دسته‌ها
بررسی و نقد ها

ادامه هاى زينب

هنوز انگار كسى در حسينيه ارشاد دارد نيايش مى خواند، خطاب به زینب، فرزند علی، مظهر شجاعت و عشق:
“…با ملت خویش حرف بزن! ای زن!

ای که مردانگی در رکاب تو جوانمردی آموخت، زنان ملت ما به تو محتاجند، آنان را بر استعمار کهنه و نو، بر بندگی سنت های پوسیده و دعوتهای عفن، بر ملعبه سازان تعصب قدیم و تفنن جدید، به نیروی فریادهایی که بر سر شهر قساوت و وحشت می کوبیدی و پایه های قصر جنایت و قدرت را می لرزاندی بر آشوب!
تا در خویش بر آشوبند و تار و پود این پرده های عنکبوت فریب را بدرند، تا در برابر این طوفان بر باددهنده ای که به وزیدن آغاز کرده است ایستادن را بیاموزند و خود را از حرم های اسارت قدیم و بازارهای بی حرمت جدید به امامت تو نجات بخشند…”