برچسب: بسیار

مقدمه ی کتاب کویر شریعتی

این «بث الشکوی ها » نه کتاب است و نه مقالات ، « صمیمانه ترین نامه ها نامه هائی است که به” هیچ کس” می نویسم» و «سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ مصلحتی گفتن آن را ایجاب نمیکند ». و اینها است « حرفهایی که هر کسی برای نگفتن دارد». سخن ، چه شعر و چه نثر ، چه وحی و چه عقل ، به « دو شرط خارجی و قبلی » مقید...

خودتی..!

درحدود سال های ۱۳۴۸، دار و دسته داریوش همایون به عنوان خبرنگار دریکی از جلسات خصوصی دکتر شرکت نموده بودند و با شیوه تملق آمیز گفتند: “آقا خیلی حرفها پشت سرشما می زنند و شما که خیلی خوب صحبت می کنید و بسیار عالی جواب می دهید. ما هم یک ستون از روزنامه را در اختیار شما می گذاریم که مخالفین نظرشان را بدهند و شما هم نظریه خود را بفرمائید!” بدین گونه اندیشمندان شاهنشاهی...

کویر :مثنوی من ، چو قران مدل هادی بعضی ؛ بعضی را مضل

شریعتی: من دوست ندارم که در آبادی ، کسی از کویر گفتگو کند، کویر کتاب مجلسی نیست مثل این است که کسی با «لباس زیر»، که در «اندرون» می پوشد ، بیایید به دم در توی کوچه و بازار… و یا حتی در محفل ادبی –          خوب، ولی شما به هر حال آمده اید، –          بله، صدایی از بیرون شنیدم ، صدای پای رهگذری . مردم عجب به ریا و نفاق احتیاج پیدا کرده اند،...

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر؛من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش

در این هنگام است که می توان نشست و به این شاگرد شگفتی که در اوج پرواز های سبک پر  و زیبایش  ناگهان سقوط می کند فهماند که وصیت چیست ، که نصیحت چیست؟ به او فهماند که این پیغمبر بی امتی که از دنیای دیگری آمده است و با تو از زمین و آسمان های عالم دیگری سخن می گوید چه کند؟ جز با کلمات بشری جز با زبان همین دنیا مگر زبان دیگری...

مرثیه دکتر علی شریعتی به قلم شهید چمران

ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد. ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من   بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از...