دسته: نامه ها

نامه شریعتی به دکتر سیروس سهامی

برادر سلام ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود خالی از اشکهای شور از غم بود و نبود خنده مان موجها را تا ابرها می برد گریه مان لبهای دشمن را به خنده می گشود … همیشه نوک می زدیم به حباب های بزرگ ! تا که مرغ ماهی خوار آمد و جفتم و برد . دلش آتش بگیره دل اون خونه خراب حالا نوبت منه سایه اش افتاده رو آب ! ای خدا...

نامه به دکتر صبور اردوبادی

 برادر دانشمند همفکرم آقای دکتر اردوبادی پس از عرض سلام و اخلاص بسیار امروز بیستم آبان ماه نامه عزیزتان را به ضمیمه دعوت دانشگاه دریافت کردم . از لطف سرکار بی نهایت سپاسگذارم و همیشه در دل موفقیت بیشتر شما را در این راه مقدس دعا کرده ام و از خدا خواسته ام که در این خلا شعوری و انحلال اخلاقی و اعتقادی و سردرگمی نسل جوان و به خصوص تحصیلکرده جامعه شما را مدد...

نامه شریعتی به دکتر صدر نبوی

 دکتر عزیزم دلم بیش از انچه فکر می کنی برایت تنگ شده است به خصوص پس از این چند سال فراق که با این همه درد و داغها گذشت و می گذرد . کویر معبر هموار شهادت است . آن که در کویر سامان دارد نه سیل و نه زلزله و نه حریق و نه ترکتازی … تهدید کننده نیست . همچون زندان است برای کسی که آزادی ندارد و یا اعدام برای انکه زندگی...

نامه اولین کنگره دانشجویان ایرانی به مصدق

کنگره لوزان یک سال پس از کنگره پاریس سازمانهای دانشجویی ایرانی در اروپا و امریکا در صدد برآمدند تا با برگزاری کنگره ای صفوف خود را جهت مبارزه با رژیم استبدادی پهلوی هر چه بیشتر متحدتر و مستحکم تر کنند . این تحرکات به دنبال تحولات داخلی ایران و تشکیل جبهه ملی دوم بود که شور و نشاط فراوانی در محافل و سازمانهای دانشجویی خارج از ایران به وجود آورده بود . تا قبل از...

ای نسل اسیر وطنم

ای نسل اسیر وطنم. تو می دانی که من هرگز به خود نیندیشیده ام، تو می دانی و همه می دانند که من حیاتم، هوایم،همه ی خوستنیهایم به خاطر تووسرنوشت تو و آزادی تو بوده است، تومی دانی و همه می دانند که هرگزبه خاطر سود خود گامی بر نداشته ام از ترس خلافت تشیعم را از یاد نبرده ام . تو می دانی و همه می دانند که نه ترسویم نه سود جو! تو...

دکتر شریعتی : کار من تمام شد

روایت شریعتی از بستن حسینیه ارشاد کار من تمام شد پس از تعطیل کردن حسینیه توسط ساواک و متوقف شدن همه برنامه هایی که شریعتی برای حال و آینده این موسسه تدارک دیده بود، او نامه یی به همسرش خانم دکتر پوران شریعت رضوی که با فرزندان در مشهد زندگی می کرد، نوشت و احساس خود را از این واقعه بیان کرد. پیداست در این نامه که جنبه خصوصی و شخصی داشته وی احساس واقعی...