تا خدا، آن سوی دریای خدا

سیر ابدی

نمی دانم این سیر ابدی

و این کشف و شهود و مستی بخش

که هر روز و هر دم مرا

در این اقیانوس اعظم و بی کرانه و بی انتهایی

که خلسه و جذب و مراقبت و تامل و اشراق می نامند

ولی نام دیگری دارد

و نام ندارد که در نام نمی گنجد،

فروتر می برد و غرقه تر می سازد.

تا کجاها می کشد و تا کجاها می رسم؟

تا خدا و آن سوی دریای خدا

تا کجا؟

آن سوی هر سویی

تا چه می دانم؟

اما می دانم تا منزل مرگ خواهم رفت

و می دانم که مرگ منزلی در نیمه ی راه است.

آیا از آن سوی مرگ نیز سفری خواهد بود؟

کاشکی باشد!

کاشکی از پس امروز بود فردایی!


از معلم شهید دکتر علی شریعتی +

دفترهای سبز

نقش شریعتی در جنبش دانشجویی خارج از کشور

متنی که ملاحظه می فرمایید بخشی از گفتگوی آیت الله شهیددکتر بهشتی با اعضای دبیرخانه شورای انقلاب است که در آن به پاسخگویی به شبهاتی که گفتگوی مشابهی که با ابوالحسن بنی صدر به بار آورده می پردازند بنی صدر در بخشی از سخنان خود بدون در نظر گرفتن واقعیتهای تاریخی به بزرگنمایی نقش خود در اروپا پرداخته و اهمیت پیشقراولان نهضت اسلامی در آن دیار را نادیده میگیرد آیت الله بهشتی با ارایه توضیح خود به واقعیتهای مهمی اشاره میکنند که تأثیر انتشار آثار دکتر شریعتی در جنبش دانشجویی خارج از کشور از آن جمله است متن کامل این گفتگو در کتاب اولین رئیس جمهور آمده است که علاقمندان را به مطالعه آن ارجاع می دهیم ادامه خواندن “نقش شریعتی در جنبش دانشجویی خارج از کشور”

مالکیت؛ عامل نابرابری

دکتر شریعتی در آثار خود عوامل مورد نظر امام را به عنوان عوامل موجد نابرابری می‏پذیرد، ولی از نکته نظر تاریخی و جامعه شناختی به عامل تعیین کننده نابرابری در ساخت اجتماعی و اقتصادی جامعه تاکید دارد. عنصر تاریخی و جامعه‏شناختی که دکتر به عنوان عامل تعیین کننده نابرابری در نظر دارد مالکیت است. دکتر شریعتی دو نوع مالکیت را در این رابطه تشخیص می‏دهد: یکی مالکیت اجتماعی و دیگری مالکیت انحصاری. (۱۲)

دکتر برابری و نابرابری را در تاریخ جوامع براساس همین دو نوع مالکیت توضیح می‏دهد و معتقد است که در مالکیت اجتماعی، افراد می‏توانند به طور مساوی از منابع و امکانات استفاده کنند، ولی در مالکیت انحصاری، منابع و امکانات را تحت عنوان حق مالکیت به صورت حقوق انحصاری خود درمی‏آورند و جامعه تبدیل به دو قطب متضاد می‏شود: کسانی که دارای مالکیت بر منابع و امکانات تولید هستند و کسانی که فاقد این امکانات و منابع‏اند.

در مجموع عوامل موجد نابرابری را در نظر امام می‏توان از طریق رابطؤ زیر در نظر گرفت:

عامل تاریخی ـ سیاسی استعمار

عامل انسانشناختی ـ روانشناختی حرص و آز انسان نسبت به قدرت و ثروت ، نابرابری

عامل عدم رعایت احکام مذهب در پرداخت مالیاتهای اسلامی

و از نظر دکتر شریعتی رابطؤ عامل موجد نابرابری را می‏توان چنین در نظر گرفت:

مالکیت اجتماعی ، برابری

مالکیت انحصاری ، نابرابری

اجتناب پذیری یا اجتناب ناپذیری برابری اجتماعی:

در ارتباط با وجود نابرابری، اگر وجود طبقات را موجد نابرابری بدانیم، امام خمینی معتقد به وجود طبقات در جامعه است (دید کارکردی) ولی دکتر شریعتی معتقد به جامعؤ بی‏طبقه است (دید تضادی).

از نظر امام به سبب اختلاف در سطح تواناییها و کوششها و تلاش افراد، تفاوت و اختلاف بین افراد جامعه از حیث دارایی و درآمد و ثروت ایجاد می‏شود. اگر این تفاوتها که ناشی از تلاش و توانایی افراد است در چارچوب قانون شرع و نیز امکانات و شرایط مساوی باشد، نابرابریهای ایجاد شده قابل قبول است. اما نابرابریهای موجود که ناشی از عدم تساوی امکانات و فرصتها همراه با عدم رعایت قوانین شرع است، قابل قبول نیست.(۱۳)

برابری اجتماعی از نظر امام ایجاد شرایط یکسان از حیث امکانات و فرصتهای اجتماعی و اقتصادی برای همگان و ایجاد جامعه‏ای عاری از فقر و محرومیت است تا افراد براساس استعدادها و تواناییهای خود بتوانند رشد کنند.

از دیدگاه دکتر شریعتی نابرابری اجتماعی اجتناب‏پذیر است و طریق رسیدن به آن ایجاد جامعؤ بی‏طبقه است. (۱۴) از نظر وی برابری معادل قسط است و قسط یعنی سهم واقعی هرکس از تولیدات اجتماعی جامعه. به اعتقاد دکتر برابری اجتماعی در جامعه هنگامی ایجاد می‏شود که زیربنای اجتماعی و اقتصادی جامعه مبتنی بر قسط باشد.

عناصر مشترک در تعریف امام و شریعتی

در تعریف طبقه از سوی امام خمینی و دکتر شریعتی عناصر مشترکی از جمله درآمد و شغل مشترک، فرهنگ و خلق و خوی مشترک و نیز سبک زندگی مشترک وجود دارد. دکتر در تشکیل طبقه عامل احساس طبقاتی را عمده می‏کند که این عنصر در نظر امام، فرهنگ و خلق و خوی مشترک گروهی از مردم است که با آن منش رفتاری مشترک و خاصی را نشان می‏دهند.
طبقات ظالم و مظلوم مورد نظر امام و طبقات حاکم و محکوم مورد نظر دکتر شریعتی، بیانگر تضاد و تخاصم طبقاتی در جامعه است که از نظر استثمار و ظلم و سلطؤ یک طبقه به عنوان طبقه حاکم و ظالم بر طبقؤ دیگر به عنوان طبقه محکوم و مظلوم دارای مضامین مشترکی هستند. تفارق بین دیدگاه امام و دکتر از این ناشی می‏شود که امام به رابطؤ عامل استعمار طبقات ظالم و مظلوم معتقد است ولی دکتر به رابطؤ عامل مالکیت طبقات حاکم و محکوم اعتقاد دارد. دکتر شریعتی عامل مورد نظر امام یعنی استعمار را در ایجاد جامعؤ طبقاتی می‏پذیرد، ولی دکتر فراتر از عامل استعمار به عنصر مالکیت به عنوان عامل ایجاد کننده طبقات به صورت عاملی تاریخی و جامعه شناختی در جامعه اشاره می‏کند. (۸)

در مجموع امام و دکتر به وجود جامعه طبقاتی و تضاد ناشی از آن اذعان دارند، اما با دو دیدگاه خاص خود و به دو عنصر خاص خود در ایجاد جامعه طبقاتی و تضاد حاصله از آن می‏رسند. امام با دیدگاهی تاریخی و سیاسی به عنصر استعمار در ایجاد طبقات و تضاد طبقاتی بین دو طبقه ظالم و مظلوم نظر دارد، ولی دکتر از دیدگاه تاریخی و جامعه شناختی به عنصر مالکیت در ایجاد طبقات و تضاد طبقاتی بین دو طبقه حاکم و محکوم می‏نگرد. دیدگاه امام و دکتر دربارؤ طبقه را می‏توان در طرح زیر ترسیم کرد.

عصارؤ تشیع علوی نابرابری اجتماعی از نظر امام خمینی و دکتر شریعتی

علی محمد قدسی

در این مقاله موضوع نابرابری اجتماعی از دیدگاه امام خمینی و دکتر شریعتی را به طور اختصار مورد بررسی قرار می‏دهیم. هدف، به دست آوردن دیدگاههای هریک از این دو شخصیت در ارتباط با پرسشهای مطرح شده با موضوع نابرابری است.

۱ـ امام خمینی و دکتر شریعتی چه تعریفی از طبقـه دارند؟ ۲ـ عوامل موجد نابرابری نزد این دو شخصیـت کدام است؟ ۳ـ آیا این دو شخصیت نابرابری را اجتناب پذیر می‏دانند یا اجتناب ناپذیـر؟ ۴ـ مکانیزمهای رویارویی با نابرابری نزد ایـن دو شخصیـت کدام است؟ ۵ـ ایدئولوژی، جهتگیری ایدئولوژی و مخاطبان ایدئولوژی امام و دکتر شریعتی کدام‏اند؟ ادامه خواندن “عصارؤ تشیع علوی نابرابری اجتماعی از نظر امام خمینی و دکتر شریعتی”

‌روشنفکری‌ و دکتر شریعتی‌

‌دکتر عبدالحسین‌ خسروپناه‌

بیش‌ از صد سال‌ است‌ که‌ جوامع‌ مشرق‌زمین‌ با گذشته‌ی‌ قرون‌ وسطایی‌ و سیر تحولات‌ مغرب‌زمین‌ و انتقال‌ آن‌ به‌ جهان‌ نوین‌ آشنا شده‌اند این‌ بیداری، متفکران‌ مسلمان‌ را در روند نوگرایی‌ و پاسخ‌ به‌ پرسش‌های‌ متنوعی‌ از جمله‌ علل‌ انحطاط‌ و عقب‌ماندگی‌ قرار داد و جریان‌های‌ روشنفکری‌ را در کشورهای‌ اسلامی‌ ظاهر ساخت. شریعتی‌ از معدود شخصیت‌های‌ علمی‌ قبل‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ است‌ که‌ در جریان‌ روشنفکری‌ دینی، گام‌های‌ بلندی‌ برداشت‌ و در باب‌ چیستی، رسالت، ویژگی‌ها و آفات‌ روشنفکری، مطالب‌ فراوانی‌ را نگاشت. وی‌ دانشوری‌ دردمند، متدین‌ و بسیار پر جنب‌وجوش‌ بود. پرسش‌ از غفلت‌ و سیر قهقرایی‌ مسلمین‌ و توجه‌ به‌ غرب‌زدگی‌ و حضور دین‌ در عرصه‌ی‌ اجتماع‌ و نقش‌ و کارکرد دین‌ در زندگی‌ بشر و رابطه‌ تجدد و دینداری، از مهم‌ترین‌ دغدغه‌های‌ دکتر شریعتی‌ به‌ شمار می‌رود، به‌ همین‌ جهت‌ شناختن‌ و شناساندن‌ شریعتی‌ در این‌ عصر نیز از تکالیف‌ متفکران‌ می‌باشد و اینک‌ اندیشه‌های‌ آن‌ متفکر فرزانه‌ را در ابواب‌ ذیل‌ گزارش‌ می‌دهیم. ادامه خواندن “‌روشنفکری‌ و دکتر شریعتی‌”