شریعتی با نامه اش به محمدرضا حکیمی واقعا قصد تصحیح آثارش را داشته است؟

نکته ی جالبی که در مورد کمتر مورد توجه قرار گرفته، حراست وی از میراث فکری اش است. بیشتر خوانندگان آثار شریعتی گمان می کنند شریعتی با نامه اش به محمدرضا حکیمی واقعا قصد تصحیح آثارش را داشته است. البته ظاهر نامه نیز گویای همین مسئله است. اما به گمان من شریعتی با این کار در حقیقت می خواسته میراث فکری اش را از تغییر حفظ کند؛ بهترین تصحیح برای آثار شریعتی در اثر گذشت زمان پدید می آید! و به قول آیت الله بهشتی، حتی یک واو هم نباید از آثار شریعتی کم شود، چرا که شاید بعدا متوجه شویم که حق با او بوده است. کسی که حداقل شناخت را از شریعتی داشته باشد، تصدیق خواهد کرد که او اساسا به ایراداتی که روحانیون بر نظریاتش می گرفتند توجه نداشت؛ اگر چنین بود در عمل شریعتی تغییری پیدا می شد+. دلیل من براین مدعا این است که آثار حکیمی و شریعتی هیچ تناسبی با هم ندارند و این نشان از عدم تناسب فکری بین این دو مرد است. شاید شریعتی می دانسته که اگر راه تصحیح کتب را باز بگذارد، سرانجام آنچه بیان کرده، همان خواهد شد بر سر آثار صدوق آمده! راه حل این مشکل را این دانست که با بی باکی در دل خطر رود و کاری کند که عملا نتیجه ای نداشت جز آنکه پس از سی سال از انقلاب اسلامی و حتی بر سر کار آمدن منتقدان اصلی شریعتی، باز هم آثارش همانگونه که بود ماند + – تورجان

بهتر است واقعیت سخن را ببینیم، چه شیخ صدوق باشد چه شریعتی!

مطالب مرتبط

Subscribe
Notify of
guest
2 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
محمد رضا
محمد رضا
سپتامبر 14, 2010 11:54 ق.ظ

سلام. جمله شریعتی در حمایت از روحانیت و مذمت روشنفکران برای امضا قراردادهای قاجار.فکرکنم در کتاب قاسطین مارقین ناکثین باشد.آدرس دقیق ،شماره صفحه، تاریخ نشر و….،
با سپاس فراوان

احمدعلی جلالی
احمدعلی جلالی
جولای 15, 2011 4:39 ب.ظ

نویسنده محترم(انی کاظمی)وصیت صریح(و در عین حال عمل نشده)مرحوم دکتر برای اصلاح آثارش توسط استاد حکیمی ،را اینگونه تأویل می فرماید که: ” دکتر می خواسته با این وصیت میراث فکری اش را ازتغییر حفظ کند!!” نویسنده محترم آقا ویا خانم انی کاظمی ، وقتی جنابعالی با این برداشت نص صریح و روشن آن مرحوم را تغییر داده وتأویل می نمائید، دیگران چه بلائی بر سر میراث فکری آن مرحوم خواهند آورد؟! علی (ع) می فرمایند دو فقه وطایفه در باره من به هلاکت افتاده اند: محب غال ومبغض غال! (در ضمن این اولین ارسال دیگاه است و بنده قبلاً… Read more »