دسته‌ها
شریعتی و فرهنگ كويريات (کویر)

معشـــوق ِ شاعرها

 

معشــــــــوق ِ همه شاعر های قدیم ما گوئی یک نفر بوده است و آن یک نفر هم سیمین عذارِ ِخوش حرکات ِابرو کمندی بوده است که فقط به درد بوس و کنار می خورده است و عرق خوری و همین و مصرف اصلیش هم این بوده است همان کنار آب غالش بگذاریم و بشتابیم بطرف ممدوح ! تخلص یعنی همین!
در غزل صرف غیر مدحی هم یک « عروسک قشنـــگ » است با زیبـــــائی های ظاهری « یکنواخت و قالبـــــــی و بخش نامه ای» فاقد شعور و فکر و روح و …محتوای انسانی
آشفته موی و عربده جوی و شهر آشوب و بیـــــوفا و سنگدل ؛ 
تیر مژگان و خدنگ نگاه و عاشق کش و
 از یک کنار رقیب نواز و شراب خوار و بی چشم و رو و هرزه!
 با قر و اطوار شوخی کــــــنان در وسط شهر روان است و « خلقی به عجـــــب از پس و پیشش نگران اســـــــت» !

______
شریـــــعتی ، کویــــــر ،آدم ها و حرفــــها