دسته‌ها
شریعتی و فرهنگ كويريات (کویر)

معشـــوق ِ شاعرها

 

معشــــــــوق ِ همه شاعر های قدیم ما گوئی یک نفر بوده است و آن یک نفر هم سیمین عذارِ ِخوش حرکات ِابرو کمندی بوده است که فقط به درد بوس و کنار می خورده است و عرق خوری و همین و مصرف اصلیش هم این بوده است همان کنار آب غالش بگذاریم و بشتابیم بطرف ممدوح ! تخلص یعنی همین!
در غزل صرف غیر مدحی هم یک « عروسک قشنـــگ » است با زیبـــــائی های ظاهری « یکنواخت و قالبـــــــی و بخش نامه ای» فاقد شعور و فکر و روح و …محتوای انسانی
آشفته موی و عربده جوی و شهر آشوب و بیـــــوفا و سنگدل ؛ 
تیر مژگان و خدنگ نگاه و عاشق کش و
 از یک کنار رقیب نواز و شراب خوار و بی چشم و رو و هرزه!
 با قر و اطوار شوخی کــــــنان در وسط شهر روان است و « خلقی به عجـــــب از پس و پیشش نگران اســـــــت» !

______
شریـــــعتی ، کویــــــر ،آدم ها و حرفــــها

دسته‌ها
بررسی و نقد ها سخنان کوتاه عاشقانه ها

عشق تنها کار بی چرای عالم است

عشق تنها کار بی چرای عالم است

چه، آفرینش بدان پایان می گیرد

معشوق من چنان لطیف است،

که خود را به “بودن” نیالوده است،

که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد ،

نه معشوق من بود،

دکتر علی شریعتی

مجموعه آثار 33