دسته: هبوط

هبوط در کویر دکتر علی شریعتی

این مرد، این در وطن خویش غریب

و تاریخ آن گوشه ایستاده است، گویی با لبانش می گرید، می گرید به سرنوشت این مرد، این در وطن خویش غریب و می خندد به این قوم، این پیروان مومن محمد … به گزارش نیمه حرف.کام، متنی که در ادامه می خوانید از کتاب “هبوط” دکتر علی شریعتی به مناسبت سالروز بعثت پیامبر گرامی گلچین شده است. «سال ها گذشت و گذشت و تاریخ، این خبرنگار کنجکاو و پر تلاش و خستگی ناشناسی که...

انسان را خدا بر گونه ی خویش آفرید

خداوند : «بنده ی من مرا پیروی کن  تا همچون خویشت سازم» …. انسان را خدا بر گونه ی خویش آفرید…. و اکنون بر فراز مناره ی معبد خویش که از قلب تاریخ بشری سر کشیده است به تماشا می نگرم و به اعجاب می شنوم که به زبان کفر و دین ، دین و شرک , مادیت و معنویت ، فلسفه و حکمت ، قدیم و جدید ، شرق و غرب ، عقل و...

عشق های« بزرگ » ؛ نه از عشق های «شدید»

در زیر  این آسمان  ، این انتظار چیست که روح را بیتاب خویش کرده است ! در تاریخ این عطش چیست که هرگز در روح های سیراب فرو نمی نشیند؟ روح های مهاجر چرا آرام نمی گیرند؟ عشق و عصیان دلهای بزرگ را چرا رها نمی کند ؟ بانگ آب خاطره ی دور کدام زندگی ، کدام آبادی را در ما بیدار می کند ؟ دل های بزرگ و احساس های بلند عشق هایی زیبا...

هبوط

مرا کسی نساخت خدا ساخت ؛ نه آنچنان که « کسی می خواست» . که من کسی نداشتم , کسم خدا بود ، کس بی کسان ، او بود که مرا ساخت , آنچنان که خودش ساخت ، نه از من پرسید و نه از آن من دیگرم . من یک گل بی صاحب بودم مرا از روح خود در آن  دمید و بر روی خاک و در زیر افتاب تنها رهایم کرد . مرا...

روح وحشی

ابو علی در قصیده عینیه مشهورش از کبوتری سخن می گوید که از بام بلند آفرینش فرود آمده است  و بر روی خاک در قفسی خود را گرفتار کرده است، این کبوتر روح است اما این کبوتر چرا باباران کبوتری که هر روز و هر شب از بام آسمان بر زمین باریدن می گیرند و هر یک در قفسی پناه می برند اینهمه تفاوت دارد ؟ شاید این کبوتر نیست ، نه ، احساس می...

مقدمه ی کتاب کویر شریعتی

این «بث الشکوی ها » نه کتاب است و نه مقالات ، « صمیمانه ترین نامه ها نامه هائی است که به” هیچ کس” می نویسم» و «سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ مصلحتی گفتن آن را ایجاب نمیکند ». و اینها است « حرفهایی که هر کسی برای نگفتن دارد». سخن ، چه شعر و چه نثر ، چه وحی و چه عقل ، به « دو شرط خارجی و قبلی » مقید...