برچسب: خویشتن

سیگاری بر لب ، سری بر دو دست،..

«سیگاری بر لب ، سری بر دو دست نگاهی به گوشه ای میخکوب، اندیشه ای غرق در اعماق دور رنج ها، دلی سرشار از درد، لبخندی بیزار ، چشمانی بی اعتنا به هر چه و هر که هست و می توان دید و روحی تلخ و گرفتار و چهره ای همواره در پس سایه اندوه و اندیشه ! این بود طرح همیشگی سیمای من . این بود منی که همه می شناختند . در این...

مقدمه ی کتاب کویر شریعتی

این «بث الشکوی ها » نه کتاب است و نه مقالات ، « صمیمانه ترین نامه ها نامه هائی است که به” هیچ کس” می نویسم» و «سخنی از حقیقت سرشار است که هیچ مصلحتی گفتن آن را ایجاب نمیکند ». و اینها است « حرفهایی که هر کسی برای نگفتن دارد». سخن ، چه شعر و چه نثر ، چه وحی و چه عقل ، به « دو شرط خارجی و قبلی » مقید...

کویر! این تاریخی که در صورت جغرافیا ظاهر شده است.!

برای آنکه دل به آب و آبادی زندگیش بسته ، کویر یک نوع دلزدگی است . صدمه ای برای سعادت و لذت و آرامش و از دست دادن «خوشبینی» !     خوشبینی آنکه بر سایه ی درختی لمیده و آخور آباد کرده و پهلو از خوشبختی برآورده و از خودش خوشش می اید و از این همه نعمت شاکر است . اما آنکه مسئول است ، مسئول ساختن ، نباید ویران کردن را بیاموزد؟...

در فنای خویش بقا یافتن!

نسان فواره ای است که از قلب زمین عصیان می کند و در این جستن شتابان و شورانگیزش ، هر چه بشتر اوج می گیرد بیشتر « پریشان و تردیدزده » می شود . اندک اندک هیجانش آرام می گیرد و میل بازگشت او را در انتهای راه انحنایی میافکند که هم صعود است هم رجعت فرار و بازگشت با هم در ستیزند به آخرین قله ی رهایی که می رسد ناگهان احساس می کند...

مرثیه دکتر علی شریعتی به قلم شهید چمران

ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد. ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من   بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از...