دسته‌ها
خاطرات خاطراتِ زندان

خاطرات دکتر شریعتی در زندان – ۳

داریوش ارجمند:

یک بار از دکتر شریعتی پرسیدم: “حالا که از زندان بیرون آمده ای چه می کنی؟”  دکتر شریعتی گفت: “مشغول پیر شدن هستم”

3 دیدگاه دربارهٔ «خاطرات دکتر شریعتی در زندان – ۳»

درسایتهای مربوط به آقای ارجمندمنتظرمطالب تازه یاخاطرات شیرین یاتلخ ازایشان یااظهارنظرهایی ازایشان درموردفیلمهایشان یاعوامل طبیعی جاری درجامعه اززبان ایشان بودم که یاندیدم یابسیارمختصروگذرابودکه زیادقابل استفاده نبودالبته می دانم زیاداهل نت واینترنت نیستندولی بااصراروخواهش میشوداززیرخاکستر آتش گرمی بیرون آوردواستفاده کردفقط به ایشان بفرماییدالان بدون فیلمهایتان می توانیدمحبوب ماهستیدومحبوبترباشیدبه شرطی که دردل مردم وبامردم باشید وازماواظهارنظرهایتان فرارنکنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *