دسته‌ها
بررسی و نقد ها زندگینامه یا بیوگرافی

غربت شرقي انسان

 
حکمت‌و فلسفه– اشرف‌السادات علوي‌نيا:
دكتر علي شريعتي از تاثيرگذارترين روشنفكران دهه50 ايران بوده است.

او كه با ايده «بازگشت به خويشتن» به عرصه منازعات فكري و ايدئولوژيك و بعضا سياسي ايران دهه50 آمده بود، با توجه به نقاط رهايي‌بخش معارف اسلامي و با تاثيرپذيري از آراي انديشمندان غرب، تفسيري نوين در اين عرصه از خود بر جاي گذاشت.

شريعتي كه بخشي از تحصيلاتش را در غرب تكميل كرده بود، با آراي برخي از انديشمندان و فيلسوفان آشنا شده بود و آنها را در تفسيرهاي خويش از معارف اسلامي به كار مي‌گرفت. با اين همه، شريعتي مي‌كوشيد تا با اتخاذ زباني جهاني برخي مسائل مبتلا به بشر امروز را نيز در كانون توجه قرار دهد. از اين رو، او به مفاهيم جهانشمولي چون انسان و خدا مي‌پرداخت و تلاش داشت تا آنها را از منظري جهاني تحليل كند. مطلب حاضر اختصاص دارد به ديدگاه شريعتي درباره غرب، با نگاه وي به آراي غربياني چون هایدگر و نيچه.

جريان روشنفكري چند دهه اخير ايران را عمدتا افرادي شكل داده‌اند كه خود به طور مستقيم يا غيرمستقيم با انديشه‌هاي متفكران غربي برخورد داشته‌اند و در نتيجه اين رويارويي خود نيز از اين انديشه‌ها تاثير گرفته‌اند. در اين ميان مي‌توان شريعتي را يكي از شاخص‌ترين اين چهره‌ها برشمرد