شریعتی از زبان خود
این مطلب توسط انی کاظمی، در تاریخ "سه شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷"همچنین در دسته "زندگینامه یا بیوگرافی" ارسال شده است.
وضع زندگیم ، تربیتم ، افکار و عقایدم، و بخصوص روحیه ام مرا از کودکی پیر کرد و چنانکه یکبار دیگر در مقاله ای نوشته ام همیشه “برادرکوچک پدرم بودم وبرادر بزرگ همسالانم .” هیچوقت زندگی شاد پرجوش وشعف کودکی را مزه نکردم. در همه ی کلاسها حال یک بزرگسال را داشتم و در این آخرین کلاس جز دو تااز همه کوچکتر بودم و از همه ریش سفیدتر. کم کم نگاههای بچه های همسالم که مرا از خود جدا میساختند و استثنایی میدانستند باور خودم هم شد و این حال ادامه یافت و گوشه گیری و تنهایی و تخیل و غمزدگی در مغز استخوانم نشست و دیگر برنخاست و از عواقب این “جایگاه” اینکه هر وقت کسی سوالی جدی داشت پیش من میآمد. خوشی و تفریح و ردش و بازی و سربندی و زندگیشان با خودشان و خودهاشان بود و هر وقت هوس درد دل کردن میکردند و هوای نالیدن از روزگار و خدا و دین و سیاست و مردم و بحث از حوادث و اوضاع و دنیا و آخرت سراغ مرا میگرفتند و من کم کم باورم شده بود اصلا” برای اینم که از من سوال کنند و من جواب بدهم و همه مرا مکلف میدانستند که همه ی مشکلات را حل کنم ، جواب همه ی سوالات را بدانم، هر ایرادی که به زمین و زمان و علم و فلسفه و دین و ادب و مردم و سیاست داشتند جواب بگویم. “نمیدانم” و “بمن مربوط نیست” و “فکر اینرا نکرده ام” … از من قابل نبود. وکیل مدافع همه ی پیغمبران شده بودم و حتی کارهای ناجور خدا را هم من باید ماست مالی میکردم و نظم و عدالت را در جهان ، ن که خودم سراپا در ظلم میسوزم ، ثابت کنم!! و این بود که در نهضت هم ( نهضت مقاومت که من در آنجا مسئول بودم)باز هم همرزم و همگام و همفکر من با همین چشم ها ، با همان چشمها ، به من مینگریست، من در آغاز نهضت سیاسی نبودم، غرق کتاب و تصوف بودم و اندیشیدن عقلی و نسل بیدار همزمان من پیشروتر از من بود و تندتر و بیدارتر و زودتر ازمن آتش،نه پرتو خودآگاهی دردرونش تابیده بود و در آن حال که آنان، همه کس، استبداد و استعمار و خفقان و اسارت و تاریخ و آینده و سرشت و سرنوشت خویش را و مملکت خویش را احساس کرده بود و برآشفته بود من غرق هوای دیگری بودم ودر آسمانها سکونت داشتم اما باز هم باید آنها میپرسیدند و من پاسخ میدادم . باز هم من مسئول بودم، باز هم من باید چاره میاندیشیدم ، همه سختی ها ، خطرها و نقشه ها و کشمکش ها و حوادث شوم و رفتار با مردم و دولت و پلیس و حتی نوشتن بحث های فکری وتجزیه و تحلیل های اجتماعی و سیاسی و باصطلاح حزبی “خوراک” برای اندیشه ها را من باید تأمین میکردم و هر پیشامد بدی تقصیر من بود و هر رنج و تلخی یی که بود به گردن من بود و من هم “طبق عادت” خیال میکردم اینجا هم باید آنها بپرسند و من جواب بدهم ، آنها بی مسئولیت بمانند و من بار سنگین چاره جویی ها و تعهد ها را به گردن ناتوان خودم گیرم.آن هم در راهی که من نیز همچون نسل تازه پای معصوم نوسفر بودم و نوسفرتر! و هی میپرسیدند “چه باید کرد؟” (Que faire?) و من که درمانده بودم هی میرفتم کتابهای چه باید کرد لنین و چرنفسکی و داستایوسکی و ژرس و … را میخواندم و میدیدم که نه، آن جوابها هیچکدام به این سوال مربوط نیست . آنها” همه” از من میپرسیدند چه باید کرد؟ و من باید به این سوال جواب میدادم و بعد میدیدم فرق من و آنها این است که ” آنها هر وقت به من میرسند از من میپرسند چه باید کرد؟ و من هر وقت به آنها میرسم از خودم نمیپرسم چه باید کرد؟!!” شریعتی
برچسب ها : " آتشنه" + "آخرت" + "آخرین" + "آسمانها" + "آغاز" + "آن" + "آنان" + "آنجا" + "آنها" + "آینده" + "اجتماعی" + "احساس" + "ادامه" + "ادب" + "از" + "ازمن" + "اسارت" + "است" + "استبداد" + "استثنایی" + "استخوانم" + "استعمار" + "اصلا" + "افکار" + "ام" + "اما" + "اندیشه" + "اندیشیدن" + "اوضاع" + "ای" + "ایرادی" + "این" + "اینجا" + "اینرا" + "اینم" + "اینکه" + "با" + "بار" + "باز" + "بازی" + "باصطلاح" + "باور" + "باورم" + "باید" + "بحث" + "بخصوص" + "بدانم" + "بدهم" + "بدی" + "برآشفته" + "برادرکوچک" + "برای" + "برنخاست" + "بزرگ" + "بزرگسال" + "بعد" + "بمانند" + "بمن" + "به" + "بود" + "بودم" + "بودم)باز" + "بپرسند" + "بچه" + "بگویم" + "بی" + "بیدار" + "بیدارتر" + "تأمین" + "تااز" + "تابیده" + "تاریخ" + "تازه" + "تحلیل" + "تخیل" + "تربیتم" + "تصوف" + "تعهد" + "تفریح" + "تقصیر" + "تلخی" + "تندتر" + "تنهایی" + "ثابت" + "جایگاه" + "جدا" + "جدی" + "جز" + "جهان" + "جواب" + "جوابها" + "جویی" + "حال" + "حتی" + "حزبی" + "حل" + "حوادث" + "خدا" + "خطرها" + "خفقان" + "خود" + "خودآگاهی" + "خودشان" + "خودم" + "خودهاشان" + "خوراک" + "خوشی" + "خویش" + "خیال" + "داستایوسکی" + "داشت" + "داشتم" + "داشتند" + "در" + "درد" + "دردرونش" + "درمانده" + "دل" + "دنیا" + "دو" + "دولت" + "دین" + "دیگر" + "دیگری" + "را" + "راهی" + "ردش" + "رفتار" + "رنج" + "روحیه" + "روزگار" + "ریش" + "زمان" + "زمین" + "زندگی" + "زندگیشان" + "زندگیم" + "زودتر" + "سختی" + "سراغ" + "سراپا" + "سربندی" + "سرشت" + "سرنوشت" + "سفیدتر" + "سنگین" + "سوال" + "سوالات" + "سوالی" + "سکونت" + "سیاست" + "سیاسی" + "شاد" + "شد" + "شده" + "شریعتی" + "شوم" + "طبق" + "ظلم" + "عادت" + "عدالت" + "عقایدم" + "عقلی" + "علم" + "عواقب" + "غرق" + "غمزدگی" + "فرق" + "فلسفه" + "فکر" + "فکری" + "قابل" + "لنین" + "ماست" + "مالی" + "مدافع" + "مرا" + "مربوط" + "مردم" + "مزه" + "مسئول" + "مسئولیت" + "مشکلات" + "معصوم" + "مغز" + "مقاله" + "مقاومت" + "مملکت" + "من" + "مکلف" + "میآمد" + "میاندیشیدم" + "میخواندم" + "میدادم" + "میدانستند" + "میدیدم" + "میرسم" + "میرسند" + "میرفتم" + "میساختند" + "میسوزم" + "مینگریست" + "میپرسند" + "میپرسیدند" + "میکردم" + "میکردند" + "میگرفتند" + "ن" + "ناتوان" + "ناجور" + "نالیدن" + "نبود" + "نبودم" + "نسل" + "نشست" + "نظم" + "نقشه" + "نمیدانم" + "نمیپرسم" + "نه" + "نهضت" + "نوسفر" + "نوسفرتر!" + "نوشتن" + "نوشته" + "نکردم" + "نکرده" + "نگاههای" + "نیز" + "نیست" + "ها" + "های" + "هر" + "هم" + "همان" + "همرزم" + "همزمان" + "همسالانم" + "همسالم" + "همفکر" + "همه" + "همچون" + "همگام" + "همیشه" + "همین" + "هوای" + "هوس" + "هی" + "هیچوقت" + "هیچکدام" + "و" + "وبرادر" + "وتجزیه" + "ودر" + "وشعف" + "وضع" + "وقت" + "وکیل" + "پاسخ" + "پای" + "پدرم" + "پرتو" + "پرجوش" + "پلیس" + "پیر" + "پیش" + "پیشامد" + "پیشروتر" + "پیغمبران" + "چاره" + "چرنفسکی" + "چشم" + "چشمها" + "چنانکه" + "چه" + "ژرس" + "کارهای" + "کتاب" + "کتابهای" + "کرد:" + "کرد؟" + "کردن" + "کرده" + "کس" + "کسی" + "کشمکش" + "کلاس" + "کلاسها" + "کم" + "کنم" + "کنند." + "که" + "کودکی" + "کوچکتر" + "گردن" + "گوشه" + "گیرمآن" + "گیری" + "ی" + "یافت"







