دسته‌ها
عارفانه ها كويريات (کویر) هبوط

در فنای خویش بقا یافتن!

نسان فواره ای است که از قلب زمین عصیان می کند

و در این جستن شتابان و شورانگیزش ،

هر چه بشتر اوج می گیرد

بیشتر « پریشان و تردیدزده » می شود .

اندک اندک هیجانش آرام می گیرد

و میل بازگشت او را در انتهای راه انحنایی میافکند

که هم صعود است هم رجعت

فرار و بازگشت با هم در ستیزند

به آخرین قله ی رهایی که می رسد

ناگهان احساس می کند که در فضا معلق مانده است .

در برزخ میان زمین و اسمان بلاتکلیف و بی پناه نمیداند چه کند؟

از آنجا ، افق تا افق جهان را می نگرد که صحرای خلوت و بیابان حیرت است .

از رهایی اینچنین به بی سرانجام تنها ماندن

در چین و شکن های گیسوان مواج آب فرو می برد و

در عمق زمردین استخر زلال خویش پنهان می سازد و

با نفی خویش

در پیش چشمان آزاردهنده تنهایی در آغوش وصال خویشاوندی بودن

خویش را ایمان و ارامش می بخشد ،

خویشتن خالی و ناپایدار و ارزانش را از « بودن » لبریز می کند ،

درونش از وجود موج می زند .

چه زیبا و عمیق است

این دیالکتیک صوفیانه ی وحدت وجود در فرهنگ سرشار  و…* شرق

در فنای خویش بقا یافتن!

دسته‌ها
اسلام شناسی

راه مذهب

انسان یک « انتخاب » است ، «نبرد و تلاش و شناخت » است یک «شدن» همیشگی است ، یک « هجرت بی انتها » است ، هجرت در خویش ؛ از لجن تا خدا (هجرت انفسی).

و راهی که از لجن تا خدا کشیده شده است «مذهب» نام دارد .

در اینجا روشن است که مذهب یعنی راه . مذهب هدف نیست، راه است و وسیله است . تمام بدبختی ئی که در جامعه های مذهبی دیده می شود به این علت است که مذهب تغییر روح و جهت داده و در نتیجه نقشی که دارد ، عوض شده است و این بدان علت است که « مذهب را هدف کرده اند» . شما جاده را هدف کنید ؛ گل کاری و آسفالت و آذین کنید ، صد ها سال ، نسل به نسل روی این جاده کار کنید، جاده پرست بشوید ، معتقد به جاده بشوید، آن را دوست بدارید، بدان عشق بورزید، تا چشمتان به آن افتاد یا اسمش به گوشتان خورد از شور به گریه افتید ، با هر که چپ به آن نگاه کرد بجنگید ، تمام وقت و پولتان را صرف تزیین و تعمیر و صاف و صوف کردن آن کنید ، یک لحظه آن را برای رسیدن به کار زندگیتان ترک نکنید ، همیشه بر روی آن قدم بزنید و کیف کنید و از آن گفت گو کنید و خاکش را به چشمتان بمالید و دوای دردتان بسازید و … چه خواهید شد ؟ گمراه.

آری . همین راه راست و درست و حقیقی شما را از هدف باز می دارد ، شما را به جایی نمی رساند ، در راه گم شدن از گمراه شدن بدتر است.

اسلام شناسی