برچسب: برزخ

در فنای خویش بقا یافتن!

نسان فواره ای است که از قلب زمین عصیان می کند و در این جستن شتابان و شورانگیزش ، هر چه بشتر اوج می گیرد بیشتر « پریشان و تردیدزده » می شود . اندک اندک هیجانش آرام می گیرد و میل بازگشت او را در انتهای راه انحنایی میافکند که هم صعود است هم رجعت فرار و بازگشت با هم در ستیزند به آخرین قله ی رهایی که می رسد ناگهان احساس می کند...

زندگی

با شدتی وحشیانه و جنون آمیزآن چنان که قلبم را سخت به درد آورد آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح بی درنگ آسمان از روی زمین برم دارد یا لااقل همچون قارون زمین دهان بگشاید و مرا در خود فرو بلعد اما … نه من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را من یک “متوسط” بی چاره بودم و ناچار محکوم که پس از آن نیز ” باشم و زندگی...