اسلام شناسی درمشهد و جنجال مخالفان

دکتر شریعتی به رغم اینکه در دانشکده ادبیات تدریس می کرد ولی هفته ای یک بار روزهای پنجشنبه و جمعه شب به تهران می آمد و در حسینیه ارشاد سخنرانی می کرد و اوقات خود را صرف بحثهای علمی و مذهبی مطرح در محافل روشنفکری و دانشگاهی می کرد . تا آن کتاب اسلام شناسی او که حاوی درسهای وی در دانشکده مشهد بود در سال ۱۳۴۷ چاپ و منتشر شد و پس از چندی نخستین اعتراضات از سوی برخی محافل روحانی بر سر برخی مباحث در کتاب اسلام شناسی مشهد درگرفت . البته همه اعتراضات از یک سنخ نبود و از یک روش و قاعده پیروی نمی کرد : اعتراضات از ایرادات ملانقطی مانند نگذاشتن کلمه ( ص ) جلو نام (( محمد )) پیامبر اسلام تا نماز خواندن ابوبکر در مسجد و نیز بحث وصایت امام علی و … را در بر می گرفت . به غیر از برخی روحانیون که دغدغه معرفتی و دینی در طرح این مسائل داشتند و به نسبت توان و ظرفیت خود به نقد و ارزیابی نظریات شریعتی می پرداختند ، جناحی دیگر با غوغاگری و تبلیغات سوء سعی در تحریک عوام و احساسات آنان داشت . این گروه که خود را (( ولایتی ))۱ می نامیدند ، ترکیبی از مذهبی های کم سواد و بیشتر منبری و روضه خوانانی بودند که در پیوند با جامعه وعاظ۲ به تهمت و افترا و دشنام گویی به شریعتی و حسینیه ارشاد در اطراف و اکناف دست می زدند۳ .

اسلام شناسی درمشهد و جنجال مخالفان  اسلام شناسی بررسی و نقد ها شریعتی و مذهب طرحی از یک زندگی   enikazemi
شریعتی که در نقد برخی آموزه ها و آداب شعائری ، زبان تند و صریح و عریانی به کار می برد و اعمالی مانند سینه زنی ، زنجیر زنی ، روضه خوانی ، نماز خواندن بدون روح ، حج مناسکی ، توسل به دعا در توجیه درماندگی و جهل ، حب علی داشتن بدون معرفت او ، و … را با روح اسلام اصیل مغایر می دانست از این رو طرح این مسائل خشم عده ای را علیه او برمی انگیخت .
اما انتقاداتی که از سوی برخی محافل روحانی قشری به شریعتی می شد از این قبیل بود :
– مقصر قلمداد کردن شریعتی به اتهام اشارتی به دو کتاب سیره ابن هشام و طبری در تقریر دو مقاله سیمای محمد و هجرت تا وفات چاپ شده در کتاب محمد خاتم پیمبران و کتاب اسلام شناسی چاپ مشهد .

۱٫ گروه (( ولایتی )) شریعتی را (( خرابکار مذهبی )) خوانده و از دولت تقاضا کردند مانع فعالیتهای وی شود . رهنما ص ۳۸۹
۲٫ با توجه به این که نخستین مخالفان ارشاد و شریعتی اغلب در ردیف وعاظ معروف مساجد تهران بودند می توان دریافت که شهرت و سخنان جدید شریعتی باعث شده بود پایگاه اجتماعی آنان به عنوان یگانه مفسران دین و به این ترتیب ، شهرت و پایگاه اجتماعی و اقتصادی شان به مخاطره افتد . رهنما ص ۳۸۴
۳٫ بنا به گفته مرحوم مهندس بازرگان ، اتهامات علیه شریعتی تا آنجا پیش رفته بود که او را بی دین ، معاند و ضد خدا معرفی می کردند ، ویژه نامه فرهنگی جهان اسلام با یاد معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی،خرداد وتیر ۱۳۷ ص ۲۶

– لعن و نفرین به دکتر شریعتی به جهت آنکه چرا در مقاله خود اشاره به نماز ابوبکر کرده و درباره آخرین لحظات حیات رسول اکرم نوشته است : (( پیغمبر از این که یک بار دیگر مسجد را ، و مردم را بر خلاف انتظارش می بیند و از این که مسلمانان بی حضور او شکوه و وحدت خویش را حفظ کرده اند سخت مسرور بود )) در حالی که اصلا ابوبکر نماز نخوانده بود .
– لعن و نفرین به این که چرا در مقاله مذکور نوشته است : (( دموکراسی ، مردم را از رای پیغمبر برای نصب خلیفه و انتخاب جانشین ، بی نیاز نکرده است ))۱ .
علی با نقد اسلام تاریخی ، می خواست اسلام آگاهی بخش را وارد زندگی و حیات اجتماعی زمانه اش کند . او می گفت :
مسئولیت اصلی و اصیل ما تنها در یک چیز است و آن در کلمه تجدید بنای مکتبی و مسلکی اسلام با بینشی شیعی ، براساس کتاب ، سنت ، علم و زمان …۲
آنچه نسل جوان و روشنفکر ما را آسیب پذیر کرده است یکی نداشتن ایمان و ایدئولوژی و یکی تسخیر شدن به وسیله ایمان و ایدئولوژی غیر است . در آن صورت جوان ما یک طعمه راحت الحلقوم در کام امپریالیسم و استعمار معنوی و فرهنگی و اخلاقی می شود و یک مقلد مهوع میمون واری که هر سازی کوک کنند می رقصد و (( من تشبه به قوم فهم منهم )) !۳
تبدیل اسلام از مجموعه سنت های موروثی ، میراث های فکری و فرهنگی و طبقاتی و قومی و اجتماعی قدیم ، تابوهای خرافی ، دگم ها و جزم های شبه مذهبی خرافی ، تعصبات ارتجاعی و عادات و آداب مرسوم (( طبق معمول سنواتی )) … به یک دعوت و بعثت ایدئولوژیک است ، به گونه ای که در آن خدا جهان انسان ، تاریخ ، جامعه و آرمان و جهت و جبهه فکری ، اجتماعی ، انسان و عملی هر فرد یا گروهی که بدان ایمان دارد روشن مشخص و در رابطه ای منطقی و مترقی با هم ، تفسیر شده باشد .
تفسیری نه با فرمولهای علمی (( که با بینش علمی ، روحی انسانی ))۴ … در این راه و در این کار است که تعهد امثال ما مطرح می شود و این مسئولیتی است که از ما می خواهند ، هم خدا و هم خلق خدا و چه شکر و شوقی بالاتر از این که خداوند آنچه را در این کار باید و زادی را که در این راه شاید ، به شما ارزانی داشته است و می دانید که در کوله بار هر که در این طریق گام می نهد آنچه باید باشد عشق است و ایثار و اخلاص و تقوی و صبر و خودآگاهی و رنج و ناکامی و استعداد خارق العاده در تحمل سختی۵ …

۱٫ برای اطلاع بیشتر از موارد انتقادات و شایعاتی که علیه حسینیه ارشاد و دکتر شریعتی می شد ، مراجعه کنید به نشریه داخلی ارشاد ( ویژه خاطراتی از زنده یاد دکتر علی شریعتی ) شماره ۱۴ ، مهر ماه ۱۳۸۰ که آقای ناصر میانچی آنها را جمع آوری کرده است .
۲٫ م . آ . ۱ صص ۱۷۷ و ۱۷۸
۳٫ همان ص ۱۷۸
۴٫ همان
۵٫ همان ص ۱۸۰ . وظیفه برخی از این روحانیون و پیروانشان درست در مجموعه فعالیتهای حسینیه ارشاد و روشنگریهای شریعتی بر ضد حاکمیت نظام سلطنت و ترویج اندیشه ها و افکار آگاهی بخش ، معطوف به مسائل فرعی و حاشیه ای بود . آقای محمد علی نجفی از شاگردان دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد و کارگردان سینما و تلویزیون زمانه ما را درباره تماس دو تن از اعضای انجمن حجتیه با دکتر که به جای شاه و نظام سلطنت ، بهاییت را دشمن اصلی گرفته بودند می گوید : (( یک شب در حسینیه ارشاد منتظر بودم سخنرانی دکتر شریعتی تمام بشود و با گروهی از دانشجویان برویم خانه ما . بعد از سخنرانی دکتر دو نفر که به انجمن حجتیه اعتقاد داشتند آمدند و با کمال احترام و خضوع بسیار شروع کردند به گفتگو با دکتر شریعتی و حرفشان این بود که شما با این بیان و دانش که دارید در مقابل امام زمان مسئول هستید و حتما باید اقدامی در این زمینه بکنید . ایشان را تشویق می کردند که بیایید در انجمن حجتیه فعالیت کنید . دکتر با متانت و درایت با آنها برخورد کرد و گفت : چرا من نیرویم را بگذارم روی این که اثبات کنیم بهاییت چه اشکالی دارد . من تمام تلاشم را می کنم تا چهره ی درستی از اسلام روشن بشود . و اگر این چهره ی اسلام روشن و مشخص بشود ، هم بهاییت و هم مارکسیسم در مقابل آن تاب نمی آورند . )) دکتر شریعتی در آیینه خاطرات صص ۱۷۴ و ۱۷۵

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

مخالفت روحانیت با شریعتی در سه مرحله

علی رهنما واکنش روحانیت را در قبال علی و آرای وی به سه مرحله تقسیم کرده است۱ .
نخستین مرحله ی حمله به شریعتی به شکل یک ارکستر هماهنگ آغاز شد که اساسا توسط گروهی از وعاظ عوام پسند و آتشین مزاج موسوم به (( ده نفر از مخالفان شریعتی )) که در سطوح پایین سلسله مراتب روحانیت شیعه قرار داشتند رهبری می شد . مرحله بعدی از سوی گروهی از روحانیون سرشناس که با مدرسان حوزه ی علمیه ی قم و نشریه ی معروف درس هایی از مکتب اسلام همکاری داشتند هدایت می شد . سومین مرحله ، مرحله ی صدور فتوا از سوی مجتهدان و مراجع تقلید بود . این فتواها که از لحاظ اهمیت و اثرگذاری متفاوت بودند نخستین بار در مرداد ماه ۱۳۵۱ / اوت ۱۹۷۱ صادر شد و تا پس از مرگ شریعتی هم ادامه یافت .

مخالفت روحانیت با شریعتی در سه مرحله اسلام شناسی بررسی و نقد ها ضد شریعتی - نقد شریعتی طرحی از یک زندگی   enikazemi

مرحله اول : گروه ولایتی
نخستین انتقادها بر مقاله از هجرت تا وفات شریعتی به خصوص بخشهایی از آن که به نماز خواندن ابوبکر مربوط می شد ، به دست هسته ای نزدیک به بیت یکی از مراجع به نام آیت اله میلانی تحت عنوان معرفی نامه ارشاد نوشته شده بود .

۱٫ رهنما ص ۳۸۲ . آقای رهنما نام و موقعیت وعاظ ولایتی را بدین صورت توضیح می دهند : (( وعاظ مخالف شریعتی برای آن که خود را از آن چه که به زغم شان گفتمان سنی و ضد شیعی شریعتی محسوب می شد مبرا جلوه دهند ، خود را ولایتی می خواندند . اعضای این گروه عبارت بودند از سید ابراهیم میلانی از دوستان سابق شریعتی که در مشهد و تهران مجالس وعظ و روضه خوانی داشت ، شیخ قاسم اسلامی از واعظان اصلی مسجد شیشه در خیابان جامی تهران ، شیخ محمد علی انصاری قمی که در مسجد آیت اله تنکابنی تجریش وعظ می گفت ، حسین روشنی که امام جماعت مسجد مفت آباد بود ، و ابراهیم انصاری زنجانی که از وعاظ معروف تهران بود . این پنج نفر در انتشار اغلب جزواتی که در فاصله ی سال های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۵ / ۱۹۷۱ و ۱۹۷۶ ، علیه شریعتی به چاپ رسید نیز نقش موثری ایفا کردند . شیخ احمد کافی نیز که از واعظان معروف تهران بود و در مهدیه به فاصله ی اندکی از بازار روضه خوانی های پرآوازه ای داشت در آبان ماه ۱۳۵۰ / نوامبر ۱۹۷۱ ، با شدت وحدت تمام به ارکستر ضد شریعتی ملحق شد و علنا شریعتی را به سنی گری ، استهزای اصول و مبانی مذهبی و تضعیف ایمان مسلمین متهم کرد . شیخ محمد تقی فلسفی متنفذترین واعظ تهران ، جواد مناقبی و سیدعلی نقی تهرانی هم با این عده در ارتباط بودند .
حاج اشرف کاشانی از وعاظ معروف تهران نیز که با دزد و راهزن خواندن ابوذر اسوه و سرمشق اسلامی شریعتی ، به شریعتی اعلان جنگ کرده بود از جمله اعضای گروه ولایتی بود )) همان صص ۳۸۲ و ۳۸۳

این جزوه سراسر ناسزا و توهین امضای سید صدرالدین جزایری و پسرش سید مرتضی جزایری۱ و سید مرتضی عسکری را در پایان خود داشت که بیشترین موارد انتقاد حول محور اختلافات شیعه و سنی دور می زد که به زغم آنان شریعتی با گرایشات سنی گری و وهابی گری ، قصد داشت این اختلافات را به نفع اهل سنت مخدوش کند ! این سینه چاکان ولایت ، نام (( یزیدیه ی اضلال )) را برای حسینیه ارشاد انتخاب کرده بودند اصطلاحی که گویا توسط سید مرتضی جزایری ساخته شده بود۲ .
علی در کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی ضمن بحث مبسوطی درباره منطق تشیع صفوی ! و نمونه اعلای آن – سید مرتضی عسکری۳ – به معرفی متن اعلامیه (( معرفی نامه ارشاد )) می پردازد که به دست جزایری ها و سید مرتضی عسکری نگاشته شده است . علی برداشت خود را از انگیزه ها ، عوامل و اهداف چاپ و تکثیر این معرفی نامه چنین توضیح می دهد :
متن اعلامیه (( معرفی نامه ارشاد ))۴
این (( معرفی نامه )) در پنج صفحه پلی کپی شده است و از سه سال پیش به طور مداوم تکثیر می شود .
در رمضان امسال که توطئه به اوج رسید این را در هزارها نسخه باز تکثیر کردند و در همه مجالس و مساجد پخش نمودند ، به صورت (( خاصی )) ، یعنی دست های ناپیدا پیش از آنکه مردم جمع شوند در مساجد و تکایا می گذاشتند و مردم که برای اقامه نماز و شرکت در مراسم مذهبی می آمدند نسخه های آن را می یافتند . ناشران هراس داشتند که مردم پخش کنندگان این نشریه را ببینند و احیانا بشناسند !
این که از میان ده ها کتاب و رساله و نشریه و مقاله ، تنها این اعلامیه را به عنوان (( سند منطق تشیع صفوی )) انتخاب کرده ام به این دلایل است :
۱٫ این نوشته اولین نغمه ای است که از این (( ارکستر بزرگ سازی و ضربی )) که بعدها به نواختن آغاز کرد برخاست .
۲٫ اکثر کسانی که در هایاهوی اخیر علیه ارشاد و من به نشر کتاب و رساله و اعلامیه و تبلیغ و تحریک و غیره پرداختند شخصیت هایی از قبیل هندوانه فروش و شاگرد کبابی و عضو سابق شرکت نفت و پاسبان بازنشسته و نختاب و غیره بودند که اخیرا به لباس روحانیت درآمده و به کسب جدید خرید و فروش دین پرداخته اند و هر چند در تشیع صفوی این تیپ از فضلا و محققان و علما هم غالبا جلوترند ولی از نظر فنی و تحقیقی کارشان قابل استناد نیست ، برخلاف ناشرین این (( معرفی نامه )) که بهترین نمونه های معروف طرز فکر و نشانه نقش اجتماعی و شخصیت اخلاقی روحانیت صفوی اند .

۱٫ معاشرت مرتضی جزایری با بیت آیت اله میلانی و انتخاب وی به عنوان مشاور سیاسی آیت اله باعث شده بود جزایری ها در میان وعاظ تهران اعتبار بیشتری کسب کنند به این ترتیب تصادفی نبود که جزایری ها نخستین وعاظی بودند که به مبارزه با ارشاد شریعتی برخاستند و آیت اله میلانی هم نخستین روحانی عالی رتبه ای بود که به تقبیح شریعتی و ارشاد مبادرت نمود . به نقل از رهنما صص ۳۸۳ و ۳۸۴
۲٫ همان ص ۳۴۴
۳٫ مهندس بازرگان می گوید مرتضی عسگری گفته بود : (( شریعتی اعدی عدو دین است )) ن . ک . شخصیت و اندیشه شریعتی به کوشش جعفر سعیدی ص ۲۶
۴٫ م . آ . ۹ صص ۵۷-۶۰

یکی حضرت آیت اله سیدصدرالدین جزایری ، روحانی مشهور و دیگری جناب آقای سید مرتضی جزایری – آقا زاده ایشان – از شخصیت های نمایان این جناح ، که متن را تهیه نموده اند و سومین ، جناب آقای سید مرتضی عسکری متخصص معروف مذهب تشیع صفوی که صاحب تالیفاتی نیز هستند و اخیرا از عرق بازگشته اند و در تایید اتهامات این نوشته و رد بر اینجانب بر آن حاشیه نوشته اند که به عنوان بهترین نمونه منطق و نوع دفاع مذهبی و انتقاد علمی و تحلیل عقلی و تحقیق تاریخی در تشیع صفوی می تواند برای پژوهش گران مسائل اسلامی و اجتماعی سند ارزنده ای به شمار آید و از این نظر ، عین نوشته ایشان را با خط خودشان در اینجا گراور می کنیم .
۳٫ این نوشته بر خلاف دیگر نشریات اخیر ، اختصاصا علیه شخص من نیست ، متعلق به دوره ای است که من در مشهد بودم و برای کنفرانس در دانگشاه ها که به تهران می آمدم ، گاهی سخنرانی ای در ارشاد می کردم و مسئولیت علمی و تبلیغی ارشاد به عهده گروهی از علما و خطبای برجسته و مشهور و موجه مذهبی بود و لبه تیز حمله به سوی آنان بود و اگر چند نمونه از نوشته مرا نقل کرده اند به این علت بوده است که ناشر حسینیه ارشاد بوده است .
پس از اینکه من به تهران آمدم و مسئولیت علمی و تبلیغی ارشاد بیشتر بر عهده من واگذار شد ، چهار صفحه دیگر بر آن افزوده شد سراپا دشنام و اتهام های تند تحریک آمیز اختصاصا علیه شخص من ! و این مساله حاکی از یک واقعیت مهمی است .
پیش از ارشاد که به صورت فردی کار می کردم بسیار تندتر و آزادتر از حال می گفتم و می نوشتم و کوبنده تر از حال ، شیعه صفوی را می کوبیدم و قاطعه تر و روشن تر از حال بر شیعه علوی تکیه داشتم و هرگز نه تنها آماج دشنامی و اتهامی این چنین نبودم بلکه بسیاری از حضراتی که اکنون کمر بسته اند ، به چشم لطف و حرمت بسیار در من می نگریستند و این است که از میان صدها متن رنگارنگ اما همه یک جنس و یک آهنگ و نسخه بدل هم که هم زمان علیه من انتشار یافته و می یابد ، این متن را انتخاب کردم به عنوان نمونه ای از منطق ویژه روحانیت صفوی تا خوانندگان بدانند که آنچه اکنون برپا کرده اند اختلاف شخصی نیست و نیز بدانند که بر خلاف آنچه به نظر می رسد موضوع اختلاف عقیده یا غرض و دشمنی آنها با افکار من یا شخص من نیست ، اختلاف حساب خصوصی یا گروهی یا صنفی با حسینیه ارشاد هم نیست بلکه تلاش هراس آمیزی است برای جلوگیری از ایجاد یک حرکت فکری اسلامی ، مقاومت در برابر جنبشی است که در این رکود آغاز شده است و خفه کردن این جنین مقدس مسیحایی است که در بطن جامعه مسلمان ما به سرعت رشد می کند و احبار یهود و قیصر روم احساس کرده اند که روح القدس بر اندرون پاک و روح بکر این عصر و وجدان شیعی این نسل معصوم دمیده است و … چه می گویم ؟ مسیح متولد شده است و … اجباری که جامعه دین موسی را دارند و خود را وارث مقام هارون قلمداد کرده اند و میراث خور قارون اند و ساحر فرعون ، چاره ندارند جز این که مستقیم یا غیر مستقیم ، مزدور بی مزد و منت قیصر روم گردند و همدست و همداستان حکام مشرک رومی تا این (( کلمه خدا )) را خاموش کنند و (( روح خدا )) را بر صلیب به چهار میخ کشند و … چه تلاش ذلت آور و رسواگری و بی ثمری !
چه ، روح القدس بر بکارت اندیشه های پاک دمیده است !

متن اعلامیه :
پس از مقدمه ای سراسر فحاشی و اتهام نسبت به موسسه ارشاد و موسسان و سخنرانان و حتی ساختمان ارشاد ، به عنوان پاسخ به سوالاتی که از آنان می شود و معرفی این موسسه به مردم مسلمان از طرف عده ای که لباس و عنوان (( عالم )) و (( روحانی )) را با خود حمل می کنند و تقوی و عدالت را صفت خود می شمارند چنین استدلال می کنند :بهترین راه برای روشن شدن مقاصد این موسسه و بانیان آن مطالعه در نکات ذیل است :
۱٫ مطالعه در احوال و عقاید سخنرانان این موسسه و زندگی خصوصی آنان و رسیدگی به سوابق و گذشته و حال موسسین آن .
۲٫ مطالعه در جشن ها و عناوین و مقالات و سخنرانی ها و مطالبی که در این موسسه گفته می شود .
۳٫ مطالعه در نوشته های این موسسه که سعی شده است مطالب آن را با عناوین ظاهری و دکورسازی ها به عنوان مطالب دینی در قلب مردم بی خبر و ساده دل وارد سازند .
این حقیقت در قسمت اول و دوم محتاج ارائه مدارکی است که کمتر در اختیار خواننده قرار می گیرد ولی در مورد سوم چون خوشبختانه نوشته ها چاپ شده و در اختیار عموم است می توان دلایل روشتن را ارائه داد۱ .

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

‌روشنفکری‌ و دکتر شریعتی‌

‌دکتر عبدالحسین‌ خسروپناه‌

بیش‌ از صد سال‌ است‌ که‌ جوامع‌ مشرق‌زمین‌ با گذشته‌ی‌ قرون‌ وسطایی‌ و سیر تحولات‌ مغرب‌زمین‌ و انتقال‌ آن‌ به‌ جهان‌ نوین‌ آشنا شده‌اند این‌ بیداری، متفکران‌ مسلمان‌ را در روند نوگرایی‌ و پاسخ‌ به‌ پرسش‌های‌ متنوعی‌ از جمله‌ علل‌ انحطاط‌ و عقب‌ماندگی‌ قرار داد و جریان‌های‌ روشنفکری‌ را در کشورهای‌ اسلامی‌ ظاهر ساخت. شریعتی‌ از معدود شخصیت‌های‌ علمی‌ قبل‌ از انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ است‌ که‌ در جریان‌ روشنفکری‌ دینی، گام‌های‌ بلندی‌ برداشت‌ و در باب‌ چیستی، رسالت، ویژگی‌ها و آفات‌ روشنفکری، مطالب‌ فراوانی‌ را نگاشت. وی‌ دانشوری‌ دردمند، متدین‌ و بسیار پر جنب‌وجوش‌ بود. پرسش‌ از غفلت‌ و سیر قهقرایی‌ مسلمین‌ و توجه‌ به‌ غرب‌زدگی‌ و حضور دین‌ در عرصه‌ی‌ اجتماع‌ و نقش‌ و کارکرد دین‌ در زندگی‌ بشر و رابطه‌ تجدد و دینداری، از مهم‌ترین‌ دغدغه‌های‌ دکتر شریعتی‌ به‌ شمار می‌رود، به‌ همین‌ جهت‌ شناختن‌ و شناساندن‌ شریعتی‌ در این‌ عصر نیز از تکالیف‌ متفکران‌ می‌باشد و اینک‌ اندیشه‌های‌ آن‌ متفکر فرزانه‌ را در ابواب‌ ذیل‌ گزارش‌ می‌دهیم. ادامه خواندن “‌روشنفکری‌ و دکتر شریعتی‌”

پروژه‏ی ناتمام شریعتی: پروتستانتیسم اسلامی

علی قاسمی

چکیده: درباره‏ی استراتژی شریعتی آرای گوناگونی مطرح شده است. نویسنده‏ی مقاله‏ی حاضر راه‏کار پیشنهادی او را استقرار پروتستانتیسم اسلامی، با روایتی سازگار با وضعیت ذهنی و عینی جامعه‏ی ایران، می‏داند در جوامعی که مذهب در حیات اجتماعی حضوری زنده و فعال دارد، شریعتی راهبرد اصلاح دینی را در فراهم‏آوری شرایط برای ورود به تمدن جدید ضروری می‏دانست.

پس از گذشت ربع قرن از فقدان شریعتی، هنوز باب بحث درباره‏ی استراتژی او گشوده است. از میان صورت‏بندی‏هایی که در این باره عرضه شده است برخی بر این باورند که او در پی استقرار بنیان‏های تفکر مدرن بود؛ برخی دیگر او را بنیان‏گذار سنت‏گرایی ایرانی به شمار می‏آورند؛ گروهی اندیشه‏ی شریعتی را مبلغ روایتی از سکولاریسم می‏دانند و برخی دیگر تحقق پارادایم ایدئولوژیک را جوهره‏ی فکر او تلقی می‏کنند. مقاله‏ی حاضر راه‏کار پیش‏نهادی او را استقرار پروتستانتیسم اسلامی، با روایتی سازگار با موقعیت ذهنی و عینی جامعه‏ی ایران می‏داند. ادامه خواندن “پروژه‏ی ناتمام شریعتی: پروتستانتیسم اسلامی”

شریعتی چگونه جامعه شناسی است؟

قسمت اول

موسی ملک محمودی

علی شریعتی، تحصیلکرده فرانسه است. یعنی زادگاه و بستر و جغرافیای اندیشه و تفکر جامعه شناسی ‏کلان گرا، بنابراین وی به طور طبیعی تحت تأثیر فضا و اتمسفر و آموزه های فکری، سیاسی، اجتماعی، ‏فرهنگی و فضای روشن فکری جامعه شناسی کلان و اندیشمندان متعلق به آن قرار داشته است. چنان ‏که با بررسی و تعمیق دقیق در مجموعه آثار۳۵ جلدی وی، هیچ نامی از رابرت مرتون، پارسونز و ‏سوروکین نمی یابیم. اما برحسب بحث یا موضوع مطمح نظرش، جابه جا در آثار منتشر شده از او به نام ‏های مارکس، وبر، دورکهیم و اسپنسر بر می خوریم. این موضوع مبین آن است که آن چه را وی رسماً ‏آموخته و به صورت غیر رسمی خوانده، مطالعه کرده و درباره آن اندیشیده است، عمدتاً موضوع و موارد ‏مربوط به جامعه شناسی سطح کلان است. بر اساس آثار به جا مانده از شریعتی و نیز آشنایی اجمالی با ‏سه سطح جامعه شناسی خرد و کلان و میان برد، به نظر می رسد شریعتی به جامعه شناسی ماکرو ‏بیش تر علاقمند و متمایل است تا جامعه شناسی خرد و جزیی نگر.‏ اساساً او با جامعه شناسی خرد بیگانه بود و آن را کاملاً نفی می کرد، زیرا به نظر او جامعه شناسی خرد ‏مبتنی بر آمار و عملیات آماری است و با واقعیات مورد مطالعه تطبیق نمی کند! اکنون این پرسش ‏مطرح می شود که چرا و به چه علت شریعتی به جامعه شناسی کلان اقبال نشان می داده و بدان ‏گرایش و تمایل داشته است؟ و چرا از جامعه شناسی خرد گرا روی گردان بوده است و آن را مشتی آمار ‏و ارقام فریبنده می داند؟ آن چه مسلم است در دوران و عصر شریعتی، جامعه شناسی پروسه تکاملی ‏خود را در مسیر علمی شدن طی می کرده است و علی رغم کوشش های جامعه شناسانی از قبیل کنت، ‏دورکهیم و دیگران به طور قاطع جنبه علمی نیافته بود و نیز این که شریعتی تغییر جامعه ایران را به ‏لحاظ فکری، سیاسی و فرهنگی در دستور کار داشت، لذا به طور طبیعی، با توجه به نوع تربیت و ‏اندیشه و گرایش دینی وی و نیز نیاز به بازنگری در مؤلفه های دینی و مذهبی اسلام و تشیع، تمایل او ‏به حوزه های جامعه شناسی کلان چندان غریب و غیر منطقی نیست. به هر حال وی یک مصلح ‏اجتماعی و ایدئولوگ انقلابی بوده است که ناگزیر بود به علت جدی بودن مقوله های اجتماعی، تاریخی، ‏انسانی و دینی، به مباحثی نظیر تضاد طبقاتی، حرکت و علت های تحول اجتماعی و تاریخی جوامع و ‏قانون مندی های حاکم بر آن توجه کند و تاریخ را از منظر و زاویه دید فلسفه تاریخ به معنای جست و ‏جو و تحقیق به منظور کشف قانون مندی های تحول در سطح کلان تاریخی بنگرد و عمده ترین عوامل ‏را پیدا و ارایه کند. ادامه خواندن “شریعتی چگونه جامعه شناسی است؟”

عقل‌ نقاد دینی‌ از نظر شریعتی

اهمیت‌ روش‌ از نظر شریعتی‌

۱۷-۱- شریعتی‌، با اشاره‌ به‌ ضرورت‌ شناخت‌ در قلمرو اعتقادات‌، به‌ اهمیت‌ روش‌ در دستیابی‌ به‌ شناخت‌ درست‌ تأکید می‌ورزد:

شخصیت‌ هر کس‌ به‌ میزان‌ شناختی‌ است‌ که‌ نسبت‌ به‌ اعتقادات‌ خود دارد، زیرا اعتقاد، به‌ تنهایی‌ فضیلت‌ نیست‌ و اگر به‌ چیزی‌ که‌ درست‌ نمی‌شناسیم‌ معتقد باشیم‌ چندان‌ ارزشی‌ ندارد، بلکه‌ فضیلت‌ در شناخت‌ دقیق‌ چیزی‌ است‌ که‌ به‌ آن‌ معتقدیم‌. (۵۵/۲۸)

در این‌ راستا، وی‌ از یکسو به‌ ضرورت‌ به‌ کارگیری‌ روشهای‌ علوم‌ انسانی‌ برای‌ شناخت‌ اسلام‌ توجه‌ دارد و از سوی‌ دیگر به‌ تعداد ابعاد دین‌ اسلام‌:

بدیهی‌ است‌ برای‌ شناخت‌ اسلام‌ نمی‌توان‌ منحصراً یک‌ متد انتخاب‌ کرد، زیرا که‌ اسلام‌ دین‌ یک‌ بعدی‌ نیست‌، اسلام‌ دینی‌ نیست‌ که‌ فقط‌ مبتنی‌ بر احساس‌ عرفانی‌ انسان‌ و محدود به‌ رابطه‌ی‌ انسان‌ و خدا باشد؛ بلکه‌ این‌، یکی‌ از ابعاد دین‌ اسلام‌ است‌. برای‌ شناخت‌ این‌ بعد باید متد فلسفی‌ را پیش‌ گرفت‌، چرا که‌ رابطه‌ی‌ انسان‌ و خدا در فلسفه‌- به‌ معنی‌ اندیشه‌ آزاد کلی‌ ماوراء علمی‌- مطرح‌ شده‌ است‌. بعد دیگر این‌ دین‌ مسئله‌ زیستن‌ و زندگی‌ کردن‌ انسان‌ بر روی‌ خاک‌ است‌ که‌ برای‌ تحقیق‌ در این‌ بعد باید از متدهایی‌ که‌ در علوم‌ انسانی‌ امروز مطرح‌ است‌ استفاده‌ نمود. اسلام‌ دین‌ تکالیف‌ فرد در زندگی‌ کردن‌ است‌. از طرفی‌، اسلام‌ دین‌ جامعه‌ ساز و تمدن‌ ساز نیز هست‌ که‌ برای‌ شناخت‌ این‌ بعدش‌ لازم‌ است‌ متدهایی‌ را که‌ در جامعه‌ شناسی‌ و تاریخ‌ مطرح‌ است‌ به‌ کار برد. (۵۶/۲۸)

شریعتی‌ برای‌ شناخت‌ صحیح‌ اسلام‌ به‌ متن‌ و زمینه‌ی‌ تاریخی‌ به‌ عنوان‌ دو وجه‌ عمده‌ توجه‌ دارد: ادامه خواندن “عقل‌ نقاد دینی‌ از نظر شریعتی”