برچسب: خاطرات زندان

خاطرات دکتر شریعتی در زندان – ۴

پوران شریعت رضوی: در طول ۱۸ ماهی که در زندان بود، در سلول مجرد به سر می برد، یکی دو دفعه دیگر هم گویا کسانی را به سلول او برده اند به طوری که خودش برای ما می گفت مدت سه ماه شخصی را به نام(…) به سلول علی می آوردند تا شاید بتوانند اطلاعاتی به وسیله او از علی بدست آورند. علی عادت داشت که روزها بخواند و شبها، اغلب بیدار می ماند. می...

خاطرات دکتر شریعتی در زندان – ۲

یک بازجوی بدجنسی که مرا درست نمی شناخت و اصلاً بازجوی من نبود، مرا برای مقابله با دیگری صدا زده بود، در ضمن صحبت گفت: “تو داری دروغ میگی، می خواهی ما را کوچه غلط بدی، اینجا کی و کی و کی آمده اند و لنگ انداخته اند، تو کوچکتر از آنی که بخواهی سر ما کلاه بذاری…”! من هم به اعتراض گنگ شدم، شش روز هر که می آمد و هر چه می گفت...