نامه اولین کنگره دانشجویان ایرانی به مصدق

یک سال پس از کنگره پاریس سازمانهای دانشجویی ایرانی در اروپا و امریکا در صدد برآمدند تا با برگزاری کنگره ای صفوف خود را جهت مبارزه با رژیم استبدادی پهلوی هر چه بیشتر متحدتر و مستحکم تر کنند .

این تحرکات به دنبال تحولات داخلی ایران و تشکیل دوم بود که شور و نشاط فراوانی در محافل و سازمانهای دانشجویی خارج از ایران به وجود آورده بود . تا قبل از کنگره پاریس و ترک آن توسط تنی چند از افراد وابسته به محافل چپ – هواداران حزب توده و جناح خلیل ملکی – بین سازمانهای دانشجویی اروپا و امریکا و نیز بین جبهه دانشجویی هوادار اروپایی و دوم در ایران ارتباط تشکیلاتی وجود نداشت . بجز در مواردی که پرویز ورجاوند ارتباطی نیمه رسمی با ((مهدی آذر )) در ایران برقرار می کرد.

بدین ترتیب در اوایل دهه ۱۹۶۰/۱۳۴۰ سازمانهای جبهه ملی در اروپا و ایالات متحده امریکا گروههای سیاسی مستقلی بودند که عمدتا از دانشجویان فعال در کنفدراسیون تشکیل شده بودند .۴

۱٫ م.آ. ۲٫ص ۱۷۳

۲٫ ایران آزاد شماره ۳ بیستم دسامبر ۱۹۶۲

۳٫ همان

۴٫ کنفدراسیون ص ۱۳۸

مثلا یکی از مراکز مهم فعالیتهای جبهه ملی ( بجز پاریس ) ، مونیخ آلمان بود که جمعیت نسبتا ززیادی از دانشجویان ایرانی را در خود داشت . خسرو قشقایی در اوایل ۱۹۱۶ در مونیخ شروع به انتشار مجله باختر امروز کرد و این نشریه به صورت ارگان رسمی دانشجویان ایرانی جبهه ملی در خارج از کشور درآمد .

اگر چه عناصر متمایل به حزب توده مثل (( مهدی خان بابا تهرانی )) با این نشریه همکاری می کردند ، اما خط مشی و خاستگاه سیاسی باختر امروز از جبهه ملی نشات می گرفت . استراتژی حزب توده در آن زمان عبارت بود از همکاری نزدیک با جبهه ملی در چارچوب اصول و خط مشی های جبهه .۱

با الهام از تحولات داخلی ایران ، کمیته های دانشجویی جبهه ملی در برخی از شهرهای اروپایی تاسیس شد و تماسهایی با کمیته اجرایی جبهه ملی دوم در ایران حاصل شد تا ارتباطات رسمی برقرار گردد و هماهنگی لازم بین سازمانهای دانشجویی خارج از کشور از یک سوی و از سوی دیگر هماهنگی بین جبهه ملی دوم و اتحادیه های دانشجویی برقرار شده و به اتخاذ خط مشی متناسب با شرایط خارج از ایران بپردازند . این بود که در تابستان ۱۹۶۱/۱۳۴۰ ، حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر از فعالین جبهه ملی در (( اشتوتگارت )) در یک پیش کنگره با یکدیگر تماسی رسمی گرفتند و یک کمیته اجرایی موقت با کادری مرکزی که بتواند مستقل از ایران و رهبریت مستقر در مونیخ عمل نماید تشکیل دادند .۲

این گردهمایی به فعالین جبهه ملی اجازه داد تا ضمن سازماندهی خود در کنگره در حال تاسیس کنفدراسیون دانشجویان ایرانی ( اتحادیه ملی ) که در ژانویه ۱۹۶۲ / دی ۱۳۴۱ ( از لوزان ، سویس ) تشکیل می شد به صورت یک گروه متحد شرکت کرده و با حمایت سازمان دانشجویان ایرانی در امریکا رهبری تشکیلات جدید تازه تاسیس را در همان شروع کار به عهده گیرند .۳

در سومین شماره نشریه ی ایران آزاد به سردبیری علی در بیستم دسامبر ۱۹۶۲ / آذر ۱۳۴۱ ، در مقاله ای تحت عنوان : در آستانه ، خبر برگزاری این کنگره در اوایل ماه ژانویه ۱۹۶۲ / دی ۱۳۴۱ از لوزان سویس داده شده بود . در این مقاله ضمن ابراز تاسف از اختلافات به وجود آمده در کنگره پاریس که منجر به ترک آن توسط تنی چند از افراد وابسته به محافل چپ – هواداران حزب توده و هواداران جناح خلیل ملکی – شد ، تشکیل این کنگره را نخستین گام در اتحاد فدراسیونهای دانشجویی دانسته که می تواند مشت آهنینی باشد بر دهان کسانی که با انشعاب کنگره پاریس به رقص و پایکوبی و دست افشانی پرداخته بودند و مهمتر از همه تشکیل این کنگره را اقدامی جدی در ناامید کردن دستگاه حاکمه فاسد و غاصب در به وجود آمدن اختلاف و تشتت در صفوف دانشجویی ارزیابی کرده است .۴

اما از سوی دیگر (( جناح هوادار حزب توده ، به دنبال انشعاب در کنگره پاریس سعی کرد تا راه و تشکیلات دانشجویی مستقلی را در پیش گیرد و خواستار ” خود مختاری قاره ای ” سازمانهای دانشجویی شد . این بدین معنا بود که یک کنفدراسیون خودمختار در اروپا ایجاد گردد و بدین طریق از برتری جناح جبهه ملی که نتیجه ادغام کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در اروپا و سازمان دانشجویان ایرانی در امریکا بود جلوگیری شود .

۱٫ همان ص ۱۱۷

۲٫ همان ص ۱۱۸

۳٫ همان ص ۱۱۹

۴٫ ایران آزاد شماره سوم دسامبر ۱۹۶۲/آذر ۱۳۴۱

بدین ترتیب فدراسیون آلمان با ادعای نمایندگی ۶۰% از اعضای کنفدراسیون در اروپا ، خواستار ایجاد سازمان دانشجویی جدیدی در اروپا شد که هم از ایران و هم از امریکا مستقل باشد . اما این طرح ناموفق ماند چون تشکیلات دانشجویی هسچ کشوری برای تاسیس یک کنفدراسیون اروپایی مستقل به فدراسیون آلمان ملحق نشد . برعکس در تمامی سال ۱۹۶۲ گرایش اکثر سازمانهای دانشجویی اروپایی به سوی یک تشکیلات واحد جهانی بود . هواداران جناح حزب توده با درک این واقعیت که انشعاب در کنگره پاریس و جدا کردن حزب از پیکره فعالین دانشجو یک ” اشتباه ” بود تصمیم گرفتند تا در کنگره بعدی کنفدراسیون که در لوزان سویس در ژانویه ۱۹۶۳ برگزار شد شرکت کنند . ))۱

این کنگره که به (( کنگره وحدت )) معروف شد در بعدازظهر روز ۳۱ دسامبر ۱۹۶۲ / ۳ دی ۱۳۴۱ کار خود را در خانه مردم شهر (( لوزان )) آغاز کرد . بر طبق گزارش نشریه ایران آزاد حدود ۶۹ نماینده از ایران ، امریکا ، انگلستان ، فرانسه اطریش ، سویس ، ایتالیا و آلمان در این کنگره شرکت کردند . از شاخه پاریس سه تن به نامهای آقایان آذری ، امین و عسکری به همراهی من و علی و آقایان ورجاوند ، صوراسرافیل و تاجی راستین در کنگره حاضر شدند . علی بنا بر نقشی که در نوشتن بیانیه ها ، قطعنامه ها و پیامهای رسمی کنگره بر عهده داشت بعد از حضور در جلسه رسمی کنگره به محلی رفت که می باید در چارچوب اهداف و خط مشی جناح چپ جبهه ملی انجام وظیفه کند : (( علی شاکری از نمایندگان حاضر در کنگره لوزان که ریاست کمیته ی برگزاری را نیز به عهده داشت به یاد می آورد که پیام معروف کنگره خطاب به را نیز تهیه کرده بود ))۲ .

نامه اولین کنگره دانشجویان ایرانی به مصدق شریعتی و سیاست طرحی از یک زندگی نامه ها   enikazemi

متن پیام علی به مصدق که در تاریخ ۳ ژانویه ی ۱۹۶۳/ ۱۳۴۱ نوشته شد و پاسخ دکتر مصدق به این پیام بدین شرح است :

پیام اولین کنگره کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی ( سومین کنگره فدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در اروپا )

به جناب آقای دکتر محمد مصدق رهبر ارجمند جبهه ملی ایران :

ای سردار پیر سر از  زانوی اندیشه ات بردار و خروش فرزندانت را بشنو که با سینه های مالامال از امید به فردای پیروزی نام تو را می برند .

ای دهقان سالخورده تاریخ ما … کاش می توانستی دیوارهای قلعه ای را که در آن زنجیرت کشیده اند ، بشکافی و بیرون آیی تا به چشم خویش ببینی از بذری که در مزرعه اندیشه ها افشانده ای ، نسلی روئیده است که جز به جهاد نمی اندیشد و جز به راه تو گام نمی گذارد و تو آنگاه می دیدی نهضتی را که تو رهبری کردی و او تو را پرورش داد ، امروز دارای فرهنگی غنی است . فرهنگی که صفحاتش با خون نگاشته شده است و داستانش داستان شکنجه ها ، زندان ها ، اسارت ها و محرومیت هاست و امروز نسلی که پس از هشت سال پیکارش ولوله در جهان انداخته است از این فرهنگ الهام می گیرد .

۱٫ کنفدراسیون ، صص ۱۳۸ و ۱۳۹

۲٫ رهنما ص ۱۷۰

ما نیز هزاران فرسنگ دور از دیار عزیز و یاران دلیر خویش راه مقدس همین نسل را دنبال می کنیم و بی آنکه لحظه ای به منافع خویش و حتی به حیات خود بیندیشیم ، دست اندر کار نبرد با پلیدی و تاریکی هستیم و امروز که در برابر همان دشمنانی که از چپ و راست بر تو می تاختند ، ایستاده ایم ، می خواهیم در کوشش ملت خود به سوی روشنایی سهم شایسته خویش را داشته باشیم .

نام تو امروز نه تنها فضای ما را گرم می دارد ، بلکه آسمان های بیگانه ای را که امروز ما در زیر آن بسر می بریم ، با روح و دل ما آشنا ساخته است ، زیرا هر کجا که می گذریم ، سخن از تو است و پیکار مقدس تو.

ما به تو اعلام می کنیم که به راهی که رفته ای وفاداریم . نام تو محک آزادی و شرف ماست و شیرازه اتحاد و پیوند ما .

ما به تو اعلام می کنیم که دوش به دوش یاران تو می جنگیم و از شکنجه و کشتار خصم نمی هراسیم .

ما به تو اعلام می کنیم بنائی را که پی ریختی می سازیم ، جهادی را که آغاز کردی به پایان می بریم و دیواره های استبدادی را که شکافتی فرو می ریزیم .

ما به تو اعلام می کنیم که همگام با ملت خویش به پا خاسته ایم تا شب سیاه ملک خویش را به صبح کشانیم و استعماری را که تو مجروح کردی ، بمیرانیم و در راه تو و در پی تو ، شرف و آزادی ملت خویش را از چنگال دژخیمان مردم خوار و غلامان جان نثار رهایی بخشیم و زنجیرهای گران را از پای تاریخ وطن خود برداریم .

درودهای گرم و آتشین فرزندان وفادار خویش را بپذیر !

پاسخ دکتر محمد مصدق

فرزندان عزیزم

پیام دلپذیرتان رسید و موجب نهایت خوشوقتی و امتنان گردید . از اینکه وطن عزیز ما دارای فرزندانی است که می توانند رهنمای جامعه واقع شوند ، بسی خوشوقت و بسیار شکرگزارم و در این وضعیت نمی توانم چیزی بنویسم ، مگر اینکه عرض کنم آتیه مملکت دست شما است و توفیق شما را در خدمت به ایران عزیز از خدا خواستارم .

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه on "نامه اولین کنگره دانشجویان ایرانی به مصدق"

avatar
  Subscribe  
Notify of
sobh
Guest
sobh

پیش بینی هایی از حوادث سال های آینده ایران و جهان

http://salehat.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=103&catid=52