زندگی

با شدتی وحشیانه و جنون آمیزآن چنان که قلبم را سخت به درد آورد

آرزو کردم ای کاش هم اکنون همچون مسیح

بی درنگ آسمان از روی زمین برم دارد

یا لااقل همچون قارون

زمین دهان بگشاید و مرا در خود فرو بلعد

اما … نه

من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را

من یک “متوسط” بی چاره بودم و ناچار

محکوم که پس از آن نیز ” باشم و کنم “

نه ، باشم و زنده بمانم

و در این “وادی حیرت” پر هول و بیهودگی سرشار، گم باشم

و همچون دانه ای که شور و شوق های روییدن دردرونش خاموش می میرد

در شوم این “پیدای زشت “

و آن “ناپیدای زیبا” خرد گردم

که این سرگذشت دردناک و سرنوشت بی حاصل ماست

در برزخ دوسنگ این آسیای بی رحمی که …

زندگی ” نام دارد

مجموعه آثار ۱۳/ ص ۶۶

دکترر علی

دکتر علی شریعتی

مطالب مرتبط

Subscribe
Notify of
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
negar
negar
سپتامبر 28, 2010 6:50 ب.ظ

تمام حرفای استاد مثل آیه هاییست برای روشنی اندیشه ی من
و تو