دسته‌ها
سخنان کوتاه عاشقانه ها

مرا دید و نشناخت

مرا دید و نشناخت

این درد بود …

4 دیدگاه دربارهٔ «مرا دید و نشناخت»

کجایی؟
دنیا تمام شده است…
دیگر منم و شبستانی پاک،
منم و در غرقه ای آبی…
کفش آب و سقفش آسمان و دیگر هیچ
دکتر شریعتی

گاهی به صدای تیک و تاک ساعت دیواریمان خیره می شویم بدون آنکه توجهی به گذشتن عمر ساعت دقت کنیم!
عمر ساعت می گذرد ، اما عمر ما مثل عمر باطری ساعت خالی می شود ، بدون آنکه بدانیم از قطب مثبت مگذرد یا از قطب منفی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *