دیدار استاد شریعتی با امام درباره دکتر شریعتی

Valium Pills Online توسط · منتشر شده · بروزرسانی شده

Cheap Valium From India Buy Msj Valium India خاطرات خود از مراسم سالگرد پدر را روایت می‌کند

برداشت اول: برای من که دختربچه‌ای ۱۶ ساله بودم، اولین مواجهه با رویکردهای موجود نسبت به در جریان برگزاری مراسم چهلم او در لبنان حاصل شد. امام موسی‌صدر با همراهی دکتر چمران و چهره‌هایی همچون صادق طباطبایی و قطب‌زاده بانی برگزاری مراسم چهلم دکتر در بیروت شدند. ما چند روز قبل از برگزاری این مراسم در منزل میهمان شدیم. در این روزها بود که شاهد فشارهای وارده به امام موسی صدر برای لغو این مراسم بودیم. این فشارها از دو ناحیه صورت می‌گرفت، هم از جانب روحانیون ایرانی مقیم منطقه و نیز داخل ایران که شریعتی را چهره‌ای غیردینی می‌دانستند و هم از جانب مأمورین رژیم سابق که شریعتی را اپوزیسیون نظام می‌دانست.

مباحث مطرح شده در جلسات امام موسی صدر را دکتر چمران به مادرم منتقل می‌کرد و ما نیز شنونده این دیدگاه‌ها می‌شدیم. با تمام مخالفت‌ها و فشارها، امام موسی‌صدر اعلام کرد که این مراسم برگزار خواهد شد و چنین نیز شد. مراسم باشکوه و بزرگی برگزار شد و حتی آن جلسه بهانه‌ای شد تا اختلافات حرکت المحرومین و سازمان امل با عرفات و سازمان آزادی‌بخش فلسطین کنار گذاشته شود و عرفات و امام موسی صدر، بعد از مدت‌ها با یکدیگر مواجه شدند. عرفات وقتی پشت تریبون قرار گرفت سخن خود را با این جمله آغاز کرد که: تیمم حرام است، آنجا که آب است و اشاره‌اش به سختی سخنرانی در حضور امام موسی صدر بود.

در مراسم بیروت به جز عرفات، امام موسی صدر، قطب‌زاده، احسان شریعتی و دستیار امام موسی صدر سخنرانی کردند. نتیجه مهم این مراسم برای مردم منطقه نزدیکی و دوستی دوباره امل و فتح بود و نتیجه مهم آن برای من درک این مساله بود که هم رژیم شاه و هم بخشی از روحانیون مخالف شاه، شریعتی را از نظر فکری و اسلامی عنصری مشکوک می‌دانستند. بنابراین از روز چهلم شریعتی این پرسش در ذهن نقش بست که آیا اصلا باید برای علی شریعتی مراسم برگزار کرد یا خیر؟

برداشت دوم:
یک سال و نیم بعد از وفات علی شریعتی من به همراه خواهر و برادرم در جنوب فرانسه زندگی می‌کردیم.در همین روزها بود که نوفل لوشاتو، مرکز رفت و آمد اپوزیسیون ایرانی داخل و خارج از کشور بود و از همین روی بود که ما نیز چند بار به پاریس و نوفل‌لوشاتو رفتیم. در چندقدمی منزلی که سکونت داشت هتلی پنج، شش طبقه بود که در چند اتاق آن ایرانیان مستقر بودند. اولین مواجهه من با آیت‌الله لاهوتی در همان هتل انجام شد. اگرچه رفت‌وآمد دیگرانی همچون دکتر پیمان، مهندس بازرگان، مهندس سحابی، دکتر کریم سحابی و… را هم می‌دیدم.

یک بار که به تنهایی و بدون احسان به نوفل‌لوشاتو رفته بودم، آیت‌الله لاهوتی من را به یکی از اتاق‌های هتل برد و به علت ارادتی که به علی شریعتی داشت در برخوردی پدرانه برای من شرح داد که در میان اپوزیسیون ایرانی همدلی با شریعتی وجود ندارد. لاهوتی به چادری که در حیاط هتل زده بودند اشاره کرد و گفت در این چادر چندباری درباره شریعتی صحبت کرده اما تذکر دریافت کرده است.

آقای لاهوتی آن روز به من گفت که درباره شریعتی مساله وجود دارد و تناقض برای من به عنوان یک نوجوان آنجایی بود که در رادیو سرود «معلم شهید من جان به کف‌اش بود» پخش می‌شد ولی آیت‌الله لاهوتی می‌گفت که در میان اپوزیسیون نمی‌توان شفاف و راحت درباره شریعتی صحبت کرد. بنابراین این پرسش همچنان برای من بدون پاسخ ماند که شریعتی در کجای این منظومه قرار می‌گیرد؟

برداشت سوم:
پس از وقوع انقلاب، ما به ایران بازگشتیم. بهمن ۵۷ احسان بازگشت و خرداد ۵۸ من و یک ماه بعد هم خواهرم سارا برگشت.در اولین روزهای بازگشت به یاد دارم که استاد محمدتقی شریعتی، پدربزرگ‌ام با همراهی دو تن از دوستانش به دیدار امام می‌روند و استاد محمدتقی شریعتی از ایشان می‌خواهد که با توجه به تاثیری که علی شریعتی بر نسل جوان انقلابی گذاشته است، نکته‌ای در معرفی جایگاه شریعتی بیان کنند تا از شدت حملاتی که به شریعتی و اندیشه‌اش می‌شود، کاسته شود و به تعبیر دیگر از شریعتی اعاده حیثیت شود. آیت‌الله خمینی هم خیلی با احترام با استاد برخورد می‌کنند و می‌گویند که چون درباره شریعتی در جناح‌های مختلف اجماع وجود ندارد، برای حفظ وحدت صفوف مصلحت نیست که اسمی برده شود.

قبل از انقلاب مردم، تصمیم می‌گیرند در اقدامی خودجوش نام خیابان را به طالقانی تغییر دهند که آیت‌الله طالقانی از مردم می‌خواهند که به علت وجود حسینیه ارشاد در این خیابان نام شریعتی را بر آن بگذارند. در کنار این حتی نام بیمارستان قلب هم به شریعتی تغییر می‌کند و جالب این بود که طبق روایت احسان نراقی، شاه از اینکه نام شریعتی را بر بیمارستان مادرش گذاشته بودند، شاکی بوده و نراقی هم به او پاسخ داده که این یک حرکت مردمی است و بهتر است مواجهه با آن صورت نگیرد. از این نشانه‌ها که بگذریم، به اولین سالگرد بعد از انقلاب نزدیک می‌شویم.

آن زمان رسم بود که هم ۲۶ اردیبهشت به عنوان روز هجرت دکتر شریعتی و هم ۲۹ خرداد به عنوان روز شهادت دکتر مراسمی برگزار می‌شد. برگزاری مراسم ۲۶ اردیبهشت سال ۵۸ را احسان بر عهده گرفت. این مراسم در زمین چمن دانشگاه تهران برگزار شد و آیت‌الله طالقانی، استاد محمدتقی شریعتی، دکتر سامی، طاهر احمدزاده، مادرم، احسان و یکی از اعضای سازمان مجاهدین (شاید مهدی ابریشم‌چی) صحبت کردند. این مراسم با حضور گسترده جمعیت مواجه شد و ترکیب سخنرانان هم متنوع بود. در فاصله ۲۶ اردیبهشت تا ۲۹ خرداد احسان تصمیم گرفت که برای برگزاری مراسم ۲۹ خرداد فراخوان عمومی در مطبوعات بدهد و از تمام جریان‌های سیاسی مختلف دعوت کند تا برای برپایی این مراسم یک ستاد تشکیل دهند.

تقریبا تمام گروه‌های سیاسی به این فراخوان پاسخ می‌دهند. از گروه جنبش به رهبری علی‌اصغر حاج سیدجوادی گرفته تا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی نماینده خود را به ستاد می‌فرستند. تنها سازمان مجاهدین خلق به علت اعتراض به ترکیب متنوع ستاد و فراخوان دموکراتیک آن نماینده‌ای نمی‌فرستد و خود را کنار می‌کشد. اما در همان ستاد بر سر اسامی سخنرانان مراسم بحث در می‌گیرد. احسان، صدربلاغی را برای سخنرانی پیشنهاد می‌کند اما مجاهدین انقلاب اسلامی مخالف بودند و مجتهد شبستری را برای سخنرانی پیشنهاد می‌کردند و از این زاویه با صدربلاغی مخالف بودند که او از جمله روحانیونی بود که حسینیه ارشاد را تحریم نکرد. در نهایت نماینده سازمان حتی از احسان گلایه می‌کند و او را به آقازادگی و تک‌روی متهم می‌کند.

سازمان مجاهدین انقلاب حتی به این بهانه یک جزوه هم با عنوان «زمانه ولایت‌عهدی و شهبانوگری تمام شده است» منتشر کرد. به‌رغم تمامی دلخوری‌ها مراسم ۲۹ خرداد ۵۸ در زمین چمن دانشگاه تهران برگزار شد و در صف اول این مراسم، چهره‌های مختلف سیاسی حضور داشتند. این مراسم اولین مواجهه به قصد اجماع نیروهایی که جنبش مدنی ایران را نمایندگی می‌کنند بر سر شریعتی بود. تلاش خانواده هم این بود که در اجماع تنها نیروهای دولتی حضور نداشته باشند و گروه‌های حاشیه‌ای هم جایگاه داشته باشند.

پس در این مراسم علی‌اصغر حاج سیدجوادی به عنوان شخصی که اولین نامه را در حمایت از شریعتی نوشته بود در کنار اعضای حزب جمهوری و چهره‌های دولتی نشسته بود. مراسم سال ۵۸ به خوبی برگزار شد و پس از این زمان بود که صف‌بندی‌ها در جامعه انقلابی ایران شفاف‌تر شد. در این شرایط مادرم، پوران شریعت‌رضوی، عضو انجمن دفاع از قانون اساسی بود و نسبت به رویدادها و اقدامات نگاه انتقادی داشت. احسان هم دیدگاه‌های سیاسی خاص خود را داشت و آنها را با مطبوعات در میان می‌گذاشت.

در عین حال شریعتی به یکی از موضوعات محل نزاع تبدیل شد و در این میان گروه‌های سیاسی هم چون فرقان و آرمان مستضعفین ظهور کردند که خود را در ذیل اندیشه شریعتی معرفی می‌کردند و پرونده بحث درباره شریعتی را فعال می‌کردند. در این میان تفکری که خود را پشت اندیشه مطهری پنهان می‌کرد تقابل با شریعتی را پررنگ‌تر جلوه داد و شریعتی را به سمت بیرون سیستم هل داد. این نگاه به شریعتی البته در سال ۵۹-۵۸ نگاه مسلط بود.

برداشت چهارم:
در سال ۵۹ از مدرسه خوارزمی دیپلم گرفتم و همزمان مطلع شدم که منطقه ۱۲ معلم نیاز دارد. با عده‌ای از دوستان برای استخدام به منطقه ۱۲ رفتیم. به من سفارش کرده‌ بودند که نسبت خود با شریعتی را عیان نکنم و نام فامیل ما هم که مزینانی بود. در صف ایستادیم تا به نوبت مصاحبه‌ای با ما انجام شود. نوبت به من رسید و سوالات عقیدتی و ایدئولوژیک مربوط به گزینش پرسیده شد. فردی که با من مصاحبه می‌کرد و بعدها به ریاست سازمان ملی جوانان در زمان دولت اصلاحات رسید در میانه مصاحبه به من مشکوک شد و پرسید که آیا نسبتی با شریعتی داری؟ آن زمان نام مزینانی نام شریعتی را تداعی می‌کرد. من تصمیم گرفتم شفاف باشم و گفتم که دختر شریعتی هستم.

بعد از این اعتراف نظر من را نسبت به فعالیت‌های مادرم و احسان پرسید. پاسخ دادم که فعالیت اعضای خانواده به من ارتباطی ندارد و می‌خواهم فعالیت خود را داشته باشم. بعد از انجام مصاحبه با تمام افراد، به من گفتند که اجازه تدریس درس دینی در دو مدرسه جنوب تهران را دارم اما نباید نسبت‌ام با شریعتی علنی شود. از من یک نام مستعار خواستند و من نام علوی‌نژاد را برای خود انتخاب کردم. دوران تدریس من البته خیلی کوتاه بود و فاش شدن هویت واقعی‌ام منتهی به اخراج از آموزش و پرورش شد. اما جذابیت آن دوران در این نکته بود که من به عنوان یک جوان تازه دیپلم گرفته باید به هم‌سن‌وسالان خود که در آستانه گرفتن دیپلم بودند درس می‌دادم و هنوز چون کتاب درسی دینی تدوین نشده بود، مفاد درس را شخصا طراحی می‌کردم.

بدین‌ترتیب نام شریعتی مانع از آن شد که حق طبیعی من لحاظ شود. از طرف دیگر موضع‌گیری‌های انتقادی مادرم و احسان و نیز تعریف نشدن آنان ذیل گروه‌های رسمی به حساب جاه‌طلبی آنها گذاشته می‌شد. لذا چنین نگاهی درباره شریعتی غالب بود اما با این همه در سال ۵۹ هم دو مراسم ۲۶ اردیبهشت و ۲۹ خرداد در زمین چمن دانشگاه تهران برگزار شد. مراسم سالگرد در شرایطی برگزار شد که نشریات مروج اندیشه شریعتی همچون آرمان مستضعفین توقیف شده بودند. در مراسم سال ۵۹ در میانه صحبت احسان جمعیت به تب و تاب افتاد و عده‌ای به سمت تریبون هجوم آوردند. مادرم به میان جمعیت رفت و سعی در آرام کردن معترضین داشت و نهایت اینکه به رغم درگیری‌ها این مراسم تا پایان ادامه یافت.با این همه نگاه‌ها به شریعتی هر روز تندتر می‌شد و شرایط برای ما سنگین‌تر.

برداشت پنجم: خانواده تصمیم گرفت مراسم ۲۶ اردیبهشت ۶۰ را در استادیوم شیرودی برگزار کند که در آخرین لحظه میرسلیم، وزیر کشور مجوز برپایی این مراسم را صادر نکرد. بعد از این مواجهه تصمیم گرفتیم که مراسم را در منزل برگزار کنیم. در میانه مراسم به یکباره شنیدیم که کوچه را بسته‌اند تا بنی‌صدر که آن زمان رئیس‌جمهور بود به منزل ما بیاید. بنی‌صدر هیچگاه در چنین مراسم‌هایی حاضر نمی‌شد و در هیچکدام از برنامه‌های قبلی شریعتی حضور نداشت اما به ناگاه در مقام رئیس‌جمهور با مجلس اعلام همبستگی کرد که اجازه رسمی برای برپایی نیافته است. این مراسم به خیروخوشی تمام شد.

یک ماه و نیم بعد و درست یک روز قبل از ۳۰ خرداد ۶۰ مراسم ۲۹ خرداد برگزار شد. این برنامه هم مجوز برپایی در شیرودی و زمین چمن دانشگاه را نیافت و باز هم در منزل برگزار شد. نمایندگان بسیاری از جنبش‌های آزادی‌بخش در این مراسم حضور داشتند و بیانیه‌های مختلفی پشت تریبون خوانده می‌شد. زمانی که اعلامیه مجاهدین خلق افغانستان خوانده می‌شد، گروهی به تصور خوانده شدن بیانیه سازمان مجاهدین خلق به جمعیت و منزل ما حمله کردند و در کوچه و داخل حیاط درگیری آغاز شد. مادرم و احسان را از منزل خارج کردیم که البته احسان در خانه یکی از همسایه‌ها شناسایی شد و کتک مفصلی هم خورد.

در جریان این درگیری‌ها گاز اشک‌آور به داخل خانه پرتاب کردند که تعدد این گازها وضعیت تنفسی استاد محمدتقی شریعتی را خراب کرد و ایشان نیمه‌جان گوشه‌ای افتاده بودند. به مدت نیم‌ساعت نیروهای ناشناس مسلح جمعیت را سرکوب کردند. بعد از آرام شدن فضا اولین واکنش به این حمله از سوی سپاه پاسداران انجام شد. یک گروه به منزل ما آمدند تا عاملان حمله را شناسایی کنند. در میان این گروه یک جوان پاسدار پس از آنکه فهمید در منزل شریعتی قرار دارد و استاد محمدتقی شریعتی را به صورت نیمه‌جان در مقابل چشم می‌دید به گریه افتاد و باور اتفاق برایش سخت بود. دومین واکنش از سوی وزارت کشور صورت گرفت که چند ساعت پس از رویداد، نمایندگان آیت‌الله بهشتی برای برآورد خسارات وارد شده به منزل ما آمدند.

تمام شیشه‌های خانه‌های اطراف شکسته بود و نمایندگان وزارت کشور گفتند که پول شیشه‌ها را می‌پردازند اما در عمل چنین نشد و تمام خسارات را مادرم پرداخت کرد. فردای آن روز هم رئیس مجلس،‌ هاشمی‌رفسنجانی و نمایندگان مجلس مراتب نگرانی و تعجب خود را از این رویداد اعلام کردند. ما عمدا وضعیت منزل را چند روزی به همان حالت حفظ کردیم و نکته جالب حجم کفش‌هایی بود که در حیاط منزل و پس از فرار حاضرین بدون کفش باقی مانده بود.

به یاد دارم که فردای حادثه استاد محمدتقی شریعتی ساعت‌ها در میان کفش‌ها به دنبال لنگه کفش خود بودند تا برای عیادت همسر خود که در بیمارستان بستری بود از منزل خارج شوند. باری، پس از رویداد ۲۹ خرداد ۶۰ پرونده شریعتی بسته شد. از سال ۶۸ کم‌کم در دانشگاه‌ها مراسم‌هایی به مناسبت بزرگداشت شریعتی برگزار می‌شد و در دهه ۷۰ باز هم در حسینیه ارشاد مراسم بزرگداشت برای علی شریعتی برگزار شد.
http://yourconsortium.org/wp-cron.php?doing_wp_cron=1607121330.8384099006652832031250
برداشت ششم:
در سال ۵۸ روزهای دوشنبه در منزل ما جلسات سخنرانی برگزار می‌شد. این جلسات بدون دعوت و با حضور خودجوش مردم برگزار می‌شد. یکی از همین دوشنبه‌ها در آذر ۵۸ بود که آیت‌الله تهرانی در مشهد تهدید به افشاگری کرده بود و به قهر از مشهد به تهران آمده بود و در منزل ما ساکن شده بود. آیت‌الله لاهوتی برای دیدار و گفت‌وگو با آیت‌الله تهرانی به منزل ما آمد. جمعیت زیادی حاضر بودند و آیت‌الله لاهوتی و تهرانی هم برای جمعیت صحبت کردند. در این میان تلفنی خبر دادند که حاج سیداحمد آقا خمینی برای دیدار با آیت‌الله تهرانی به منزل ما خواهد آمد.

ایشان نمی‌دانست که روزهای دوشنبه در منزل ما برنامه سخنرانی است و وقتی به منزل وارد شد از دیدن جمعیت متعجب شد. در میان جمعیت مادر رضایی‌ها و خانم متحدین هم حضور داشتند. با دیدن سیداحمد خمینی، مادر من و خانم متحدین برای تظلم‌خواهی شروع به صحبت کردند. بعد از این صحبت‌ها بود که سیداحمد خمینی سخنرانی کرد و گفت: «می‌دانم تا چند سال دیگر اصلا نمی‌توان نام شریعتی را در این کشور بر زبان آورد و گروهی که علیه شریعتی در سال ۵۰ فتوا و بیانیه دادند را می‌شناسم.»

خلاصه سیداحمد آقا حرف‌های تندی در این مراسم زد و از جمله آغاز و سرفصل سیاسی موضوع خط ۳ از زبان سید احمد آقا خمینی از این جلسه مطرح شد. بعد از پایان سخنرانی هم با آیت‌الله تهرانی به صورت خصوصی گفت‌وگو کرد. ما نوار آن جلسه را پیاده کردیم و از سیداحمد خمینی اجازه گرفتیم تا متن صحبت‌ها را به صورت کتابچه منتشر کنیم. بعد از انتشار این جزوه و در پی فشار و برخورد نمایندگان مجلس، آقای احمد خمینی صحبت‌های خود را تکذیب کرد که این تکذیب با واکنش آیت‌الله لاهوتی مواجه شد.

منظور از بیان این رویداد، اخذ این نتیجه است که بنا به گفته سیداحمد خمینی در سال‌های ۵۸ و ۵۹ هیچگونه اجماعی بر روی شریعتی وجود نداشت و اتوماتیک به سمت اپوزیسیون رانده شد و بعد هم در این اپوزیسیون طرد شد، در نتیجه هیچکدام حاضر نبودند «» را بپذیرند.جالب این بود که احسان وقتی برای اولین بار وارد سبزوار شد بر روی دست‌ها بلند شد و جمعیتی عظیم به استقبال او آمدند اما زمانی بعدتر او مجبور به فرار از سبزوار شد. بدین ترتیب اجماع نصف و نیمه‌ای که بر سر شریعتی در ماه‌های آغازین انقلاب ایجاد شده بود به مرور از بین رفت.

برداشت هفتم:
به‌رغم این تصور که شریعتی متولیان زیادی دارد اما تجربه ما در همان سال‌های اول انقلاب این تصور را باطل کرد. تنها در سال ۵۸ و آن هم به ابتکار احسان بود که گروه‌هایی همچون حزب جمهوری و سازمان مجاهدین انقلاب و گروه‌های حاشیه قدرت با همراهی همدیگر مراسمی برای شریعتی برگزار کردند اما پس از آن بود که بسیاری چهره‌ها و گروه‌ها با شریعتی اعلام مرزبندی کردند و تمام کسانی که امروز شریعتی را نوستالژی جوانی خود می‌دانند در آن دوره همراه نبودند.

وقتی داغ‌داغ به داستان شریعتی و متولیان انقلاب ایران می‌نگریم درمی‌یابیم که هر دو طرف به یکدیگر مشکوک و با تردید می‌نگرند. تجربه من به عنوان عضوی از خانواده شریعتی دریافت سیگنال‌های منفی بوده است، هم در دوران کودکی و هم جوانی. پس چه بسا احساس ناامنی خانواده هم بیانگر دوگانگی وضعیت شریعتی می‌تواند باشد.
http://dunken.com/thumbnail.asp?file=assets/images/napoleonic_25mm/501.gif
:
سوسن شریعتی کافی‌شاپ موزه هنرهای معاصر را برای گفت‌وشنود درباره داستان خود و شناخت علی شریعتی انتخاب می‌کند. می‌گوید در سال‌های ۵۸ و ۵۹ ساعت‌های زیادی را در این مکان به گفت‌وگو و بحث می‌گذرانده و آرامش این کافی‌شاپ در ذهن‌اش باقی مانده است. سوسن شریعتی در این روایت از چهلمین روز وفات دکتر علی شریعتی آغاز می‌کند و از سختی‌های برگزاری مراسم بزرگداشت علی شریعتی در سه سال آغازین انقلاب می‌گوید تا در خلال صحبت‌هایش در پی اثبات این حرف باشد که شریعتی «راه سوم» بود و با هیچ کس نبود. خواندن روایت فرزند شریعتی از نگاه به شریعتی بعد از انقلاب، همان که معلم انقلاب خوانده می‌شد، روایتی خالی از لطف نمی‌تواند باشد.

برگرفته از

مطالب مرتبط

Subscribe
Notify of
guest
78 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
خسرو محبي
خسرو محبي
ژوئن 22, 2010 9:03 ق.ظ

می توانم بگویم که اندیشه های تحول گرا و انقلابی شریعتی در زمینه های دینی، سیاسی و اجتماعی نوعی رنسانس در تاریخ اسلام و بلکه جهان محسوب می شود که البته به مضاغ خیلی ها خوش نمی آید. او زنده است چون اندیشه هایش ناب است. چون اندیشه های او در رگ تاریخ جاری شده است و همواره مخاطبین خود را فرامی خواند و درس چگونه زندگی کردن را به آنها می آموزد. فریاد “نه!” او از پس این سالیان همچنان طنین افکن است.

آزاده
آزاده
اکتبر 3, 2011 5:02 ب.ظ

جسارتا مضاغ نه، مذاق. شریعتی واقعا رنسانس تشیع را پایه گذاری کرد، هر چند آخوندهای متحجری باشند که نتوانند او را بپذیرند. باید گفت که نسل امروز ما و فردا همانند نسل دیروز است که شریعتی کتاب “پدر، مادر ما متهمیم” را از زبان آنها نوشت. ما می بینیم که روز به روز جوانان بیشتر به آخوندها و احکام دینی شک می کنند چون بسیاری از مسائل آن و حرف های این افراد با عقل و علم سازگار نیست. من خودم داشتم از دین خارج می شدم که به من گفتند در تفقه اسلام برداشت های مختلفی وجود دارد که… Read more »

نادر
نادر
ژوئن 20, 2012 6:17 ب.ظ
Reply to  آزاده

خانم محترم شما چنان حرف میزنی که دکتر مخالف آخوند بوده.لامه بدونی که دکتر هم ازجانب پدروهم ازجانب مادرآخوندزاده هست.مهمتر اینکه بدونی ازرفقای صمیمی آقای خامنه ای بوده.دکترباآخوندهای متحجر مخالف بوده نه آخوندهای مبارزی که بقول خودش تمامی نهضت های معاصر رو اونا بوجود آوردن.لازمه بدونی که دکترمقلدامام خمینی بوده شدیدا پایبند به دین وتشیع.احتمالا پدر بزرگوارشما راست میگه.لطفا بیشترازاینا نسبت ناروا به دکتر ندین.مثل شما زیادن که دارن آبروشو میبرن.
اینم ایمیلم خواستی باهام درتماس باش
[email protected]

محمدعلی ناظری
Admin
ژوئن 21, 2012 11:38 ق.ظ
Reply to  نادر

به شدت تکذیب می شود. به هیچ عنوان نمی توان شعار شریعتی “اسلام منهای روحانیت” را با این نوع استدلال ها ، تحریف کنید. رجوع یه مجموعه آثار شریعتی و همچنین: حکومت مذهبی رژیمی است که در آن به جای رجال سیاسی، رجال مذهبی (روحانی) مقامات سیاسی و دولتی را اشغال می‌کنند و به عبارت دیگر حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت. آثار طبیعی چنین حکومتی یکی استبداد است، زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین می‌داند و در چنین صورتی مردم حق اظهارنظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند. یک زعیم… Read more »

elham
elham
جولای 3, 2010 2:59 ب.ظ

درست است دکتر شریعتی رابا هیچ کدام از این دو گروه (رزیم قبل و بعد از انقلاب ) نمی توان یکی کرد و در هیچ کدام جای ندارد . شریعتی یک راه بود جدا از این دو که خود مسیر رسیدن به آزادی و آزادگی را معنی می کرد .راه او راهی است که جوانان ما باید در پذیرش صحیح ونگرش درست آن به راهنمایی های بزرگانی مثل دکتر پوران و فرزندان ومتفکران نواندیش متوسل شوند که پیداکردن این راه خیلی سخت است .در بعضی از جاها اتخاذ تصمیم اشتباه است که انتخاب را به مویی بند میکند .ولی راه… Read more »

گکرواتی غربزده شش تیغ کرده!!!
گکرواتی غربزده شش تیغ کرده!!!
دسامبر 12, 2010 4:22 ب.ظ
Reply to  elham

باید از خود پرسید چرا شاه تحمل شریعتی را نداشت؟
چرا مدعیان دیروز و حاکمان امروز هم تاب دکتر را ندارند؟
در اندیشه های شریعتی چیست که هر دو دسته از آن وحشت دارند؟دکتر چه منافع آنها را به خطر انداخته که اینگونه آشفته شدند؟

گل سرخ
گل سرخ
جولای 17, 2011 9:46 ق.ظ

برادر بزرگوار؛شریعتی یک دیدگاه وبرداشت دیگرگونه ازاسلام داشت که برای خیلی هادرزمان شاه خوب نبود(سیستم شاه,اسلام رایج ان زمان,وگروهای مخالف دین) وجالب اینکه در این روزهم برای خیلی ازمسلمانان مضررمیباشد(لطفاکتاب؛ تخصص ؛دکترشریعتی رابخوانید…البته اگرپیدایش کنید خیلی خوش شانس هستید)…ریشه اعتقادات دکتر ؛ اسلام منهای روحانیت ؛است (کتاب تخصص)

ع-نجفی
مارس 4, 2012 3:04 ق.ظ
Reply to  گل سرخ

مگر از زبان همین آقای دکتر شریعتی درصحن حسینیه ارشاد اعلام نگردید:هرکجامبارزه ای با اجانب واستعمارگران درمملکت ما بوده است جلودار آن حتما روحانیت وهرجا قرارداد وطن فروشانه ای بوده است امضائ یک روشنفکرغربزده پای آن بوده است.پس چطور این تهمت ناجوانمردانه را به این متفکر وشهید راه اسلام وارد میننمایید؟ بدانید بااین کار عملا باعث محدودیت نشر آثار دکتر خواهید شد.

نادر
نادر
ژوئن 20, 2012 6:21 ب.ظ
Reply to  elham

لطفا احساساتی حرف نزنید.دکتر انسان بزرگی بود ولی مطمئن هستم که شما آثاراونومطالعه نکردین واحساساتی حرف میزنین.

محمدعلی ناظری
Admin
ژوئن 21, 2012 11:36 ق.ظ
Reply to  نادر

لطفا در مورد دیگران قضاوت نکنید!

نادر
نادر
ژوئن 25, 2012 12:17 ق.ظ

یعنی به نظر شما باید نشست تا آبروی این مرد بزرگ ویه عده که اصلا دکترو نمیشناسن ببرن؟اصلا به بیمعنا بودن این جمله(لطفا در مورد دیگران قضاوت نکنید!)توجه کردین؟

محمدعلی ناظری
Admin
ژوئن 25, 2012 7:13 ب.ظ
Reply to  نادر

شما چگونه با “اطمینان” در مورد دیگران نظر می دهید. شاید علم لدنی دارید!

نادر
نادر
ژوئن 25, 2012 12:20 ق.ظ

مجبورم کردی اشاره کنم به کامنت خانم الهام.بخون این چه معنی میده: (ست است دکتر شریعتی رابا هیچ کدام از این دو گروه (رزیم قبل و بعد از انقلاب ) نمی توان یکی کرد و در هیچ کدام جای ندارد . شریعتی یک راه بود جدا از این دو که خود مسیر رسیدن به آزادی و آزادگی را معنی می کرد .راه او راهی است که جوانان ما باید در پذیرش صحیح ونگرش درست آن به راهنمایی های بزرگانی مثل دکتر پوران و فرزندان ومتفکران نواندیش متوسل شوند که پیداکردن این راه خیلی سخت است .در بعضی از جاها اتخاذ… Read more »

محمدعلی ناظری
Admin
ژوئن 25, 2012 7:15 ب.ظ
Reply to  نادر

خانم دکتر پوران شریعت رضوی ؛

همسر دکتر علی شریعتی . خواهر آذر شریعت رضوی!

شما بفرمایید چه معنایی می دهد!؟

گروه شریعتی
Editor
جولای 7, 2010 10:32 ب.ظ

شاید بهتر باشد تیتر این مطلب تغییر کند. تنها چند خط این خاطرات متعلق به این دیدار مذکور می‌باشد !
سوسن شریعتی گویا در این مطلب جایی ندارد !؟

ziba
ziba
جولای 13, 2010 10:22 ق.ظ

۲۲/۴/۱۳۸۹ به نظر من در دنیا دو گروه وجود دارند گروهی که دغدغه های خود و نزدیکان خود را دارند و گروهی که علاوه بر دغدغه های خود ، دغدغه های بشریت را نیز دارند. شریعتی در گروه دوم بود که بیدار بود و می دید و چون می دید رنج می برد و فریاد میزد که ای خفتگان بیدار شوید که وقت تنگ است و آتش جهل همه جا را گرفته است. او همه سعی خود را برای این بیداری انجام داد. در تمام طول زندگی کوتاهش فریاد کرد تا شاید گوشی که نمیشنود، بشنود و نگاهی که نمی… Read more »

گل سرخ
گل سرخ
جولای 17, 2011 9:59 ق.ظ
Reply to  ziba

افرین زیباخانم زیبا,افکارتان نیزمثل نامتان زیباست,این سرزمین پابرجا میماندچون هنوزکسانی به مانند شماباتفکرات دگراندیشانه وجوددارند…خدایازیستنی عطایم کن که درلحظه مرگ به بیهودگی ان حسرت نخورم…دکتر شریعتی

کوثر
کوثر
جولای 23, 2010 12:59 ب.ظ

درمورد صحبت امام خمینی که گفتند صلاح نیست در رابطه با دکتر شریعتی صحبت کنند وحدت جامعه به هم میخوره… .امام خمینی یک جایی گفته بودند”اگربه مابگویندبین حکومت اسلامی وحجاب یکی راانتخاب کنید ماحکومت اسلامی را انتخاب میکنیم.”فقط یه مثال بود برای اینکه بگم وحدت درست واصولی چقدربرای امام مهم بود.همین الان هم این جمله رو به خیلی از مذهبی هاییکه خودشون روطرفدارسرسخت امام میدونن بگین دوتانظردارن یاباخودشون میگن این جمله امام نیست یامیگن مگه حکومت اسلامی بدون حجاب میشه؟؟؟؟؟؟؟؟

محمدصادق خوبی نژاد از داخر
سپتامبر 1, 2011 10:25 ب.ظ
Reply to  کوثر

شریعتی خودش راهمدرد تمام انسانهایی می داند که حکومت های ظالم تاریخ به انها ظلم کردند وفریاد آزادی سر میدهد اما او تنهاست ورنج می برد اری شریعتی ابوذر دوران ماست

کوثر
کوثر
جولای 23, 2010 1:02 ب.ظ

واقعا صحبتهای دکتر هرفردبی غرضی روتحت تاثیر قرارمیده.

حبیب زاده
حبیب زاده
آگوست 4, 2010 9:41 ق.ظ

شریعتی ؛ شریعتی است.

گل سرخ
گل سرخ
جولای 17, 2011 10:27 ق.ظ

همانگونه که؛ فاطمه فاطمه است. اشاره به کتاب بسیار جالب دکتر .

آ . د . م
آگوست 10, 2010 12:50 ب.ظ

سلام ؛
خسته نباشید…

پاسخ به لینک زیر، احساس میشود ( در سایت پاسخ دهید )

http://www.moh1979.blogfa.com/post-231.aspx

mehrdad
mehrdad
آگوست 14, 2010 11:43 ق.ظ

shariati tabalvore danesh,talashe
ta jaee ke dar zaman daneshjoo 99ketab az ostad va 100 ketab az baghie jolotar bode
ya khondan shahname dar chand shab
shariati nabeghe bode

بهترین انتخاب
بهترین انتخاب
آگوست 23, 2010 6:20 ب.ظ

بهتر است که ما شریعتی و مطهری را با هم داشته باشیم.
به هر حال هر کدام از آنها اندیشه هایی داشتند که در بعضی موارد اندیشه شریعتی و در بعضی موارد ادیشه های مطهری درست می باشد.
به نظر من اندیشه واقعی از جمع بندی اصول اندیشه این دو جمع می گردد.

داور
داور
آوریل 27, 2011 6:12 ب.ظ

اصول این دو در خیلی موارد در تضاد کامل است .

مسعود
سپتامبر 11, 2010 1:28 ق.ظ

با سلام و درود به روح پاک مردان خدایی
دکتر شریعتی در قلب عده ی زیادی از افراد نقش بسته و هرکس وظیفه دارد تا زمان ظهور منجی بزرگ به راه او که راه مولایش علی است ادامه دهد و خود را برای حضور در نبرد نهایی آماده کند.
به امید پیروزی کامل حق بر باطل

سپیده
سپیده
سپتامبر 18, 2010 12:09 ق.ظ

“اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست…او جانشین تمام نداشتن هاست…نفرین ها و افرین ها همه بی ثمر است. اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از اسمان هول وکینه بر سرم ببارد تو مهربان جاودان اسیب ناپذیر من هستی . ای پناهگاه ابدی تو می توانی جانشین همه ی بی پناهی ها شوی…” روحش شاد…

FARYAD
FARYAD
اکتبر 15, 2010 9:45 ب.ظ

در خصوص شریعتی البته بعضا اختلاف برداشت های میان شهید بهشتی، شهید مفتح و شهید صدر از یک سو و علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله مصباح یزدی از سوی دیگر وجود داشت. به طور کاملا طبیعی برخی انتقادات شهید مطهری و آیت‌الله مصباح از شریعتی را شهید بهشتی قبول نداشت و بعضاً درصدد پاسخ به آنها برمی آمد و بحثی علمی در می گرفت. شهید بهشتی در عین حال به کسانی که در مقابل انتقادات منطقی آیت‌الله مصباح موضع می گرفتند هم واکنش نشان می داد و می گفت: «مگر همین شما دوستان نبودید که من در اولین یا… Read more »

امیر
امیر
اکتبر 29, 2010 9:25 ب.ظ
Reply to  FARYAD

شما مدرکی برا حرفات داری یا همینجوری از قول این و اون ملت رو کافر میکنی؟؟!!!
البته ممکنه وقتی روحانی زعیم شد در مورد مسلم بودن ملت قضاوت کنه!
بنده خدا دکتر اگه ۱۰ تا کتاب نوشته ۹ تاش تو حوزه دین بوده حالا آقایون اصل ماجرا رو میبرن زیر سوال!
یکی رنجشو میبره یکی آقاییشو یکی دیگه هم زرو زورشو، اصولا دین اینجوریه

FARYAD
FARYAD
نوامبر 8, 2010 5:28 ب.ظ
Reply to  امیر

چی بگم وقتی برداشت سطحی از این مطالب موجبه بستن چشم ها و گوش ها مون میشه!!!!!
نه نقد کردیم نه تعریف…
واقعیت!
این کافیه
حال اگه بدونیم دکتر اشتباهی کرده یا استا مطهری یا … این باعث نفی شخصیت و جایگاشون نمیشه!
جالبه که زوال اسلام رو دوستان راحت می بینند ولی زوال رویکرد و باور اسلامی رو که من ، تو ،ما باعثشیم رو میخوایم تو نظر فلسفه و منطق ببینیم!
انگار ۱۴۰۰ ساله که کسانی نبودند، تو دوران مختلف این نوع حرف ها رو بزنه…!

سربدار
سربدار
نوامبر 4, 2010 11:59 ق.ظ
Reply to  FARYAD

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید / گو تو خوش باش که ما گوش به احمق ندهیم.
دوست عزیز ، خوشبختانه زمان مشکل قضاوت ما رو نسبت به دیدگاه جناب مطهری و خمینی حل کرده فقط کافیه یه نگاه به اطرافت بندازی تا زوال اسلام رو تو فقر اندیشه های آقایون رو تو عمل مشاهده کنی. لطفا سخنرانی “پدر و مادر ما متهمیم ” استاد رو تو همین سایت گوش کنید و به این نکته دقت کنید که این سخنرانی مربوط به بیش از ۳۰ سال قبله.

لينا
لينا
دسامبر 8, 2011 10:21 ب.ظ
Reply to  سربدار

سلام
من نسبت به شریعتی اینقدر دید منفی نداشتم که حالا دارم چون میگن آدمارو میشه از طرفداراش شناخت تو که طرفدارش باشی معلومه اوضاع احوالش چیه

محمدعلی ناظری
Admin
دسامبر 9, 2011 12:58 ق.ظ
Reply to  لينا

خدا رحمت کند دکتر شریعتی با این جمله سخیف یاد سخنرانی “چه نیازی است به علی؟” افتادم.. بازگوییش خالی از لطف نیست: در صفین قیافه‌های شناخته شده و پلیدِ بنی‌امیه هستند که با علی میجنگند و در نَهروان قیافه‌های ناشناخته مقدس ماب مؤمن. اما در جمل‬ ‫کیست؟ عایشه اُمُ المؤمنین است و طلحهُ الخیر و زبیر نوادهٔ عبد المطلب، یعنی بزرگترین شخصیت‌های اسلامی.‬ این مبارزه غیرِ قابل تحمل است، تکان دهنده است، حتی برای پیروِ علی که همراهِ او به جنگ آمده است. یکی از سربازان علی به عنوان اعتراض به‬ ‫او میگوید که اگر تو نصیحت کردی و آنها… Read more »

مکتب علي
مکتب علي
نوامبر 26, 2010 2:09 ب.ظ

من نمی دونم شماازکجامی گیدعلامه طباطبائی شریعتی روبه حضورنپذیرفت!ایشون درموردشریعتی می گه:برداشت من ازاسلام بابرداشت شریعتی متفاوته!جای دیگه ای میگه من حاضرنیستم چون گفتم فلان حرف شریعتی اشکال داره پس شماهم بگیداشکال داره,شخصااستدلال کنید_ شهیدمطهری توی نامه اش دچارتناقض گویی میشه!وباوجوداحترام زیادمن برای این نامه ازشهیدمطهری ارزش چندانی قائل نیستم_ شریعتی یک روشنفکرواقعی ودلسوزجامعه انسانی بودکه متاسفانه یه عده ای شبه مذهبی به دنبال تهمت وتحقیراوهستند!

محمدصادق خوبی نژاد از داخر
سپتامبر 1, 2011 10:40 ب.ظ

مشکل ما اینست که شخصیت ها رابه جای حقیقت ملاک قرار می دهیم این فرمودهی حضرت علی چه زیباست که نکند زمان فتنه ها افراد را ملاک قرار دهید اما ما امروز دچار همان شدیم اصلا مگه طباطبایی پیامبر است که میگن استادرابه حضور نیافت پدر استاد خودش از طباطبایی بالاتره

احد
احد
نوامبر 28, 2010 11:29 ب.ظ

من کتابهای شریعتی و مطهری را خوانده ام تمامی افکار مطهری به نوعی الهام از تیز بینی ،شعور و دانش دکترشریعتی میباشد قاطعانه بگویم مطهری ازافکار شریعتی به خوبی استفاده کرده و آنها را فهمیده است در ضمن کسی نمی تواند ادعاکند که شریعتی مطلقادرست گفته است او هم در بطن افکار خود کم و کاستیهای داشته است اما شریعتی به نظر من به چند ستودنی است ۱-شرایط زمانی و مکانی خود را ازجهت پرداخت افکار برای ایجاد دنیای جدید به خوبی درک کرده است یعنی چه تفکری برای چه مردمی در چه مکانی با چه باورهای .به درستی علم… Read more »

گل سرخ
گل سرخ
جولای 17, 2011 10:20 ق.ظ
Reply to  احد

ولی برادر گرامی؛دکتر شریعتی ومطهری کاملا درمورد اعتقادات اسلامی درتقابل هم هستند.وهرکدام اندیشه ودیدگاه جداگانه دارندوالبته بسیارمتفاوت از همدیگر.

مظلوم
مظلوم
نوامبر 9, 2011 6:09 ب.ظ
Reply to  گل سرخ

در این میان کسی به نظرات آیه ا… خامنه ای اشاره نمی کند، او که شریعتی را از نزدیک می شناخت و با او حشر و نشر هم داشته. آقای خامنه ای شریعتی را شخصی مثبت و نافع به حال ایران و انقلاب معرفی می کند و از او دفاع نیز می کند. اگر تابع رهبر هستیم پس ملاک ما نباید نظرات آقای مصباح و یا کسانی دیگر باشند، هر چند که آنها نیز منطق خاص خود شان را دارند و از این رو قابل احترام هستند

ع-آشفته
ع-آشفته
دسامبر 7, 2010 12:57 ب.ظ

از یاد نبریم:
شریعتی ۴ بعد دارد
۱٫اجتماعیات
۲٫اسلامیات
۳٫کویریات
۴٫گفتگوهای تنهایی
شماره ۱ تخصص و پژوهش است.
شماره ۲ بستر خانوادگی و مذهب است.
شماره ۳ رمانسیسم و ایدئالیسم است.
وشماره ۴ به تعبیر خودش مالیخولیا و جنون هایش است.
خواهش میکنم هر قسمت از شریعتی را در قسمت خودش برسی کنیم.

ع-آشفته
ع-آشفته
دسامبر 7, 2010 2:03 ب.ظ

همچنین این ۳ بعد شخصییتی شریعتی بعد از درون گرایی و استنباط باطنی نشئات گرفته از تحصیلات اوست.
او جامعه شناسی خوانده: اجتماعیات.
تاریخ ادیان خوانده:اسلامیات.
ادبیات خوانده:کویریات.
و گفته گو های تنهاییش روان پریش گونه هایی است که تمام انسانها در عمر خود دست کم برای ۱بار آن را تجربه میکنند.

کرواتی غربزده شش تیغ کرده!!!
کرواتی غربزده شش تیغ کرده!!!
دسامبر 12, 2010 4:16 ب.ظ

دوستی یه لینک زده بود با این عنوان که پاسخ به لینک زیر احساس میشود. http://www.moh1979.blogfa.com/post-231.aspx من رفتم وبلاگ رو خوندم تنها چیزی که داشت این بود که یه بابای مجهول الهویه نقل کرده شریعتی درست حسابی نماز نمیخونده و آقای مجتهدی هم گفته اگر اسم شریعتی رو از رو خیابون شریعتی بردارند من به همه ولیمه میدم(عجب دست و دلبازیه این بابا) یه کامنت گذاشتم و در آنجا نوشتم: “یه دیوونه ای سنگی رو تو چاه میندازه هزار تا عاقل از در آوردنش عاجز می مونند. ولی کار این دیوونه در مورد مسایل اجتماعی و ایدئولوژیک به نظر من… Read more »

کرواتی غربزده شش تیغ کرده
کرواتی غربزده شش تیغ کرده
دسامبر 12, 2010 4:32 ب.ظ

……….. آیت‌الله خمینی هم خیلی با احترام با استاد برخورد می‌کنند و می‌گویند که چون درباره شریعتی در جناح‌های مختلف اجماع وجود ندارد، برای حفظ وحدت صفوف مصلحت نیست که اسمی برده شود………. نمیدانم خانم شریعتی نمیدانند یا مصلحت ندیدند که بگویند امام قبل از انقلاب موضع خود را نسبت به شریعتی بدون اسم بردن از ایشان بطور شفاف مشخص نموند.بخشی از سخنرانی امام در ختم مرحوم پسرشان مصطفی خمینی پاسخگویی به افکار شریعتی در مورد آخوندیسم و صفویه است. آنجا که میگوید تو چکاره هستی بگوی که آخوند نباشد اسلام بدون آخوند معنا ندارد…………… شاید اوایل انقلاب پنهان کردن… Read more »

مسعودآسیونددزاده
مارس 3, 2019 11:51 ب.ظ

آیه ۱۲۲ سوره توبه رسمیت بخشیدن به نهاد علما(روحانیت)است شریعتی موید علما و منتقد روحانیت به عنوان تقلیدی از روحانیت کاتولیک بودالبته نمی دانم او چه شباهتی بین این دو صنف در اسلام و کاتولیسم دیده بود ولی جریان آخوند درباری معتقد به جدایی دین از سیاست (سیدکاظم شریعتمداری و….)و حجتیه و موارد مشابه شاید نمونه هایی برای مصادیق مورد نظر شریعتی باشند چرا که او ارادت محضی به علما از جنس امام خمینی داشت

محمدرضا زنده دل مشهد
محمدرضا زنده دل مشهد
دسامبر 14, 2010 11:05 ب.ظ

درهرزمانی انساهای ضهورمیکنند که اززمان خود جلوترند وفهم ودرکی بسیارعمیق وخداگونه دارند. مولای متقیان علی علیه سلام درعصرخود ……امیرکبیر.دکترمصدق.شریعتی.محمدخاتمی.و دکترمهاجرانی درزمان ما. بیایید اندیشه این مردان خدارا قدربدانیم و برای بهتر زیستن ازمنش وروش انان بهرهمندشویم

لينا
لينا
دسامبر 8, 2011 10:31 ب.ظ

سلام
واقعا ضد حال زدیا محمدخاتمی.و دکترمهاجرانی که حسابی به خودشون گند زدن کجای کاری

بهمن
بهمن
دسامبر 30, 2011 1:15 ق.ظ

واقعا متاسفم برای شما که محمد خاتمی و مهاجرانی رو با علی مقایسه میکنی . علی کجا و این آدمای به ظاهر متمدن و با فرهنگ کجا

mehdi
mehdi
دسامبر 28, 2010 9:03 ب.ظ

امروزگرسنگی فکر از گرسنگی نان فاجعه انگیز تر است .شهید معلم علی شریعتی .روح اش شاد یادش گرامی باد

مرید حاج علی
مرید حاج علی
فوریه 24, 2011 5:55 ق.ظ

ایمان دارم به این موضوع که هیچکدام از رفقا درک درستی از دکتر ندارند جز یک سری کلمات قصار .وما ادراک

گل سرخ
گل سرخ
جولای 17, 2011 10:12 ق.ظ

دوست گرامی؛بهترین درک درست ازشریعتی مطالعه کتابهایش میباشد,توصیه میکنم,پدر مادر ما متهمیم و تخصص راحتمامطالعه بفرمایید…موفق باشید

نادر
نادر
ژوئن 25, 2012 12:23 ق.ظ

شما کاملا درست می فرمائین.منم نظرم همینه.اینا بیشتر شور
دکتر رو درک کردن نه شعورشو.یه عده هم دارن ادا روشنفکرا رو در میارن.

ناآشنا
ناآشنا
مارس 29, 2011 7:35 ب.ظ

ممکن است در برهه ای از زمان یا در یک مقطع زمانی ایجاب شود برای مبارزه با دیکتاتوری بعضی گروه ها یا افراد علی رغم ایدئولوژی متفاوتشان با هم یک صدا شوند!!! لذا در جریان اول انقلاب بایستی از تفرقه افکنی دوری مینمود! به همین دلیل در اوایل انقلاب چه هواداران شهید دکترشریعتی و چه آقای خمینی و دیگران در یک صف قرار داشتند! حال اگر بخواهیم به یک مقایسۀ عادلانه و بدون غرض و مرض همراه با مطالعات هر دو جناح، بنشینیم، افرادی که مطالعۀ چندین ساله از آثار دکتررا دارند، میدانند که تفاوت ایدئولوژیکی و اساسی بین دکترشریعتی… Read more »

مهدی
مهدی
آوریل 8, 2011 1:57 ب.ظ

با هزاران مردم ، تنهایی
بی هزاران مردم ، تنهایی

ع گلزار
ژوئن 3, 2011 1:55 ب.ظ

باید گریست شیعه مسعولیت خویش راباید درهر زمانی بشناسد اما چکنم که همواره تاریخ تکرار میشود روزی حسین را اهل کوفه دعوت مینمایند که سرور انان باشد وروز دیگر بر رویش شمشیر میکشند روزی ولایت را برعلی تبریک میگویند وروز دیگر اتش به درب خانه اش میزنند روزی سیاست معاویه سب ودشنام علی در منبر وخطبه ها بوده وروزی بعداز کشته شدن عثمان مردم به در خانه علی هجوم می اورند که بزررگی وسروری بر ما رابپزیر وعلی ان شیر وشمشیر عدالت میفرماید : حکومت بر شما پیش من از اب دماغ بز بی ارزشتر است چون فردای ان جمل… Read more »

طيب
طيب
ژوئن 13, 2011 4:30 ب.ظ

بر خلاف فروغ من معتقم که فقط اندیشه است که می ماند، همین…

asheghe maktab Ali
asheghe maktab Ali
ژوئن 21, 2011 10:36 ب.ظ

midonid on ashkhasi ba Dr mokhalefan ke be ghole khode Dr rohanion safavi hastan hala fargh nemikone cheghadr mahbob bashan in afrad cheshmhashon ro bastan ta vagheiiato nabinan aghayed Dr mitonest farhang sazi kone yek keshvar ba aghyede shiei alavi vali afsos ke manafee kheili ha ba in mozo sazgar nist dar zemn sarneveshte Dr hamoni shod ke khodesh migoft yani ye kasi shod ke ye donia dar moghabelesh istadand va ba on mokhalefat kardan chon ishon dar ketabeshon be in mozo eshare kardan ke vaghti kasi mokhalefi nadashte bashe yani aghayed va gofte haie on shakhs dar mardom asar… Read more »

نفيسه
نفيسه
جولای 1, 2011 1:20 ق.ظ

به نظر من دلیل این که دکتر شریعتی با همه ی مردم فرق داشت اینه که دکتر از ضعف هاش نمی ترسید بلکه اونقدر در درون خودش عمیق می شد که ضعف هاش رو پیدا کنه و از بین ببردشون تا به اوج انسانیت برسه و دیگه این که چیزی که من برداشت کردم ازکلام دکتر این بود یکی از ویژگی های انسان کامل اینه که کوری رو به خار ارامش تحمل نمی کنه

badr
badr
جولای 27, 2011 9:36 ق.ظ

آه از دست سیاست و اندیشمندان جاهل، عالمان جاهل نمیتوانند عمق اندیشه و تفکر شریعتی را بشناسند در نتیجه تصمیم و اظهار نظرهای اشتباه میگرند.

مهدی.ع
مهدی.ع
جولای 30, 2011 5:09 ب.ظ

با سلام.دوستان من به عنوان یکی از دوستداران افکار دکتر شریعتی میخواستم یک موضوعی رو یاد آوری کنم که امیدوارم مورد توجه قرار بگیره.بنده علاوه بر مطالعه کتابهای دکتر کتابهای آقای مطهری رو هم خوندم و به این نتیجه رسیدم که بیشتر خط فکری این دو یکی ست با این تفاوت که دکتر از دید گاه یک جامعه شناس و تاریخ ادیان شناس یک مساله رو میشکافت و نتیجه گیری هم میکرد وراه حل هم میداد ولی آقای مطهری فقط از دیدگاه مذهبی یک مطلبی رو میگفت ونه نتیجه ونه راه حلی هم براش نداشت …اینه فرق دکتر ما با… Read more »

لينا
لينا
دسامبر 8, 2011 10:38 ب.ظ
Reply to  مهدی.ع

سلام
خراب کردی درغگو کم حافظه معلومه که کتابهای مطهری رو نخوندی وگرنه راه حل های به روزش و می دیدی که اگر خونده بودی که سوالات امروزت و به چه راحتی وامروزی جوابت و داده ورفع ابهام میکنه

یار دکتر
یار دکتر
آگوست 2, 2011 1:37 ق.ظ

او تنها بود و هیچکس او را درک نمی کرد او همچون انیشتینی در جمع ملتی بی سواد بود دولت با او یار نبود ملت نیز با او همگام نبود ولی در آینده انسانهای بیشتری به افکار دکتر ایمان خواهند آورد. اکنون او تنها نیست

مح مهران خوبی نژاد
سپتامبر 1, 2011 10:15 ب.ظ

براستی که دکتر شریعتی ابوذر دوران ماست و زنده هست چون
اندیشه ی آن درمتن زندگی ودر قلب ما وجود دارد روحت شاد دکتر د دوستت داریم حقیقت

امید
امید
سپتامبر 14, 2011 1:48 ب.ظ

اندیشه های زلال دکتر
پس از ۳۰ سال
هنوز عطربهارمیدهد وببار می نشیند
گویا دیروز برای همین امروزها گفته است. . .روحش شاد

جلیل روزبان
جلیل روزبان
اکتبر 2, 2011 8:03 ب.ظ

بسمه تعالی

واقعاً آموزنده بود و سختی هایی رو که به این خانواده گذشته رو نشون میده – دکتر در کتاب قاسطین مارقین ناکثین یه مبحثی دارن به نام خلفات غصب یا غصب خلافت الان میفهمم منظور دکتر چی بوده

فاطمه
فاطمه
ژانویه 20, 2012 10:36 ب.ظ

من تمام زندگی ام را با شریعتی شناختم ، شریعتی برای زمان خودش زیاد بود و کسی نتوانست این را درک کند .
من خاک پای شریعتی را می بوسم .

سعادت
سعادت
فوریه 3, 2012 6:08 ب.ظ

سلام به همه دوستداران دکتر بزرگ علی شریعتی. تو مملکت ما همیشه اونایی که باید باشن یا اسم”عظمت و بزرگیشون باشه رو نابود میکنن و اونایی رو جا میزنن که هیچ کاری نکردنو…. خدارو شکر اثار های دکتر هستن.

یاغی
یاغی
فوریه 17, 2012 1:28 ق.ظ

بنام غایب همیشه حاضر

صفایی ندارد ارسطو شدن خوشاپر گشودن پرستو شدن

بیاد شهید مظلوم دکتر شریعتی

محمد
محمد
مارس 21, 2012 12:08 ب.ظ

شریعتی یه مبارز نترس بود و زمانی حرف از حقیقت ها زد که همه چیزعوض شده بود و اکثریت مردم ما با قوانینی غلط به عنوان مذهب یا فرهنگ خو گرفته بودند.و اما در درک عمق مطالب بصورت تخصصی می توان گفت که آثار وی را فقط منتقدینی می توانند نقد کنند که از تخصص و شعور علمی کافی برخوردار بودند ولی چیزی که با جرئت می توان اعلام کرد این است که امروزه با ما مردم عادی به اندیشه های این شخصیت نیازمندیم و این نسل رو به خاموشی ما میتواند بفهمد که حقیقت انسانیت چیست.شاید اسلام شناس نبود… Read more »

رویا
رویا
می 12, 2012 7:49 ب.ظ

هوالحق
باسلام. جنابی که کتاب تخصص رو معرفی کردین میشه بفرمایین این کتاب آیا واقعا نوشته ی دکتره؟ آیا سخنرانی نیست؟اگه هست نوارشم موجوده ؟وشما بهش گوش دادین که ببینین با نوار مطابقت داره یا نه؟ من فقط پاسخ میخوام همین
راستش رفتم کتابای شریعتی رو بخونم کافر شم آخه گفتن عوارضش اینه اما حالا که خوندم میبینم هیچکس عمیقتر و شیرینتر از این مرد آسمانی نتونست اسلامو تو قلبم اینقدر زیباجا بده و در عمق وجودم تزریق کنه .
سپاس گزار از وب سایت خوبتون موفق باشید. یا حق

امیر
امیر
ژوئن 18, 2012 2:50 ق.ظ

شاید مشکل دنیا این است که احمق ها کاملا به خود یقین دارند اما دانایان سرشار شک وتردید میباشند…..