دسته‌ها
شریعتی و سیاست طرحی از یک زندگی نامه ها

نامه اولین کنگره دانشجویان ایرانی به مصدق

کنگره لوزان

یک سال پس از کنگره پاریس سازمانهای دانشجویی ایرانی در اروپا و امریکا در صدد برآمدند تا با برگزاری کنگره ای صفوف خود را جهت مبارزه با رژیم استبدادی پهلوی هر چه بیشتر متحدتر و مستحکم تر کنند .

این تحرکات به دنبال تحولات داخلی ایران و تشکیل جبهه ملی دوم بود که شور و نشاط فراوانی در محافل و سازمانهای دانشجویی خارج از ایران به وجود آورده بود . تا قبل از کنگره پاریس و ترک آن توسط تنی چند از افراد وابسته به محافل چپ – هواداران حزب توده و جناح خلیل ملکی – بین سازمانهای دانشجویی اروپا و امریکا و نیز بین جبهه دانشجویی هوادار جبهه ملی اروپایی و جبهه ملی دوم در ایران ارتباط تشکیلاتی وجود نداشت . بجز در مواردی که پرویز ورجاوند ارتباطی نیمه رسمی با ((مهدی آذر )) در ایران برقرار می کرد.

بدین ترتیب در اوایل دهه 1960/1340 سازمانهای جبهه ملی در اروپا و ایالات متحده امریکا گروههای سیاسی مستقلی بودند که عمدتا از دانشجویان فعال در کنفدراسیون تشکیل شده بودند .4

1. م.آ. 2.ص 173

2. ایران آزاد شماره 3 بیستم دسامبر 1962

3. همان

4. کنفدراسیون ص 138

مثلا یکی از مراکز مهم فعالیتهای جبهه ملی ( بجز پاریس ) ، مونیخ آلمان بود که جمعیت نسبتا ززیادی از دانشجویان ایرانی را در خود داشت . خسرو قشقایی در اوایل 1916 در مونیخ شروع به انتشار مجله باختر امروز کرد و این نشریه به صورت ارگان رسمی دانشجویان ایرانی جبهه ملی در خارج از کشور درآمد .

اگر چه عناصر متمایل به حزب توده مثل (( مهدی خان بابا تهرانی )) با این نشریه همکاری می کردند ، اما خط مشی و خاستگاه سیاسی باختر امروز از جبهه ملی نشات می گرفت . استراتژی حزب توده در آن زمان عبارت بود از همکاری نزدیک با جبهه ملی در چارچوب اصول و خط مشی های جبهه .1

با الهام از تحولات داخلی ایران ، کمیته های دانشجویی جبهه ملی در برخی از شهرهای اروپایی تاسیس شد و تماسهایی با کمیته اجرایی جبهه ملی دوم در ایران حاصل شد تا ارتباطات رسمی برقرار گردد و هماهنگی لازم بین سازمانهای دانشجویی خارج از کشور از یک سوی و از سوی دیگر هماهنگی بین جبهه ملی دوم و اتحادیه های دانشجویی برقرار شده و به اتخاذ خط مشی متناسب با شرایط خارج از ایران بپردازند . این بود که در تابستان 1961/1340 ، حدود 20 تا 30 نفر از فعالین جبهه ملی در (( اشتوتگارت )) در یک پیش کنگره با یکدیگر تماسی رسمی گرفتند و یک کمیته اجرایی موقت با کادری مرکزی که بتواند مستقل از ایران و رهبریت مستقر در مونیخ عمل نماید تشکیل دادند .2

این گردهمایی به فعالین جبهه ملی اجازه داد تا ضمن سازماندهی خود در کنگره در حال تاسیس کنفدراسیون دانشجویان ایرانی ( اتحادیه ملی ) که در ژانویه 1962 / دی 1341 ( از لوزان ، سویس ) تشکیل می شد به صورت یک گروه متحد شرکت کرده و با حمایت سازمان دانشجویان ایرانی در امریکا رهبری تشکیلات جدید تازه تاسیس را در همان شروع کار به عهده گیرند .3

در سومین شماره نشریه ی ایران آزاد به سردبیری علی در بیستم دسامبر 1962 / آذر 1341 ، در مقاله ای تحت عنوان : در آستانه ، خبر برگزاری این کنگره در اوایل ماه ژانویه 1962 / دی 1341 از لوزان سویس داده شده بود . در این مقاله ضمن ابراز تاسف از اختلافات به وجود آمده در کنگره پاریس که منجر به ترک آن توسط تنی چند از افراد وابسته به محافل چپ – هواداران حزب توده و هواداران جناح خلیل ملکی – شد ، تشکیل این کنگره را نخستین گام در اتحاد فدراسیونهای دانشجویی دانسته که می تواند مشت آهنینی باشد بر دهان کسانی که با انشعاب کنگره پاریس به رقص و پایکوبی و دست افشانی پرداخته بودند و مهمتر از همه تشکیل این کنگره را اقدامی جدی در ناامید کردن دستگاه حاکمه فاسد و غاصب در به وجود آمدن اختلاف و تشتت در صفوف دانشجویی ارزیابی کرده است .4

اما از سوی دیگر (( جناح هوادار حزب توده ، به دنبال انشعاب در کنگره پاریس سعی کرد تا راه و تشکیلات دانشجویی مستقلی را در پیش گیرد و خواستار ” خود مختاری قاره ای ” سازمانهای دانشجویی شد . این بدین معنا بود که یک کنفدراسیون خودمختار در اروپا ایجاد گردد و بدین طریق از برتری جناح جبهه ملی که نتیجه ادغام کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا و سازمان دانشجویان ایرانی در امریکا بود جلوگیری شود .

1. همان ص 117

2. همان ص 118

3. همان ص 119

4. ایران آزاد شماره سوم دسامبر 1962/آذر 1341

بدین ترتیب فدراسیون آلمان با ادعای نمایندگی 60% از اعضای کنفدراسیون در اروپا ، خواستار ایجاد سازمان دانشجویی جدیدی در اروپا شد که هم از ایران و هم از امریکا مستقل باشد . اما این طرح ناموفق ماند چون تشکیلات دانشجویی هسچ کشوری برای تاسیس یک کنفدراسیون اروپایی مستقل به فدراسیون آلمان ملحق نشد . برعکس در تمامی سال 1962 گرایش اکثر سازمانهای دانشجویی اروپایی به سوی یک تشکیلات واحد جهانی بود . هواداران جناح حزب توده با درک این واقعیت که انشعاب در کنگره پاریس و جدا کردن حزب از پیکره فعالین دانشجو یک ” اشتباه ” بود تصمیم گرفتند تا در کنگره بعدی کنفدراسیون که در لوزان سویس در ژانویه 1963 برگزار شد شرکت کنند . ))1

این کنگره که به (( کنگره وحدت )) معروف شد در بعدازظهر روز 31 دسامبر 1962 / 3 دی 1341 کار خود را در خانه مردم شهر (( لوزان )) آغاز کرد . بر طبق گزارش نشریه ایران آزاد حدود 69 نماینده از ایران ، امریکا ، انگلستان ، فرانسه اطریش ، سویس ، ایتالیا و آلمان در این کنگره شرکت کردند . از شاخه پاریس سه تن به نامهای آقایان آذری ، امین و عسکری به همراهی من و علی و آقایان ورجاوند ، صوراسرافیل و تاجی راستین در کنگره حاضر شدند . علی بنا بر نقشی که در نوشتن بیانیه ها ، قطعنامه ها و پیامهای رسمی کنگره بر عهده داشت بعد از حضور در جلسه رسمی کنگره به محلی رفت که می باید در چارچوب اهداف و خط مشی جناح چپ جبهه ملی انجام وظیفه کند : (( علی شاکری از نمایندگان حاضر در کنگره لوزان که ریاست کمیته ی برگزاری را نیز به عهده داشت به یاد می آورد که پیام معروف کنگره خطاب به مصدق را نیز شریعتی تهیه کرده بود ))2 .

متن پیام علی به مصدق که در تاریخ 3 ژانویه ی 1963/ 1341 نوشته شد و پاسخ دکتر مصدق به این پیام بدین شرح است :

پیام اولین کنگره کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی ( سومین کنگره فدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در اروپا )

به جناب آقای دکتر محمد مصدق رهبر ارجمند جبهه ملی ایران :

ای سردار پیر سر از  زانوی اندیشه ات بردار و خروش فرزندانت را بشنو که با سینه های مالامال از امید به فردای پیروزی نام تو را می برند .

ای دهقان سالخورده تاریخ ما … کاش می توانستی دیوارهای قلعه ای را که در آن زنجیرت کشیده اند ، بشکافی و بیرون آیی تا به چشم خویش ببینی از بذری که در مزرعه اندیشه ها افشانده ای ، نسلی روئیده است که جز به جهاد نمی اندیشد و جز به راه تو گام نمی گذارد و تو آنگاه می دیدی نهضتی را که تو رهبری کردی و او تو را پرورش داد ، امروز دارای فرهنگی غنی است . فرهنگی که صفحاتش با خون نگاشته شده است و داستانش داستان شکنجه ها ، زندان ها ، اسارت ها و محرومیت هاست و امروز نسلی که پس از هشت سال پیکارش ولوله در جهان انداخته است از این فرهنگ الهام می گیرد .

1. کنفدراسیون ، صص 138 و 139

2. رهنما ص 170

ما نیز هزاران فرسنگ دور از دیار عزیز و یاران دلیر خویش راه مقدس همین نسل را دنبال می کنیم و بی آنکه لحظه ای به منافع خویش و حتی به حیات خود بیندیشیم ، دست اندر کار نبرد با پلیدی و تاریکی هستیم و امروز که در برابر همان دشمنانی که از چپ و راست بر تو می تاختند ، ایستاده ایم ، می خواهیم در کوشش ملت خود به سوی روشنایی سهم شایسته خویش را داشته باشیم .

نام تو امروز نه تنها فضای ما را گرم می دارد ، بلکه آسمان های بیگانه ای را که امروز ما در زیر آن بسر می بریم ، با روح و دل ما آشنا ساخته است ، زیرا هر کجا که می گذریم ، سخن از تو است و پیکار مقدس تو.

ما به تو اعلام می کنیم که به راهی که رفته ای وفاداریم . نام تو محک آزادی و شرف ماست و شیرازه اتحاد و پیوند ما .

ما به تو اعلام می کنیم که دوش به دوش یاران تو می جنگیم و از شکنجه و کشتار خصم نمی هراسیم .

ما به تو اعلام می کنیم بنائی را که پی ریختی می سازیم ، جهادی را که آغاز کردی به پایان می بریم و دیواره های استبدادی را که شکافتی فرو می ریزیم .

ما به تو اعلام می کنیم که همگام با ملت خویش به پا خاسته ایم تا شب سیاه ملک خویش را به صبح کشانیم و استعماری را که تو مجروح کردی ، بمیرانیم و در راه تو و در پی تو ، شرف و آزادی ملت خویش را از چنگال دژخیمان مردم خوار و غلامان جان نثار رهایی بخشیم و زنجیرهای گران را از پای تاریخ وطن خود برداریم .

درودهای گرم و آتشین فرزندان وفادار خویش را بپذیر !

پاسخ دکتر محمد مصدق

فرزندان عزیزم

پیام دلپذیرتان رسید و موجب نهایت خوشوقتی و امتنان گردید . از اینکه وطن عزیز ما دارای فرزندانی است که می توانند رهنمای جامعه واقع شوند ، بسی خوشوقت و بسیار شکرگزارم و در این وضعیت نمی توانم چیزی بنویسم ، مگر اینکه عرض کنم آتیه مملکت دست شما است و توفیق شما را در خدمت به ایران عزیز از خدا خواستارم .

دسته‌ها
بررسی و نقد ها زندگینامه یا بیوگرافی طرحی از یک زندگی

شریعتی و جبهه ملی دوم

تحولات داخلی ایران از یک سو و از سوی دیگر سیاستهای جناح دموکرات امریکا در قبال ایران موجب تحرک نیروهای سیاسی شد .

1. کنفدراسیون ( تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور 57-1332 ) ، افشین متین ، ترجمه ارسطو آذری ، نشر شیرازه سال 1378 چاپ اول ص 101

جبهه ملی در 30 مرداد 1339 با انتشار اعلامیه ای سراسری فعالیت دوباره خود را آغاز کرد و با فراخوان همه احزاب ملی جبهه ملی دوم را تشکیل داد و موج تازه ای از فعالیتهای سیاسی کشور را فرا گرفت که به فعال شدن سازمانها و انجمنهای دانشجویی داخل و خارج کشور انجامید .

سفر علی به همراه من و پسرمان احسان به پاریس در سال 1339 مقارن با همین تحولات بود . در بین همین سالهای 1339 تا 41 بود که جبهه ملی دوم احیا شد و در خارج از کشور هم (( محافل دانشجویی نیمه سیاسی ایرانی در اروپا و ایالات متحده به گروه های سازمان یافته اپوزسیون تبدیل شدند که عمدتا همسو با جبهه ملی دوم و به ویژه در ارتباط با شاخه دانشجویی رادیکال آن قرار داشتند ))1

علی بعد از رسیدن به پاریس بر اثر تحولاتی که در ایران ایجاد شده بود ، ارتباط خود را با برخی دانشجویان و عناصر فعال جبهه ملی برقرار ساخت تا آنکه در سال 1340 ، نهضت آزادی ایران به رهبری آقایان مهندس بازرگان ، طالقانی و یداله سحابی تاسیس شد و ورود نهضت آزادی به عنوان یک جریان مذهبی به عرصه سیاست ، نور امیدی در دل علی افکند چرا که نهضتی ها هم مصدقی بودند و هم مذهبی ، و این ویژگی دو بعدی نهضت آزادی انگیزه های علی را برای ورود به عرصه سیاسی قویتر کرد .

آقای دکتر علی رهنما ورود علی به عرصه فعالیتهای سیاسی – دانشجویی را در فرانسه بعد از احیای جبهه ملی دوم و ظهور نهضت آزادی می داند و فعالیت های او را در مدت اقامتش در فرانسه به سه حوزه تقسیم کرده است : 1. شرکت در فعالیتهای سیاسی جبهه ملی دوم 2. همکاری نزدیک با چند نشریه ضد رژیم و 3. حضور در فعالیتهای سیاسی اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه و کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا و امریکا. 2

آقای محمود صوراسرافیل ، از دوستان قدیم علی و از فعالان سیاسی آن زمان در فرانسه خاطرات خود را از چگونگی فعالیتهای کنفدراسیون دانشجویان در پاریس و نیز نقش شریعتی را در مبارزات دانشجویی سالهای 1341 چنین بیان می کند :

علی شریعتی در فعالیتهای دانشجویی شرکت می جست . فعالیتهایی که در نوع خود بیانگر سیاستهایی بود که به هدفهای به ظاهر صنفی گره می خورد . در زمانی که علی پا به عرصه فعالیتهای دانشجویی گذاشت ، در پاریس سازمان دانشجویی تحت عنوان (( اتحادیه دانشجویی در فرانسه )) 3 رسما تاسیس شده بود و علی در این سازمان فعالیت می کرد . سیاست و خط مشی ای که این اتحادیه دنبال می کرد در ادامه همان مشی ای بود که به مقیاسی وسیع از نهضت ملی ایران نشئت می گرفت و علی شریعتی نیز طبعا در راه همین سیاست و خط مشی نهضت ملی قدم برمی داشت .

در این جا ارائه شرح مختصری درباره نهضت دانشجویی و جریان تشکیل اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه مناسب به نظر می رسد .

بعد از جنگ جهانی دوم ، دانشجویان بی شماری به کشورهای اروپایی و نیز امریکا روی آوردند . آنان کم و بیش در شهرهای محل تحصیل گردهماییهایی تحت عنوان سازمان و جمعیت و … به وجود می آوردند . در کشور فرانسه در سالهای 26-1325 از دولت فرانسه درخواست شد که جمعیتی با عنوان (( جامعه دانشجویان ایرانی در فرانسه ))4 تشکیل شود . طی چند سال جامعه دانشجویی در حال تشکیل ، رفته رفته به علت وابستگی آشکار به حزب توده ، به صورت کانون فعالیت این حزب درآمد . این دوران تا سال 1329 ادامه داشت . در سال 1329 که شعله های نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق زبانه می کشید ، فعالیتهای دانشجویان نیز هر چه گسترده تر تحول می یافت . در آن اوضاع وجود سازمانی دیگر که با عنوان دانشجویان به این نهضت پرافتخار لطمه بزند ، تحمیل نمیشد . سرانجام در همین فضای سنگین (( توده زدگی )) جمعی بر آن شدند تا رهبری جامعه دانشجویی را از دست هواداران حزب توده به در آورند .

انتخاب هیئت اجراییه جامعه دانشجویی در سال 1330 فرصت مغتنمی بود تا در رهبری دانشجویی تجدید نظری به عمل آید . در کارزار انتخاب هیئت اجراییه ، رهبری حزب توده شمار زیادی از دانشجویان را بسیج و به شرکت در جلسه انتخابات ترغیب کرده بود . جناح حزب توده ، با اختلاف چند رای توانست هیئت اجراییه دلخواه خود را پیروز کند ولی مسئله به همین جا پایان نیافت .

دانشجویانی که نتوانسته بودند در انتخابات توفیق حاصل کنند اعتراضاتی به نادرستی برگزاری انتخابات وارد می کردند . در حال حاضر به علت این که از آن تاریخ حدود پنجاه سال می گذرد و هم به دلیل اینکه اسناد معتبری در دسترس نیست قضاوت درباره صحت و سقم آن به آینده واگذار می شود .

در جلسه اعتراض به انتخاب هیئت اجراییه ، هواداران حزب توده که کلاه را پس معرکه می دیدند – به قراری که اطلاع حاصل شد – صندوق انتخابات را پاره کردند . در این گیرو دار ، دولت فرانسه جریان اداری تاسیس (( جامعه دانشجویان )) را به علت انحرافات چشمگیری که نسبت به قوانین حاصل کرده بود متوقف ساخت .

پرونده (( جامعه )) در حال تشکیل پس از چند سال بسته شد . از آن پس دیگر هیچ فعالیتی بخصوص برگزاری جلسات تحت عنوان (( جامعه دانشجویی ))مجاز نبود.پس از این ماجرا عده ای از هواداران نهضت ملی همچنان احساس می کردند سازمانی با عنوان اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه به وجود آورند .

چندی نگذشت که دولت فرانسه این اتحادیه را به رسمیت شناخت .

در سالهای آغازین شکل گیری این اتحادیه علاوه بر فراز و نشیبهایی که از سر می گذراند و نیز فعالیتهایی که بر عهده داشت می باید خود را نیز حفظ می کرد تا به سرنوشت جامعه دانشجویان گرفتار نشود .

کشاندن دانشجویان به تجمع و تحصن در سفارتخانه از سوی توده ایها و ایراد سخنرانی های زشت علیه دولت ملی دکتر مصدق رفتار ناپسندی بود که هنوز از خاطره های دانشجویان آن ایام محو نشده است .

بر اثر ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور ، ذخایر ارزی دولت رو به کاهش می رفت . دولت به ناچار محدودیتهایی مقرر می کرد و در نتیجه ارز تحصیلی عده ای از دانشجویان قطع شد .

این مسئله بهانه ای به دست رهبران حزب توده داد تا دانشجویان را بظاهر به منظور دفاع از منافع صنفی و در باطن به انگیزه لطمه زدن به نهضت ملی و دولت دکتر مصدق به صحن سفارت کشانیده و به تحصن      وا دارند .

این وضع تا کودتای 28 مرداد 1332 همچنان ادامه داشت . از آن پس دفاع از منافع صنفی که هوادارن حزب توده سرمی دادند فروکش کرد و دیگر صدای اعتراضی سر داده نشد .

در سال 1339 که فعالیتهای سیاسی از نو گسترده تر تحول می یافت سازمانهای دانشجویی بسیاری که در کشورهای اروپا وقاره امریکا به وجود آمده بودند ، بر آن شدند که با حفظ شخصیت و موجودیت خود سازمان جهادی واحدی به وجود آورند و کم و بیش از افکار و خط مشی واحدی پیروی کنند ، و بالمآل به نوعی وحدت دست یابند . با این انگیزه در سال 1340 و تا برپایی کنگره پاریس یکی دو نشست در سطح کنگره در اروپا برگزار شد .

در این مختصر جای آن نیست که به کیفیت و چگونگی خط مشی این نشستها و کنگره ها بپردازیم ، فقط از کنگره هایی یاد می کنیم که علی شریعتی قلم و فکرش را در خدمت آن به کار می انداخت .

علی در زمانی آشکارتر پای به عرصه فعالیتهای دانشجویان گذاشت که کنگره جهانی کنفدراسیون از 11 تا 15 دی ماه 1340 در پاریس برگزار شد . کنگره پاریس در نوع کنگره های کنفدراسیون از اهمیت خاصی برخوردار بود .

شمار سازمانهای دانشجویی که در آن شرکت کردند بسیار بود . (( سازمان دانشجویان دانشگاه تهران )) آن را تایید کرد و قرار بود در همین کنگره به عضویت آن درآید .

علاوه بر آن اکثریت نمایندگان شرکت کننده در کنگره را هواداران جبهه ملی تشکیل می دادند و بدین ترتیب اعتباری جهانی به دست آورده بود و شاید از همه مهمتر ، انشعابی بود که در این کنگره به وقوع پیوست و عده ای با انگیزه برهم زدند کنگره در برابر این انشعاب قد علم کردند و این نقشه را در هم کوبیدند . به خاطر دارم که هیئت دبیران کنفدراسیون دانشجویان در اروپا- منتخب کنگره قبل از کنگره جهانی دانشجویان ایرانی که کلاه را پس معرکه دید – بر خلاف انتظار ، خاتم کنگره را بهانه وجود اختلاف بین هیئتهای نمایندگی اعلام کرد . عده ای مرکب از هواداران حزب توده و جناحی از (( جامعه سوسیالیستی ))5 کنگره را ترک کردند ، ولی عده ای دیگر که اکثریت نمایندگان حاضر در کنگره را تشکیل می دادند کنگره را ادامه دادند و نگذاشتند جلسات نمایندگان نهضت دانشجویان فرو بپاشد .

حاضران ، هیئت دبیران را از بین اعضای سازمان دانشجویان ایرانی در امریکا انتخاب کردند . از طرف دیگر نظر به دوری مسافت بین قاره اروپا و قاره امریکا کنگره نهادی با عنوان (( دفتر اروپایی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی )) ترتیب داد تا تصمیمات هیئت دبیران بهتر به اجرا درآید . اعضای این دفتر همان اعضای هیئت نمایندگان اتحادیه دانشجویان ایرانی در فرانسه بودند .

ذکر موارد فوق بدان خاطر است تا بر ما روشن شود که علی شریعتی در چه شرایط سخت و دشواری قدم به عرصه مبارزات کنفدراسیون گذاشت و قلم و فکرش را در این راه به کار انداخت . پس از اعلام نابخردانه ختم کنگره پاریس ، هیئت دبیران منتخب کنگره قبل،طی اطلاعیه ای که در کنگره خوانده شد دلایل واهی و سستی در توصیه این رفتار ناپسند عرضه داشت .

چندی بعد همان هیئت دبیران اطلاعیه دیگری صادر کرد . در اوضاع و احوالی که به وجود آوردند ، نهضت دانشجویی گرفتار دو دستگی هولناکی شد که می باید رویاروی آن انشعاب ناکام می ایستاد . هیئت اجراییه می دانست و اطلاعیه صادر می کرد ، و هیئت اجرایی منتخب کنگره پاریس هم که از جمیع جهات طبق موازین معقوا و قانونی و بنا بر مقررات و اساسنامه کنفدراسیون انتخاب شده بود زیر بار تعطیل کنگره پاریس نرفت و همچنان تا آخر به کارش ادامه داد .

در این اوضاع و احوال دفتر اروپایی کنفدراسیون از طرف هیئت اجراییه منتخب کنگره ماموریت یافت که با اثران نامطلوب انشعاب ناموفق مقابله کند . علی شریعتی در شرایطی به کمک کنفدراسیون شتافت که هوادارن حزب توده و چند تن از اعضای جامعه سوسیالیست ها علیه کنگره ای که اکثریت نمایندگانش را هوادار جبهه ملی تشکیل دادند انشعاب به راه انداختند .

پیام شورانگیز و پرمحتوایی که در کنگره پاریس به دکتر مصدق زندانی احمدآباد فرستاده شد ، به قلم علی شریعتی بود و نمایندگانی که در آن کنگره شنیدند و یا بعدا در نشریات خواندند ، معتقدند که این پیام را از نظر سبک نگارش و احساسات پرشوری که در آن موج می زد ، می توان در عدد اثر ادبی – سیاسی ارزشمندی ثبت کرد .

همکاری با دفتر اروپایی کنفدراسیون در مقابله با اطلاعیه های هیئت دبیران کنفدراسیون منتخب کنگره قبلی یکی از تلاشهای ارزشمند علی به شمار می رود . قلم علی شریعتی به کار افتاد و به اتفاق اعضای دفتر اروپایی بیانیه هایی در رد انشعاب کنگره پاریس نوشت و با استدلال قوی دلایل آن اطلاعیه ها را قاطعانه رد کرد .

هواداران انشعاب کنگره پاریس که دیگر نمی توانستند به آن وضع ادامه دهند تصمیم گرفتند در کنگره ای که لوزان برگزار شد شرکت جویند . این کنگره را (( کنگره وحدت )) نامیده اند .

خدماتی که علی شریعتی در کمک به نهضت دانشجویی و کنفدراسیون جهانی عرضه کرده بود موجب شد که او را به سمت یکی از نمایندگان اتحادیه دانشجویان در فرانسه انتخاب کنند . این چنین علی پای در کنگره لوزان گزارد و بهترین خدمات را به نهضت دانشجویی کرد .

در این دوره او قلم خود را یکسره در خدمت سیاست قرار داده و به نقد و بررسی حوادث روز و سیاستهای حکومتی شاهنشاهی می پرداخت . نمونه هایی از این مقالات که در نشریات اپوزیسیون دانشجویی اروپا در سالهای 60 میلادی برابر با سالهای 1341 ، 42 و 43 به چاپ می رسید برای شناخت این وجهه از شخصیت وی ضروی به نظر می رسد . این مقالات عمدتا با نامهای مستعار از قبیل شمع ( شریعتی ، مزینانی علی ) و یا شاهین و … در نشریه ایران آزاد ارگان سازمانهای اروپایی جبهه ملی ایران و نامه پارسی که در فرانسه نشر می یافت ، درج می شد . از جمله این مقالات : تیری که کمانه کرد ، رویدادها و بینش ها ، فروردین 1342 ( کلوا واشربوا را تو در گوش کن و لاتسرفوا را فراموش کن ) .

1. همان ، ص 97 .

2. مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد ( زندگی نامه سیاسی علی شریعتی ) نوشته دکتر علی رهنما ، ترجمه کیومرث قرقلو از انتشارات گام نو سال 1381 چاپ اول ، ص 145 . قابل توجه خوانندگان محترم : در این کتاب هر جا مطلبی مستقیم یا غیر مستقیم از کتاب دکتر علی رهنما نقل شود فقط به نام (( رهنما )) بسنده می شود .

3.Union des etudiants Iraniens en France

4. Association des etudiants Iraniens en France

5. (( جامعه سوسیالیستی )) از دانشجویان طرفدار گروه خلیل ملکی ( 1280-1348 ) بودند . گروه ملکی بعد از انشعاب از حزب توده در سال 1326 به نیروی سوم معروف شدند .

انتخابات و جنگ زرگری ، اردیبهشت 1342 و مقاله نوروز 1342 را می توان نام برد . 1

علی به گفته دوستان و شاهدانی که از نزدیک با محافل دانشجویی ارتباط داشتند به عنوان یکی از هواداران راسخ جبهه ملی در جلسات اتحادیه دانشجویی حضور می یافت . اما نسبت به کشمکشها و رقابتهای درون اتحادیه بر سر کسب قدرت و برتری جوییهای کودکانه ، به شدت معترض بود و به گفته شاهدان در این گونه مواقع همواره سکوت پیشه می کرد و مانند یک ناظر محض رای خود را در داخل صندوق می انداخت .

برچیده از کتاب : طرحی از یک زندگی، بخش اول دوران دانشجویی ، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

( نقدها و نظرها )