برچسب: داشتم

سیگاری بر لب ، سری بر دو دست،..

«سیگاری بر لب ، سری بر دو دست نگاهی به گوشه ای میخکوب، اندیشه ای غرق در اعماق دور رنج ها، دلی سرشار از درد، لبخندی بیزار ، چشمانی بی اعتنا به هر چه و هر که هست و می توان دید و روحی تلخ و گرفتار و چهره ای همواره در پس سایه اندوه و اندیشه ! این بود طرح همیشگی سیمای من . این بود منی که همه می شناختند . در این...

نقش شریعتی در جنبش دانشجویی خارج از کشور

متنی که ملاحظه می فرمایید بخشی از گفتگوی آیت الله شهیددکتر بهشتی با اعضای دبیرخانه شورای انقلاب است که در آن به پاسخگویی به شبهاتی که گفتگوی مشابهی که با ابوالحسن بنی صدر به بار آورده می پردازند بنی صدر در بخشی از سخنان خود بدون در نظر گرفتن واقعیتهای تاریخی به بزرگنمایی نقش خود در اروپا پرداخته و اهمیت پیشقراولان نهضت اسلامی در آن دیار را نادیده میگیرد آیت الله بهشتی با ارایه توضیح...

مرثیه دکتر علی شریعتی به قلم شهید چمران

ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد. ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من   بر تو مرثیه میخوانم ! ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از...

شریعتی از زبان خود

وضع زندگیم ، تربیتم ، افکار و عقایدم، و بخصوص روحیه ام مرا از کودکی پیر کرد و چنانکه یکبار دیگر در مقاله ای نوشته ام همیشه “برادرکوچک پدرم بودم وبرادر بزرگ همسالانم .” هیچوقت زندگی شاد پرجوش وشعف کودکی را مزه نکردم. در همه ی کلاسها حال یک بزرگسال را داشتم و در این آخرین کلاس جز دو تااز همه کوچکتر بودم و از همه ریش سفیدتر. کم کم نگاههای بچه های همسالم که...