امام‌موسی‌صدر نگذاشت که پیکر شریعتی در کشور غیر اسلامی دفن شود

سید حسین شرف الدین، نویسنده و پژوهشگر و همسر رباب صدر، خواهر امام موسی صدر این روزها در تهران است. گفت و گوی پایگاه اطلاع رسانی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با وی را در ادامه می خوانید.امام‌موسی‌صدر نگذاشت که پیکر شریعتی در کشور غیر اسلامی دفن شود دیگران از شریعتی می گویند شریعتی و امام موسی صدر   enikazemi

امام موسی صدر خواندن چه کتاب‌هایی را توصیه می‌کرد؟

ایشان به طور کلی توصیه به خواندن کتاب می‌کرد و خیلی به کتاب مشخصی توصیه نمی‌کرد، البته یادم هست که در برخی سخنرانی‌هایشان به خواندن کتاب «العلم یدعوا للایمان» نوشته ا. کریسی موریسون توصیه می‌کردند. اما به طور کلی بیشتر توصیه‌شان به اصل کتاب خواندن بود، چون انسان خودش مختار است که چه بخواند.

امام موسی صدر اگر تشویق به خواندن می‌کرد، منظورش خواندن همهٔ کتاب‌هایی بود که به فرد آگاهی و علم می‌دهد؛ زیرا هر زمان انسان آگاهی پیدا کند، خودش موضوع مطالعهٔ خود را انتخاب می‌کند.

ایشان خودشان در یکی از سخنرانی‌های تفسیری می‌گوید من برای فهمیدن معنای آیه‌ای تفسیرهای مرتبط را خواندم، اما باز هم احساس کردم که معنای آیه را نمی‌فهمم اما وقتی کتاب «العلم یدعو للایمان» را خواندم، و بخشی از آن را سخن از سبت عناصر اکسیژن و دی اکسید کربن در هوا مطالعه کردم، معنای آیه را فهمیدم.

آیا به یاد دارید که امام صدر کتابی را به کسی هدیه داده باشند؟ چه کتاب‌هایی را هدیه می‌دادند؟

بله، ایشان اگر هم کتابی هدیه می‌داد، برای بیان غیرمستقیم مطلبی بود. طوری که اگر آن شخص کتاب را می‌خواند می‌فهمید که منظور امام چیست. برای مثال، در آن روز‌ها در لبنان، فضای مدرنیسم و تجدد خیلی زیاد بود و موضوع‌هایی مثل سکولاریسم و نظام مدنی خیلی پررنگ بود. در آن فضا برخی اصرار داشتند که خود را متجدد جلوه دهند و صحبت‌هایی مطرح می‌کردند تا ثابت کنند که مدرن و تجددطلب هستند و این موضوع‌های گاهی با دین هم برخورد می‌کرد.

امام موسی صدر از روش‌های غیرمستقیم بسیار استفاده می‌کرد و یکی از آن‌ها هم همین هدیه دادن کتاب‌هایی بود که خواننده بعد از خواندنِ آن متوجه می‌شد که چرا آن کتاب را هدیه گرفته است. ایشان حتی در سخنرانی‌هایشان هم بسیاری از مسائل را به شکل لطیف و غیرمستقیم بیان می‌کند و مخاطب به طور غیرمستقیم متوجه مقصود می‌شود.

دوست داریم دربارهٔ اقدام امام موسی صدر برای ترجمهٔ کتاب‌های دکتر شریعتی به عربی بپرسیم. این کتاب‌ها را چه کسی ترجمه کرده بود؟

این کتاب‌ها را سعید علی ترجمه کرد. من در دوره‌ای که در قم مستقر بودم، با او دیدار داشتم. او عراقی است و به ایران آمده بود.امام صدر، شریعتی را از مجاهدان به حساب می‌آورد و ایشان نپذیرفت که شریعتی در خارج از کشورهای اسلامی دفن شود. پس از فوت دکتر شریعتی در لندن و تماس جوانان ایرانی با امام، ایشان گفت که اگر در عراق یا ایران نمی‌توانیم او را دفن کنیم، دکتر شریعتی را به سوریه می‌آوریم. مراسمی هم امام موسی صدر در لبنان برگزار کرد، مشکلات سیاسی به بار آورد. کمیل شمعون و شاه و کسانی که از تحت حمایت شاه بودند، اعتراض کردند. همین طور مراسم چهلمی که امام در عاملیه برگزار کرد. موضع امام نسبت به شریعتی بسیار اهمیت داشت و نشان از مواضع سخت او نسبت به نظام شاه بود. امام موسی صدر علی‌رغم این‌که در روابط خود رفتاری نرم داشت، در موقعیت‌های خاص خیلی جدی بود.

دربارهٔ کتابخانهٔ امام موسی صدر بگویید. چه خاطره‌ای از کتابخانهٔ ایشان دارید؟

ایشان در حازمیه کتابخانهٔ خوبی داشت و کتاب‌های مورد علاقه‌اش آنجا بود. به یاد دارم شبی را که به همراه همسرم رباب، و فرزندانم به منزل امام رفته بودیم و قرار بود شب همان‌جا بمانیم. با امام نشسته بودیم و تا صبح حرف می‌زدیم. بعد از نماز صبح به من گفت قرار است فردا در فلان‌جا سخنرانی کنم. از او پرسیدم چه کسی دعوت کرده است؟ چون می‌دانستم که آنجا متعلق به کمونیست‌هاست. گفت: فلان کس دعوت کرده. دیگر فهمیدم که دعوت‌کنندگان کمونیست هستند. او دربارهٔ موضوع هم صحبت کرد که الان به خاطر ندارم، اما به یاد دارم که از من خواست که اگر فکری دربارهٔ موضوع دارم، با او مطرح کنم. گفتم بعد از این شب‌نشینی طولانی و صحبت‌های پراکنده، از من چه توقعی داری! من هیچ مورد خاصی به نظرم نمی‌رسد.

روز بعد، همراه او به آن مراسم رفتم. خیلی تعجب کردم. عجیب بود برایم. سخنرانی بسیار خوبی کرد! سخنرانی دربارۀ اسلام بود ولی طوری بود که کمونیست‌ها هم از آن خوششان آمده بود و بهره می‌بردند. وقتی خارج شدیم، توی ماشین به او گفتم: سید، وحی رسیده است؟! خندید. گفت قبل از خواب به کتابخانه‌ام رفتم و فلان کتاب توجهم را جلب کرد. کتاب را باز کردم و عنوان یکی از بخش‌های کتاب توجه من را جلب کرد. فقط‌‌ همان عنوان را خواندم و رفتم و خوابیدم. امروز‌‌ همان موضوع را در این سخنرانی مطرح کردم.

متن سخنرانی امام موسی صدر در مراسم چهلم شریعتی + صوت

به گزارش نیمه حرف.کام، کتاب «شریعتی در زندان» اثری از محمد حکیم پور که سال ۸۶ در انتشارات نغمه نو اندیش منتشر کرده است.

متن سخنرانی امام موسی صدر در مراسم چهلم شریعتی + صوت شریعتی و امام موسی صدر مرگ شریعتی   enikazemi

در این کتاب درباره روابط دکتر علی شریعتی و امام‌ موسی‌صدر مطالبی آمده است: «پس از اینکه دکتر علی شریعتی با گذز نامه‌ای با نام علی مزینانی به انگلیس سفر می کند و از آنجا سفری به فرانسه دارد؛ امام موسی صدر که خبر را می‌شنود به سرعت به آلمان می‌رود و از آنجا با صادق طباطبائی به فرانسه می‌روند برای دیدن دکتر، که ایده خود را از تشکیل کادری در اروپا که زمینه فعالیت‌های دکتر در انجا فراهم شود، مطرح می کند. از آنجا بود که پیشنهاد تأسیس «حسینه ارشاد در تبعید» را می‌دهند و آمادگی خود را در جهت کمک‌های فکری و مالی خود ابراز می کند و بنا می شود که دکتر مدتی به استراحت بپردازد تا پس از تجدید قوا و روحیه این موضوع پیگیری شود که مرگ نابهنگام و مشکوک دکتر اجازه نمی دهد . امام صدر پس از مرگ شریعتی به خواست خانواده وی مقدمات دفن وی در زینبیه را فراهم می کند.»

امام موسی صدر بر پیکر دکتر شریعتی نماز خواند و مراسم چهلمی است که امام برای دکتر در لبنان برگزار کرد. این مراسم سر و صدای زیادی به پا کرد و برای اولین بار هفده نهضت از نهضت­ ها و جنبش ­های آزادی­ بخش اسلامی از اریتره، فلسطین، الجزایر و …برای این مراسم جمع می­ شوند.

دو گروه با این حرکت امام صدر مخالفت می­ کنند؛ یکی شاه که در این مراسم حملات تندی به او شده بود.  بطوری که روزنامه­ های لبنان نوشتند امام موسی صدر برای یکی از مخالفان رژیم ایران مراسم گرفته است. این حرکت امام آنقدر برای رژیم سنگین بود که تابعیت ایرانی امام و خانواده­ اش را لغو کردند.

متن سخنرانی امام موسی صدر در مراسم چهلم شریعتی + صوت شریعتی و امام موسی صدر مرگ شریعتی   enikazemi

گروه دوم، روحانیون مخالف دکتر شریعتی بودند. برای نمونه نامه یکی از علمای آن زمان را ذکر می­ کنیم: در آن زمان امام صدر رئیس مجلس اعلای شیعیان بود. اما این روحانی به خود امام نامه نمی ­نویسد و نامه را برای شیخ محمد مهدی شمس ­الدین، نایب رئیس مجلس می ­فرستد: «پس از سلام، شکایات و اخبار و اعتراضات زیادی به من رسیده که شفاهی، کتبی و تلگرافی بوده است و آن در مورد سید موسی صدر بوده که برای مرگ علی شریعتی که یک فرد کافر به دین و طریقت بود، مجلس عزاداری برپا نموده و یک فرد فاسد و بزرگ­ترین دشمن دین و دینداران در تمام دنیا را شخص بزرگواری معرفی کرده است. این عمل او خلاف دین است و گمراهی را زیاد می­ کند و نمی­دانم چه جوابی در قیامت خواهد داد. انالله و انا الیه راجعون.»

 

 


سخنرانی امام موسی صدر در مراسم چهلم دکتر علی شریعتی

 امام موسی صدر در مراسم شب چهلم دکتر شریعتی به ایراد سخنرانیمی‌پردازد و می‌گوید: «برادران‌ و خواهرانِ دانشمند و بزرگوار، خواهر گرامی‌ خانم‌ دکتر شریعتی‌، برادر عزیز احسان‌، سلامٌ علیکم‌ و رحمه‌ الله و برکاته‌.

چرا برای‌ دکتر شریعتی‌ جلسه‌ای‌ به‌ پا می‌کنیم‌ و یاد او را گرامی‌ می‌داریم‌؟ به‌ چه‌ سبب‌ جلسه عظیمی‌ بر پا شده‌ که‌ مردان‌ و زنان‌ مبارز را در بر گرفته‌ است‌؟ روحانیان‌ روشنفکر در آن‌ حاضرند و رهبران‌ فکری‌ از هر سو در آن‌ گرد آمده‌اند. من‌ هم‌اکنون‌ رئیس‌ دانشکده‌ حقوق‌ آقای‌ دکتر محمد فرحات‌ و برادر دانشمند دکتر منیر شفیق‌ و رهبران‌ فکری‌ دیگر را در برابر خود می‌بینم‌. برای‌ چه‌ در اینجا جمع‌ شده‌ایم‌ و یاد دکتر شریعتی‌ را گرامی‌ می‌داریم‌؟ چه‌ رابطه‌ای‌ بین‌ ما و او هست‌ و چه‌ چیزی‌ او را به‌ ما مربوط‌ می‌سازد؟ جواب‌ این‌ سؤال‌ را در وضع‌ انسانی‌ که‌ زندگی‌، اوضاع‌ و محیط‌ خود را بررسی‌ می‌کند و در افق‌ خود نگران‌ است‌ می‌توان‌ یافت‌. هیچ‌ یک‌ از حقایق‌ در زندگی‌ این‌ انسان‌ و در جامعه‌ او بلندپروازی‌ او را راضی‌ نمی‌کند. همچنان‌ به‌ افق‌ می‌نگرد و تصمیم‌ می‌گیرد تا محیط خود را تغییر دهد.

* مبارز کیست؟

حدیثی‌ از پیغمبر اکرم‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌ می‌فرمایند: بیش‌ از همه‌ مردم‌ پیغمبران‌ گرفتار و ناراحت‌ اند و صدمه‌ می‌خورند. پس‌ از آنها اوصیای‌ پیغمبران‌ و سپس‌، هر کس‌ از دیگری‌ بهتر باشد زحمت‌ و رنج‌ بیشتری‌ خواهد داشت‌. این‌ حدیث‌ شریف‌ زحمت‌ کسانی‌ را که‌ تصمیم‌ می‌گیرند جامعه‌ خود را تغییر دهند، نشان‌ می‌دهد. جامعه‌ آنها ایشان‌ را راضی‌ نمی‌کند و می‌خواهند آن‌ را تغییر دهند. از آنان‌ که‌ از وضع‌ فعلی‌ جامعه‌ بهره‌برداری‌ می‌کنند عذاب‌ می‌کشند و رنج‌ می‌برند. هرچه‌ بلندپروازی‌ و افکار آنها بلندتر باشد صدمه‌ بیشتری‌ تحمل‌ می‌کنند. در هر حال‌، ما آنگاه‌ که‌ به‌ افق‌ خود می‌نگریم‌ و حقیقت‌ زندگی‌ روزمره‌ خود را در لبنان‌ و در جهان‌ عرب‌ و در همه‌ جهان‌ نگاه‌ می‌کنیم‌، در وضع‌ امروز خود، چیزی‌ که‌ بلندپروازی‌ ما و آرزوهای‌ ما را تأمین‌ کند و ما را قانع‌ سازد نمی‌بینیم‌. در مقابلِ این‌ وضعِ نامساعد، مردم‌ به‌ چهار دسته‌ تقسیم‌ می‌شوند: دسته‌ای‌ در مقابل‌ واقعیت‌ موجود تسلیم‌ می‌شوند، در آن‌ ذوب‌ می‌شوند، با آن‌ می‌سازند و وضع‌ موجود را می‌ستایند و می‌کوشند برای‌ وضع‌ موجود فلسفه‌ بسازند و آن‌ را صحیح‌ بشمارند. در نتیجه‌، با آن‌ همکاری‌ می‌کنند و فاسد می‌شوند. اینها مردم‌ ضعیفی‌ هستند که‌ ما از آنها نیستیم‌ و آنها را از خود نمی‌دانیم‌. دسته‌ دیگر که‌ از اینها قوی‌ترند، این‌ وضع‌ را نمی‌پذیرند ولیکن‌ از این‌ وضع‌ فرار و هجرت‌ می‌کنند، به‌ جامعه‌های‌ دیگر پناه‌ می‌برند، به‌ اروپا و آمریکا و جاهای‌ دیگر می‌روند. پس‌ پناهگاه‌ دیگری‌ برای‌ خود می‌یابند تا در آنجا زندگی‌ کنند. این‌ دسته‌ از دسته‌ اول‌ قوی‌ترند ولی‌ باز ما آنها را نمی‌پذیریم‌ و خود را از آنها نمی‌دانیم‌. دسته‌ سوم‌ که‌ از دسته‌ اول‌ و دوم‌ قوی‌ترند، تسلیم‌ نمی‌شوند و فرار هم‌ نمی‌کنند. سعی‌ می‌کنند جامعه‌ خود را تغییر دهند و اوضاع‌ را به‌ وضع‌ مساعدی‌ که‌ خود می‌خواهند تبدیل‌ کنند. تصور می‌کنم‌ که‌ شما از این‌ دسته‌ هستید. زیرا وقتی‌ حس‌ می‌کنیم‌ که‌ در این‌ جلسه‌ که‌ برای‌ بزرگداشت‌ مرد بزرگی‌ که‌ او را تربیت‌ شده‌ درد و رنج‌ می‌شناسیم‌ برپا شده‌ است‌، رهبر انقلاب‌ و سر شعله‌ روشن‌ انقلاب‌، ابوعمار، شرکت‌ می‌کند، ناگهان‌ مجلس‌ عزای‌ ما به‌ بزم‌ و سرور تبدیل‌ می‌شود و از ضعفْ قدرت‌ زاده‌ می‌شود و از حزنْ شادمانی‌ و از یأسْ امید. بنابراین‌، شما و ما از مردم‌ دسته‌ اول‌ و دوم‌ نیستیم‌، بلکه‌ برای‌ تغییر جامعه‌ خود تلاش‌ می‌کنیم‌. آنچه‌ در جامعه‌ و منطقه‌ ما و در جهان‌ می‌گذرد ما را راضی‌ نمی‌کند، ولی‌ ما نه‌ تسلیم‌ می‌شویم‌ و نه‌ فرار می‌کنیم‌، بلکه‌ می‌کوشیم‌ این‌ وضع‌ را تغییر دهیم‌. کسانی‌ که‌ می‌خواهند محیط‌ خود را تغییر دهند به‌ دو دسته‌ تقسیم‌ می‌شوند: دسته‌ اول‌ کسانی‌ هستند که‌ اسلحه‌ دیگران‌ را به‌ عاریت‌ می‌گیرند. بعضی‌ از احزابی‌ که‌ ما با آنها ارتباطی‌ نداریم‌ و به‌ آنها عقیده‌ نداریم‌، کسانی‌ هستند که‌ از دسته‌ اول‌ و دوم‌ نیستند و از آنها بهترند ولی‌ سعی‌ کردند اسلحه‌ دیگران‌ را در راه‌ تغییر جامعه‌ خود به‌ کار گیرند. این‌ مردم‌ مصداق‌ قول‌ مولا امیرالمومنین‌ اند که‌ می‌فرماید: کسی‌ که‌ به‌ دنبال‌ حق‌ می‌گردد و اشتباه‌ می‌کند نمی‌توان‌ او را با کسی‌ که‌ به‌ دنبال‌ باطل‌ می‌گردد و به‌ آن‌ می‌رسد مقایسه‌ کرد. درست‌ است‌ که‌ ما با این‌ دسته‌ از مردم‌ که‌ می‌خواهند جامعه‌ خود را با اسلحه‌ عاریتی‌ تغییر دهند نیستیم‌ ولی‌ به‌ آنها احترام‌ می‌گذاریم‌ و آنها را از دسته‌های‌ دیگر بهتر می‌شماریم‌. ما هرچند از این‌ مردمی‌ که‌ برای‌ تغییر جامعه‌ خود قیام‌ کردند و از ایدئولوژی‌ دیگران‌ برای‌ تغییر استفاده‌ می‌کنند با احترام‌ یاد می‌کنیم‌ ولی‌ خود را از این‌ دسته‌ نمی‌دانیم‌. زیرا معتقدیم‌ اسلحه‌ای‌ که‌ برای‌ تغییر جامعه‌ به‌ کار می‌رود باید با زمین‌ و آسمان‌ ما تناسب‌ داشته‌ باشد. ما نمی‌توانیم‌ از ایدئولوژی‌ و افکار عظیمی‌ که‌ برای‌ ما در زیر این‌ آسمان‌ و روی‌ این‌ خاک‌ به‌ وجود آمده‌ و از ایمان‌ به‌ خدا که‌ برای‌ ما بلندپروازی‌ و هدفهای‌ بی‌نهایت‌ ایجاد می‌کند چشم‌ بپوشیم‌. بنابراین‌، از این‌ دسته‌ نیستیم‌.

*اگر امروز نتوانیم‌ این‌ وضع‌ را تغییر دهیم‌، فردا تغییر خواهیم‌ داد

آنگاه‌ که‌ بررسی‌ می‌کنیم‌ و به‌ جهان‌ عرب‌ می‌نگریم‌، می‌بینیم‌ که‌ اوضاع‌ جهان‌ عرب‌ خوب‌ نیست‌ و ما را سرافراز نمی‌کند. دسته‌ای‌ تروریست‌ در اسرائیل‌ حکومت‌ می‌کنند و ترور را به‌ چشم‌ تکلیف‌ می‌نگرند و می‌خواهند رسالتِ مقدسِ آزاد کردنِ فلسطین‌ را ترور بنمایانند. در عین‌ حال‌، در جهان‌، کسانی‌ را می‌بینیم‌ که‌ به‌ حرفِ نامناسبِ آنها گوش‌ سپرده‌اند. این‌ اوضاع‌ ما را پریشان‌ و ناراحت‌ می‌کند. خوب‌ که‌ به‌ جهانِ خود می‌نگریم‌، وزیر خارجه‌ آمریکا را می‌بینیم‌ که‌ می‌آید و می‌رود و با رهبران‌ کشورهای‌ عرب‌ دیدار می‌کند. با همه‌ گذشتهایی‌ که‌ آنها کرده‌اند باز هم‌ از آنها گذشتهای‌ بیشتر می‌طلبد. این‌ امر برای‌ ما قابل‌ تحمل‌ نیست‌. می‌بینیم‌ با تمام‌ گذشتهایی‌ که‌ اعراب‌ از نظر اقتصادی‌، نفتی‌، جغرافیایی‌ و جنگی‌ در مقابل‌ آمریکا کردند، اما هنوز جهان‌ از کشورهای‌ عربی‌ گذشتهای‌ دیگری‌ خواستار است‌ تا بتواند تروریستهای‌ اسرائیلی‌ را راضی‌ کند. بنابراین‌، به‌ هیچ‌ وجه‌ نمی‌توانیم‌ این‌ وضع‌ را قابل‌ قبول‌ بدانیم‌. هرچند که‌ نتوانیم‌ امروز این‌ وضع‌ را تغییر دهیم‌ ولی‌ حداقل‌ گام‌ اول‌ را در راهی‌ که‌ هزار کیلومتر مسافت‌ دارد می‌توانیم‌ بگذاریم‌. اگر امروز نتوانیم‌ این‌ وضع‌ را تغییر دهیم‌، فردا تغییر خواهیم‌ داد. بنابراین‌، ما باید تصمیم‌ بگیریم‌ که‌ این‌ وضع‌ را تغییر دهیم‌. از طرفی‌ به‌ وضع‌ داخلی‌ خود که‌ نگاه‌ می‌کنیم‌، می‌بینیم‌ که‌ یک‌ سال‌ از جنگِ کثیفِ لبنان‌،جنگی‌ که‌ هیچ‌ پیروزیی‌ در آن‌ نیست‌، گذشته‌ است‌. در این‌ معرکه‌ای‌ که‌ بدون‌ سبب‌ بر ما تحمیل‌ شد، تلاش‌ کردیم‌…»

امام موسی صدر:روزنامه کیهان در نوشته های شریعتی دست می برد

امام موسی صدرامام موسی صدر:روزنامه کیهان در نوشته های شریعتی دست می برد شریعتی و امام خمینی   enikazemi در ادامه گفتگویی با صادق طباطبایی با اشاره به فعالیتهای دکتر شریعتی در ایران در دوره اختناق رژیم شاه گفت: وقتی که مقاله ای در روزنامه کیهان چاپ شد که در آن در سخنان دکتر شریعتی دست برده شده بود، شریعتی بسیار از این کار ناراحت شد، نقدی نوشت بر این مقاله و روزنامه چاپ نکرد. این کار به او سخت آمد و پس از مسایل دیگری که رخ داد استخاره کرد تا به اروپا برود. ادامه خواندن “امام موسی صدر:روزنامه کیهان در نوشته های شریعتی دست می برد”

دیدار استاد شریعتی با امام درباره دکتر شریعتی

سوسن شریعتی خاطرات خود از مراسم سالگرد پدر را روایت می‌کند

برداشت اول: برای من که دختربچه‌ای ۱۶ ساله بودم، اولین مواجهه با رویکردهای موجود نسبت به علی شریعتی در جریان برگزاری مراسم چهلم او در لبنان حاصل شد. امام موسی‌صدر با همراهی دکتر چمران و چهره‌هایی همچون صادق طباطبایی و قطب‌زاده بانی برگزاری مراسم چهلم دکتر در بیروت شدند. ما چند روز قبل از برگزاری این مراسم در منزل امام موسی صدر میهمان شدیم. در این روزها بود که شاهد فشارهای وارده به امام موسی صدر برای لغو این مراسم بودیم. این فشارها از دو ناحیه صورت می‌گرفت، هم از جانب روحانیون ایرانی مقیم منطقه و نیز داخل ایران که شریعتی را چهره‌ای غیردینی می‌دانستند و هم از جانب مأمورین رژیم سابق که شریعتی را اپوزیسیون نظام می‌دانست. ادامه خواندن “دیدار استاد شریعتی با امام درباره دکتر شریعتی”