آرشیو مطالب : دیگران می گویند

خاطرات‌ آن سالها، دکتر شریعتی

روایت‌ ژیلا موحد شریعت‌ پناهی: بین‌ سالهای‌ ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۲ در دانشگاه‌ صنعتی‌ شریف‌ که‌ جوی‌ سیاسی‌ داشت‌ مشغول‌ به‌ تحصیل‌ بودم‌. پس‌ از جریان‌ سیاهکل‌ در سال‌ ۱۳۴۹ که‌ جریانی‌ متعلق‌ به‌ گروههای‌ چپ‌ بود، جو دانشگاه‌ سیاستی‌تر شد. نیروهای‌ مذهبی‌ به‌ علت‌ همین‌ جریان‌ نسبت‌ به‌ نیروهای‌ چپ‌ عواطف‌ مثبت‌ پیدا کرده‌ بودند [...]

مطالعه متن کامل : خاطرات‌ آن سالها، دکتر شریعتی

امام زاده ای معلق بین کاهک و مزینان

علی محبی: ۱٫ آن ها که بیشتر با لوح ارتباط دارند ، لابد می دانند که تغییر شکل و شمایل لوح سابقه ای طولانی دارد. حقیقت این است که طراحی دوم پایگاه، که از تاریخ آبان ۸۴ به نمایش گذاشته شد، به مزاق ما نیز خوش نیامد و از همان روز بنا را بر به [...]

مطالعه متن کامل : امام زاده ای معلق بین کاهک و مزینان

شریعتی در زندان

مقاله اختصاصی از دکتر رضا براهنی درباره دکتر علی شریعتی یک: سال ۱۳۵۲ به گمانم اواخر مهر، بسته سیگاری که پس از باز شدن در سلول دستم می‌دهند، سیگار «زر» است. من می‌گویم: «این سیگار من نیست.» نگهبان می‌پرسد: «مگه دکتر تو نیستی؟» من بی‌اختیار متوجه نوشته‌ی روی سیگار می‌شوم. نوشته است: «دکتر شریعتی.» می‌گویم: [...]

مطالعه متن کامل : شریعتی در زندان

شریعتی بیدارگر نسل ها

اشک در چشم افق حلقه زد و ابر گریست صبر از سینه ماتم زده کوه گریخت موج ها درد به عصیان آمد شهر آرامش دریا آشفت بغض طوفان ترکید اسب وحشی و سپید همه صحراهایی که نبودش فریاد بند و زنجیر گسیخت دشت با چشمه چشمان شقایق هایش آسمان را نگریست آسمان ظلمت خاموش عزا [...]

مطالعه متن کامل : شریعتی بیدارگر نسل ها

ویژه نامه دکتر شریعتی در مجله نسیم بیداری

هفتمین شماره ماه‌نامه “نسیم بیداری” با پرونده‌ای ویژه درباره “دکتر علی شریعتی” منتشر شد: در پروندۀ ویژۀ دکتر شریعتی می‌خوانید: هاشم آقاجری: اگر بود، معنویت و نان را با آزادی می‌خواست سعید حجاریان: شریعتی، مجدد بود و نه متجدد پرویز خرسند: کاری به مذهب آدم‌ها نداشت سروش دباغ: تاریخ قرائت ایدئولوژیک از دین تمام شده [...]

مطالعه متن کامل : ویژه نامه دکتر شریعتی در مجله نسیم بیداری

شیون می‌کردم؛ شریعتی عاشق شد

۱۶ آذر و آذر شریعت‌رضوی به روایت پوران مریم شبانی :عصر یکی از همین روزهای پاییزی تهران بود که زنگ آپارتمانی در حوالی میدان تجریش را فشردم و پای در منزل پوران شریعت‌رضوی گذاشتم. در را سوسن به رویم گشود با رویی گشاده و دستی دراز کرده و سلامی که صلابت گفتار پدر را به [...]

مطالعه متن کامل : شیون می‌کردم؛ شریعتی عاشق شد