دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۹ - نظرات (۸) در باغ « بی برگی » زادم و در ثروت « فقر » غنی گشتم. و از چشمه « ایمان » سیراب شدم. و در هوای « دوست داشتن » ، دم زدم. و در آرزوی « آزادی » سر بر داشتم. و در بالای « غرور » ، قامت کشیدم. و از « دانش [...]
مطالعه متن کامل : زیبایی جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹ - نظرات (۳) من تو را دوست دارم.. تو دیگری را.. دیگری دیگری را.. و این چنین است که ما تنهاییم.. دکتر شریعتی همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا! به سوی آنجا که بتوانی انسان تر باش و از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیری! این رسالت دائمی توست. – از دکتر علی شریعتی + [...]
مطالعه متن کامل : من تو را دوست دارم سه شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ - نظرات (۳) در آغاز هیچ نبود.کلمه بود وآن کلمه خدا بود. - تورات وکلمه بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ایی که بداندش چگونه می تواند بود؟وخدا یکی بود وجز خدا هیچ نبود.با نبودن چگونه می توان بودن؟ وخدا بود وبا او عدم.وعدم گوش نداشت.حرفهایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم وحرفهایی هست [...]
مطالعه متن کامل : در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ - نظرات (۱) بروی این زمین برای شاهینی چون من جای نشستن نیست دکتر علی شریعتی گفتگوهای تنهایی “صفحه ۳۸” همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا! به سوی آنجا که بتوانی انسان تر باش و از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیری! این رسالت دائمی توست. – از دکتر علی شریعتی + Shariati.Nimeharf.com
مطالعه متن کامل : جای نشستن نیست یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹ - نظرات (۱) من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد مرا کسی نساخت خدا ساخت نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم کسم خدا بود کس بی کسان او بود که مرا ساخت آن چنان که خودش خواست نه از من پرسید و [...]
مطالعه متن کامل : چند قطعه ادبی از شریعتی سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ - نظرات (۳) مرا دید و نشناخت این درد بود … همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا! به سوی آنجا که بتوانی انسان تر باش و از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیری! این رسالت دائمی توست. – از دکتر علی شریعتی + Shariati.Nimeharf.com
مطالعه متن کامل : مرا دید و نشناخت