عاشقانه ها : جاده منتظر
این مطلب توسط انی کاظمی، در تاریخ "جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸"همچنین در دسته "سخنان کوتاه" + " عاشقانه ها" + " كويريات" ارسال شده است.
زانوانم شکسته است و پاهایم فلج خسته و مجروح و پریشان و باری به سنگینی کوهی بر دوش و من در زیر آن خم شده ام و از زیر آن که چندین برابر من سنگین است و بزرگ است آرام گرفته ام و تنها ، برق حسرت از چشمان بازم ـ که همچنان به این راه که تا افق کشیده است ، دوخته ام ـ ساطع است. و جاده منتظر را در برابرم روشن می دارد. جاده ای که سال هاست چشم به راه هر قدمم خود را بر خاک افکنده است. اما ردپایی بر آن نیست و … نخواهد بود ! منبع : +
برچسب ها : " جاده" + "جملات شریعتی" + "جملات عاشقانه شریعتی" + "جمله های شریعتی" + "سخنان شریعتی" + "عاشقانه ها" + "عاشقانه های شریعتی" + "منتظر"








لیلا
۲۱م ,فروردین, ۱۳۸۹او برای مردم چیزهائی گفت و نوشت و به یادگار گذاشت ، که به آن نیاز داشتند ، نه چیزی که می پسندیدند . او جاودانه تاریخ است .
[پاسخ]
انی کاظمی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱م, ۱۳۸۹ ۹:۱۷ ب.ظ:
بگمان من لیلا خانوم، درست متوجه مسئولیت سنگین وی شده اند، زیرکان خوب می دادند وی به این اشاره ها کرده بود..
[پاسخ]
میثم
۲۴م ,فروردین, ۱۳۸۹سلام
شاید هنوز هم زود است قضاوت کنیم چون هنوز کسی این مرد را به درستی نشناخته و این را فقط تاریخ و گذشت زمان اسبات می کند
و به راستی که او یک انسان تمام بوده است
[پاسخ]
سمن
۳م ,تیر, ۱۳۸۹سلام دکتر دیدگاهی یک قرن جلوتر از برخی انسانها داشت و باید بگویم که دارد.گفته هایش هر روز تازه تر می شود و اثبات تر.نبودش سخت حسرتی دارد.
[پاسخ]