نویسنده: محمد سعید حنایی کاشانی

شریعتی و دین

منبه سخن : فلُّ سَفَه چند روز پیش که یکی از نوشته‌های ابراهیم نبوی را می‌خواندم، «چی فکر می‌کردیم، چی بود، …»، جمله‌ای از او بسیار متعجبم کرد. او نوشته بود: – دکتر علی شریعتی برای نجات کشور از دیکتاتوری، اسلام را تبدیل به یک ایدئولوژی تروریستی کرد. از این ایدئولوژی بعدا علیه خودش و دوستانش استفاده شد.

سرچشمه را نمی‌توان آلود! در رد آرای اکبر گنجی – بخش دوم

بخش دوم: بنابراین اگر شریعتی در آن کتاب و یا هر جای دیگر از حق و صلاحیت ذاتی رهبر انقلاب و یا ضرورت تعلیق دموکراسی تا مدتی سخن می‌گوید قاعده نیست. استثناست و لذا نمی‌توان از اطلاق بعضی از جملات که به طور عام گفته شده‌اند قاعده استنباط کرد و آن جملات در پرتو مدعیات اصلی و در چهارچوب تحلیل کلان موضوع بحث معنا پیدا می‌کند. اصلاً این مدعا که شریعتی دموکراسی را به عنوان...

سرچشمه را نمی‌توان آلود! در رد آرای اکبر گنجی

سرچشمه را نمی‌توان آلود! حسن یوسفی اشکوری hyeshkevari@yahoo.com مقدمه اخیراً خبر رسید که دوست عزیز دور از وطن و مقیم در کالیفرنیا، آقای اکبر گنجی بار دیگر سراغی از دکتر علی شریعتی گرفته و طی مقاله‌ای مفصل برخی از افکار و آرای او را مورد نقد قرار داده است. دیروز دوستی نسخه‌ای از آن را برایم فرستاد. هیچ علاقه‌ای به خواندن آن نوشته نداشتم چرا که سالهاست که هم با نوع تفکر و ایدئولوژی دوستم...

شریعتی و دموکراسی (۱)

شریعتی: «من دموکراسی را با آنکه مترقی‌ترین شکل حکومت می‌دانم و حتی اسلامی‌ترین شکل، ولی در جامعه‌ی قبایلی، بودن آن را غیرممکن می‌دانم و معتقدم که طی یک دوره‌ی رهبری متعهد انقلابی باید جامعه‌ی متمدن دموکراتیک ساخته می‌شد سپس ….» («ما و اقبال»، م. آ.، ۵، ص ۴۸). شریعتی: «در تشیع علوی، دوره‌ی غیبت است که دوره‌ی دمکراسی است و برخلاف نظام نبوت و امامت، که از بالا تعیین می‌شود، رهبری جامعه در عصر غیبت،...

شریعتی، مارکس و حقوق بشر

درباره‌ی اینکه شریعتی از این یا آن اندیشه متأثر بوده است بحق یا ناحق سخن بسیار گفته شده است. شک نیست که هیچ نویسنده یا روشنفکر و متفکری از هیچ به وجود نمی‌آید. تاریخ و سنت فرهنگی هر جامعه‌ای در ساختن روح و جان فرزندانش از همان ابتدای تولد دست به کار می‌شود و بعدها که آشنایی با فرهنگهای بیگانه و بزرگتر نیز برای این فرزندان به بلوغ رسیده به وجود می‌آید باز به تأثیرگذاری...

شریعتی : سوسیالیسم اگر سوسیالیسم باشد به «دیکتاتوری رهبر» نمی‌انجامد

شریعتی با همدلی معتقد است که سوسیالیسم اگر سوسیالیسم باشد به «دیکتاتوری رهبر» نمی‌انجامد: در یک جامعه‌ی سوسیالیست، به‌درستی سوسیالیست، تمرکز مالکیت افراد در یک بوروکراسی منجمد و همیشگی و مقتدر به نام حزب واحد یا به نام دیکتاتوری طبقاتی — اما در حقیقت دیکتاتوری رهبر — ممکن نیست. دیکتاتوری‌ای که در فلسفه به نفی شخصیت و نفی نقش فرد در تاریخ معتقد است و در عمل فردپرستی را از حد فاشیسم هم می‌گذراند. («خودسازی...