شریعتی و مطهری

حسینیه ارشاد به تنهایی حامل یک بار مضاعف معنایی است و نسبت این همان با شریعتی پیدا کرده است۱ . و به رغم آن که افرادی پیش از ورود علی به ارشاد هدایت برنامه های مذهبی را در آنجا بر عهده داشتند اما از قضای روزگار و تقدیر الهی این روح شریعتی بود که در کالبد ارشاد نشست و این دو وجه را به یک پیکره واحد تبدیل کرد . با آن که افراد بسیاری از جمله مرحوم مطهری از ابتدای بنیان گذاری ارشاد در کنار آقایان مرحوم محمد همایون و دکتر میانچی به رتق و فتق امور مذهبی در حسینیه مشغول بودند و از این رو فضل تقدم داشتند و سخنرانیهای۲ بسیاری درباره موضوعات و مسائل مذهبی ارائه می کردند با این وصف این علی بود که با طرح آرا و افکارش توانست موج جدیدی در کالبد ارشاد بیندازد و با کیفیت نگاه و ظرافت بینش و عمق مطالبی که ارائه می داد گوی سبقت را از دیگران برباید و نامش بر تارک حسینیه حک شود . از این رو شناخت علی و مرحوم مطهری۳ به عنوان نماد دو سنخ فکری و رفتاری بین دو رویکرد سنت گرا و نو اندیش در جامعه فرهنگی – اجتماعی ایران حائز اهمیت است .  

شریعتی و مطهری بررسی و نقد ها شریعتی و مطهری طرحی از یک زندگی   enikazemi

 

 

۱٫ شریعتی درباره آمیختگی روح وی با کالبد حسینیه می گوید : برای من حسینیه جایی که در آن سخنرانی می کردم و یا درس می دادم نیست حسینیه با خون و فکر و شخصیتم و ایمانم عجین شده است م . آ ۱ ص ۱۴۳

۲٫ یکی از منتقدان اخیر شریعتی آقای سید رسول جعفریان در کتاب اخیر خود : جریانها و جنبشهای مذهبی – سیاسی ایران ص ۲۳۸ ضمن توضیحاتی درباره شکل گیری حسینیه و نقش افراد در بنیان گذاری ارشاد در نقد مطالب و اظهارات آقای میانچی آورده اند که شخصیت استاد مطهری حسینیه را حسینیه کرد و با نقل شمار سخنرانیهای مرحوم مطهری به تعداد ۶۷ جلسه نسبت به دیگر سخنرانان از جمله شریعتی ( ۲۴ جلسه ) خواسته اند با رویکردی کمیت گرا کفه کار در حسینیه و مطرح شدن آن را به حساب مرحوم مطهری سنگین کنند . در صورتی که ایشان به دلیل همین کمیت گرایی که در سراسر کتابشان موج می زند از تحلیل دقیق و علمی و همه جانبه پدیده ها و جریانهای تاثیرگذار در جامعه ایران غافل مانده اند . باید گفت انچه که حسینیه را حسینیه کرد کمیت سخنرانی ها و سخنرانان نبود . حسینیه با کیفیت مطالبی که علی و دیگر سخنرانان خوش فکر و نواندیش و اگاه به مسائل زمان و جامعه و نیازهای نسل مطرح می کردند حسینیه شد و اگر نام شریعتی با حسینیه این همانی پیدا کرده است به خاطر نقش بارز و تحول آفرین شریعتی بوده است و نه کسانی که از ابتدا در چند و چون کارها و امور بودند ، یا بیشتر سخنرانی داشتند و این از شگفتی روزگار است که بناها و اماکن که معمولا به اسم بانیان و موسسان آن نامیده می شود اما بنای حسینیه ارشاد نشانه ای است برای روح پر اهتراز شریعتی .

۳٫ روابط علی و استاد مطهری فصلی مهم و تامل برانگیز بین دو برداشت و دو جریان فکر دینی در جامعه مذهبی ایران است . از این رو شناخت علی و استاد مطهری شناخت دو فرد نیست بلکه شناخت دو تیپ فکری با گرایشهای متفاوت به دین و آموزه های آن است که یکی برداشتی از دین و وجوه آن ارائه می داد که علی از آن به اسلام فرهنگی تعبیر می کرد . این نوع اسلام پرورنده فلاسفه ( فارابی ها و ابن سیناها ) متکلمان ( فخر رازی ها و غزالی ها ) فقها ( شیخ طوسی ها و شیخ انصاری ها ) محدثان ( شیخ کلینی ها و علامه مجلسی ها ) و … بود . اما روایت دیگر از اسلام به تعبیر علی اسلام ایدئولوژیک بود که اسلام محمد (ص) و علی (ع) و ابوذر و حسین (ع) و مجاهدان و مبارزان و … و تعبیری دیگر اسلام زندگی ساز و حرکت آفرین و رهایی بخش بود و هدفش تغییر شکل دادن انسان و جامعه و هدایت آنها به سمت رشد و تعالی بود .

با توجه به نوع گرایش استاد مطهری به اسلام و برداشتهای او می توان براساس تقسیم بندی علی از دو نوع اسلام ، اسلام استاد مطهری را اسلام فرهنگی دانست و اسلام ایدئولوژیک هم که به نام شریعتی رقم خورده است از این رو بر آن شدم که فصلی جداگانه را به بررسی روابط و اختلافات این دو جریان فکری اختصاص دهم تا با تکیه بر منابع و اسناد و خاطرات افرادی که از نزدیکی در کش و قوس ها و بگو مگوهای فیمابین علی و استاد مطهری بوده اند برخی وجوه و خصیصه های شخصیتی و معرفتی استاد مطهری نسبت به شریعتی بیشتر روشن شود .    

سیر آشنایی و روابط استاد مطهری با شریعتی

سیر آشنایی و روابط مرحوم مطهری با شریعتی را می توان در سه مرحله توضیح داد :

۱٫ مرحله نخست از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۹

۲٫ مرحله دوم از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۶ ( چهلم شریعتی )

۳٫ و مرحله سوم از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۵۸ ( سال ترور استاد مطهری )  

 

۱٫ مرحله نخست از سال ۱۳۴۶ آغاز می شود . در این سال به مناسبت پایان چهاردهمین قرن بعثت پیامبر اسلام از طرف حسینیه ارشاد و به مسئولیت استاد مطهری پیشنهادهایی به برخی محققان از جمله علی می شود تا جهت نوشتن مقالاتی برای درج در کتابی با عنوان محمد خاتم پیامبران همکاری نمایند . مرحوم مطهری ضمن نوشتن نامه ای در مورخه ۲۰/۷/۴۶ از علی می خواهد که به نوشتن مقاله ای درباره یکی از مهمترین و حساسترین مراحل زندگانی پیامبر اسلام ( ص ) و نهضت اسلام یعنی از هجرت تا وفات بپردازد . 

 

نامه مرحوم مطهری به شریعتی

برادر عزیز دانشمندم جناب آقای دکتر علی شریعتی

قلب خود شما گواه است که چه اندازه به شما ارادت می ورزم و به آینده شما از نظر روشن کردن نسل جوان به حقایق اسلامی امیدوارم . خداوند مثل شما را فراوان فرماید . انتظار می رفت که قبل از مهر سفری به تهران بفرمائید و دوستان و ارادتمندان را دلشاد نمائید متاسفانه این توفیق برای دوستان حاصل نشد . بهر حال ما سلامت و سعادت و موفقیت بیشتر شما را از خداوند متعال مسئلت داریم .

چندی پیش ابوی مکرم حضرت عالی و سرور عزیز ما جناب آقای شریعتی بر حسب تقاضای اینجانب نامه ای به حضرتعالی مرقوم داشتند و نوشتند که قرار است به مناسبت پایان چهاردهمین قرن بعثت رسول اکرم صلی اله علی و اله و سلم کتابی تالیف شود که از نظر معرفی شخصیت رسول اکرم مفید باشد و تا حد امکان روی آن کار بشود . رفقا مجموعا بیست موضوع برای آن کتاب در نظر گرفته که البته لیست آن خدمتتان فرستاده خواهد شد . سه موضوع از آن بیست موضوع مربوط است به تاریخ زندگی آن حضرت از ولادت تا بعثت و از بعثت تا هجرت و از هجرت تا وفات یعنی در سه بخش . بخش اول و دوم را آقای سید جعفر شهیدی بعهده گرفتند که البته لیاقت این کار را دارند و بخش سوم آن را که از دو بخش اول مهمتر است برای حضرتعالی در نظر گرفتیم و شاید قسمت اصلی و اساسی کتاب با توجه به نویسندگان مبرز و لایقش سه بخش باشد . قهرا بخش سوم مفصلتر خواهد بود هر چند بناست که مجموعا هر بخش از سی چهل صفحه تجاوز نکند اما به عقیده من بخش مربوط به حضرتعالی اگر پنجاه صفحه هم شد مانعی ندارد . مسلما جزئیات را نمی شود در پنجاه صفحه گنجانید ولی از ذوق و ابتکار و حسن انتخاب حضرتعالی انتظار داریم که به طور فشرده و در عین حال داشتن همه نکات روشن آن قسمت از زندگی حضرت را مرقوم فرمایید و مخصوصا قسمتهایی که کمتر مورد توجه دیگران است با نظر روشن بین خود آنها را بشکافید از قبیل عللی که منتهی به هجرت شد و فایده ای که رسول اکرم از ایجاد مرکزی در خارج مکه به نفع اسلام برد . و همچنین طرز رفتار اسلام و رسول اکرم یا اتباع سایر مذاهب ، طرز حکومت و سیستم اداره مسلمین از جنبه های سیاسی و اجتماعی و غیره ، تربیت اجتماعی مسلمین ، تحلیلی از نامه ها و پیامهای آن حضرت به سران جهان آن عصر و امثال این مسائل که خود شما بهتر می دانید . بنده احتمالا تا دو هفته دیگر به مشهد خواهم آمد و پس از یک شب توقف به فریمان خواهم رفت . امیدوارم توفیق زیارت عالی را پیدا کنم . همه دوستان را سلام برسانید و السلام وعلیکم .

مرتضی مطهری

                                                                                                              ۲۰/۷/۴۶

 

 

شریعتی با نوشتن دو مقاله مورد تحسین و تمجید مرحوم مطهری قرار می گیرد . وی به خاطر نوشتن این دو مقاله از طرف مرحوم مطهری جهت سخنرانی به ارشاد دعوت می شود و به طرح مطالبی درباره موضوعات مذهبی در قالب سخنرانی می پردازد و بعد به دنبال ابراز مخالفتها و افتراها بر ضد حسینیه و شریعتی به خاطر چاپ مقالات علی در کتاب محمد خاتم پیامبران از سوی گروه ولایتی و برخی وعاظ و اهل منبر ، مرحوم مطهری هم به رغم تایید مقالات شریعتی در کتاب فوق به گشون باب انتقاد نسبت به برخی مطالبی که شریعتی در انتقاد به روحانیت در سخنرانی ها ابراز می کرد به صف مخالفان پیوست که این مرحله تا پایان سال ۱۳۴۹ ادامه داشت .

 

تاثیرات شریعتی بر استاد مطهری

۲٫ مرحله دوم با رفتن مرحوم مطهری از ارشاد در پایان سال ۱۳۴۹ شروع می شود و تا سال ۱۳۵۶ سال شهادت علی ادامه می یابد . این مرحله با آنکه استاد مطهری از حسینیه دور است و علی الظاهر مرحله آشکار شدن و صریح شدن انتقادات آن مرحوم به علی است که اینجا و آنجا و در محافل خصوصی و دیدار با همفکران خود انها را بیان می دارد در عین حال مرحله تاثیرپذیری آن مرحوم از شریعتی هم هست۱که ردپای آن در برخی از آثاری که ان مرحوم بعد از رفتن از حسینیه ارشاد نوشته است دیده    می شود.

 

 

۱٫ دکتر عبدالکریم سروش درباره چگونگی تحول پذیری دیدگاه مرحوم مطهری از شریعتی می گوید : این حق را هم بگذاریم که پاره ای از کارها که بعدا امثال مطهری کردند قطعا الهام بخششان مرحوم شریعتی بود . خود مرحوم مطهری هم بدین امر معترف بود . توجه های اخیری که شهید مطهری نسبت به فلسفه اخلاق و جامعه و تاریخ و انسان و فطرت و مسائلی از این قبیل می کرد تا حدودی برانگیخته نکاتی بود که امثال شریعتی در جامعه ما مطرح کردند و گفتند که مسئله امروز بشریت اینهاست . ویژه نامه سمینار نگرشی بر اندیشه های استاد مطهری و دکتر شریعتی و بررسی اشتراکات آنها از طرف انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی پاییز ۱۳۵۷ ص ۵۷ .

آقای عللیرضا علوی تبار هم درباره تاثیرپذیری مرحوم مطهری از شریعتی می گوید : واقعیت این است که بخشی از آثاری که بعدها مثلا استاد مطهری تحت عنوان مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی طراحی می کند و به جامعه ارائه می کند تحت تاثیر سوالاتی است که مرحوم شریعتی در جامعه مطرح می کند . همان ص ۵۴

 

آثار و نشانه های این تاثیرپذیری به طور کلی در چهار محور خلاصه می شود :

۱٫ گرایش به مسائل تاریخی – اجتماعی به جای مسائل متافیزیکی۱ ( کلامی – فلسفی ) که در دوره های آغازین و میانی بدان اشتغال داشت۲ .

۲٫ نگرش ایدئولوژیک در ارائه اسلام به صورت یک مکتب که مرحوم مطهری با نوشتن کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی اوج این تاثیرپذیری را به نمایش می گذارد۳

۳٫ الهام گیری از چگونگی صورت بنید کردن مکتب به تاسی از روشی که شریعتی در اسلام شناسی ارشاد به کار برده بود مانند شاکله سازی کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی که در آن استاد مطهری تلاش می کند آموزه های مکتب اسلام را در ارتباطی هماهنگ تبیین نماید .

۴٫ مفهوم سازی به تبع تعابیری که شریعتی به کار می برد مانند مواردی که شریعتی در توضیح و تفسیر بعضی مفاهیم و مقولات و نیز رابطه انسان و جهان آنها را به کار برده بود مانند تعبیر رابطه انسان و جهان به مثابه رابطه اندام و شعور که مرحوم مطهری تحت عنوان رابطه شاعر با اشعار بر این تاثیرپذیری صحه می گذارد یا به کار گیری تعابیری نظیر شهید قلب تاریخ است که مرحوم مطهری هم به تاسی از شریعتی گفته است شهید شمع تاریخ است و قس علی هذا .

مقایسه ای اجمالی بین آثاری که مرحوم مطهری قبل از آشنایی با شریعتی و افکارش نوشته و با آثار بعد از آشنایی با وی به خوبی تاثیر ریشه ای افکار شریعتی را به رغم مخالفتهای ظاهری نشان می دهد۴ .

 

 

 

 

 

 

۱٫ مهندس لطف اله میثمی بر مبارزه جدی ، شجاعانه و منحصر به فرد شریعتی علیه اندیشه های متافیزیکی و اسکولاستیکی اشاره جالبی دارد : راهی که دکتر باز کرد راه رهایی از متافیزیک یونان بود و این مسئله را بارها در تعلیماتشان اشاره کردند . من متفکر معاصری را ندیده ام که به اندازه ایشان از رهایی از یونان و اسکولاستیک صحبت کرده باشند . نوگرایی دینی ( گفتگوی حسن یوسفی اشکوری با لطف اله میثمی ) ص ۲۶۴

۲٫ ردپای این تاثیرپذیری را در اختصاص دادن مباحثی جداگانه به تاریخ و جامعه در کتاب مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی به آسانی می توان دید .

۳٫ طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و به کارگیری مانند جهان بینی اسلامی در آثار استاد مطهری تازگی دارد . چرا که وی تا قبل از آشنایی با افکار شریعتی رویکردی فرهنگی به اسلام و مفاهیم آن داشت و بیشتر به مفردات مکتب اسلام می پرداخت تا آنکه تلقی ای واحد و یکدست و هماهنگ از مکتب ارائه کند .

۴٫ مطالعه و پژوهش پیرامون این دو مرحله از حیات فکری شهید مطهری و تفاوت آشکار در آن می تواند نقش تاثیرگذار شریعتی را نه فقط در افراد بلکه در کلیت فضای فکری – فرهنگی محافل مذهبی توضیح دهد .

 

انتقادهای استاد مطهری بر شریعتی

جدا از تاثیرپذیری استاد مطهری از شریعتی انتقادهای آن مرحوم به شریعتی در این مرحله عمدتا حول مسائلی مانند : مخالفت علی با روحانیت سنتی۱، انتقاد به خواجه نصیر و علامه مجلسی ، برداشت از اصل امامت ، تکیه شریعتی بر روشنفکر به جای تکیه بر روحانیت ، تقلیل تلاشهای شریعتی تحت عنوان (( فرقه سازی )) و مشابه دانستن تلاش او همانند فرقه سازی بابیه در قرن سیزدهم با برداشت نادرست از مطالب کتاب کویر۲، استعماری دانستن تز اسلام منهای روحانیت۳، انتقاد بر برخی دروس اسلام شناسی متد هندسی ارشاد۴ تحت عنوان : اسلام شناسی یا اسلام سرایی۵ . کتاب حسین وارث آدم را نوعی روضه مارکسیستی قلمداد کردن۶، نقد برداشتهای دکتر از دیدگاه فلسفه تاریخ در توضیح و تفسیر و تعبیر داستان هابیل و قابیل ، مخالفت با طرح موضوعاتی مانند مذهب علیه مذهب ، ابزاری دانستن برداشتهای شریعتی از مذهب و …  

 

 

۱٫ بنا بر سندی از اسناد ساواک روز دوشنبه ۱۵/۵/۵۲ دکترسیدمحمدبهشتی ،سیدهادی خامنه ای و جند نفر از طلاب قم به منظور دید و بازدید مرتضی مطهری در منزل وی واقع در خیابان پهلوی،عدل پهلوی سمت راست در ششم حضور داشتند . در این مجلس سخن از دکتر علی شریعتی به میان آمد مطهری ضمن انتقاد از شریعتی گفت : صرف نظر از افکار نادرست وی و غرور و اشتباهاتش ضربه جبران ناپذیری به هماهنگی روحانیت و طبقات تحصیل کرده زد و آنها را نسبت به روحانیت سخت بدبین نمود و احساسات جمعی از جوانان خام را علیه روحانیون برانگیخت. استاد شهید به روایت اسناد تدوین مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ اول ۱۳۷۸ ص ۲۱۷

۲٫ مرحوم مطهری در این باره نوشته است : اوضاع آبستن حادثه ای نظیر حادثه قرن ۱۳ هجری است . اتفاقا در نوشته های خود مرحوم ! بذر این انشعاب شوم وجود دارد . سیری در زندگانی استاد مطهری صص ۱۲۷ و ۱۲۸

۳٫ سیری در زندگانی استاد مطهری ص ۱۱۹

۴٫ بنا به گفته آقای میانچی مطهری در درس اول اسلام شناسی که شریعتی در ارشاد تدریس می کرد دچار شبهه می شود و با خواندن جزوه های دوم و سوم شبهاتش برطرف می شود . شریعتی در آیینه خاطرات ش لامعی صص ۲۲۳ و ۲۲۴ به رغم این نظر آن مرحوم در مورد جزوه های ۱۵ و ۱۶ اسلام شناسی ارشاد این گونه نظر می دهد : این جزوه مانند غالب نوشته های نوسنده از نظر ادبی و هنری اعلی است و از نظر علمی متوسط است و از نظر فلسفی کمتر از متوسط و از نظر دینی و اسلامی صفر است ! … ن . ک به کتاب استاد مطهری و روشنفکران از انتشارات صدرا سال ۷۲ چاپ اول ص ۳۴

۵٫ مرحوم مطهری بعد از خواندن جزوه های ۱۵ و ۱۶ اسلام شناسی ارشاد می نویسد : اولا به نظر من این جزوه چیزی که نیست اسلام شناسی است حداکثر این است که بگوییم اسلام سرایی یا اسلام شاعری است . یعنی اسلام ، موضوع و سوژه یک نوع شعر و تخیل ولی به صورت نثر شده است و البته زیبا هم سروده شده است و بیشتر از سوسیالیسم و کمونیسم و ماتریالیسم تاریخی و اگزیستانسیالیسم مایه گرفته است تا اسلام … و در ادامه می افزاید : نویسنده جزوه نظریه غرور بی حد و نهایتش همان طور که خاصیت هر مغروری است عقده ندانستن علوم اسلامی از فلسفه و کلام و فقه و عرفان و غیره دارد … ! ن . ک به استاد مطهری و روشنفکران صص ۳۵ و ۴۲

۶٫ مرحوم مطهری درباره حسین وارث آدم می نویسد : آنچه دستگیرم شد از هدف این جزوه که زیر لفافه بیان شده است و به تعبیر نویسنده خواسته است تمام عقده ها و عقیده های خود را در این جزوه بگوید این است که … این جزوه نوعی توجیه تاریخ است براساس مادی – مارکسیستی ، نوعی روضه مارکسیستی است برای امام حسین که تازگی دارد . ن . ک به سلسله یادداشتهای استاد مطهری ج ۳ از انتشارات صدرا ص ۲۱۸

 یکی دیگر از موارد اختلاف مرحوم مطهری با شریعتی در این مرحله بر سر چگونگی موضع گیری در برابر مارکسیسم بود . شریعتی بنا به تحلیلی که از تضادهای داخلی و جهانی داشت مارکسیسم را دشمن اسلام می دانست و نه رقیب۱. این اختلافات ناشی از یک اختلاف روش شناختی در فهم و تحلیل پدیده های اجتماعی – سیاسی است . بر طبق نظر علی عامل اصلی بسیاری از بدبختیها و عقب ماندگی ها استعمار است که با کمک عوامل داخلی خود یعنی رژیم استبدادی پهلوی به استثمار و سلب آزادی های فردی و اجتماعی انسان ها می پردازد . بنابراین اول باید او را هدف قرار گرفت و همه نیروها را حول مبارزه با ان بسیج کرد و از باز کردن جبهه ای جدید تحت لوای مبارزه با مارکسیسم و تبلیغ و ترویج مارکسیسم ستیزی۲ و هدر دادن نیروها باید پرهیز نمود . اختلاف بر سر دشمن یا رقیب معرفی کردن مارکسیسم از سوی مرحوم مطهری و شریعتی در اسناد ساواک هم بازتاب یافته بود :  

 

برگزاری چهلم شریعتی در مشهد و مواضع صریح استاد مطهری علیه شریعتی

۳٫ مرحله سوم از سال ۱۳۵۶ ( سال شهادت علی ) و برگزاری مراسم چهلم وی شروع می شود و تا سال ۵۸ ( سال ترور استاد مطهری ) در ۱۳۵۸ ادامه می یابد . داستان این مرحله از برگزاری چهلم شریعتی به همت جمعی از علاقه مندان و دوستداران وی در مشهد آغاز می شود۳ . با توجه به جو ملتهب آن زمان و برانگیخته شدن احساسات علاقه مندان شریعتی نسبت به شهادت وی و نیز مطرح شدن مخالفتهای مطهری با دکتر شریعتی از زبان افراد مختلف در این مجلس ، مهندس بازرگان که در مجلس بود بعد از شنیدن زمزمه مخالفتها بر ضد مرحوم مطهری۴ به قصد حمایت و جانبداری از آن مرحوم سخنانی ایراد می کند که از سوی حضار و علاقه مندان شریعتی با واکنش روبه رو می شود . برای آن که از کم و کیف جو سالهای ۱۳۵۶ و میزان مخالفتها با مرحوم مطهری آشنا شوید ، نقل خاطره ای از سیدمحمدمهدی جعفری در این باره کاملا گویاست : تصمیم گرفتیم چهلم را در مشهد برگزار کنیم برای این مراسم از تهران عده ی زیادی آمده بودند . از جمله مهندس بازرگان و دیگران . در منزل یکی از دوستان در مشهد آقای امیرپور ، در حوضخانه ی آن جا آقای مهندس بازرگان شنید همه دارند از آیت اله مطهری و مخالفت های او با دکتر شریعتی حرف می زنند . آن موقع شهید مطهری در انگلستان بود .

 

۱٫ برای اطلاع بیشتر از دلایلی که شریعتی مارکسیسم را رقیب معرفی می کند و نه دشمن . ن ک . م . آ ۲ صص ۱۸ و ۱۹

۲٫ شاید به خاطر همین مخدوش کردن تضادها از سوی مرحوم مطهری و پیروان وی در مواجهه با مارکسیسم بود که در نهایت اختلاف فکری وی و هواداران او را با یکی از اساتید و چهره های شاخص مرام مارکسیستی – دکتر امیرحسین آریانپور – در دانشکده الهیات به برخورد فیزیکی ( چاقو کشی بین طرفداران او و آریانپور ) سوق داد . ن . ک به خشت خام گفتگوی احسان نراقی با سید ابراهیم نبوی از انتشارات جامعه ایرانیان سال ۱۳۷۹ چاپ اول ص ۸۸

۳٫ این مراسم در منزل آقای امیرپور از دوستان مرحوم مطهری و شریعتی و یکی از دست اندرکاران حسینیه ارشاد برگزار شد .

۴٫ به گفته رسول جعفریان این زمان فضای تهران به شدت جانبدار دکتر و ضد آقای مطهری بود . جریانها و جنبشهای سیاسی – مذهبی در ایران صص ۲۹۴ و ۲۹۵

 

 به همراه علامه طباطبایی که بیمار بود و برای معالجه به انگلستان رفته بود به انگلستان مسافرت کرده بود . در حوضخانه ی منزل آقای امیرپور که عده ای از جمله استاد شریعتی و مهندس بازرگان جمع بودند مهندس بازرگان بلند شد و خطاب به جمعیت تجلیل بسیار زیادی از دکتر شریعتی کرد و درباره آقای مطهری گفت : آقای مطهری هم یکی از افراد بسیار باارزش ماست و خدمات بسیار زیادی به اسلام در دانشگاه و بیرون از دانشگاه کرده و می کند ، ایشان با دکتر شریعتی دوست بود . شما نباید او را متهم به چیزی بکنید … شما باید دست از اتهام زدن به ایشان بردارید … استاد شریعتی ناراحت شد و وسط صحبت بلند شد و رفت . بعد از سخنان مهندس بازرگان من بلند شدم و خطاب به ایشان سخنانی گفتم دیگران هم حرفهایی در تقبیح آقای مطهری زدند۱ که آقای بازرگان از این حرفها خوشش نیامد۲ .

 

 

۱٫ هادی غفاری در خاطرات خود از برگزاری مراسم چهلم شریعتی در مشهد اظهار کرده است که یکی از کسانی که به بدگویی از مزحوم مطهری پرداخت همسر دکتر پیمان بوده است وی می نویسد : ایشان بدون مقدمه شروع کرد به بدگویی از مرحوم مطهری . دیدم که اینها اصلا نسبت به مرحوم مطهری کینه دارند با این که استاد مطهری در این مراسم شرکت کرده بود با او چنین برخورد می کردند . خاطرات هادی غفاری ص ۲۰۹ وی این مطالب را در مصاحبه دیگری هم عنوان کرده است بنگرید : پاره ای از خورشید صص ۳۶۷-۳۶۸ . به نقل از جریانها و جنبشهای مذهبی – سیاسی ایران . اما محمدمهدی جعفری بر این نظر است که آقای مطهری در زمان برگزاری مراسم چهلم شریعتی به همراه علامه طباطبایی به لندن رفته بود . وی از برخوردهای تندی که در این محفل با آقای مطهری شده یاد کرده و از دفاع بازرگان از وی سخن می گوید و این که خود او و دیگران با تندی درباره آقای مطهری حرف زده اند ن . ک شریعتی آن گونه که من شناختم ص ۶۷ رسول جعفریان نویسنده کتاب جریانها و جنبشهای مذهبی – سیاسی ایران ، مشکل پیش آمده در ارتباط با حضور مطهری را در شرح خاطرات بدین صورت قابل حل دانسته است : ممکن است دو مراسم بوده باشد . زیرا هادی غفاری تصریح دارد که به اصرار مرحوم مطهری و مفتح نماز جماعت خوانده بعد هم منبر رفته است . احتمال آن است که اول شب آقای مطهری و مفتح در آنجا بوده اند و در پایان شب که آقای جعفری رسیده اند آن دو بزرگوار رفته بودند . آقای جعفری تلفنی به بنده گفتند که دیر به مجلس رسیدند و وقتی آمدند که آقای صبحدل شعر می خواند . خانم دکتر پیمان تلفنی به من اظهار داشتند : ما تعداد زیادی بودیم که آقای احمدعلی بابایی بلیت برای ما گرفت برای مراسم چهلم دکتر شریعتی رفتیم مشهد . ظهر فکر می کنم منزل آقای رضازاده ناهار خوردیم . اصغر صدر حاج سید جوادی ، بازرگان ، پیمان و علی بابایی بعد از نهار جلسه گذاشتند . مهندس بازرگان صحبت کردند و گفت که شریعتی را اینقدر بزرگ نکنید . اینقدر نگویید علی بزرگه علی بزرگه . بگویید علی کوچکه البته قصد توهین نداشت . مقصودش این بود که از او بت نسازید . خوب برای ما شریعتی خیلی بزرگ شده بود . به طوری که حتی بچه های انقلابی با لهجه مشهدی حرف می زدند . این بعد از اطلاعیه مشترک مطهری و بازرگان بود . موقعی که اطلاعیه زردی در خانه ما انداخته بودند که گروه فرقان منتشر کرده بود و برخورد با مخالفان شریعتی را مطرح کرده بود . بازرگان می گفت وقتی بتش کنید نمی توانید او را نقد کنید . وقتی صحبت بازرگان تمام شد من با شوری که داشتم و آن وقت که خیلی دکتر شریعتی معصومانه از دنیا رفته بود من به بازرگان گفتم که پس رسالت روشنفکر چه می شود ؟ اگر بناست روشنفکر چند سال بعد را ببیند ما باید چه کنیم . چرا ما باید آقای شریعتی را این جور برخورد کنیم که اشاره به کار آقای مطهری برای نوشتن آن نامه داشتنم . آقای بازرگان گفت : حالا می گویید آقای مطهری را بکشیم ! من گفتم : مردم هر چه بخواهند می کنند . من صحبتم بر سر اصل رسالت روشنفکری است . هادی غفاری این جمله مرا که مردم هر کاری که بخواهند با مطهری میکنند حمل بر کینه توزی کرده است . دم غروب رفتیم منزل استاد شریعتی و هادی غفاری اصلا ظهر و بعدازظهر نبود . من او را در منزل استاد شریعتی دیدم . شاید در آنجا صحبتهایی شده باشد . عصر استاد شریعتی صحبت کرد و گریه کرد . بعد صدر حاج سید جوادی صحبت کوتاهی کرد . بعد پیمان رفت صحبت کند که ساواکی ها آمدند و از در دیگر با پیمان فرار کردیم آمدیم تهران . من اصلا مطهری را ندیدم البته ما قبل از مغرب آمدیم بیرون و اصلا من بعد از مغرب نبودم . همان صص ۲۹۴ و ۲۹۵

۲٫ شریعتی آن گونه که من شناختم به کوشش قاسم یاحسینی صص ۶۶ و ۶۷

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

نامه استاد مطهری به آیت الله خمینی درباره شریعتی

استاد مطهری با مشاهده جو مخالفت بر ضد خودش نامه ای در سال ۱۳۵۶ به ایت اله خمینی می نویسد۱ و ضمن اشاره به مراسم چهلم شریعتی در مشهد می گوید : اخیرا می بینم گروهی که عقیده و علاقه درستی به اسلام ندارند و گرایش های انحرافی دارند با دسته بندی وسیعی درصدد این هستند که از او بتی بسازند که هیچ مقام روحانی جرات اظهار نظر در گفته های او را نداشته باشد . این برنامه در مراسم چهلم او در مشهد متاسفانه با حضور برخی از دوستان خوب ما و بیشتر در ماه مبارک رمضان در مسجد قبا اجرا شد۲ .

نامه استاد مطهری به آیت الله خمینی درباره شریعتی بررسی و نقد ها شریعتی و مطهری طرحی از یک زندگی نامه ها   enikazemi

مرحوم مطهری در بخش دیگری از این نامه خطاب به ایت اله خمینی می نویسد :

برای شناختن ماهیت این شخص لازم است که حضرت عالی مجموعه مقالات او را در کیهان که یک سال و نیم پیش چاپ شد شخصا مطالعه فرمایید . این مقالات دو قسمت است : یک قسمت بر ضد مارکسیسم است که مقالات خوبی بود و ایرادهای کمی از نظر معارف اسلامی داشت . ولی قسمت دوم مقالاتی بود درباره ملیت ایرانی ( و مستقلا ماشین شده ) و در حقیقت فلسفه ای بود برای ملیت ایرانی و قطعا تاکنون احدی از ملیت ایرانی به این خوبی و مستند به یک فلسفه امروز پسند دفاع نکرده است . شایسته است نام ان را ” فلسفه رستاخیز ” بگذاریم . خلاصه این مقالات که یک کتاب می شود این بود که ملاک ملیت ، خون و نژاد که امروز محکوم است نیست . ملاک ملیت فرهنگ است و فرهنگ به حکم این که زاده فرهنگ هر قوم روح آن قوم و شخصیت اجتماعی آن ها را می سازد . خود و ” من ” واقعی هر قوم فرهنگ آن قوم است . هر قوم که فرهنگ مستمر نداشته نابود شده است . ما ایرانیان فرهنگ دو هزار و پانصد ساله داریم که ملاک شخصیت وجودی ما و من واقعی ما و خویشتن اصلی ماست . در طول تاریخ حوادثی پیش امد که خواست ما را از خود واقعی ما بیگانه کند ولی ما هر نوبت به خود آمدیم و به خود واقعی بازگشتیم . آن سه جریان عبارت بود از حمله اسکندر ، حمله عرب و حمله مغول .

در این میان بیش از همه درباره حمله عرب بحث کرده و نهضت شعوبیگری را تقدیس کرده است . آن گاه گفته اسلام برای ما ایدئولوژی است نه فرهنگ ، اسلام نیامده که فرهنگ ما را عوض کند و فرهنگ واحدی به وجود آورد بلکه تعداد فرهنگ ها را به رسمیت می شناسد همان طوری که تعداد نژادی را یک واقعیت می داند ، آیه کریمه ” انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا … ” که اختلافات نژادی و اختلافات فرهنگی که اولی ساخته طبیعت است و دومی باید به جای خود محفوظ باشد ادعا کرده که ایدئولوژی ما روی فرهنگ ما اثر گذاشته و فرهنگ ما روی ایدئولوژی ما لهذا ایرانیت ما ایرانیت اسلامی شده است و اسلام ما اسلام ایرانی شده است . با این بیان عملا و ضمنا – نه صریحا – فرهنگ واحد به نام فرهنگ اسلامی را انکار کرده است و صریحا شخصیت هایی نظیر بوعلی و ابوریحان و خواجه نصیرالدین و ملاصدرا را وابسته به فرهنگ ایرانی دانسته است .

 

 

۱٫ بنا به نوشته رسول جعفریان ، این نامه در شرایطی نوشته شده است که شهید مطهری سخت به شریعتی بدبین شده بود . جریانها و جنبشهای سیاسی – مذهبی ایران ص ۲۹۷  

۲٫ سیری در زندگانی استاد شهید مطهری ص ۸۲

یعنی فرهنگ این ها ادامه فرهنگ ایرانی است . این مقالات بسیار خواندنی است و در انتساب آنها به او شکی نیست۱ .

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

انتقاد استاد مطهری بر مقایسه کنندگان سید جمال و شریعتی

موج فراگیر و تاثیرگذار شریعتی در جامعه ایران و به ویژه محافل مذهبی آن چنان زیاد بود که برخی از محققان و پژوهشگران مذهبی کار او را از حیث آگاهی بخشی و رهایی گری جامعه و مردم از چنگ خرافات و عقب ماندگیهای ذهنی و معرفتی و مسائل دست و پا گیر مذهب قشری و آیینی که به نام دین تبلیغ و ترویج می شد با کار سید جمال و اقبال لاهوری مقایسه می کردند .

انتقاد استاد مطهری بر مقایسه کنندگان سید جمال و شریعتی بررسی و نقد ها شریعتی و روشنفکری شریعتی و مطهری طرحی از یک زندگی   enikazemi

آقای سید محمد مهدی جعفری که جزو نخستین پژوهشگرانی بود که دکتر شریعتی را با سید جمال و اقبال مقایسه کرده بود و اندیشه های شریعتی را در راستای برپایی (( رنسانس اسلامی )) می دانست از سوی مرحوم مطهری مورد انتقاد واقع شده و آن مرحوم واکنش خود را در قبال ابراز چنین نظریاتی خطاب به آیت اله خمینی نشان می دهد :

… اخیرا می بینم گروهی که عقیده و علاقه ی درستی به اسلام ندارند و گرایش های انحرافی دارند با دسته بندی های وسیعی در صدد این هستند که از او بتی بسازند که هیچ مقام روحانی جرات اظهار نظر در گفته های او را نداشته باشد . این برنامه در مراسم چهلم او در مشهد – متاسفانه با حضور بعضی از دوستان خوب ما – و بیشتر در ماه مبارک رمضان در مسجد قبا اجرا شد ، تحت عنوان این که بعد از سید جمال و اقبال و بیش از آنها این شخص ( شریعتی ) رنسانس اسلامی به وجود آورده و اسلام را نو کرده و خرافات را دور ریخته و همه باید به افکار او بچسبیم ولی خوشبختانه با عکس العمل شدید گروهی دیگر مواجه شد و به علاوه هوشیاری و حسن نیت امام مسجد که متوجه شد توطئه ای علیه روحانیت بوده در شبهای آخر فی الجمله اصلاح شد۲ .  

 ۱٫ شریعتی آن گونه که من شناختم ص ۸۰  

۲٫ سیری در زندگانی استاد مطهری صص ۸۲ و ۸۳

 

آقای جعفری می گوید وقتی برای اولین بار متن نامه شهید مطهری به امام خمینی چاپ و منتشر شد و من آن را مطالعه کردم از این نفی۱ و اساسا برخورد احساسی و بسیار تند و عصبی مرحوم مطهری با مرحوم دکتر شریعتی سخت متعجب شدم اما اگر فری با انصاف و بدون هیچ پیش داوری قبلی بین حرکت فکری سید جمال و شریعتی مقایسه ای انجام دهد بین این دو حرکت مشابهت ها و تداوم زیادی می بیند با این تفاوت که حرکت شریعتی در زمان خود بسیار موفقیت آمیزتر ، اثرگذارتر و گسترده تر از حرکت سید جمال در زمان خودش بود۲ .   

مرحوم مطهری به دنبال مخالفتها و انتقادات علیه دکتر شریعتی تا بدانجا پیش می رود که در همان نامه به ایت اله خمینی سفر آخرین شریعتی را به خارج که بر اثر فشارهای عدیده روحی و روانی و توطئه های ساواک و رژیم پهلوی سرانجام به شهادت وی منجر می شود ناشی از توطئه و ماموریتی می داند که شریعتی می خواست آن را دنبال کند و خدا می داند که اگر خداوند از باب و یمکرون و یمکروالله و الله خیر الماکرین در کمین او نبود او در ماموریت خارجش چه بر اسلام و روحانیت می آورد . فاعتبروا یا اولی الابصار !

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

چالش بین دکتر یدالله سحابی ،مطهری و بازرگان

نابه هنگام بودن این اطلاعیه اثر بسیار بدی بر اذهان دانشجویان و جوانان گذاشته بود . من بعد از بازگشت به ایران اطلاعیه را دیدم . گفته می شد که آقای مهندس بازرگان از این اتفاق به شدت متاثر شده بودند ایشان پس از چندی توسط فرزند محترمشان آقای مهندس عبدالعلی بازرگان از استاد محمدتقی شریعتی و من دعوت به عمل آوردند که به منزل ایشان برویم . آن شب ما به اتفاق آقای مهندس عبدالعلی به خانه آقای مهندس مهدی بازرگان رفتیم و تا ساعت ۱۲ شب ایشان به شرح و توضیح چگونگی نوشتن آن اطلاعیه و پخش آن پرداختند . و کمال تاسف و اندوه خود را از انجام چنین عملی ابراز داشتند .

چالش بین دکتر یدالله سحابی ،مطهری و بازرگان شریعتی و جامعه شناسی شریعتی و روشنفکری شریعتی و مطهری طرحی از یک زندگی   enikazemi

آقای مهندس مهدی بازرگان آن شب فرمودند : من علی را بیشتر از بسیاری از همرزمانم قبول دارم و در این اطلاعیه هم قصد نقد اندیشه های اسلامی وی را نداشته ام . هنگامی که به اتفاق آقای مطهری مشغول نگارش این مطلب بودیم صحبت از اشتباهات اصولی و فراوان نبود این کلمات بعدا و بدون اطلاع بنده در متن اضافه شده است . پس از چاپ این اطلاعیه تین چند از آقایان دلسوز و آشنا به مسائل روز۲ به عنوان اعتراض ابتدا اطلاعیه را به دفتر کار آقای دکتر یداله حسابی و سایر دوستان می برند . آن موقع من در دفتر کارم نبودم . آقای دکتر یداله حسابی به محض این که آن اطلاعیه را مطالعه می کنند بی درنگ با من تلفنی تماس گرفتند و سوال کردند آیا این حقیقت دارد ؟ شما چنین مطلبی را نوشته و تایید می کنید امضای خودتان است ؟ من در جواب گفتم بلی ، نگرانی شما از چیست ؟ پرسیدند آیا خودتان اطلاعیه را پس ازانتشار خوانده اید ؟گفتم نه! پرسیدند پس این تعبیر اشتباهات اصولی و فراوان یعنی چه؟  

 

۱٫ همان صص ۷۴-۷۶

۲٫ بر طبق خاطرات آقای سید محمد مهدی جعفری افراد مزبور عبارت بودند از آقایان دکتر حبیب اله پیمان ، میرحسین موسوی ، دکتر فریدون سحابی ، محمد بسته نگار و خود آقای جعفری . ن . ک به شریعتی آن گونه که من شناختم ص ۷۵

 

و من که در جریان اضافه شدن این کلمات در اطلاعیه مشترکی که با آقای استاد مطهری نوشته شده بود نبودم اظهار بی اطلاعی کردم و تصریح کردم حتما خود آقای مطهری این کلمات را پس از نوشته شدن متن اصلی اضافه کرده اند۱ .

آقای دکتر یداله سحابی با تاسف و غمی که در صدایشان پیدا بود گفتند شما بهتر است مجددا مطالبی بر رد نامه اول از قول خودتان بنویسید و منتشر کنید . چون پخش این اطلاعیه موجب رنجش خاطر دانشجویان داخل و خارج از کشور می شود و این مطالب نظر آنان را نسبت به شما تغییر می دهد و بی اعتماد می گردند . طبق پیش بینی مرحوم دکتر یداله سحابی ، دانشجویان مسلمان کالیفرنیا با نوشتن نامه ای به مهندس بازرگان ضمن ابراز نارضایتی از نوشتن این اطلاعیه ، به استاد مطهری هم به شدت حمله کرده بودند :

بنا بر توصیه های دکتر یداله سحابی قرار بر این می شود که مهندس بازرگان اطلاعیه جدیدی در زدودن برخی ابهامات بر رد اطلاعیه اول بنویسد و آن را منتشر کند . متن اطلاعیه دوم آقای مهندس مهدی بازرگان به این شرح است :

 

 

اطلاعیه جدید مهندس بازرگان در رفع سوء تفاهمات اطلاعیه اول

تهران – به تاریخ دوم بهمن ۱۳۵۶

توضیحی برای دوستان عزیز و برای آشنایان و طرفداران مرحوم دکتر علی شریعتی

مشروحه ای به تاریخ ۲۳/۹/۵۶ به امضای مشترک جناب آقای مرتضی مطهری و اینجانب به دست اشخاص رسیده است که با تعجب و تاسف تمام مشاهده شد برخلاف آنچه منظور نظر بوده است تا وسیله خیری برای رهایی از سردرگمی و بازگشت وحدت و الفت میان مسلمانان گردد که البته موجب رضای خدای متعال خواهد بود برداشت های نادرست از آن مشروحه خود موضوع جنجال و اتلاف وقت طبقات مختلف و موجب انصراف آنها در مسائل اساسی و حیاتی و وسیله بهره برداری افراد و دستگاه های مغرض گردیده است .

دو دسته مخالف و موافق با آن که دو نظر و دو نتیجه گیری متضاد داشته اند ولی از جهت عدم توجه به متن و منطوق آن نوشته و در اثر سوء تعبیر یا سوء تفاهم راه مشترکی را پیش گرفته اند .

برای جلوگیری از هر گونه سوء استفاده ، رفع هر گونه سوء تفاهم و محو آثار نامطلوب لازم شد بدین وسیله به ادای توضیحات مختصری بپردازم :

دسته اول یعنی کسانی که نویسنده خدمتگزار آزادی و اسلام و تشیع را بی ولایت و بی دین اعلام می نمودند و لقب اعدی عدو … اسلام به او می دادند حق نداشتند مانند کسی که در کلمه طیبه جز الا الله را برداشته و به لااله می چسبد شهادت ما را که مرحوم شریعتی در هیچ یک از مسائل اصولی اسلام از توحید گرفته تا نبوت و معاد و عدل و امامت گرایش غیر اسلامی نداشته است ندیده بگیرند و به بهانه ی اشاره ای که به اشتباهات فراوان او شده بود اثبات حق به جانبی خود را بنمایند و با وجود تصریحی که به احترام به شخصیت و تقدیر از زحمات و خدماتش در سوق دادن نسل جوان به طرف اسلام کرده بودیم ما را تایید کننده اتهامات ظالمانه گذشته خود معرفی بنمایند .  

۱٫ ن . ک به توضیحات ساواک در کتاب استاد شهید به روایت اسناد صص ۲۹۲ و ۲۹۳

در طرف مقابل ، شیفتگان فکر و قلم شریعتی و تشنگان انقلاب و حق طلبی را می بینیم . که در نوشته های آن مرحوم ، شعله های سوزان عشق و جرعه های گوارای هدایت یافته ، سرمست از ارادت و احیانا اسیر تعصب گردیده اند و در مطالعه ی آن مشروحه بی نصیب از بی دقتی و بی لطفی نشده اند .

افرادی از این دسته علاوه بر آن که توجه به شهادت های تطهیر و تجلیل ما ننموده بودند . چون توقع نداشته اند که در چهره نگاری محبوب معشوقشان کوچکترین خط ناموزون ببینند ، ستایشی را که از کوشش زیاد او در فرا گرفتن معارف اسلامی و از انصاف و حقیقت جویی او در اعتراف و علاقه به رفع اشتباهات به عمل آمده بود یک نوع توهین تلقی کرده اند . سخت تر از همه آن که جمله ی در مسایل اسلامی – حتی مسائل اصولی – دچار اشتباهات فراوان گردیده است به اندوه و خشمشان انداخته است .

حتی آنجا که دلیل عدم فرصت و محل کافی برای مطالعه بیشتر در معارف اسلامی را تحصیلات عالیه و فرهنگ غربی او ذکر کرده بودیم ، بهره مندی از فرهنگ غربی را به معنای غرب زدگی گرفته اند . در حالی که فرا گرفتن تحصیلات عالیه و فرهنگ غربی برای هر ایرانی مسلمان اروپا و امریکا رفته عیب که نیست وظیفه و امتیاز نیز هست . افتخار امثال دکتر شریعتی کوشش در این راه و ارمغان آوردن دیدگاههای جدید و طرز تفکر تازه برای دریافت بهتر و بررسی وسیع تر معارف بی پایان و حقایق ناشناخته اسلام است .

اگر انتساب تحصیلات عالیه و فرهنگ غربی مرحوم شریعتی ایرادگیری به او تلقی شده باشد باید اعتراف کنیم که خود نگارنده نیز در غالب گفته ها و نوشته هایم مرتکب همین گناه در مواجهه ی اکتشافات و نظریات جدید با آیات و احکام و به کار بردن شیوه های علمی با استفاده از تحصیلات عالیه ی ناچیز و فرهنگ غربی ضعیف شده ام ضمن آن که همیشه اعتراف به اطلاعات ناقص در معارف و متون اسلامی و احتیاج به استمداد از اساتید فن و علمای صاحب نظر داشته ام .

دچار اشتباه دانستن مگر نفی کلی خدمات و رد نظریات و مکتب کسی را می نماید ؟ غرض از مسائل اصولی و اساسی نیز که در آنجا ذکر شده و وعده بحث و نشر آن را داده ایم اصول دین و ضروریات مذهب نبود که قبلا تصریح به عدم گرایش های انحرافی در آن زمینه به عمل آمده بود .

چرا این مطلب می باید وحشت و یاس در جوانان دلبند ما ایجاد کرده باشد ؟ مگر خارج از وحی الهی و غیر از چهارده معصوم هیچ بشری اگر چه همتراز با بزرگ ترین متفکرین جهان چون سقراط و ارسطو و دکارت و نیوتن یا صدرالمتالهین باشد می تواند مصون از خطا و اشتباه تصور شود یا سزاوار هست کسی را چنین بپنداریم ؟

در نزد انسان اشتباه کردن لازمه ی کار کردن است و اشتباه داشتن شریعتی لازمه ی پرکاری و تراوش های فکری فراوان او است .

آیا شرط اصلاح افکار و عقاید و تکامل اجتماعات متحرک بی غرضی و انتقاد نیست ؟

انچه خطرناک و خلاف راه حق و صواب است شخص پرستی – چه مثبت و چه منفی آن – و تعصب و جمود فکری است و انچه به سود جامعه و مورد نیاز مردم پوینده حق و حقیقت است ، آزاداندیشی و سعه ی صدر است .

اگر من که تحسین کننده نبوغ و مدافع حسن نیت و تاثیر عمیق افکار شریعتی عزیز بودم حق نداشته باشم با روح علمی اسلامی و استمداد از آرای پاک علاقه مندان نکته سنجی در اندیشه های ارزنده و اصلاح جویی در یادگارهای بابرکتش بنمایم و حداقل راه تفکر و تحقیق و تصحیح را باز نمایم پس چه کسی چنین وظیفه ی دوستی و اجتماعی و خدایی را باید ایفا نماید ؟

اگر در اجتماع خود تمرین نماییم که هیچ گاه شخصیت ها را ملاک تشخیص حق و باطل قرار نداده به دستور پیشوای بزرگان اشخاص را بر حق عرضه کنیم هم کمتر گرفتار ملالت و دشمنی و تفرقه خواهیم شد و هم افراد شایسته مان پاک تر و عزیزتر خواهند شد .

در این دوران بحرانی تاریخ مملکت از درگاه ذوالجلال اصلاح و اعتای ملت و هدایت و توفیق نسل مسلمان مجاهد را مسئلت می نمایم .

البته این نامه را آقای مهندس بازرگان نوشتند و منتشر کردند . لیکن به گفته دست اندرکاران تاثیر چندانی در زدودن ذهنیت دوستداران شریعتی نسبت به نویسندگان اطلاعیه نداشت . به یاد می اورم که در بازگشت از منزل آقای مهندس بازرگان استاد شریعتی خطاب به آقای عبدالعلی بازرگان اظهار تاسف فراوان می کردند از نوشتن این اطلاعیه و می گفتند که چطور آقای مهندس بازرگان که جز حسن نیت نظر دیگری نسبت به علی نداشت چرا پای چنین متنی را امضا کردند . نوشتن اطلاعیه دوم مهندس بازرگان همانند اطلاعیه اول در سازمان امنیت رژیم پهلوی هم انعکاس خود را داشت۱ .

مرحوم مطهری در ادامه مخالفتها و انتقاداتش بر دکتر شریعتی و افکار وی روز به روز مواضع تندتری اتخاذ می کرد و این چیزی نبود جز اشاعه گسترده افکار بدیع و انقلابی دکتر شریعتی در سطح جامعه در پاسخ به نیازهای نسل تشنه و آرمان خواه . مرحوم مطهری به خوبی می دید که اندیشه ها و آرای دکتر مورد پذیرش نسل جوان واقع شده و دیگر استقبال چندانی از برداشتهای سنتی از اسلام نمی شود۲ .

 

 

۱٫ استاد شهید به روایت اسناد صص ۲۹۴-۳۰۰  

۲٫ در مورد عدم استقبال از اندیشه های سنتی به ویژه افکار مرحوم مطهری در سالهای ۵۵ و ۵۶ آقای سیدمحمدمهدی جعفری خاطره ای به شرح زیر نقل می کنند : در سال ۵۵ جلسه ای بود در منزل دکتر نوفر . همان روزهایی بود که مقاله دکتر شریعتی در کیهان چاپ می شد . انجمن اسلامی پزشکان برنامه اش این بود که در هر هفته چهار جلسه پشت سر هم در یک جا تشکیل می داد و یک نفر سخنران در این شبها درباره یک موضوع واحد سخنرانی می کرد . آن روزها آقای رضا اصفهانی در مورد اصول استنباط احکام توسط مجتهد بحث می کرد . جلسه اول یا دوم بود که آقای اصفهانی سخت به روش مجتهدین حمله کرد و گفت : این چه استنباط احکامی است که امروز مسئله ی زمین را نادیده می گیرند . اگر کسی زمینی را متری یک تومان خریده باشد و متری صد تومان بفروشد می گویند که مشروع است و حق خودش است . آقای علی بابایی در ضمن صحبت های آقای اصفهانی حرف های ایشان را تایید کرد . اتفاقا در آن جمع ایشان تنها کسی بود که دستش در تجارت و خرید و فروش هم بود اما انسان وارسته ای بود که کار تجاری اش را نیز براساس عقیده اش انجام می داد . صحبتهای آقای اصفهانی که تمام شد طبق معمول بحث شروع شد . مهندس معین فر اولین کسی بود که به سخنان آقای اصفهانی اعتراض کرد و گفت : این حرفهای آقای اصفهانی بازار گرم کنی است و حقیقت ندارد . دیگران هم له و علیه محتوای سخنرانی سخنانی گفتند . نوبت به شهید مطهری رسید . ایشان عادت داشت همیشه آخرین نفر باشد که بحث می کند در واقع نظرات همه را به نحوی جمع بندی می کرد . آقای مطهری هم انتقاد تندی به سخنان آقای اصفهانی کرد و گفت : همان طور که آقای مهندس معین فر گفتند این حرف ها برای بازارگرم کنی است . چطور پای صحبت من عده کمی آمده بودند ؟ ایشان این صحبت ها را می کند تا جمعیت جمع بکند . آن روز حدود شصت نفر در مجلس بودند . مثل این که در سخنرانی آقای مطهری حدود بیست نفر بیشتر نبوده اند . دلگیری اصلی ایشان هم در همین موضوع بود و نشان می داد که او به تعداد جمعیت در سخنرانیهایش توجه دارد . شریعتی آن گونه که من شناختم ص ۷۱

  
این است که به جای ریشه یابی معضلات و کنکاش پیرامون مسائل اساسی جامعه و نیازهای نسل تشنه و جوان به دنبال برجسته کردن ضعفهای این و آن و تحریک افراد ذی نفوذ در محافل روحانی بر ضد دکتر شریعتی بود که به قول محمدمهدی جعفری در مورد آن نامه نیز باید عرض کنم که مطالب راجع به دکتر شریعتی که مرحوم مطهری به امام خمینی نوشته اند حاکی از یک عصبانیت است . مسئله شخصی و شاید نسنجیده بود .

مرحوم مطهری در این نامه درباره شریعتی داوری هایی کرده که حقیقتا منصفانه نیست و حتی با دیگر آثار خود ایشان نیز تناقض دارد )) .

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

مطهری:کوچکترین‌ گناه‌ این‌ مرد بدنام‌ کردن‌ روحانیّت‌ است

مطهری:کوچکترین‌ گناه‌ این‌ مرد بدنام‌ کردن‌ روحانیّت‌ است بررسی و نقد ها شریعتی و مطهری   enikazemi
دکتر شریعتی - زندان

این مطلب  بخشی نامه مرحوم مطهری به ایت الله خمینی می باشد که در کتاب «سیری‌ در زندگانی‌ استاد مطهّری‌» در انتشارات صدرا با مقده ای از هاشمی رفسنجانی به چاپ رسید.

…اما مسئله چهارم‌: مسألۀ شریعتی‌هاست‌. در نامۀ قبل‌ معروض‌ شد که‌: پس‌ از مذاکره‌ با بعضی‌ دوستان‌ مشترک‌ قرار بر این‌ شد که‌ بنده‌ دیگر دربارۀ مسائلی‌ که‌ به‌ شخص‌ او مربوط‌ می‌شد، از قبیل‌ صداقت‌ داشتن‌ و صداقت‌ نداشتن‌ و از قبیل‌ التزامات‌ عملی‌ سخنی‌ نگویم‌ ولی‌ انحرافاتی‌ که‌ در نوشته‌های‌ او هست‌ به‌ صورت‌ خیرخواهانه‌ و نه‌ خصمانه‌ تذکّر دهم‌. ولی‌ اخیراً می‌بینم‌ گروهی‌ که‌ عقیده‌ و علاقۀ درستی‌ به‌ اسلام‌ ندارند ادامه خواندن “مطهری:کوچکترین‌ گناه‌ این‌ مرد بدنام‌ کردن‌ روحانیّت‌ است”

سیری در روابط شریعتی و مطهری

سیری در روابط شریعتی و مطهری

از اِنی کاظمی

آیت الله مطهری و دکتر شریعتی دو مرد تاثیر گذار در انقلاب ایران بودند. نه می توان زحمات مطهری را نادیده انگاشت و نه می شود به شریعتی بی اعتنا بود. این دو [در کنار دیگر بزرگان] بار فرهنگی انقلاب را به دوش کشیدند. ذهن ها را آماده کردند و طرحی نو در انداختند. ادامه خواندن “سیری در روابط شریعتی و مطهری”