facebook
سیگاری بر لب ، سری بر دو دست،..
۱ام خرداد، ۱۳۹۰

«سیگاری بر لب ، سری بر دو دست نگاهی به گوشه ای میخکوب، اندیشه ای غرق در اعماق دور رنج ها، دلی سرشار از درد، لبخندی بیزار ، چشمانی بی […]

سیگاری بر لب ، سری بر دو دست،..
چگونه هستی و نمی پرستی؟
۱ام خرداد، ۱۳۹۰

خدایا ! تو در آن بالا ، بر قله ی بلند الوهیتت ، تنها چه می کنی ؟ ابدیت را بی نیازمندی ، بی چشم به راهی ، بی امید […]

چگونه هستی و نمی پرستی؟
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر؛من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش
۱ام خرداد، ۱۳۹۰

در این هنگام است که می توان نشست و به این شاگرد شگفتی که در اوج پرواز های سبک پر  و زیبایش  ناگهان سقوط می کند فهماند که وصیت چیست […]

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر؛من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش
آنچه در کویر میروید، خیال است..
۲۰ام اردیبهشت، ۱۳۹۰

…آن چه در کویر می روید، گز و تاق است. این درختان بی باک صبور و قهرمان که علی رغم کویر، بی نیاز از آب و خاک و بی چشم […]

آنچه در کویر میروید، خیال است..