گرایش به مشی مسلحانه در کنفدراسیون دانشجویی

گرایش به مشی و قهرآمیز در بین محافل و جریانات سیاسی داخل و خارج ایران در سالهای پس از سرکوبی قیام خونین ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ ، تصمیمی خلق الساعه و از روی احساسات صرف نبود . انسداد سیاسی و سرکوب شدید نیروهای مخالف از سوی رژیم کودتا شرایط بین المللی دهه ۱۹۶۰ و رشد جنبشهای آزادی بخش ملی ، ناکارآمدی مشی های سیاسی و پارلمانتاریستی جریانات ملی ( جبهه ملی ) و مارکسیستی ( حزب توده ) استقلال نسبی بعضی کشورهای جهان سومی مانند غنا و مصر ، پیروزی چشمگیر انقلابیون در کوبا و الجزایر ، تلقی نظام کمونیستی و سیاستهای ضد شوروی توسط نظام کمونیستی چین ، و … همگی از عوامل زمینه ساز برای سوق دادن مبارزان از سطح سیاسی به سطح چریکی و بودند : (( در اواسط این دهه ، تئوریهای ” جنگ خلق ” و ” مبارزه انقلابی ” تا حد زیادی در موضع گیریهای دولت چین در برابر ایالات متحده و اتحاد شوروی و نیز جنبش های چریکی امریکای لاتین متبلور می شدند . اما برای مبارزان ایرانی با توجه به نزدیکی جغرافیایی و وابستگی های فرهنگی ، جنگ استقلال الجزایر و نیز پیدایش مقاومت در بین فلسطینی ها الگوی جذاب تری بود . و سرانجام جنبش دانشجویی سیاسی دهه ۱۹۶۰ در اروپا و ایالات متحده تاثیر بسیاری در رادیکالیزه کردن جوانان ایرانی داشت ))۳ .

گرایش به مشی مسلحانه در کنفدراسیون دانشجویی  بررسی و نقد ها شریعتی و سیاست شریعتی و مبارزات طرحی از یک زندگی   enikazemi
تاثیر جنبشهای انقلابی جهان سوم را از پیامهایی که دانشجویان از سوی کنفدراسیون به روسای جمهوری کوبا ، الجزایر ، غنا و مصر به جهت همبستگی ارسال می کردند می توان فهمید . این پیامها در کنگره هایی که توسط دانشجویان برگزار می شد خوانده و تصویب می شد و آن گاه به مقاصد مورد نظر فرستاده می شد .
بنا به گفته علی شاکری : (( جنبش های انقلابی معاصر در کوبا و الجزایر دانشجویان فعالی ، مبارز و جوان ایرانی را به شدت تحت تاثیر خود قرار داده بود . به ویژه الگوی کوبا در اوایل حکومت کاسترو که استقلال بیشتری از بلوک شوروی داشت از جذابیت بیشتری برخوردار بود . بدین ترتیب در اوایل و اواسط دهه ۱۹۶۰ گرایشات سوسیالیستی در تشکیلات جبهه ملی در اروپا آن چنان فراگیر شده بود که اکثریت رهبری جبهه ملی در زمره هواداران انقلاب کوبا درآمده بود ))۴ .
۱٫ همان
۲٫ همان
۳٫ کنفدراسیون ص ۱۹۶
۴٫ همان صص ۱۹۷ و ۱۹۸
خسرو شاکری نیز یکی دیگر از مبارزان و فعالان جنبش دانشجویی وابسته به جبهه ملی که از نزدیک با مسایل دانشجویی و خط مشی های آن بعد از سال ۱۳۴۲ آشنا و درگیر بوده است به بعضی از تلاشهای اولیه و فعالیتهای بین المللی که برای جلب حمایت از مبارزه مسلحانه در آن زمان صورت می گرفت اشاره دارد . وی در سال ۱۹۶۱ در طی یکی از این نوع تلاش ها در حین رفتن به کوبا در مکزیک بازداشت می شود . یک سال بعد او با مقامات سفارت مصر در لندن تماسهایی برقرار کرد تا مقدمات یک نشست مخفیانه را فراهم نماید . پس از بحث و گفتگو با شورای عالی تازه تاسیس جبهه ملی در اروپا ، شاکری ماموریت یافت تا در ملاقات فوق حضور یابد . در این ملاقات سفیر مصر از جانب عبدالناصر به او وعده داد که مصل مایل است تا برای به قدرت رسیدن جبهه ملی و سقوط شاه و آزادی مصدق کمک نماید .۱علی الظاهر به دنبال مذاکرات و پی گیریهای نماینده جبهه ملی مذاکره با دولت مصر بدون نتیجه به پایان می رسد : (( چرا که مبارزان جبهه ملی اصرار داشتند تا نقطه نظرات خود را آزادانه و بدون دخالت مقامات مصری از رادیو پخش نمایند که این امر مورد تایید مصری ها نبود . بالاخره مذاکرات قطع شد ))۲ . تب گرایش به جنبش مسلحانه و چریکی در محافل دانشجویی وابسته به جبهه ملی بالا بود و جناح چپ ملی از طرفداران پرو پا قرص این گرایش شناخته می شد . نشریه ایران آزاد به سردبیری علی هم چاپ سلسله مقاله هایی را تحت عنوان جنگ چریکی آغاز کرده بود که گویا توسط علی شاکری با اسم مستعار (( هامون )) ترجمه می شد . به موازات همین تلاشها برای پیدا کردن یک تکیه گاه منطقه ای مناسب از سوی جناح رادیکال جبهه ملی ، نهضت آزادی نیز دست به تلاشهایی برای ارتباط با جمال عبدالناصر رئیس جمهوری مصر و سران انقلابیون الجزایر زد . به گفته مهندس بازرگان :
(( در سال ۱۳۴۲ گروهی از فعالین نهضت آزادی در اروپا و امریکا پس از جلب موافقت جمال عبدالناصر رئیس جمهوری مصر با ابتکار و همکاری سران انقلابیون الجزایر ، برای طی دوره آموزش چریکی به قاهره رفتند و تا اواسط سال ۱۳۴۵ بیش از ۲۰ نفر در شش دوره برنامه های آموزش نظامی – سیاسی را طی کردند . تعدادی از این افراد از تهران انتخاب و به قاهره اعزام شدند ))۳ . جو حاکم بر کنفدراسیون و جناحهای داخلی آن معطوف به مبارزه مسلحانه بود و جناحهای چپ با تمایلات مارکسیستی هم در درون کنفدراسیون به خاطر سرخوردگی از ناسیونالیسم لیبرال و سیاسی قانونی و نیز بی اعتباری حزب توده از یک سو و بهبود روابط اتحاد شوروی با رژیم شاه از سوی دیگر به جستجوی بدیل انقلابی تری به جای سوسیالیسم روسی برآمدند . که الهام گیری از جنبش کوبا و الجزایر و تکیه بر مواضع چین کمونیست از جمله گرایشات نیروهای جوان و ناراضی دانشجویی از خط مشی های ناکارآمد جناحهای راست جبهه ملی و حزب توده بود : (( در سال های ۶۴-۱۹۶۳ / ۴۳-۱۳۴۲ انشعابی که در بطن حزب توده در حال شکل گیری بود همزمان شد با اختلافاتی که در جنبش بین المللی کمونیسم به دلیل مخالفت حزب کمونیست چین با رهبری اتحاد شوروی در بلوک سوسیالیسم پدیدار شده بود . در سال ۱۹۶۳ حزب کمونیست چین اعلام کرد تجربه سوسیالیسم در اتحاد شوروی شکست خورده و به جای آن سیستم سرمایه داری در شوروی رشد کرده است . در سال ۱۹۶۸ به دنبال حمله نیروهای پیمان ورشو ، چکسلواکی ، حزب کمونیست چین شوروی ها را ” سوسیال امپریالیزم ” یا قدرتی امپریالیستی که ماسک سوسیالیسم بر چهره زده است معرفی کردند ))۴ .
۱٫ همان
۲٫ همان ص ۱۹۹
۳٫ شصت سال خدمت و مقاومت ، ج نخست ، صص ۳۸۰ و ۳۸۱
۴٫ کنفدراسیون صص ۲۰۰ و ۲۰۱
بدین سان ، مائوئیسم در طول دهه ۱۹۶۰ به عنوان رقیب اصلی شوروی ها در صحنه جهانی پدیدار شد و به تبع شکل گیری این قطب جهانی کمونیسم جناحهایی که از های احزاب برادر وابسته به حزب کمونیست شوروی و سیاستهای روسها در سازش کاری با دولتهای سرکوبگری مانند ایران و نیز همسویی با برخی مواضع امپریالیستها ناراضی بودند ، با تکیه بر قطب کمونیسم نوع چینی ، به تشکیل سازمانهای جدید و یا انشعاب از احزاب سنتی مارکسیستی دست زدند که در ایران ایجاد سازمان انقلابی حزب توده در سالهای ۶۴-۱۹۶۳/۴۳-۱۳۴۲ یکی از آنها بود .
مائوئیسم با قرائت ویژه ای که از مارکسیسم و آموزه های آن داشت و این بیشتر در آثار تئوریک مائوتسه تنگ تبلور داشت ، با تکیه بر کشورهای عقب نگاهداشته شده که عمدتا بافت سنتی دهقانی داشتند ، دهقانان را به مثابه نیروی اصلی انقلاب در برابر حاکمیتها قلمداد می کرد و راه تسخیر شهرها را از طریق روستاها و به همت نیروهای دهقانی میسر می دانست . در صحنه جهانی هم با سوسیال امپریالیسم قلمداد کردن شوروی و همسویی روسها با امپریالیستها عملا برداشتی این همان از دو بلوک غرب و روسیه کمونیستی داشت که از آن به (( یک دنیا )) تعبیر می کرد :
(( این چشم انداز نوین انقلابی با ویژگی های جهانشمولی خود که هم با اتحاد شوروی و هم با ایالات متحده مخالفت می کرد نه فقط برای مبارزان چپ گرا بلکه برای عناصر ناسیونالیست رادیکال نیز جذابیت داشت . در یک چنین حال و هوایی بود که ناراضیان حزب توده و عناصر چپ گرای جبهه ملی بیش از پیش به هم نزدیک شدند ، هر دو گروه از مواضع چین در مقابله با ابر قدرت ها حمایت و از خط مشی و ضرورت مبارزه مسلحانه انقلابی با الگوی چینی و کوبایی دفاع می کردند ))۱ .

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی )

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of