facebook
سیگاری بر لب ، سری بر دو دست،..
۱ام خرداد، ۱۳۹۰

«سیگاری بر لب ، سری بر دو دست نگاهی به گوشه ای میخکوب، اندیشه ای غرق در اعماق دور رنج ها، دلی سرشار از درد، لبخندی بیزار ، چشمانی بی […]

سیگاری بر لب ، سری بر دو دست،..
مقدمه ی کتاب کویر شریعتی
۱ام خرداد، ۱۳۹۰

این «بث الشکوی ها » نه کتاب است و نه مقالات ، « صمیمانه ترین نامه ها نامه هائی است که به” هیچ کس” می نویسم» و «سخنی از حقیقت […]

مقدمه ی کتاب کویر شریعتی
کویر! این تاریخی که در صورت جغرافیا ظاهر شده است.!
۱ام خرداد، ۱۳۹۰

برای آنکه دل به آب و آبادی زندگیش بسته ، کویر یک نوع دلزدگی است . صدمه ای برای سعادت و لذت و آرامش و از دست دادن «خوشبینی» ! […]

کویر! این تاریخی که در صورت جغرافیا ظاهر شده است.!
عصیان
۱ام خرداد، ۱۳۹۰

نمی دانم چه آتشی ست ! احساس می کنم که تیغه ی ناپیدا و ناشناسی دیواره های درونم را میتراشد ، احساس می کنم از درون فرو می ریزم متلاشی […]

عصیان
چگونه هستی و نمی پرستی؟
۱ام خرداد، ۱۳۹۰

خدایا ! تو در آن بالا ، بر قله ی بلند الوهیتت ، تنها چه می کنی ؟ ابدیت را بی نیازمندی ، بی چشم به راهی ، بی امید […]

چگونه هستی و نمی پرستی؟
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر؛من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش
۱ام خرداد، ۱۳۹۰

در این هنگام است که می توان نشست و به این شاگرد شگفتی که در اوج پرواز های سبک پر  و زیبایش  ناگهان سقوط می کند فهماند که وصیت چیست […]

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر؛من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش