نویسنده : الهه آزادبخت
از کامو می پرسند : تو که در جهان مسئولی را نمی شناسی و به خدا معتقد نیستی ، و برای خودت طرف مقابلی قائل نیستی که اعتراضت را بشنود ، پس فریاد اعتراضت ، چه معنایی میتواند داشته باشد؟ وقتی معتقدی که گوشی برای شنیدن نیست ، چه دلیلی هست برای اعتراض کردن و فریاد کشیدن؟می گوید :
اعتراض نمی کنم تا مخاطبی بیابم یا مسئولی را بیدار کنم و یا سرزنش کنم ، اعتراض میکنم چون نمیتوانم اعتراض نکنم ؛ اعتراض میکنم که اگر نکنم ، نظامی را که بر انسان حاکم است ، و وضع موجود را پذیرفته ام و بدان تسلیم و با آن همراه شده ام ، در حالی که میخواهم نفی کننده باشم ، نه تسلیم شونده و پذیرنده .
و من سخن البرت کامو را در زندگیم ، بر اساس رسالت و مسئولیت کوچک و حقیری که نسبت به آگاهی و شعور و اعتقادم، حس میکنم ، سرمشق قرار داده ام …
تا آنجایی که حلوقمم اجازه داده است فریاد کشیده ام ، حرف زده ام و کاری کرده ام اگر اینهمه را نمی کردم پذیرفته بودم و تسلیم شده بودم و اینهمه اندکی آرامش می بخشد که آرامش نیز سیاه و سفید دارد …
دلهره و اضطراب و هیجان و هراس از آن کسی است که ندارد ، اما امید « داشتن » را دارد و منتظر موفقیت است ؛ در پایان راهی که رفته است ؛
در انتظار رسیدن به نتایجی است .
اما آنکه راه بی برگشت و بی فرجام را بر گزیده است ، هرگز از هیچ عاملی شکست نمی خورد و هیچ عاملی نمیتواند او را بشکند
____________
(اسلام شناسی1 ،مجموعه آثار 16 ص 181و182 )
3 دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- به صورت پارسی بنویسید- می توانید در انجمن گفتگو بگو مگو کنید
- جهت تماس با مدیر به صفحه تماس بروید
- دیدگاه خود را مرتبط با همین نگاره بیان کنید
کلمات کلیدی : " اسلام شناسی" + "اعتراض"





مردی که با شرف به دنیا امد با عزت زیست و با غیرت از دنیا رفت
[پاسخ]
همیشه از خدا خدا خواسته ام که مرا تنها خواننده و تحسین کننده آثار شریعتی یا دیگر بزرگان قرار ندهد !!
بلکه به من کمکم کند تا آنجا که میتوانم عمل کنم به آنچه خوانده ام
[پاسخ]
بابا دست خوش دکتر روحت شاد ویادت گرامی
ای کاش کمی به نوشته شما عمل کنن
[پاسخ]