facebook
مرگ و قدرت ،
۱۰ام آبان، ۱۳۸۹

چه آتشی ! اگر آب اقیانوس های عالم را بر آن می ریختند ، زبانه هایش آرام نمی گرفت. خیلی پیش رفتم … خیلی … مرگ و قدرت ، شانه […]

مرگ و قدرت ،
بی تو، من در عطر یاس ها می گریم
۸ام مهر، ۱۳۸۹

باتو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند باتو، زمین گاهواره ای […]

بی تو، من در عطر یاس ها می گریم
زندگی
۳۱ام شهریور، ۱۳۸۹

با شدتی وحشیانه و جنون آمیزآن چنان که قلبم را سخت به درد آورد آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح بی درنگ آسمان از روی زمین برم دارد […]

زندگی
کس با زبان دلم آشنا نیست
۱۳ام شهریور، ۱۳۸۹

چه امید بندم در ابن زندگانی که در ناامیدی سر آمد جوانی سرآمد جوانی و ما را نیامد پیام وفایی از این زندگانی

کس با زبان دلم آشنا نیست