- برای تماس با مدیریت به "صفحه تماس" بروید
- برای طرح مباحثی که با نوشتار بالا مرتبط نیستند لطفاً به "انجمن گفتگو" رفته و بگو مگو کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *