خاطرات دکتر شریعتی در زندان – ۳

:

یک بار از دکتر شریعتی پرسیدم: “حالا که از زندان بیرون آمده ای چه می کنی؟”  دکتر شریعتی گفت: “مشغول پیر شدن هستم”

مطالب مرتبط

Subscribe
Notify of
guest
3 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
mahdy
آگوست 13, 2011 10:32 ب.ظ

درسایتهای مربوط به آقای ارجمندمنتظرمطالب تازه یاخاطرات شیرین یاتلخ ازایشان یااظهارنظرهایی ازایشان درموردفیلمهایشان یاعوامل طبیعی جاری درجامعه اززبان ایشان بودم که یاندیدم یابسیارمختصروگذرابودکه زیادقابل استفاده نبودالبته می دانم زیاداهل نت واینترنت نیستندولی بااصراروخواهش میشوداززیرخاکستر آتش گرمی بیرون آوردواستفاده کردفقط به ایشان بفرماییدالان بدون فیلمهایتان می توانیدمحبوب ماهستیدومحبوبترباشیدبه شرطی که دردل مردم وبامردم باشید وازماواظهارنظرهایتان فرارنکنید

محمدصادق خوبی نژاد
سپتامبر 1, 2011 9:39 ب.ظ

لطف کنید خاطرات زندانی دکتر رابذارید تو سایت تو روشن شود که روحانی ها چه آدمای دسته اولی ازنظر دکتر هستند

maral
maral
فوریه 2, 2012 6:11 ب.ظ

kheyli khoob bood mamnoon