دسته‌ها
سخنان کوتاه عاشقانه ها

بودا

بودا تو گفته اي

بودا تو گـــــفته اي كه در اين هستـــــي پليد     غير از دروغ و رنگ و ريا و فـــــريب نيــست

گفتـــــــــي كه در سراب فــريبــنده ي حيات     جز رنج و درد ،هيچ كسي را نصيب نيـست

گفتي كه زندگي شبح مرگ موحشي است     افسانــــه اي است پر از فريب و پر از دروغ

رخشـــــنده مشعليست فرا راه آدمـــــــــي     اما گرفــــته است ز رنــــج و غــــم فـــــروغ

گفتي كه شادكامي،سرمايه ي غم است … .

از دكتر علي شريعتي +

دفترهای سبز

10 دیدگاه دربارهٔ «بودا»

به جای اینکه در مسجد بنشینم و به کفش هایم فکر کنم در خیابان با کفش هایم قدم میزنم وبه خدا فکر میکنم.
زنده یاد دکتر شریعتی

راه واندیشه اش مرامم را تشکیل میدهد
او نمرده است ودردل هردلداده ای جا دارد
روانش شاد.

مهم نیست که به شراب نشسته ای یا به نماز ایستاده ای مهم اینست مه در صحنه نیستی.

دکتر علر شریعتی

گاهی با خود فکر می کنم چگونه است که ما در این سر دنیا عرق میریزیم و وضعمان این است و آنها در آن سر دنیا عرق می خورند و وضعشان آن است؟ نمی دانم مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ….
دکتر علی شریعتی

وقتي كه پاهايم خسته ميشود از ايستادن برعرشه كشتي، و زانوهايم غرق در خواهش نشستن ميشود . مغزم تسليم ميشود ولي چيزي درونم زانوهايم را همچنان صاف نگه ميدارد و آن شرافت و حيثيت انسانيت است كه ميخوانددر اندام خسته ام اينگونه : سزاوار نيست كه باد خسته ميشود تا بادبان كاركند و دستان ملوانان تاول زده تا پاروها بچرخند واينك توهوس نشستن داري …تا آخرين قطره حيات باشرافت و انسانتيت انسان باستيم.

وصييت كن رود

گر روزي تنم جولانگاه تن بچه هاي آبادي بالا بود كه گرماي خورشيدتابستان رابرايم گذاشتند و سرماي وجودمراسوغات بردند اينك تنها نيستم فقط خشكم ..ولي هنوزگرمم و يادگاريم را دارم هرچند يادگاريم تنم را از گزماي زياد قاش قاش كرده تامامني باشد براي موريانهاي وجودم پس درد بدهم نيست تنها يادگاري را هميشه داشته باش چون تنها ثروتم خداست فقيرم نخوان …

saba1365saeed@yahoo.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *