دانلود کتاب شریعی و ساواک نوشته رضا علیجانی

نام کتاب

شریعی و ساواک (دانلود+)

نویسنده

دکتر علی شریعتی

توضیح

متن کامل کتاب شریعی و ساواک نوشته رضا علیجانی

رمز عبور

www.tarikhema.ir

تهیه توسط

مسعود اکبری

۰۰۰۰۰ حجم دانلود کتاب

۲٫۴۰ مگابایت (MB)

قالب کتاب

PDF – پی دی اف

منبع الکترونیکی

دانلود کتاب های دکتر شریعتی

مناظره مکتوب در مورد دکتر شریعتی

روزنامه جام‌جم ۴ اردیبهشت امسال‌ مصاحبه‌ای با سید حمید روحانی ، رئیس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی ایران به چاپ رساند و در قالب آن به بررسی مشکلات موجود در زمینه تدوین تاریخ انقلاب اسلامی پرداخت.

با طرح مطالب سیدحمید روحانی درخصوص مرحوم دکتر شریعتی در این مصاحبه، خبرنگار جام‌جم انتقاداتی را که در این زمینه به مصاحبه‌شونده وارد شده است مطرح کرد و سیدحمید روحانی هم در ادامه، توضیحاتی را در این زمینه ارائه داد.

به دنبال چاپ این مصاحبه، احسان شریعتی، فرزند مرحوم دکتر علی شریعتی، جوابیه‌ای را درخصوص مطالب طرح شده از سوی سیدحمید روحانی به روزنامه جام‌جم ارسال کرد که متن کامل آن اینک در اختیار شما‌ست.

مدیریت محترم روزنامه جام‌جم

توقیرا عطف به مشروحه مندرجه در صفحات هفتم و دهم آن جریده محترم که در تاریخ یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه جاری تحت شماره ۳۱۱۲ در ذیل نام و عنوان حجت‌الاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی ایران، به صورت مصاحبه چاپ و نشر یافته است، به این وسیله با اعلام اعتراضات وارده به آن بخش از مطالب گزینشی اقتباس شده از بازجویی‌های مربوط به دوره ۱۸ ماهه اسارت دکتر علی شریعتی، در سیاهچال زندان ساواک به نام «کمیته مشترک ضدخرابکاری» منتشره در جلد سوم مجلد تاریخی «نهضت امام خمینی» و همچنین ایراد و اعتراض به مطالب اهانت‌آمیز علیه آن زنده‌یاد تحت عنوان و اتهام ناروا و خلاف واقع، «ستایش از رضاشاه و تایید انقلاب سفید شاه و حمله به جبهه ملی»، آن هم به ادعای نبود و عدم دسترسی به صفحه چهلم بازجویی چهل صفحه‌ای «کلی‌نویسی معمول و متداول آن روزگار که از متهمان اخذ می‌گردید»، منبعث از بکارگیری شیوه حدس و گمان که در نوشته‌های جناب روحانی معمول و متداول بوده است و نهایتا با قیام و اقدام به دفاع از مظلومیت دکتر علی شریعتی که تفصیل آن در کتاب سوم فصل اول و دوم ـ صفحات ۱۵۹ الی ۲۸۹ «تاریخچه حسینیه ارشاد» به تاریخ ۱۳۸۴ «شابک ـ ۹ـ۱۲ـ۶۲۸۰ ـ۹۶۴ کتابخانه ملی ۵۰۴۸ ـ ۸۴م»، نشر یافته است، که به پیوست یک جلد از آن تاریخچه، جهت ضبط در بخش مرجع و منبع مطالعاتی آن روزنامه همراه با تصویر بعضی از صفحات آن راجع به اقدامات عدیده گزینشی از ناحیه جناب روحانی تحت شماره‌های ۱۵۹ ـ ۱۶۲ ـ ۱۶۳ ـ ۱۶۴ ـ ۱۶۵ ـ ۱۶۶ ـ ۱۷۲ ـ ۱۷۶ ـ ۱۷۷ ـ ۱۷۸ ـ ۱۹۹ ـ ۲۰۵ ـ ۲۱۹ ـ ۲۲۶ ـ ۲۲۷ ـ ۲۲۸ ـ ۲۲۹ ـ ۲۳۰ ـ ۲۵۰ ـ ۲۵۴ ـ ۲۵۵ ـ ۲۶۵ ـ ۲۶۶ ـ ۲۷۸ ـ ۲۷۹ ـ ۲۸۰ ارسال و به شرح زیر به پاسخگویی می‌پردازد، تا با عنایت به قانون مطبوعات در صفحات هفتم و دهم با همان حروف چاپ و نشر یابد.

البته مصاحبه جناب روحانی با خبرنگار محترم آن روزنامه به ۲ بخش خلاصه می‌شود، یکی اتهام منتسبه منبعث از حدس و گمان مندرج در صفحه چهلم مجهول ادعایی، از مجموعه بازجویی ساواک به اتهام واهی و خیالی، ستایش از رضاشاه و تایید انقلاب سفید و حمله به جبهه ملی و دیگری عناوین گزینشی در استخراج از هزار صفحه بازجویی دکتر شریعتی در کمیته مشترک ضد خرابکاری و باقیمانده از مصاحبه انجام شده، حاوی مطالبی است، به صورت حشو و زواید که ناشی از نارسایی «حافظه» در آن متون تکرار شده است؛ اکنون شرح کوتاهی در مورد مصاحبه انجام شده:

جناب روحانی، ابتدا اظهار داشتند، در سال ۱۳۶۱ که از طرف حضرت امام، مسوول مرکز اسناد ساواک شدم، یکی از نخستین پرونده‌هایی که با عشق به سراغ آنها رفتم، پرونده شریعتی بود و می‌توانم بگویم که بعد از پرونده حضرت امام، این دومین پرونده‌ای بود که من به آن عنایت داشتم، متوجه نامه چهل صفحه‌ای ایشان که در مشهد نوشته بود، شدم که هم از رضاشاه ستایش می‌کند، هم انقلاب سفید شاه را تایید می‌کند و هم به جبهه ملی حمله می‌کند که چرا از فرصت انقلاب سفید استفاده نکرده‌اند…، به هر حال، طبق همان رسالتی که داشتم این اسناد را منتشر کردیم. در قبال سوال روزنامه که سال انتشار آن اسناد چه سالی بود؟ آقای روحانی اظهار داشتند، من اسنادش را منتشر نکردم و فقط در کتاب آوردم.

آیا در مجلد ۱۵ خرداد هم این اسناد منتشر گردید، در پاسخ گفته است، مقدمتا چند نمونه‌ای از این اسناد را در آن مجله هم آوردم، ولی بعدا آقای حسینیان که به مرکز اسناد انقلابی آمد اولین کاری که کرد این بود که مرکز ۱۵خرداد را تعطیل کرد و سه جلد اسناد در مورد آقای شریعتی را منتشر کرد که نامی و نشانی از این اسناد چهل صفحه‌ای در بر نداشت و تا پایان صفحه هفتم و مقداری از جملات مندرج در ابتدای صفحه دهم مصاحبه انجام شده «سوال خبرنگار روزنامه و جواب مجهول آقای روحانی»، به هیچ وجه موید وجود ۴۰ صفحه نامه ادعایی، «ستایش از رضاشاه و تایید انقلاب سفید محمدرضا شاه» نبوده است و بله من هم همین را می‌گویم که رهبر معظم انقلاب فرموده «گروه خونی شریعتی به ساواکی بودن نمی‌خورد و اتفاقا تحلیل من روحانی ـ این است که شریعتی قصد داشت از ساواک استفاده کند و کار خودش را پیش ببرد ـ اما این چیزی که شایع شده است من گفته‌ام او ساواکی بوده است، اصلا این طور نیست و اگر کتاب نهضت امام را هم مطالعه کنید، هرگز تعبیر ساواکی بودن را در آن نمی‌بینید، مساله این است که شریعتی در چارچوب اعتقاداتش، آن حساسیتی را که یک انقلابی نسبت به رژیم شاه داشت، نداشت. حرف من این است که ایشان مساله انقلاب سفید را باور داشت و مطالب او در این دهه برای فریب ساواک نبوده است که البته این تلقی منبعث گردیده، از همان صفحه چهلم که به ادعای ایشان مفقود شده است.بالاخره آقای روحانی، نگفتند در کجا این ۴۰ صفحه ادعایی «تعریف از رضاشاه و انقلاب سفید شاه» را به چاپ رسانده و اگر ادعا دارند چنین ۴۰ صفحه‌ نوشته‌ای به خط و امضای دکتر شریعتی وجود داشته و ایشان به تمام اسناد ساواک دسترسی داشته، چرا لااقل یک صفحه از آن ۴۰ صفحه ادعایی که در آن ستایش رضاشاه و انقلاب سفید را در بر داشته باشد، منتشر نمی‌کنند و در طول مصاحبه دو صفحه‌ای از صفحه هفتم و نصف صفحه دهم روزنامه تلاش کرده‌اند که ثابت کنند در نوشته‌های ادعایی در جلد سوم نهضت امام خمینی، گزینشی عمل نکرده و نتوانسته است ۴۰ صفحه نوشته کذایی و منتسب به دکتر شریعتی را به روزنامه جام‌جم و در جلوی چشم خبرنگار روزنامه ارائه دهد، تا ایشان بتواند در متن همین مصاحبه بی‌سر و ته، انتشارش دهد!

ولی در کتاب تاریخچه حسینیه ارشاد در صفحات ۱۵۹ الی ۲۸۹ به یکایک نوشته‌های غیرمستند آقای روحانی پاسخ داده شد که تصویر دو صفحه به شماره ۱۶۳ و ۱۶۴ را جهت اطلاع و استحضار روزنامه محترم جام‌جم به همراه این جوابیه تقویم می‌دارد. امید آن که آقای سیدحمید روحانی کاملا مطالعه و پاسخ شرعی و قانونی حسینیه ارشاد را بدهد، برای نمونه و استشهادی شرعی و قانونی به اطلاع می‌رساند؛ مندرجات صفحه ۱۶۳ کتاب تاریخچه حسینیه ارشاد، حکایت از این دارد که آقای روحانی در پایان صفحه ۱۷۵ کتاب خودساخته، به علت آن که تصور کرده است صفحه پایانی نامه ۴۰ صفحه‌ای وجود خارجی ندارد، حسب معجزات کشف‌الغیب خود، اظهارنظر فرموده‌اند:

«به نظر می‌رسد که نامبرده در پایان‌نامه خود پایه وفاداری، سرسپردگی و وابستگی خویش به رژیم شاه را بیش از پیش بازگو نموده و شاید مقامات بلندپایه «ساواک» در پی‌نویس آن، نکته‌هایی را آورده بودند که می‌توانسته چهره او را به درستی بنمایاند و پیوند او با رژیم شاه را روشن سازد و دید ساواکی‌ها را پیرامون این نامه به درستی روشن کند».

و این مطلب را در موقعیتی به شیوه حدس و گمان به رشته تحریر درآورده که اولا تمامی ۴۰ صفحه کلی‌نویسی «شریعتی» نزد ساواک خراسان، «یکی از روش‌های اختراعی بازجویان ساواک و اجبار و الزام متهم تحت بازجویی»، حکایت از طرح مسائل فکری و ایدئولوژیکی دارد و این سابقه در پرونده ساواک خراسان بایگانی شده و تنها تصویر آن بدون قید تاریخ به «تهران» ارسال شده است که هیچ گونه اظهارنظری هم درباره آن به عمل نیامده است. معهذا آقای روحانی که حفظ‌الغیب داشته‌اند ـ حدس زده‌اند که در صفحه آخر ۴۰ صفحه‌ای ارسالی به «تهران» که پیوست نبوده است ـ قطعا حکایت از ستایش از رضاشاه و تایید انقلاب سفید شاهانه و حمله به جبهه ملی داشته است، واقعا آفرین بر این قضاوت عادلانه و شرعی آقای روحانی.

البته چنین حدسیات ساختگی در کتاب خودساخته وی زیاد دیده می‌شود، مانند متن زیرنویس صفحه ۱۸۰ کتاب خودساخته جناب روحانی، «۱ ـ اسناد سفارت آمریکا اگر به طور کامل از سوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، انتشار یافته بود، شاید برخی از این راز و رمزی که پیرامون «شریعتی» وجود دارد، رو می‌شد و چهره نامبرده بر ملا می‌گردید»، بی‌تردید نمی‌توان پذیرفت که با وجود جار و جنجال و بگو و مگوهایی که به درازای دهه‌ای پیرامون «شریعتی» در ایران به راه افتاده بود «سفارت آمریکا»‌ هیچ‌گونه گزارشی نداشته و دید منفی یا مثبتی درباره او اظهار نکرده است؛ مرحبا به این داوری و انصاف! «شریعتی مظلوم» به بهانه اسناد نداشته در «سفارت آمریکا» در شرایط و موقعیتی که دانشجویان،‌تمامی اوراق خرد شده در داخل سطل‌های زباله را هم با حوصله سر هم کرده و پس از ترجمه در مجلدات زیاد به چاپ و نشر رسانده بودند، معهذا نامی از «دکتر شریعتی» در بین نبوده است، باز هم به همین دلیل که نامی از «شریعتی» در بین نبوده، به زعم آقای «روحانی» خود دلیل آمریکایی بودن «شریعتی است» واقعا جف‌القلم.

با این ترتیب که صفحه چهلمی وجود نداشته یا ضمیمه نبوده که تصویر کلی آن از طرف ساواک خراسان به ساواک تهران ارسال شده باشد ـ بنا به روش شرعی و قانونی مورد پسند آقای روحانی چون در آن صفحه وجود نداشته ـ حتما شریعتی نسبت به رضا‌شاه ابراز وفاداری کرده و انقلاب سفیدشاه را هم تایید و به جبهه ملی نیز حمله کرده است. زهی به چنین داوری و بی‌انصافی.

حال حق بود، خبرنگار محترم روزنامه‌ جام‌جم از آقای روحانی خواستار ارائه حتی یک صفحه از چهل صفحه ادعایی درباره نوشته شریعتی می‌شد و نشر آن را در کتاب خود ساخته‌اش نشان می‌‌داد.

با این ترتیب معلوم می‌گردد که جمله «… من خودم از کسانی بودم که نسبت به دکتر علی شریعتی علاقه‌مند بودم.» یا جمله «… یکی از نخستین پرونده‌هایی که با عشق به سراغ آنها رفتم، پرونده شریعتی بود و می‌توانم بگویم که بعد از پرونده حضرت امام، این دومین پرونده‌ای بود که من به آن عنایت داشتم»، تا چه حد واقعی و از روی علاقه و عشق به شریعتی مطالب خلاف واقع و جعلی را درباره سند موجود نبوده در سفارت آمریکا یا صفحه چهلم گزارش غیرموجود ساواک خراسان، چگونه «شریعتی» را آمریکایی یا وفادار به رضا شاه و انقلاب سفید شاه بدل می‌نماید.

بنابراین تمامی مصاحبه یک صفحه و نیم «صفحات ۷ و ۱۰ روزنامه جام‌جم» ساخته و پرداخته چنان مطالب ساختگی و در عین حال موهن بوده است؛ بدیهی است چنانچه قبلا به نوشته‌های گزینشی خود در جلد سوم «نهضت امام خمینی» مراجعه کوتاهی حسب نمونه‌های پیوست نشر یافته در کتاب تاریخچه حسینیه ارشاد، تحت شماره‌های ۴۰۸، ۴۱۲،۴۱۳، ۴۱۷، ۴۳۰، ۴۳۲، ۴۶۶، ۴۷۵، ۴۷۸، ۴۷۹، ۴۸۰، ۴۸۲ و ۴۸۶ مبذول می‌داشتند ـ یقینا بر پایه قضاوت کهنه شده سی سال گذشته ـ تکیه نمی‌کردند و گناه دنیوی و اخروی را توشه راه خود نمی‌ساختند.

از آنجا که آقای روحانی جوابی یا نمونه‌ای از نوشته‌های گزینشی مورد سوال خبرنگار محترم روزنامه جام‌جم ارائه نداده است و فقط به ذکر «انکار»‌ و «نفی» آن بسنده کرده است، لذا لازم می‌داند، موارد گزینشی گزارش ایشان در کتاب خودساخته‌اش را به صفحات ۱۵۹ تا ۲۸۹ تاریخچه حسینیه ارشاد و ضمائم یاد شده در فوق محول نموده و چنانچه روزنامه محترم جام‌جم اجرای قانون مطبوعات درباره درج پاسخگویی در محدوده «دو مقابل» نوشته‌های مورد اعتراض را ضروری می‌داند، لطفا مندرجات بالا و متون چهل صفحه‌ای استنتاخ شده از تاریخچه مذکور را، امر به چاپ و نشر فرمایند، مزید بر امتنان است.

احسان شریعتی، تهران، بنیاد فرهنگی شریعتی

http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100843730858

ناتوانی ساواک در شناسایی مشی شریعتی

ظرافت و پیچیدگی کار شریعتی در طرح مسائل برای دانشجویان و مردم به گونه ای بود که حتی کارشناسان و تحلیل گران حرفه ای ساواک در شناخت ماهیت شریعتی و عملکرد او اظهار عجز می کردند :
(( … روح دکتر شریعتی از روح هایی نیست که بتوان به سادگی به آن نفوذ کرد و ان را شناخت و کاری است بس مشکل و مستلزم زحمت فراوان )) یا به اعتبار گزارش واصله از طرف منبع خبری ساواک : (( … دکتر شریعتی و همفکران او سعی دارند در قالب ” مذهب “* عقاید سیاسی خود را دنبال نموده در بین طبقات روشنفکر نفوذ کرده و با بیداری آنان و به هم پیوستن احساسات معنوی جوانان در موقعیت مناسب از این گروه متشکل جهت نیل به اهداف خود استفاده نماید ، یا بنا به اعلام هیئت رئیسه دانشگاه مشهد : (( … دکتر شریعتی را عامل بیشتر تشنجات دانشجویان می دانستند و مدعی بودند تحریکات و دخالت های غیر مستقیم او در همه امور درسی باعث اختلاف استادان و دانشجویان رشته تاریخ گردیده است و به یقین در بین دانشجویان دانشکده ادبیات فارسی محبوبیت زیادی دارد و ممکن است دانشیاران و دانشجویان دانشگاه به حمایت و طرفداری از دکتر شریعتی مشکلاتی ایجاد کنند ))۱ .

ناتوانی ساواک در شناسایی مشی شریعتی بررسی و نقد ها شریعتی و روشنفکری شریعتی و ساواک شریعتی و سیاست ضد شریعتی - نقد شریعتی طرحی از یک زندگی   enikazemi
با توجه به محبوبیتی که شریعتی در دانشکده و دیگر محافل مذهبی پیدا کرده بود ، ساواک شدیدا در گرفتن تصمیم نهایی درباره شریعتی درمانده بود . چرا که از یک سو شریعتی مواجهه رویارویی با رژیم نمی کرد و به طور غیر مستقیم در قالب مفاهیم و استعاره ها رژیم پهلوی را به باد انتقاد می گرفت و از این رو امکان و فرصت بیشتری برای طرح مسائل مورد نظر برای آگاهی بخشی داشت و از سوی دیگر اتخاذ این مشی توسط شریعتی ، مسئولان ساواک را در تنگنای تصمیم گیری و برخورد با او قرار داده بود . کما این که یکی از مسئولان وقت ساواک خراسان – سرتیپ بهرامی – که نسبت به کار شریعتی دچار خوشبینی و بهتر بگوییم بدفهمی ناشیانه شده بود و در گزارشات متعدد خود به ساواک تهران استفاده از مشی علی را در چارچوب اهداف حاکمیت – به شرط خوب هدایت شدن شریعتی – ارزیابی کرده بود اما (( مرکزیت ساواک علی رغم آن همه توصیه و سفارش سرتیپ نامبرده همچنان به عقیده و تصمیم قطعی خود علیه شریعتی باقی مانده و بیش از ده بار کوشش کرده بود تا شاید سرتیپ بهرامی را از آن عقیده و تصمیم منصرف سازد .

* دکتر منصور فرهنگ درباره فرم کار و روش شریعتی در طرح مذهب و عجز رژیم پهلوی در فهم درست مشی فرهنگی علی می گوید : بصیرت محدود شاه – که به موجب آن انگیزه اصلی حامیان و مخالفان خود را ملاحظات مادی آنها می دانست – نه تنها بیش از حد کوته بینانه بود بلکه در نهایت نوعی حساسیت اخلاقی عمیق تر را که در بطن فرهنگ ایرانی وجود داشت مورد تعرض قرار داد . دکتر علی شریعتی که در دهه ۱۹۶۰ ( ۱۳۴۰ ) و اوایل دهه ۱۹۷۰ ( ۱۳۵۰ ) یک متفکر اسلامی با نفوذ به ویژه در میان جوانان ایرانی بود مکررا استدلال می کرد که (( جامعه بدون یک بعد اخلاقی که جدا از ساختار مادی و فراتر از آن باشد بناگزیر در ورطه دیکتاتوری و تزویر فرد می غلتد . این پیامی بود که دقیقا شاه هدف گرفته بود و تباهی اخلاقی نظام پهلوی را آماج حمله قرار می داد . شکست شاهانه ( روان شناسی شخصیت شاه ) اثر ماروین زوینس ترجمه عباس مخبر ، انتشارات طرح نو ، سال ۱۳۷۰ چاپ دوم ص ۱۲۲
۱٫ نشریه داخلی ارشاد شماره ۱۴ صص ۴۹ و ۵۰

به همین سبب در نامه جوابیه ۱۰۹۵۰/۳۱۲ ، ۲۳/۲/۴۸ با امضای تیمسار مقدم و عطف به امه ۲۹۳۶ ساواک مشهد صریحا مشخص نگردیده که عنصر سالمی از لحاظ سیاسی می باشد یا خیر ؟ … ))۱
در سالهای ۴۹-۱۳۴۸ که علی برای سخنرانی به دانشکده های مختلف ایران دعوت می شد و آوازه اندیشه و گفتارش به گوش همگان رسیده بود روزی در یکی از جلسات خصوصی علی و دوستانش چند نفر ناشناس دیگر در آن جلسه حضور داشتند خود را به عنوان خبرنگار یکی از روزنامه ها معرفی می کنند و گویا از طرفداران آقای داریوش همایون۲ بودند .
علی می گفت : (( آنها پس از کمی گفتگو و تعارفات معمول گفتند : آقای دکتر مغرضین در غیاب شما مطالبی می گویند و می نویسند که خوش آیند نیست و چه خوب است شما که مسلط بر اندیشه خود می باشید به ما اجازه دهید تا یک ستون از روزنامه را در اختیارتان بگذاریم تا مخالفین شما نظرشان را بنویسند و شما هم در جوابشان نظرتان را بنویسید و این طور بهتر است ))
ایدئولوگ های روشنفکر حکومتی می خواستند دو گروه را به جان هم بیندازند و از آب گل آلود ماهی بگیرند . علی گفت (( با نگاهم گوینده را کمی بررسی کردم و پس از کمی سکوت تنها یک کلمه گفتم : ” خودتی !!!” و او دیگر چیزی نگفت و ساکت شد ))۳
حساسیت ساواک و مسئولان وقت رژیم پهلوی نسبت به علی و برخی استادان دانشکده به حدی بود که در آستانه برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی طی نامه ای از رئیس دانشکده – متینی – خواسته می شود که کلاسهای درس علی و چهار تن دیگر از استادان جوان و رادیکال ( ژاکوبن ها ) تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآید :
در اواخر تابستان ۱۳۵۰/۱۹۷۱ شریعتی به همراه چهار نفر از اعضای هیئت علمی دانشکده های ادبیات – سیروس سهامی ، منوچهر بیات مختاری ، غلامرضا ذات علیان و وهاب ولی – مطلع شدند که حقوق ماهانه ی خود را دریافت خواهند کرد اما باید تا اطلاع ثانوی از حضور در دانشکده خودداری کنند .

۱٫ همان
۲٫ داریوش همایون از روشنفکران وابسته به رژیم پهلوی ، درباره شریعتی و نقش او در تحولات اجتماعی ایران گفته است : (( آنچه که شریعتی انجام داد نوگرایی و نوگری نبود . آراستن همان اندیشه ، همان جهان بینی کهن و کهنه هر دو با ظواهر تازه بود . شریعتی به یک تعبیر کاری را کرد که از سید جمال الدین اسدآبادی افغانی شروع شده بود . تمام این اصلاح طلبان مذهبی در صد سال گذشته سعی کردند این بنای کهنه را با تزئینات تازه قابل قبول برای عصر جدید کنند . جامعه ایران از بعد از جنگ جهانی دوم تحت تاثیر دو نیروی قدرتمند فرهنگی بود یکی جریان نیرومند چپ انقلابی و یکی اسلام انقلابی ، شریعتی هنرش در این بود که این هر دو را با هم جمع کرد زیر یک چتر . مد بود جوان ایرانی اگر در جهان انقلابی نمی زیست عقب افتاده به حساب می آمد و طراحی شد . در نتیجه وقتی شریعتی آمد با بهره ای که از سخنوری برده بود با نثر گل و بلبلی تازه تر خودش و اندیشه هایی که ظواهر مترقی ، پیشرو ، انقلابی داشتند برای جوان ها مقاومت ناپذیر شد . )) ن . ک . انقلاب ایران به روایت بی بی سی زیر نظر عبدالرضا هوشنگ مهدوی طرح نو سال ۱۳۷۲ چاپ اول ص ۱۷۹ .
۳٫ مجله زن روز ۳۱ خرداد ۱۳۵۹ به نقل از حکایتهایی از زندگی دکتر شریعتی ، ش لامعی ص ۳۱۱

متینی ، رئیس وقت دانشکده ی ادبیات معتقد است که این تصمیم احتمالا به این دلیل اتخاذ شده بود که نیروهای امنیتی با حضور این پنج نفر در محیط دانشکده در اثنای برگزاری جشن های دو هزار و پانصد ساله در اواخر مهر ماه / اوایل اکتبر مخالف بودند . با این همه سهامی به یاد می آورد که علت ممنوع التدریس شدن آنان طبق اظهارات مقامات دانشگاه این بود شاه در جریان گردهمایی روسای دانشگاه های کشور در رامسر از دانشگاه به عنوان بستر فعالیت های چریکی انتقاد کرده و ضمن حمله به دانشگاه مشهد ، فهرست اساتیدی که باید تصفیه می شدند را به فریار داده بود . سهامی به یاد می آورد که در این مدت منزل او زیر نظر نیروهای امنیتی بود وضعیتی که احتمالا در مورد هر پنج نفر اعمال می شد . آنان به استثنای شریعتی پس از چهار هفته دوباره اجازه یافتند که در دانشکده تدریس کنند ، متینی به یاد می آورد که فریار بعدا به وی اطلاع داد که قرار است شریعتی به دفتر دانشگاه مشهد در وزارت علوم در تهران منتقل شود . به گفته ی متینی این اقدام به دستور ساواک صورت گرفت زیرا نیروهای امنیتی از ادامه ی حضور وی در دانشگاه مشهد نگران بودند اما نمی خواستند با یک اقدام حاد به خصومت شریعتی با حاکمیت دامن بزنند ۱ .

۱٫ رهنما ، صفحه ۳۷۸ . لحن انتقاد آمیز و غیر مستقیم شریعتی و نیز تنفرش از دستگاه فاسد رژیم پهلوی در حین تدریس در دانشکده ادبیات به جایی رسید که هویدا نخست وزیر وقت از مشهد برای شاه نوشت : (( اگر علاقه مند به حفظ حکومت خود در خراسان هستید چاره ای برای شریعتی بیندیشید )) پس از این توصیه علی شریعتی به زودی به عنوان عنصر نامطلوب ! از دانشگاه اخراج و به تهران برای کنترل بیشتر تبعید گردید . علی شریعتی ، ایدئولوگ انقلاب ، محمد حکیم پور مجله گوناگون شماره ۱۰ مرداد ماه ص ۵

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

درباره اتهام رابطه با ساواک

علی رغم تمام مخالفتها و کارشکنیها که با سخنرانیهای شریعتی می شد او هیچ توجهی به قال و مقال مخالف و موافقش نداشت . آنچه را که وظیفه می دانست انجام می داد تا جایی که مخالفانش به او اتهام ساواکی بودن زدند و این شایعه را تقویت می کردند :

درباره اتهام رابطه با ساواک بررسی و نقد ها خاطرات شریعتی و ساواک ضد شریعتی - نقد شریعتی طرحی از یک زندگی   enikazemi

… شریعتی هیچ گاه شخصا به دیدار ثابتی۲ نرفته است ، بلکه به شهادت آقای پرویز خرسند شخص ثابتی در فرصتی کوتاه به آپارتمانی که آن را برای میهمانان حسینیه آماده کرده بودند و دکتر شریعتی در آنجا زندگی می کرد مراجعه می کند که بنا به توضیحی دکتر شریعتی برای آقای خرسند داده است موضوع صحبت ثابتی تنها به طمع انداختن دکتر در اجابت درخواست کتبی ارسالی برای ریاست دانشگاه مشهد بوده است که قبلا به منظور انجام مسافرت تحقیقات قانونی دوره استادی خود به پاریس به شرح مدارک موجود در اسناد منتشره مرکز انقلاب اسلامی قصد بهره گیری از آن را داشته است صفحه ۱۸۳ جلد دوم اسناد .

در اسفند ماه ۵۱ دکتر علی شریعتی نامه ای توسط دکتر خلیل هراتی برای گروه تاریخ دانشگاه ادبیات مشهد ارسال داشته و در آن نامه به استناد مقررات موضوعه و آیین نامه ای که برای اعزام کادر آموزشی دانشکده به خارج به عنوان ماموریت علمی و تحقیقی وجود دارد و این که در ۲۹ اسفند ۱۳۴۴ رسما به استادیاری تاریخ دانشکده ادبیات مشهد منصوب شده درخواست کرده است که با اعزام برای ماموریت علمی به مدت یک سال به فرانسه موافقت شود .

ثابتی در این مراجعه به اقامتگاه دکتر شریعتی قصد داشته است که او را از ادامه کار و فعالیت در حسینیه ارشاد و همچنین از پیگیری منظم و تدوین نوشته ها و کتابهای در دست انتظارش منصرف نموده و در عوض با ماموریت یک ساله دانشگاهی به وی موافقت نماید . به طوری که آقای پرویز خرسند به نقل از دکتر شریعتی اظهار کرده است ثابتی برای دفع شر از دکتر شریعتی گفته است آیا حیف نیست استاد ممتازی که سابقه تدریس در دانشگاه سوربن را دشته و مدتها دستیار برجسته و ممتاز پروفسور سارتر بوده است و امروز برای خود یکی از تئوریسینهای فکری و مکتبی قابل قبول نزد اساتید فن می باشد حالا بیاید در حسینیه ارشاد روضه خوانی کند و از شهادت حسین و زینب حرف بزند . بیا با مواجب و حق التحقیق قابلی در پاریس به تحقیقات علمی بپرداز و در همان کشور درباره مارکسیسم به تدریس و تبلیغ ادامه داده و از مواهب روشنفکری خود بهره مند باش .

شریعتی در اینجا تازه متوجه می شود تا چه حد حضور و وجود او در حسینیه ارشاد موثر و نافع بوده که ثابتی با اغتنام فرصت در ماموریت علمی ایشان قصد دست به سر کردن او را نموده و خود شخصا برای جلب رضایت شریعتی در انجام چنین ماموریتی به اقامتگاه او رفته است . بدیهی است دکتر شریعتی با درک فوق العاده که از این توطئه چینیها داشته و دست ساواک را به روشنی می خوانده از قبول پیشنهاد ثابتی امتناع می کند و پس از مدت کوتاهی که از دکتر شریعتی جواب مثبتی دریافت نمی کند به شرح سند منتشره در صفحه ۱۸۶ جلد دوم اسناد انقلاب اسلامی به شرح گزارش محرمانه دکتر علی شریعتی 

 

 

۱٫ نشریه داخلی مرکز فرهنگی و هنری کتابخانه موسسه حسینیه ارشاد مرداد ماه ۱۳۷۹ شماره یازدهم . 

۲٫ پرویز ثابتی مدیر کل اداره سوم

برای اعزام به فرانسه به علت انکه دارای افکار منحرف است و در پوشش سخنرانی های مذهبی مقاصد براندازی خود را به طور تلویحی به مستمعین تلقین و با نوشتن جزوات و همچنین تالیف کتب موجب گمراهی مسلمانان بخصوص نسل جوان را فراهم نموده و اخیرا ممنوع السخنرانی شده است فاقد صلاحیت برای اعزام به فرانسه می باشد . نظریه : با عرض مراتب و توجه به اینکه نامبرده بالا در گذشته در کشور فرانسه به اتفاق سایر عناصر منحرف علیه مصالح کشور فعالیت داشته و از افراد ناراحت و مخالف دولت نیز می باشد و فعلا در بعضی از کانون های دانشجویی در تهران مبادرت به ایراد سخنرانی تحریک آمیز نموده لذا با اعزام او به کشور فرانسه مخالفت می شود . رئیس دایره بررسی ۳۲۳ رئیس اداره سوم عملیات و بررسی ساواک۱ از مدیر کل اداره سوم ( ثابتی ) به ریاست ساواک خراسان ، اعزام دکتر علی شریعتی به کشور فرانسه از نظر این اداره کل به مصلحت نمی باشد .

امید آنکه آقای روحانی پاسخ خود را درباره سوالات مطروحه در بند ((ج)) صفحه ۱۸۲ کتاب نهضت امام خمینی ، دایر بر اینکه (( جز آنچه میان او و پرویز ثابتی در دیدار چهار ساعته ای که داشتند در پرونده او اورده نشده است . آیا بی تردید می توان گفت که ثابتی پیرامون این دیدار گزارشی به مقالات بالا نداده است ؟! چه نکته های فوق سری در این گفتگوها نهفته بوده که مقامات ساواک حتی از بایگانی کردن گزارش آن نگران بوده اند ؟ ))

شما را به خدا به مظلومیت شریعتی توجه کنید که تا کجا بایستی جوابگوی آقای سید حمید روحانی باشد . خود ایشان برای خود سوالاتی طرح می کند و سپس خود پاسخ می دهد و برای ساواکی که اختیارات مطلق از طرف شاه داشته است نوعی (( احساس نگرانی )) جعل می کند و از این بابت شریعتی را محکوم و عامل ساواک به شمار می آورد . مانند مطالب زیرنویس صفحه ۱۸۰ کتاب ، ۱٫ اسناد سفارت امریکا اگر به طور کامل از سوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام انتشار یافته بود شاید برخی از این راز و رمزی که پیرامون شریعتی وجود دارد رو می شد و چهره نامبرده بهتر برملا می گردید .

بی تردید نتوان پذیرفت که با وجود جار و جنجال و بگومگوهایی که در ازای یک دهه پیرامون شریعتی در ایران به راه افتاده بود سفارت امریکا هیچ گونه گزارشی نداشته و دید منفی یا مثبتی درباره او اظهار نکرده است . مرحبا به این داوری و این انصاف . شریعتی به اسناد نداشته در سفارت امریکا در شرایطی و موقعیتی که دانشجویان تمامی اوراق خرد شده و داخل سطل های زباله را هم با حوصله سرهم کرده و پس از ترجمه در مجلات زیادی چاپ کرده اند و معهذا نامی از دکتر شریعتی در بین نبوده است باز هم به همین دلیل که نامی از شریعتی در بین نبوده به زغم آقای روحانی خود دلیل امریکایی بودن شریعتی است !!! واقعا جف القلم .

 ۱٫ صفحه ۱۹۲ جلد ۲ اسناد   

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

اسناد ساواک شهادت می دهند : خطر جدی

نگاهی به پرونده حسینیه ارشاد

اسناد ساواک شهادت می دهند…

اسناد ساواک شهادت می دهند : خطر جدي اسناد باقی مانده بررسی و نقد ها شریعتی و حسینیه ارشاد شریعتی و ساواک   enikazemi

مهدی فاتحی

حکومت دیکتاتوری پهلوی در دهه ۴۰ و اوایل ۵۰ مخالفان و دشمنان اصلی خود را یا در مبارزان مسلح که در خانه های تیمی جای داشتند و دست به ترور می زدند، می دید یا در بین روحانیون و وعاظ و منبری هایی که در مسجد و روی منبر به شاه توهین می کنند. اما در بدو حرکت شریعتی در حسینیه ارشاد خطر جدی از آن سو احساس نمی کرد. مدت زیادی نگذشت که تاثیرگذاری حسینیه ارشاد و جریان روشنفکری دینی برای نهادهای امنیتی روشن شد. ادامه خواندن “اسناد ساواک شهادت می دهند : خطر جدی”

افزایش فشار بر شریعتی

افزایش فشار بر شریعتی اسناد باقی مانده بررسی و نقد ها زندگینامه یا بیوگرافی   enikazemi

در بخش اسناد علاوه بر دستنوشته‌های شریعتی و همچنین اسناد ساواک ، برخی سندهای شخصی او را آورده‌ایم. اسناد یک یا دو صفحه ای بصورت عکس و با فرمت GIF و اسناد بیش از دو صفحه بصورت PDF درآمده است.
تذکر این نکته هم ضروری است که اسناد مزبور صرفا برای استفاده غیر مادی و غیرتجاری در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌گیرد و هرگونه استفاده مالی و تجاری از آنها ممنوع است.
متاسفانه در سالهای اخیر سودجویی‌های فراوانی از آثار و نام شریعتی صورت گرفته‌ است .پیشتر برخی افراد بصورت غیرقانوی کتابهای او را منتشر می‌کردند. بعدها کتابسازی‌های عجیبی نیز انجام شد. مانند کاری که با تقطیع و جداکردن بخشی از نوشته‌های منتشر شده‌ی شریعتی صورت گرفت و در اقدامی غیراخلاقی منتشر گردید. در این سالها برخی افراد یا نهادها نیز نوارهای سخنرانی شریعتی را در کنار مداحی‌هاو مجالس وعظ دیگران، بدون هیچگونه اجازه‌ای از بنیاد و جهت سودجویی منتشر کردند. در سال گذشته اما روندی تازه به این اقدامات اضافه شد و فردی با چاپ و تکثیر برخی از دستنوشته‌های شریعتی که در پایان مجموعه آثار او آمده است بازاری جدید خلق کرد! تاکید می‌کنیم که چنین اقداماتی مورد تایید بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی نیست و این بنیاد حق پیگیری را برای خود محفوظ می‌داند.
بنیاد فرهنگی دکتر علی شریعتی