دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و مطهری ضد شریعتی - نقد شریعتی طرحی از یک زندگی

ریشه اختلافات استاد مطهری با شریعتی

اما جلسه ای که باید به تهیه و تنظیم جوابیه ای رسمی علیه مخالفان ارشاد و شخص علی باشد در طول پنج جلسه غیر علنی که هر یک حدود دو تا سه ساعت به طول انجامید به سرعت به مسئله اتخاذ ملاکهای صحیح و شرعی جهت گزینش سخنرانان ارشاد تبدیل شد : گویا فکر تشکیل ” هیئت تعینی ضوابط ” که اختیار بررسی تایید و رد صلاحیت سخنرانان ارشاد را در دست داشت از طرف دوستان مطهری شده بود . این هیئت می باید از همکاران روحانی مطهری تشکیل می شد زیرا استدلال شده بود که تنها روحانیون حق بررسی صلاحیت متقاضیان سخنرانی در یک موسسه مذهبی را دارند . با این اقدام دو هدف عمده تامین می شد اولا هر کسی که مطلوب روحانیون نبور از ارشاد اخراج می شد و ثانیا میانچی دیگر حق نظارت بر گزینش سخنرانان را نداشت ))3

 

 

 

1. اسامی هیئت مشورتی که عمدتا از دوستان مرحوم مطهری بودند عبارت اند از : موسوی زنجانی ، شریعتمداری ، مهدیان ، موسوی اردبیلی ، محمدرضا مهدوی کنی ، هاشمی رفسنجانی ، مهندس سالور ، امیرپور و مهندس کتیرایی . همان ص 88

2. همان ص 88 . آقای میانچی درباره پیشنهادهای مرحوم مطهری مبنی بر ضابطه گذاری برای سخنرانان می گوید : علی الظاهر ما دو نفر عضو موسس و هیئت مدیره حسینیه حسب معمول و روال گذشته چاره ای جز پذیرش پیشنهاد استاد مطهری نداشتیم ولی آقای محمد همایون که مردی سالخورده و هوشیار بود و بیش از بنده سرما و گرمای روزگار را چشیده بود به من گفت بعید است که تنها هدف و منظور پیشنهادی استاد ، به همین سادگی باشد مسلما در چنین جلسه ای مسائل دیگر مطرح خواهد شد ! همان صص 87 و 88

3. رهنما ص 363

 

اما طرح مسئله عدم (( تجاهر به فسق )) از سوی مرحوم مطهری در مورد سخنرانان ارشاد خود به خود حساسیت برانگیز بود و اذهان را به خود مشغول می داشت و بنا به اظهارات آقای میانچی : استاد مطهری به هیچ وجه حاضر نشد موارد و نمونه هایی از مسئله ” تجاهر به فسق ” را که در بعضی از سخنرانان مشاهده کرده و آن همه روی این موضوع تکیه کرده اند برای حاضرین در جلسه بیان نمایند و حتی حاضر نشدند که لااقل نامی یا اشاره ای از مشخصات آنان برده شود تا این که بالاخره در جلسه بعدی که با حضور هیئت مدیره حسینیه و تعداد شش نفر از هیئت مشاوران به تاریخ سه شنبه 14/6/49 تشکیل گردید به مطالب اساسی و نهفته در ذهن آقایان حاضر در جلسه اشاره گردید (( … ضمنا از آقایان دکتر شریعتی و دکتر صاحب الزمانی سخن به میان آمد و آقای همایون اظهار داشتند : از وجود آقایان برای جلب طبقه جوان باید استفاده شود . ولی استاد مطهری اظهار داشتند : استفاده از این گونه آقایان بایستی براساس یک مبنی و اساس درآید که ایجاد ناراحتی نشود و به هر حال بایستی با تفاهم مراجع محترم اقدام نمود ! ))1

از طرح کلی مسئله (( تجاهر به فسق )) سخنرانان از سوی مرحوم مطهری تا مطرح شدن نام دکتر شریعتی و دکتر صاحب الزمانی از جانب دیگر اعضای جلسه مشورتی و واکنش مرحوم مطهری به اسامی آن دو به خوبی روشن می شود که مراد و منظور مرحوم مطهری شخص علی و یکی دیگر از سخنرانان ارشاد2 است که مورد بی مهری آن مرحوم قرار می گیرد .

جلسات هیئت مشورتی که از موضوع اصلی خود – تهیه و تنظیم جوابیه علیه مخالفان ارشاد و شخص علی – منحرف شده بود سرانجام در 10/7/49 و بنا به پیشنهاد مرحوم مطهری بر آن شد تا به تعیین اهداف و خط مشی (( حسینیه )) با قید این که با تفاهم (( مراجع )) باشد مبادرت ورزد که در نهایت امر مصوبه ای از جانب هیئت مدیره و هیئت مشورتی مورد تایید قرار می گیرد : (( در اجرای اهداف حسینیه ارشاد مقرر گردید که این موسسه با پیروی از بینش اسلامی گروهی از علمای صاحب نظر اسلامی که تقوی و اجتهاد و آشنایی آنان به اوضاع و احوال جهان محرز باشد با استقلال کامل به فعالیت های تبلیغی و تحقیقی اسلامی بپردازد ))3

جالب آن است که مصوبه فوق که به پیشنهاد مرحوم مطهری در جلسه مطرح و تایید شد از طرف کلیه اعضای حاضر در جلسه از جمله دکتر بهشتی ، موسوی اردبیلی ، هاشمی رفسنجانی ، دکتر باهنر و … بجز مرحوم مطهری امضا می شود که بنا به اظهارات اقای میانچی دلیل اصلی عدم رغبت مرحوم مطهری به امضای آن عدم گنجانیدن مسئله (( تجاهر به فسق )) سخنرانان در آن بود :

 

 

 

1. ویژه نامه ارشاد شماره 15 ص 89

2. منظور فخرالدین حجازی است که بعد از جلسات ایام مبعث در سال 1347 به خاطر مخالفت مرحوم مطهری با ایشان مقاله پیشنهادی اش جهت درج در کتاب محمد خاتم پیامبران به رغم تایید آن از سوی دیگر اعضا ( هیئت مدیره و هیئت مشورتی ) از سوی مرحوم مطهری رد شد و در نهایت به حذف نامبرده از حسینیه ارشاد منجر شد ن . ک به نشریه ارشاد خاطرات آقای میانچی شماره 15 ص 97

3. همان ص 102

 

البته برای ما و بقیه اعضای جلسه محرز بود مصوبه مزبور چندان مطلوب نظر ” استاد ” نبوده و مسئله ” تجاهر به فسق ” در سخنرانان و سایر شرایط و ضوابط دیگری نیز می بایستی گنجانده می شد که معظم له تهیه و تنظیم ضوابط مورد نظر خودشان را به بعد موکول کردند1 .

منابع :

کتاب : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

 

 

تبلیغ :

بازار بورس فارکس بزرگترین بازار مالی در جهان با گردش مالی روزانه حدودا 1/9 ترليون دلار ميباشد.
Forex مخفف Foreign Exchange ميباشد كه معادل فارسي آن تبادل ارزهاي خارجي ميباشد به بيان ساده تر خريد يك ارز و فروش ارز ديگر به عنوان مثال وقتي شما دلار ميخريد در اصل ريال خود را فروخته و به دلار تبديل كرده ايد.

برعکس بازارهای سهام که مکان فیزیکی مشخصی دارند، معاملات در بازار جهانی ارز در مکان خاصی متمرکز نشده است اين بازار مكان فيزيكي ندارد و به اصطلاح به آن Over The Counter مي گويند . بازار بورس فارکس یک بازار بین بانکی می باشد که در حقیقت معاملات بین طرفین از طریق تلفن یا شبکه الکترونیکی (SWIFT OR INTERNET) هدایت و کنترل میشود. البته شبکه سوئیفت توسط بانکها مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع زبان مشترک بانکداری بین المللی شبکه سوئیفت می باشد.

SWIFT: Society Worldwide Interbank Financial Telecommunication

حجم عظیمی ازاین معاملات ارزی به جای نقل وانتقال واقعی ارز ، ازطریق بدهکار و بستانکار کردن حسابهای بانکی انجام می شود. با توجه به اینکه همه ملل بسوی جهانی سازی اقتصاد پیش می روند و همه فعالیتهای اقتصادی نهایتا باید به پول برگردانده شود، بنابراين فعالیت این بازار ادامه خواهد یافت و هرگز متوقف نمی شود!
به طور خلاصه متوليان اصلي اين بازار را عمدتا بانکهاي مرکزي و تجاري کشورهاي مختلف ، شرکتها ، کارخانه ها ،واحدهاي وارداتي و صادراتي معتبر و حتي افراد عادي در سراسر جهان تشکيل مي دهند . بطوريکه امروزه اين بازار يکي از فعالترين بازارهاي اقتصادي و مالي جهان به شمارمي آيد.
عدم وجود یک مکان فیزیکی، بازار بورس فارکس را به یک بازار 24 ساعته تبدیل کرده که با بازگشایی هر یک از مراکز مالی در جهان، این بازار پیش می رود به طوری که معاملات ارزی در طول شبانه روز تنها با یک تلفن یا با استفاده ازشبکه اینترنت امکان پذیر است.
سیکل بازگشایی مراکز مالی جهان بدین ترتیب می باشد : نیوزلند- سیدنی- توکیو- هنگ کنگ- سنگاپور- بحرین- فرانکفورت- زوریخ- پاریس – لندن- نیویورک- شیکاگو و لس انجلس . اما بزرگترین و مهمترین مرکز مالی بازار بورس جهانی ارز ، لندن است . بعد از لندن بازارهای ارزی نیویورک وتوکیو قرار دارند در سایر مراکز مالی معاملات کوچکتری صورت می گیرد.
بنابراین بر خلاف سایر بازارهای مالی جهان، بازیگران بازار می توانند در طول 24 ساعت از هر گونه حوادث سیاسی، اقتصادی واجتماعی که باعث نوسان در این بازار میشود، استفاده کنند ( به جز شنبه و یکشنبه ) .
در این بازار ارزهایی انتخاب میشوند که همیشه عرضه و تقاضا در مورد آن ارز وجود دارد و پاسخگوی نیازهای بین المللی هستند ،همچنین ارز کشورهایی که دارای دولتهای با ثبات و تورم پایین هستند.
امروزه بیش از 85% معاملات روزانه بر روی ارزهای اصلی ( دلار امریکا، ین، یورو، پوند انگلیس، فرانک سویس، دلار کانادا، دلار استرالیا ) صورت می گیرد.

بازار فاركس حدودا از سال 1971 به صورت جهاني به راه افتاد. در آن زمان معاملات توسط تلفن و يا فاكس انجام ميشد و از حدود 1998 اين تجارت از طريق اينترنت نيز امكان پذير شد.

* مثالي براي درك راحت تر نحوه خريد و فروش در اين بازار و جابه جا شدن پول:
جابه جا شدن پول به صورت الكترونيك زياد هم پيچيده نيست و امروز تقريبا اكثر مردم ايران با آن سر و كار دارند حتما شما داراي يك حساب عابر بانك در يكي از بانكهاي ايران هستيد و نحوه عملكرد آنرا نيز ميدانيد شما به وسيله عابر بانك ميتوانيد در هر لحظه از شبانه روز پول خود را به حساب فرد ديگري توسط دستگاه خود پرداز بانك مربوط بفرستيد در اين زمان عملا پولي ميان 2 بانك رد و بدل نميشود بلكه همه چيز به صورت الكترونيك و بين 2 كامپيوتر اتفاق مي افتد پول از حساب شما كم و به حساب فرد ديگر اضافه ميشود اما هيچ چيز فيزيكي در كار نيست و همه چيز الكترونيكي ميباشد در بازار جهاني فاركس نيز دقيقا همين اتفاق توسط يك نرم افزار و كامپيوتر شخصي شما و كارگزار اتفاق مي افتد . در مثال قبل ميتوان بانك را همان كارگزار و دستگاه خود پرداز را كامپيوتر شخصي شما و نرم افزاري كه روي دستگاه خود پرداز نصب گرديده همان نرم افزار كارگزار بازار فاركس دانست .

دسته‌ها
بررسی و نقد ها

عقل‌ نقاد دينی‌ از نظر شريعتی

اهميت‌ روش‌ از نظر شريعتي‌

17-1- شريعتي‌، با اشاره‌ به‌ ضرورت‌ شناخت‌ در قلمرو اعتقادات‌، به‌ اهميت‌ روش‌ در دستيابي‌ به‌ شناخت‌ درست‌ تأكيد مي‌ورزد:

شخصيت‌ هر كس‌ به‌ ميزان‌ شناختي‌ است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ اعتقادات‌ خود دارد، زيرا اعتقاد، به‌ تنهايي‌ فضيلت‌ نيست‌ و اگر به‌ چيزي‌ كه‌ درست‌ نمي‌شناسيم‌ معتقد باشيم‌ چندان‌ ارزشي‌ ندارد، بلكه‌ فضيلت‌ در شناخت‌ دقيق‌ چيزي‌ است‌ كه‌ به‌ آن‌ معتقديم‌. (55/28)

در اين‌ راستا، وي‌ از يكسو به‌ ضرورت‌ به‌ كارگيري‌ روشهاي‌ علوم‌ انساني‌ براي‌ شناخت‌ اسلام‌ توجه‌ دارد و از سوي‌ ديگر به‌ تعداد ابعاد دين‌ اسلام‌:

بديهي‌ است‌ براي‌ شناخت‌ اسلام‌ نمي‌توان‌ منحصراً يك‌ متد انتخاب‌ كرد، زيرا كه‌ اسلام‌ دين‌ يك‌ بعدي‌ نيست‌، اسلام‌ ديني‌ نيست‌ كه‌ فقط‌ مبتني‌ بر احساس‌ عرفاني‌ انسان‌ و محدود به‌ رابطه‌ي‌ انسان‌ و خدا باشد؛ بلكه‌ اين‌، يكي‌ از ابعاد دين‌ اسلام‌ است‌. براي‌ شناخت‌ اين‌ بعد بايد متد فلسفي‌ را پيش‌ گرفت‌، چرا كه‌ رابطه‌ي‌ انسان‌ و خدا در فلسفه‌- به‌ معني‌ انديشه‌ آزاد كلي‌ ماوراء علمي‌- مطرح‌ شده‌ است‌. بعد ديگر اين‌ دين‌ مسئله‌ زيستن‌ و زندگي‌ كردن‌ انسان‌ بر روي‌ خاك‌ است‌ كه‌ براي‌ تحقيق‌ در اين‌ بعد بايد از متدهايي‌ كه‌ در علوم‌ انساني‌ امروز مطرح‌ است‌ استفاده‌ نمود. اسلام‌ دين‌ تكاليف‌ فرد در زندگي‌ كردن‌ است‌. از طرفي‌، اسلام‌ دين‌ جامعه‌ ساز و تمدن‌ ساز نيز هست‌ كه‌ براي‌ شناخت‌ اين‌ بعدش‌ لازم‌ است‌ متدهايي‌ را كه‌ در جامعه‌ شناسي‌ و تاريخ‌ مطرح‌ است‌ به‌ كار برد. (56/28)

شريعتي‌ براي‌ شناخت‌ صحيح‌ اسلام‌ به‌ متن‌ و زمينه‌ي‌ تاريخي‌ به‌ عنوان‌ دو وجه‌ عمده‌ توجه‌ دارد:

دسته‌ها
بررسی و نقد ها شریعتی و مارکسیسم

شریعتی و تاثیر از مارکسیسم !؟

  • شريعتی: نقد مارکسيسم و تأثير از مارکسيسم

منبع: کانون اندیشه جوان – درباره‌ی نسبت انديشه‌های شريعتی با مارکسيسم می‌توانيم به سه گونه رابطه قائل باشيم: (۱) شريعتی اساساً مارکسيست بود و اسلام را پوشش آن قرار داده بود («منافق»)، يا در صورت ديگر، شريعتی مارکسيسم و اسلام را به هم آميخته بود («التقاطی») و وزن ايدئولوژی مارکسيستی آن بيش از ايدئولوژی اسلامی‌اش بود؛ (۲) شريعتی مارکسيست نبود، اما از انديشه‌های مارکس (علمی و نه ايدئولوژيک) متأثر شده بود و با اتخاذ برخی مفاهيم يا روشهای مارکسی و/يا مارکسيستی می‌کوشيد آگاهانه تاريخ و فرهنگ دينی مسلمانان را تفسير کند؛ (۳) شريعتی از تحليلهای مارکسيستی عليه سرمايه‌داری و نقد ارزشهای جامعه‌‌ی بورژوايی واستعمار و امپرياليسم استفاده می‌کرد و از ليبراليسم و دموکراسی و ارزشهای آن عليه کمونيسم و نقد آن، اما او فقط می‌خواست ايدئولوژی اسلامی به تعبير خودش را جا بيندازد. او، در واقع، چنانکه گاهی می‌نمايد و خود نيز اذعان دارد سخت در قالب مکتب و مرامی می‌گنجيد، گويی هيچ مکتب يا انديشه يا شخص بزرگ و متفکری نيست که برای او بی‌اهميت باشد. او می‌خواست جامع نقيضين يا اضداد باشد. او مانند عارفی وحدت وجودی اساساً با هيچ چيز سر دشمنی نداشت.