شریعتی و جبهه ملی دوم

تحولات داخلی ایران از یک سو و از سوی دیگر سیاستهای جناح دموکرات امریکا در قبال ایران موجب تحرک نیروهای سیاسی شد .

۱٫ کنفدراسیون ( تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور ۵۷-۱۳۳۲ ) ، افشین متین ، ترجمه ارسطو آذری ، نشر شیرازه سال ۱۳۷۸ چاپ اول ص ۱۰۱

در ۳۰ مرداد ۱۳۳۹ با انتشار اعلامیه ای سراسری فعالیت دوباره خود را آغاز کرد و با فراخوان همه احزاب ملی را تشکیل داد و موج تازه ای از فعالیتهای سیاسی کشور را فرا گرفت که به فعال شدن سازمانها و انجمنهای دانشجویی داخل و خارج کشور انجامید .

سفر علی به همراه من و پسرمان احسان به پاریس در سال ۱۳۳۹ مقارن با همین تحولات بود . در بین همین سالهای ۱۳۳۹ تا ۴۱ بود که جبهه ملی دوم احیا شد و در خارج از کشور هم (( محافل دانشجویی نیمه سیاسی ایرانی در اروپا و ایالات متحده به گروه های سازمان یافته اپوزسیون تبدیل شدند که عمدتا همسو با جبهه ملی دوم و به ویژه در ارتباط با شاخه دانشجویی رادیکال آن قرار داشتند ))۱

علی بعد از رسیدن به پاریس بر اثر تحولاتی که در ایران ایجاد شده بود ، ارتباط خود را با برخی دانشجویان و عناصر فعال جبهه ملی برقرار ساخت تا آنکه در سال ۱۳۴۰ ، نهضت آزادی ایران به رهبری آقایان مهندس بازرگان ، طالقانی و یداله سحابی تاسیس شد و ورود نهضت آزادی به عنوان یک جریان مذهبی به عرصه سیاست ، نور امیدی در دل علی افکند چرا که نهضتی ها هم مصدقی بودند و هم مذهبی ، و این ویژگی دو بعدی نهضت آزادی انگیزه های علی را برای ورود به عرصه سیاسی قویتر کرد .

آقای دکتر علی رهنما ورود علی به عرصه فعالیتهای سیاسی – دانشجویی را در فرانسه بعد از احیای جبهه ملی دوم و ظهور نهضت آزادی می داند و فعالیت های او را در مدت اقامتش در فرانسه به سه حوزه تقسیم کرده است : ۱٫ شرکت در فعالیتهای سیاسی جبهه ملی دوم ۲٫ همکاری نزدیک با چند نشریه ضد رژیم و ۳٫ حضور در فعالیتهای سیاسی اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا و امریکا. ۲

آقای محمود صوراسرافیل ، از دوستان قدیم علی و از فعالان سیاسی آن زمان در فرانسه خاطرات خود را از چگونگی فعالیتهای کنفدراسیون دانشجویان در پاریس و نیز نقش را در مبارزات دانشجویی سالهای ۱۳۴۱ چنین بیان می کند :

علی شریعتی در فعالیتهای دانشجویی شرکت می جست . فعالیتهایی که در نوع خود بیانگر سیاستهایی بود که به هدفهای به ظاهر صنفی گره می خورد . در زمانی که علی پا به عرصه فعالیتهای دانشجویی گذاشت ، در پاریس سازمان دانشجویی تحت عنوان (( اتحادیه دانشجویی در فرانسه )) ۳ رسما تاسیس شده بود و علی در این سازمان فعالیت می کرد . سیاست و خط مشی ای که این اتحادیه دنبال می کرد در ادامه همان مشی ای بود که به مقیاسی وسیع از نهضت ملی ایران نشئت می گرفت و علی شریعتی نیز طبعا در راه همین سیاست و خط مشی نهضت ملی قدم برمی داشت .

در این جا ارائه شرح مختصری درباره نهضت دانشجویی و جریان تشکیل اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه مناسب به نظر می رسد .

بعد از جنگ جهانی دوم ، دانشجویان بی شماری به کشورهای اروپایی و نیز امریکا روی آوردند . آنان کم و بیش در شهرهای محل تحصیل گردهماییهایی تحت عنوان سازمان و جمعیت و … به وجود می آوردند . در کشور فرانسه در سالهای ۲۶-۱۳۲۵ از دولت فرانسه درخواست شد که جمعیتی با عنوان (( جامعه دانشجویان ایرانی در فرانسه ))۴ تشکیل شود . طی چند سال جامعه دانشجویی در حال تشکیل ، رفته رفته به علت وابستگی آشکار به حزب توده ، به صورت کانون فعالیت این حزب درآمد . این دوران تا سال ۱۳۲۹ ادامه داشت . در سال ۱۳۲۹ که شعله های نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق زبانه می کشید ، فعالیتهای دانشجویان نیز هر چه گسترده تر تحول می یافت . در آن اوضاع وجود سازمانی دیگر که با عنوان دانشجویان به این نهضت پرافتخار لطمه بزند ، تحمیل نمیشد . سرانجام در همین فضای سنگین (( توده زدگی )) جمعی بر آن شدند تا رهبری جامعه دانشجویی را از دست هواداران حزب توده به در آورند .

انتخاب هیئت اجراییه جامعه دانشجویی در سال ۱۳۳۰ فرصت مغتنمی بود تا در رهبری دانشجویی تجدید نظری به عمل آید . در کارزار انتخاب هیئت اجراییه ، رهبری حزب توده شمار زیادی از دانشجویان را بسیج و به شرکت در جلسه انتخابات ترغیب کرده بود . جناح حزب توده ، با اختلاف چند رای توانست هیئت اجراییه دلخواه خود را پیروز کند ولی مسئله به همین جا پایان نیافت .

دانشجویانی که نتوانسته بودند در انتخابات توفیق حاصل کنند اعتراضاتی به نادرستی برگزاری انتخابات وارد می کردند . در حال حاضر به علت این که از آن تاریخ حدود پنجاه سال می گذرد و هم به دلیل اینکه اسناد معتبری در دسترس نیست قضاوت درباره صحت و سقم آن به آینده واگذار می شود .

در جلسه اعتراض به انتخاب هیئت اجراییه ، هواداران حزب توده که کلاه را پس معرکه می دیدند – به قراری که اطلاع حاصل شد – صندوق انتخابات را پاره کردند . در این گیرو دار ، دولت فرانسه جریان اداری تاسیس (( جامعه دانشجویان )) را به علت انحرافات چشمگیری که نسبت به قوانین حاصل کرده بود متوقف ساخت .

پرونده (( جامعه )) در حال تشکیل پس از چند سال بسته شد . از آن پس دیگر هیچ فعالیتی بخصوص برگزاری جلسات تحت عنوان (( جامعه دانشجویی ))مجاز نبود.پس از این ماجرا عده ای از هواداران نهضت ملی همچنان احساس می کردند سازمانی با عنوان اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه به وجود آورند .

چندی نگذشت که دولت فرانسه این اتحادیه را به رسمیت شناخت .

در سالهای آغازین شکل گیری این اتحادیه علاوه بر فراز و نشیبهایی که از سر می گذراند و نیز فعالیتهایی که بر عهده داشت می باید خود را نیز حفظ می کرد تا به سرنوشت جامعه دانشجویان گرفتار نشود .

کشاندن دانشجویان به تجمع و تحصن در سفارتخانه از سوی توده ایها و ایراد سخنرانی های زشت علیه دولت ملی دکتر مصدق رفتار ناپسندی بود که هنوز از خاطره های دانشجویان آن ایام محو نشده است .

بر اثر ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور ، ذخایر ارزی دولت رو به کاهش می رفت . دولت به ناچار محدودیتهایی مقرر می کرد و در نتیجه ارز تحصیلی عده ای از دانشجویان قطع شد .

این مسئله بهانه ای به دست رهبران حزب توده داد تا دانشجویان را بظاهر به منظور دفاع از منافع صنفی و در باطن به انگیزه لطمه زدن به نهضت ملی و دولت دکتر مصدق به صحن سفارت کشانیده و به تحصن      وا دارند .

این وضع تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همچنان ادامه داشت . از آن پس دفاع از منافع صنفی که هوادارن حزب توده سرمی دادند فروکش کرد و دیگر صدای اعتراضی سر داده نشد .

در سال ۱۳۳۹ که فعالیتهای سیاسی از نو گسترده تر تحول می یافت سازمانهای دانشجویی بسیاری که در کشورهای اروپا وقاره امریکا به وجود آمده بودند ، بر آن شدند که با حفظ شخصیت و موجودیت خود سازمان جهادی واحدی به وجود آورند و کم و بیش از افکار و خط مشی واحدی پیروی کنند ، و بالمآل به نوعی وحدت دست یابند . با این انگیزه در سال ۱۳۴۰ و تا برپایی کنگره پاریس یکی دو نشست در سطح کنگره در اروپا برگزار شد .

در این مختصر جای آن نیست که به کیفیت و چگونگی خط مشی این نشستها و کنگره ها بپردازیم ، فقط از کنگره هایی یاد می کنیم که علی شریعتی قلم و فکرش را در خدمت آن به کار می انداخت .

علی در زمانی آشکارتر پای به عرصه فعالیتهای دانشجویان گذاشت که کنگره جهانی کنفدراسیون از ۱۱ تا ۱۵ دی ماه ۱۳۴۰ در پاریس برگزار شد . کنگره پاریس در نوع کنگره های کنفدراسیون از اهمیت خاصی برخوردار بود .

شمار سازمانهای دانشجویی که در آن شرکت کردند بسیار بود . (( سازمان دانشجویان دانشگاه تهران )) آن را تایید کرد و قرار بود در همین کنگره به عضویت آن درآید .

علاوه بر آن اکثریت نمایندگان شرکت کننده در کنگره را هواداران جبهه ملی تشکیل می دادند و بدین ترتیب اعتباری جهانی به دست آورده بود و شاید از همه مهمتر ، انشعابی بود که در این کنگره به وقوع پیوست و عده ای با انگیزه برهم زدند کنگره در برابر این انشعاب قد علم کردند و این نقشه را در هم کوبیدند . به خاطر دارم که هیئت دبیران کنفدراسیون دانشجویان در اروپا- منتخب کنگره قبل از کنگره جهانی دانشجویان ایرانی که کلاه را پس معرکه دید – بر خلاف انتظار ، خاتم کنگره را بهانه وجود اختلاف بین هیئتهای نمایندگی اعلام کرد . عده ای مرکب از هواداران حزب توده و جناحی از (( جامعه سوسیالیستی ))۵ کنگره را ترک کردند ، ولی عده ای دیگر که اکثریت نمایندگان حاضر در کنگره را تشکیل می دادند کنگره را ادامه دادند و نگذاشتند جلسات نمایندگان نهضت دانشجویان فرو بپاشد .

حاضران ، هیئت دبیران را از بین اعضای سازمان دانشجویان ایرانی در امریکا انتخاب کردند . از طرف دیگر نظر به دوری مسافت بین قاره اروپا و قاره امریکا کنگره نهادی با عنوان (( دفتر اروپایی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی )) ترتیب داد تا تصمیمات هیئت دبیران بهتر به اجرا درآید . اعضای این دفتر همان اعضای هیئت نمایندگان اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه بودند .

ذکر موارد فوق بدان خاطر است تا بر ما روشن شود که علی شریعتی در چه شرایط سخت و دشواری قدم به عرصه مبارزات کنفدراسیون گذاشت و قلم و فکرش را در این راه به کار انداخت . پس از اعلام نابخردانه ختم کنگره پاریس ، هیئت دبیران منتخب کنگره قبل،طی اطلاعیه ای که در کنگره خوانده شد دلایل واهی و سستی در توصیه این رفتار ناپسند عرضه داشت .

چندی بعد همان هیئت دبیران اطلاعیه دیگری صادر کرد . در اوضاع و احوالی که به وجود آوردند ، نهضت دانشجویی گرفتار دو دستگی هولناکی شد که می باید رویاروی آن انشعاب ناکام می ایستاد . هیئت اجراییه می دانست و اطلاعیه صادر می کرد ، و هیئت اجرایی منتخب کنگره پاریس هم که از جمیع جهات طبق موازین معقوا و قانونی و بنا بر مقررات و اساسنامه کنفدراسیون انتخاب شده بود زیر بار تعطیل کنگره پاریس نرفت و همچنان تا آخر به کارش ادامه داد .

در این اوضاع و احوال دفتر اروپایی کنفدراسیون از طرف هیئت اجراییه منتخب کنگره ماموریت یافت که با اثران نامطلوب انشعاب ناموفق مقابله کند . علی شریعتی در شرایطی به کمک کنفدراسیون شتافت که هوادارن حزب توده و چند تن از اعضای جامعه سوسیالیست ها علیه کنگره ای که اکثریت نمایندگانش را هوادار جبهه ملی تشکیل دادند انشعاب به راه انداختند .

پیام شورانگیز و پرمحتوایی که در کنگره پاریس به دکتر مصدق زندانی احمدآباد فرستاده شد ، به قلم علی شریعتی بود و نمایندگانی که در آن کنگره شنیدند و یا بعدا در نشریات خواندند ، معتقدند که این پیام را از نظر سبک نگارش و احساسات پرشوری که در آن موج می زد ، می توان در عدد اثر ادبی – سیاسی ارزشمندی ثبت کرد .

همکاری با دفتر اروپایی کنفدراسیون در مقابله با اطلاعیه های هیئت دبیران کنفدراسیون منتخب کنگره قبلی یکی از تلاشهای ارزشمند علی به شمار می رود . قلم علی شریعتی به کار افتاد و به اتفاق اعضای دفتر اروپایی بیانیه هایی در رد انشعاب کنگره پاریس نوشت و با استدلال قوی دلایل آن اطلاعیه ها را قاطعانه رد کرد .

هواداران انشعاب کنگره پاریس که دیگر نمی توانستند به آن وضع ادامه دهند تصمیم گرفتند در کنگره ای که لوزان برگزار شد شرکت جویند . این کنگره را (( کنگره وحدت )) نامیده اند .

خدماتی که علی شریعتی در کمک به نهضت دانشجویی و کنفدراسیون جهانی عرضه کرده بود موجب شد که او را به سمت یکی از نمایندگان اتحادیه دانشجویان در فرانسه انتخاب کنند . این چنین علی پای در کنگره لوزان گزارد و بهترین خدمات را به نهضت دانشجویی کرد .

در این دوره او قلم خود را یکسره در خدمت سیاست قرار داده و به نقد و بررسی حوادث روز و سیاستهای حکومتی شاهنشاهی می پرداخت . نمونه هایی از این مقالات که در نشریات اپوزیسیون دانشجویی اروپا در سالهای ۶۰ میلادی برابر با سالهای ۱۳۴۱ ، ۴۲ و ۴۳ به چاپ می رسید برای شناخت این وجهه از شخصیت وی ضروی به نظر می رسد . این مقالات عمدتا با نامهای مستعار از قبیل شمع ( شریعتی ، مزینانی علی ) و یا شاهین و … در نشریه ایران آزاد ارگان سازمانهای اروپایی جبهه ملی ایران و نامه پارسی که در فرانسه نشر می یافت ، درج می شد . از جمله این مقالات : تیری که کمانه کرد ، رویدادها و بینش ها ، فروردین ۱۳۴۲ ( کلوا واشربوا را تو در گوش کن و لاتسرفوا را فراموش کن ) .

۱٫ همان ، ص ۹۷ .

۲٫ مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد ( زندگی نامه سیاسی علی شریعتی ) نوشته دکتر علی رهنما ، ترجمه کیومرث قرقلو از انتشارات گام نو سال ۱۳۸۱ چاپ اول ، ص ۱۴۵ . قابل توجه خوانندگان محترم : در این کتاب هر جا مطلبی مستقیم یا غیر مستقیم از کتاب دکتر علی رهنما نقل شود فقط به نام (( رهنما )) بسنده می شود .

۳٫Union des etudiants Iraniens en France

۴٫ Association des etudiants Iraniens en France

۵٫ (( جامعه سوسیالیستی )) از دانشجویان طرفدار گروه خلیل ملکی ( ۱۲۸۰-۱۳۴۸ ) بودند . گروه ملکی بعد از انشعاب از حزب توده در سال ۱۳۲۶ به نیروی سوم معروف شدند .

انتخابات و جنگ زرگری ، اردیبهشت ۱۳۴۲ و مقاله نوروز ۱۳۴۲ را می توان نام برد . ۱

علی به گفته دوستان و شاهدانی که از نزدیک با محافل دانشجویی ارتباط داشتند به عنوان یکی از هواداران راسخ جبهه ملی در جلسات اتحادیه دانشجویی حضور می یافت . اما نسبت به کشمکشها و رقابتهای درون اتحادیه بر سر کسب قدرت و برتری جوییهای کودکانه ، به شدت معترض بود و به گفته شاهدان در این گونه مواقع همواره سکوت پیشه می کرد و مانند یک ناظر محض رای خود را در داخل صندوق می انداخت .

برچیده از کتاب : طرحی از یک زندگی، بخش اول دوران دانشجویی ، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

( نقدها و نظرها )

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!

avatar
  Subscribe  
Notify of