نویسنده : اِنی کاظمی
ای علی! همراه تو به کویر میروم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفانهای سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بیانتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما میتازد.

ای علی! همیشه فکر میکردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمدهام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!…خوش داشتم که وجود غمآلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.میخواستم که غمهای دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غمهای کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.
میخواستم که پردههای جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) میگذرد، بر تو نشان دهم و کینهها و حقهها و تهمتها و دسیسهبازیهای کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.
ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها میدیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم میکردم؛ اما هنگامی که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو همراز و همنشین شدم.
ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمیدانستم. تو دریچهای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتیها و زیباییهای آن را به من نشان دادی.
ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمانها میبرد و ازلیّت و ابدیّت را متصل میکرد؛ کویری که در آن ندای عدم را میشنیدم، از فشار وجود میآرمیدم، به ملکوت آسمانها پرواز میکردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت میرسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، میگداخت و همه ناخالصیها را دود و خاکستر میکرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم مینمود…
ای علی! همراه تو به کویر میروم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفانهای سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بیانتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما میتازد.
ای علی! همراه تو به حج میروم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو میشوم، اندامم میلرزد و خدا را از دریچه چشم تو میبینم و همراه روح بلند تو به پرواز در میآیم و با خدا به درجه وحدت میرسم. ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو میروم، راه و رسم عشق بازی را میآموزم و به علی بزرگ آنقدر عشق میورزم که از سر تا به پا میسوزم….
ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه میروم؛ اتاقی که با همه کوچکیاش، از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)، زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.
راستی چقدر دلانگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان میدهی که صورت خاکآلود پدر بزرگوارش را با دستهای بسیار کوچکش نوازش میدهد و زیر بغل او را که بیهوش بر زمین افتاده است، میگیرد و بلند میکند!
ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بیامانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنیناراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوانپارهای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» میکوبد و خون به راه میاندازد! من فریاد ضجهآسای ابوذر را از حلقوم تو میشنوم و در برق چشمانت، خشم او را میبینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را مییابم که ابوذر قهرمان، بر شنهای داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان میدهد … .
ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطانها و طاغوتها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانینمایان، با دشمنی غربزدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبهرو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.
ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» مینامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانتها کردند. رژیم شاه نیز که نمیتوانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود میدید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره… «شهید» کرد…
منبع آنلاین : سایت عدالت خواهی
خدایا دل مرا آنقدر صاف بگردان تا قبل از پایین آمدن دستم دعایم مستجاب گردد.30 دیدگاه »
اندیشه خود را به یادگار بگذارید
- به صورت پارسی بنویسید- می توانید در انجمن گفتگو بگو مگو کنید
- جهت تماس با مدیر به صفحه تماس بروید
- دیدگاه خود را مرتبط با همین نگاره بیان کنید
"





درود بر روان پاک معلم شهید دکتر علی شریعتی و شهید مصطفی چمران
در مدح و ثنای این بزرگواران این بس که رابطه عاطفی نزدیکی با امام موسی صدر داشتند
راهشان پررهرو باد
[پاسخ]
با نام او که وجودش جبران همه نداشته های من است
یه ماه پیش برای درس انقلاب تحقیقی نوشتم راجع به دکتر شریعتی
کلیم براش وقت گذاشتم
با استادم که مشورت کردم یه جوری که دستور نباشه و به منه طرفدارش بر نخوره گفت نقد اندیشه شو کنفرانس بده
منم کمی ناراحت شدم ولی تصمیم گرفتم برای اولین بار به این استاد تعصبی آخوند بفهمونم که با تمام بدبینی های شما قشر جوان بازم دکتر شریعتی رو عاشقانه دوست دارن
تا حدودی اونی رو که دلم میخوستو ارائه دادم و کمی دلم آروم شد سر کلاسش که چیزی نگفت
ولی روز پیش نمره همه بچه هارو رو سایت زده به جز من
البته نمره این درسم فدای دکتر
ولی ای کاش یکی پیدا میشدو به اینا میگفت که دکتر چمران ها و امام موسی صدرها ایشون رو چطور قبول دارن تا اینقدر مغرضانه راجع به ایشون اظهار نظر نکنن
[پاسخ]
khily ziba nodkhilyyyyyy
[پاسخ]
خیلی عالی بود.
[پاسخ]
مرسي اقاي اني كاظمي.
راستي دوست گرامي شايعه و دروغي است كه دكتر انديشه هاي خودشو و تاثير فكري زيادي از آقاي حيدر علي قلمداران از خوندن فقط يك كتاب ايشون به نام ارمغان اسمان گرفته !
و نامه اي به ايشون براري تشكر نوشته (البته نه دسخط و نه متن و نوع بيان و نگارشش به دكتر نمي خوره ) و كلي تعريف كرده و دوستداشته ايشون رو ملاقات كنه !
اين اقاي حيدر علي قلمداران روشن فكر از اون نوعي كه دكتر تعريف ميكنه و اداي روشن فكري رو با توهين و توهمت به قران و عصمت پيامبر و امامت اميرالمونين و مضحك خوندن غدير خم خودشو روشنفكر ميدونه است.
انديشه اي قلمداران توي سالهاي دهه شصت گرايشي به سمت بهايي ها پيدا ميكنه كه ميگن اخرسر توبه كرده.
اگر مطالب خوبي پيدا كردي توي اين سايت هم بزاري براي دوستداران دكتر خوب و اگاهي دهنده خواهد بود.
[پاسخ]
کاش لینک دانلود همه چیز رو بذارید.
اینجوری خیلی ها می رن دوباره مرور می کنند و به بقیه هم دست به دست داده میشه و خدمتی میشبه خلق.
[پاسخ]
دکتر تو زمان خودش هم مظلوم بود حالا هم مظلومه اما کسی فقط یه بار سراغش بره دیگه بر نمیگرده عاشقش میشه .
[پاسخ]
چه بسيار انسان هايي ديدم که لباسي به تن نداشتند، و چه بسيار لباس هايي ديدم که انساني درونشان نبود!
دکتر علي شريعتي
[پاسخ]
من شریعتی را خیلی نمی شناسم ولی چیزهایی راجع به او شنیده ام که قابل تامل است از جمله اینکه وی وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را تکذیب کرده بود.
با یک واسطه از قول آیت الله مجتهدی شنیده ام که به شاگردانش توصیه می کرده که (( اسم شریعتی را نبرید منبر نجس می شود))
حال سوال اساسی من این است که اگر یک نفر که مثلا جامعه شناسی نمی داند بیاید و بخودش اجازه بدهد که در مورد آن افاضات کند مجازاتش چیست؟
آیا غیر از این است که همگان او را یک ابله و سفیه بپندارند.
اگر این آقای شریعتی روشنفکر بوده چطور نمی دانسته که در باره آنچه تخصص ندارد نباید اظهار نظر کند؟ تا کار به آنجا نرسد که علمای دین وی را تکفیر کنند و یا او را نجس العین بپندارند.
یا شاید هم مانند بسیاری از جاهلان روشنفکرنما معتقد بوده که ساحت فقه و فقاهت آنقدر بی صاحب است که هر بی سرو پایی می تواند پا برهنه بدود وسط و یک اراجیفی سرهم کند و به اسم علم تحویل عوام بدهد.
در پایان لازم می دانم تذکر بدهم که صرف شاعر بودن یا ادیب بودن و یا دانشمند بودن انسان را تبرئه نمی کند مثال تاریخی آن هم این است که یزید هم شاعری خوش ذوق و ادیبی توانا بود. البته نمی خواهم شریعتی را با یزید ملعون و خودم را با امام حسین علیه السلام مقایسه کنم ولی بهتر است بدون در نظر گرفتن قریحه ادبی و مقام علمی شریعتی یکبار دیگر شخصیت واقعی او را مورد کنکاش قرار دهیم و یا حداقل از تعریف و تمجید بیهوده از کسی که شایسته تمجید نیست بپرهیزیم.
[پاسخ]
یوسف پاسخ در تاريخ مارس 20th, 2012 3:52 ب.ظ:
شهاب جان
در ابتدای نوشته هایت گفته ای تو او را نمی شناسی.پس این جز بدیعات است از چیزی که نمی دانید صحبتی به میان نیآوردید.و همچنین آن استدلال که برای شما نقل شده است ازآقای مجنهدی که بردن نام او نجس است باید به شما عرض کنم لعن مومن به ولایت علی ابن ابی طالب علیه السلام باعث ارتداد شخص گویند می شود.و آقای مجتهدی نمی دانستند؟ و هم این درباره ای اسلام بس که در قرآن خداوند می فرماید: و لقد یسرنا القرآن الذکر فهل من مدکر.(ما قرآن را برای پند آسان کردیم آیا کسی هست عبرت گیرد.) و این تذهبون ان هو الا ذکر للعالمین(به کجا میروید این قرآن جز پندی برای عالمیان نیست
و در آخر یادآور شوم با موسی علمای جاهل دین جنگیدن با عیسی علمای جاهل دین جنگیدن و در آخر با محمد(ص) علمای جاهل دین جنگیدن و علی (ع) را خانه نشین کردنند و بالاخره با فتوای آنها سر پاک حسین(ع) را بر نیزه زدنند
[پاسخ]
arash پاسخ در تاريخ مارس 25th, 2012 9:46 ق.ظ:
نه اينكه فقهاوآيات عظام كلهم اجمعين از بالا تا پايين راجع به همه چيز از دموكراسي وسكولاريسم گرفته تا اقتصاد دنيا و شرايط وقوع زلزله وسيل و طوفان وغيره نظر نميدن!!
[پاسخ]
محسن پاسخ در تاريخ می 11th, 2012 (2 weeks ago) 3:35 ب.ظ:
به قول دکتر شریعتی که میفرماید:
خدایا کسی را که عقل دادی چه ندادی و کسی را که عقل ندادی چه دادی؟
شهاب جان بهتر است شما هم قبل از اینکه نظر خود را بگویی کمی بیشتر راجع به شناخت شخیت دکتر شریعتی تحقیق نمایی همانگونه که دکتر تمام عمر خود را به تحقیق در رابطه با دین و شناخت جامعه صرف نمود و سپس لب به سخن گشود…
[پاسخ]
اندیشه بزرگ شریعتی در زمان کنونی نمی گنجد
منصور حلاج های زمانه همه محکومند
[پاسخ]
شهاب عزیز و تمام کسانی که همانند وی شریعتی را محکوم کرده اید:
آن زمان که به درک “حس تسلیم” رسیدم نوشته های شریعتی را ملموس تر یافتم و با کمال تاسف باید بگویم حس مسلمانی به آموختن علم کاملا بی ربط است کما اینکه محمد (ص) بیسوادی بیش نبوده، زاهدی علم آموزی است، لکن عاشقی تجربه غرق شدن در حضور خداست و حضور نور است و نور ظهور است و منشا آفرینش! آنچه شریعتی به آن رسیده که در نوشته هایشان پیداست درک عاشقی است اما اما اما
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
و این اشتباه ناگذیر شریعتی بود….
…..
آن یار کزو شد سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
بلی شریعتی از نظر دربند شدگان سنت که دین را فراموش کرده اند مجرمی است که اسرار مسلمانی هویدا کرد، شریعتی روحت در آغوش خدایت آرام باد
شهاب عزیز با اشتیاق از خداوند طلب کمک کن چرا که عقل دستش کوتاه است
[پاسخ]
محمدعلی ناظری پاسخ در تاريخ مارس 3rd, 2012 11:18 ب.ظ:
عالی بود..
@};-
[پاسخ]
با سلام
خدایا عقیده ام را از دست عقده ام مصون دار
معلم شهید دکتر علی شریعتی مزینانی
[پاسخ]
افرین به چمران
شریعتی عشق است
[پاسخ]
دوست گرامي؛دكتر شريعتي اعتقاد راسخي به امام زمان داشت؛كتاب معارف اسلامي دكتر رو بخون؛
حرف هركسي رو بدون سند قبول نكن؛اين از وصيت هاي دكتر شريعتي هست؛
[پاسخ]
بسیارزیباست .
چه رنجیست لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیباییها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ایست تنها خوشبخت بودن
ممنونت که این فضارا برای مثل من و من قراردادید
[پاسخ]
سلام
مدیر سایت چرا پاسخ من به شهاب رو پاک کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
محمدعلی ناظری پاسخ در تاريخ مارس 28th, 2012 7:38 ب.ظ:
حذف نگردیده بود ، بعلت تعطیلات عید و مشغله مدیران فرصت تایید دست نداده بود. کامنت شما درج گردید!
[پاسخ]
زنده باد یاد و خاطره مبارز راه ازادی شهید دکتر چمران که شناخت ان کسی را که باید میشناخت
زنده باد نام معلم شهید استاد بزرگ بشریت دکتر علی شریعتی که اندیشه و ایمانم مدیون اوست
[پاسخ]
خدايا مرا هرگز مراد بيشعورها؛ومحبوب نمكهاي ميوه نگردان-(شريعتي؛كتاب نيايش)
[پاسخ]
یوسف عزیز
از میان کسانی که به نظر من پاسخ داده اند تنها شما را مخاطب نظر خود می دانم چرا که از خلال جملاتتان بنظر می رسد که به اسلام معتقد هستید و هدف من هم همین بود که به کسانی که خود را یک مسلمان شیعه می دانند و در عین حال بدلیل عدم شناخت مناسب تصور می کنند که شریعتی بواسطه برخی افضاتش از قبیل (فاطمه فاطمه است و … ) شیعه بوده است هشدار بدهم که نامبرده آنقدر در نظر علمای شیعه منفور بوده که بجز یک نفر که او هم بعدا اظهار پشیمانی کرد هیچ یک از روحانیون حاضر نشد بر سر پیکر او نماز میت بخواند و مراجعی از قبیل آیت العظمی مرعشی نجفی او راتلویحا تکفیر کردند.
ضمنا اینکه فرموده اید این فرد مومن به ولایت علی علیه السلام است هم حرف کاملا غلطی است چرا که این از اولیات تفکر شیعه است که مومن به کسی می گویند که قائل به ولایت دوازده امام معصوم باشد و دیگر اینکه یک بچه مسلمان باید بداند که ولایت پبکره واحدی است و کسی که در وجود امام دوازده تشکیک کند قطعا در ادعای اعتقاد به مقام ولایت برای حضرت علی علیه السلام هم دروغ می گوید و این از بدیهیات گفتمان شیعه است.
در خاتمه بار دیگر تاکید می کنم که مخاطب نظرات من فقط کسانی هستند که معتقد به تشیع دوازده امامی و متلزم به ولایت عام فقها هستند و دیگران از جواب دادن به نظر بنده خودداری کنند.
[پاسخ]
محمدعلی ناظری پاسخ در تاريخ آوریل 18th, 2012 7:50 ب.ظ:
مطالب جنابعالی ریشه در مطالعه پایین و شناخت بسیار سطحی جنابعالی از شریعتی دارد.
تا جایی که بنده اطلاع دارم امام موسی صدر (اگر ایشان را تکفیر نکنید و مرتد ندانید!!) بر پیکر ایشان نماز گذارد.
حداقل در مورد این موارد عینی کمی مطالعه کنید تا بقیه کلام شما تلقی به ارزش پاسخگویی را پیدا کند.
ضمنا کمی در مورد جایگاه خاتم الفقها شیخ مرتضی انصاری ، آخوند خراسانی ، علامه نایینی ، آیه الله خویی و امثالهم توضیح دهید تا متوجه شویم حداقل فقها را می شناسید!
[پاسخ]
شهاب پاسخ در تاريخ آوریل 19th, 2012 11:58 ق.ظ:
اگر مطلب من را درست خوانده بودید باید بجمله (( …بجز یک نفر که او هم بعدا ابراز پشیمانی کرد …)) دقت می کردید
همانطور که تاکید کردم قصدم فقط این بود که شخصیت واقعی شریعتی را فقط و فقط برای ملتزمین به گفتمان تشیع مبتنی بر ولایت عام فقها در زمان غیبت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و روحی له الفداء معرفی کنم.
به هر حال بنده بعنوان یک شیعه دوازده امامی به هر کسی که بخواهد به ساحت ولایت معصومین علیهم السلام جسارت کند و با نوشتن مطالبی همچون (( علی حقیقتی بر گونه اساطیر)) و … اعتماد شیعیان را جلب کند تا بتواند اهداف پلید خودش را در تخطئه ساحت فقاهت و تمسخر اندیشه مهدویت به پیش ببرد خواهم تاخت اگر چه او فردی باشد به نام شریعتی که برخی تاریک فکران ضد دین که با وقاحت خودشان را روشنفکر دینی می نامند او را بیهوده و به دروغ در نظر مردم بزرگ کرده اند تا بتوانند با تبدیل کردن او به یک بت روشنفکری اهداف ضد دینی او را پیگیری کنند.
[پاسخ]
محمدعلی ناظری پاسخ در تاريخ آوریل 19th, 2012 1:51 ب.ظ:
شهاب جان ، با کمال احترام ، من نمی دانم چرا وقتی متن شما را خواندم ناخودآگاه یادِ خوارج افتادم ، معنای تاختن چیست دوست عزیز؟
اگر امام موسی صدر را فقیهی می دانید که پشیمان شد ، سری به سخنرانی ایشان در لبنان در سالگرد شهادت دکتر شریعتی بیاندازید.. ببینید در وصف معلم شهید ما چه گفته ؟!
اگر فکر می کنید که تنها و تنها این فقیه به شریعتی اعتقاد شده نظرتان در مورد مرحوم میرزا خلیل کمرهای چیست؟
هرچند این تعریف و تمجید ها یا تهمت ها و فحش ها فردای قیامت در درگاه خداوند هیچ اثری ندارد!
تمامی فقهایی را که در پاسخ قبلی نام بردم از مفاخر شیعه هستند و کتابهایشان جزء رفرنس های اصلی فقه در حوزه های دینی است و جمیعا مخالف بوده اند با آنچه شما گفته اید: ولایت عامه فقیه!
حال شما دشنه خود برکشید و بر آنان بتازید!
کمی انصاف داشته باشید و فکر کنید که آیا مراجع قضایی شما را بخاطر این تهمت های ناروا مورد پیگرد قرار می دهد؟ معلوم است که خیر ، ولی اگر بنده نه مطالب مضله جنابعالی ، که برخی انتقادات را در مورد شخص دیگری مثل مرحوم مطهری بکار ببرم ، آیا در این کشور اجازه ادامه حیات خواهم داشت؟؟
پس می بینید که نه تنها اجازه نقد به صورت واقعی نسبت به شریعتی وجود داشته و دارد به شکلی که افرادی کوچکی مثل شما بر او ناجوانمردانه تهمت و فحش می دهید . کسی کار به کارتان ندارد و اگر مطالب شما صحیح می بود ، شریعتی سالها قبل مرده بود و نامی از او نمی بود، نه مثل حال که از هر انسان زنده ای زنده تر است که حتی نوه آیت الله خمینی در وصفش این چنین می گوید: اگر كمي ديندار باشم آنهم به خاطر شريعتي است!!
اگر خود را مسلمان می نامید (که بنده بعنوان یک بیننده بیرونی و بر اساس ظاهر گمان نمی برم!) حداقل سفارشات قرآن را رعایت فرمایید. اگر باز ولایت را مقدم بر قرآن میپندارید نظرات آیت الله خامنه ای را در مورد شریعتی مطالعه کنید. یا باز فکر میکنید ایشان نیز در مورد شریعتی اشتباه می کند و شما عقل کل دنیای مسلمین هستید؟!
[پاسخ]
همانطور که از نوشته های پر از توهینتان پیدا است شما فرد بسیار بی ادب و هتاکی هستید که بواسطه تعصب شدیدی که نسبت به شریعتی دارید عنان قلم از عقل و ادب گرفته و به احساس و انتقام سپرده اید
گویا تیر نظرات من عمیقا به هدف نشسته و دستتان را رو کرده که اینطور عصبانی شده و ادب و نزاکتتان را به معرض دید عموم قرار داده اید
البته از شما مریدان مکتب نویسنده کتاب متهتکانه ((تشیع علوی و تشیع صفوی)) بعید هم نیست که مانند مرادتتان قلم به تمسخر و توهین بفرسایید.
لازم می دانم یادآوری کنم که من فقط نظر خودم را در سایت شما درج کردم و این شما بودید که با ارسال پاسخهایتان به ایمیل شخصی من باب مناظره را باز کردید.
علی ای حال اگر اولین درس مناظره را که همانا رعایت ادب و اخلاق گفتگو است فهم کرده و رعایت می کردید می توانستیم مناظره سازنده ای داشته باشیم که ممکن بود به اصلاح دیدگاه من و یا شما در مورد شریعتی منتهی شود ولی افسوس چون ((با بی ادب و بی خرد مناظره نشاید که کینه و دشمنی فزاید.))
به هر حال به شما اجازه نداده و نمی دهم که بار دیگر با جملات سخیفتان به ایمیل شخصی من سرک بکشید. امیدوارم حداقل آنقدر ادب داشته باشید که دیگر مزاحم نشوید.
[پاسخ]
محمدعلی ناظری پاسخ در تاريخ آوریل 20th, 2012 (5 weeks ago) 1:22 ق.ظ:
اولا قبل از هر چیز اگر حرف حق تلخ بنده به مزاج شما سازگار نبوده عذر خواهی می کنم! ولی به هیچ عنوان نسبت به شما بی احترامی نشده است.
ثانیا بسیار مناسب تر بود که بیان می داشتید برای سوالاتی که مطرح کردم حرفی برای بیان کردن ندارید و یا می فرمودید در حال حاضر نیاز به مطالعه بیشتری برای پاسخگویی دارم تا از حیله همیشگی هم اندیشانتان استفاده کنید،مثل مظلوم نمایی و برانگیختن حس ترحم دیگران با بیان برخورد تیر سه شعله به عمق اعتقادات و …
ثالثا سیستم این وب سایت به نحوی طراحی شده که اگر به کامنتی پاسخ داده شد ، آن پاسخ برای نظر دهنده ارسال شود تا در صورتی که نیاز به پاسخگویی بود متوجه شود وگرنه بنده هیچ اصراری با بحث با جنابعالی ندارم ، چون نه وقتش را دارم و نه منطقی و مستنداتی می بینم و نه انگیزه ای در شما برای تغییر می بینم. تنها و تنها بر اساس وظیفه به شما پاسخ داده ام ، که فردای قیامت نزد محبوبم موآخذه نگردم!
رابعا شما که بنده را بی ادب نام نهادید لطفا مصداق بی ادبی های بنده را نام ببرید تا حداقل بفهمیم در نظر شما بی ادبی چیست؟
بی ادبی آن است که کسی بدون هیچ شناختی از مومن به وی تهمت بزند:
“من شریعتی را خیلی نمی شناسم ولی چیزهایی راجع به او شنیده ام که قابل تامل است از جمله اینکه وی وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را تکذیب کرده بود.”
مگر آن علی که دم از آن میزنید و سینه چاک می کنید نفرمود از حق تا باطل به اندازه چهار انگشت فاصله هست (فاصله چشم تا گوش!)
شما بر اساس شنیده هایی که همگی با سند قابل نقض است به مسلمانی به تمام معنا “شریعتی” تهمت و توهین میکنید!!
این اندیشه شماست که نجس می کند نه منبر ، که کل اسلام را!!
شما که هنوز نمی دانید شریعتی جامعه شناسی نخوانده و دکترایش پارساشناسی است برای چه بدون شناخت وی را روشنفکر نما و جاهل خطاب کردید؟
بی سرو پا نامیدن شریعتی توهین نیست؟
بروید آقا… بروید در دانایی خود سیر کنید ، شما حسین هستید و ما یزید.. وعده دیدار مجدد روز قیامت در محضر عدل الهی
مردوک نگهدارتان!
[پاسخ]
جناب ناظري ! با بحث كردن اون آقاي باصطلاح شهاب بيخود خودتون رو خسته نكنيد. ايشان معلومه كه اطلاعاتشون از دكتر “بولتني” هستش. ايشان كه اينقدر داغ و دگم تشريف دارن بهتره برن نظرات رهبري رو راجع به دكتر شريعتي بخونن تا لااقل ازين طريق حجت بر اونها تموم بشه. ازين علمايي كه نام ميبرن و اتفاقا بسياريشون هم بقول دكتر خيلي علما هستن كدومشون فقط يك كتب دكتر رو كامل خودن كه نظر ميدادن. همين قدر بگم كه حيات اسلام در عصر حاضر در ايران بلااستثا با انديشههاي دكتر بالنده شده است.
[پاسخ]