facebook
مرگ و قدرت ،
۱۰ام آبان، ۱۳۸۹

چه آتشی ! اگر آب اقیانوس های عالم را بر آن می ریختند ، زبانه هایش آرام نمی گرفت. خیلی پیش رفتم … خیلی … مرگ و قدرت ، شانه […]

مرگ و قدرت ،
نه مرد بازگشتم
۱۰ام آبان، ۱۳۸۹

اما بازگشتم ، به بیراهه هم نرفتم که من نه مرد بازگشتم ! استوار ماندن و به هر بادی به باد نرفتن دین من است دینی که پیروانش بسیار کم […]

نه مرد بازگشتم
زندگی
۳۱ام شهریور، ۱۳۸۹

با شدتی وحشیانه و جنون آمیزآن چنان که قلبم را سخت به درد آورد آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح بی درنگ آسمان از روی زمین برم دارد […]

زندگی
کس با زبان دلم آشنا نیست
۱۳ام شهریور، ۱۳۸۹

چه امید بندم در ابن زندگانی که در ناامیدی سر آمد جوانی سرآمد جوانی و ما را نیامد پیام وفایی از این زندگانی

کس با زبان دلم آشنا نیست