برچسب: کمی

کویر :مثنوی من ، چو قران مدل هادی بعضی ؛ بعضی را مضل

شریعتی: من دوست ندارم که در آبادی ، کسی از کویر گفتگو کند، کویر کتاب مجلسی نیست مثل این است که کسی با «لباس زیر»، که در «اندرون» می پوشد ، بیایید به دم در توی کوچه و بازار… و یا حتی در محفل ادبی –          خوب، ولی شما به هر حال آمده اید، –          بله، صدایی از بیرون شنیدم ، صدای پای رهگذری . مردم عجب به ریا و نفاق احتیاج پیدا کرده اند،...

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر؛من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش

در این هنگام است که می توان نشست و به این شاگرد شگفتی که در اوج پرواز های سبک پر  و زیبایش  ناگهان سقوط می کند فهماند که وصیت چیست ، که نصیحت چیست؟ به او فهماند که این پیغمبر بی امتی که از دنیای دیگری آمده است و با تو از زمین و آسمان های عالم دیگری سخن می گوید چه کند؟ جز با کلمات بشری جز با زبان همین دنیا مگر زبان دیگری...