مشکل شریعتی با گروه آموزشی تاریخ

یکی دیگر از مشکلات در با آموزشی تاریخ بود . گروه مزبور نسبت به رفتارهای شریعتی با دانشجویان و نیز بی اعتنایی وی به ضوابط دانشکده سخت معترض بود و اعتراضات خود را همواره به صورت نامه هایی به مسئولان و نهادهای بالاتر و یا شخص علی منعکس می کرد . اما علی اهمیتی به آنچه صادر می شد نمی داد و همین سبب بروز چالشهایی بین او و ریاست دانشکده آقای متینی و نیز با دکتر مویدی رئیس گروه آموزشی می شد .

مشکل شریعتی با گروه آموزشی تاریخ  خاطرات طرحی از یک زندگی   enikazemi
علی تقاضای استاد یاری به گروه آموزشی تاریخ داده بود و لیکن گروه آموزشی نسبت به این تقاضا از خود سلب مسئولیت می کرد . فی المثل در یکی از نامه هایی که علی به گروه آموزشی نوشته بود ، گروه مزبور بعد از مدتها تصمیم می گیرد نسبت به تقاضای علی پاسخی فراهم کند . در متن نامه گروه آموزشی تاریخ درباره تقاضای شریعتی مبنی بر ارتقا به سمت استاد یاری چنین امده است :
خواهشمند است در ارسال جواب نامه شماره ۵۴۹۳ مورخ ۱۵/۱۰/۴۹ موضوع اظهار نظر درباره تقاضای آقای علی مزینانی شریعتی ، استاد یار آن گروه تسریع فرمایید .
و لذا به نظر می رسد گروه تاریخ که پیش از این درباره تقاضای دکتر از خود سلب صلاحیت کرده بود ناچار به ارائه نظر می شود و نامه گروه به شرحی که رفت نوشته و ارسال می گردد .

۱٫ شریعتی در دانشگاه مشهد صص ۹۴ و ۹۵
۲٫ همان ص ۹۷

به هر صورت چالش میان شریعتی و گروه تاریخ ادامه داشت و گروه آموزشی تاریخ نه تنها هرگز رتبه دانشیاری دکتر شریعتی را تصویب نمی کند . بلکه در زمینه های دیگر نیز یکسره با شریعتی و روش او مخالفت می کرده است . دکتر مویدی رئیس گروه تاریخ پی در پی به دکتر شریعتی درباره ( رعایت ساعات حضور ) در دانشکده تذکر می داده و حتی در نامه ای خطاب به دکتر می نویسد : (( همه روزه از ساعت ۳۰/۸ صبح و ۳ بعد از ظهر ، جهت امضای دفتر حضور و غیاب به اتاق کار اینجانب مراجعه فرمایید . در حالی که دکتر شریعتی نه تنها تن به چنین کاری نمی دهد ، بلکه حتی در پی برخوردهای عناد آمیز گروه با وی از دریافت نامه های اداری گروه نیز خودداری می کند :
دانشکده ادبیات و علوم انسانی
پس از ادای احترام ، عطف به نامه شماره ۲۹۸ مورخ ۲۸/۱/۵۰ به طوری که به استحضار آن دانشکده رسانیده است آقای علی شریعتی مزینانی ، به هیچ وجه تمایل به همکاری با این گروه را ندارند و حتی از دریافت نامه های آن دانشکده نیز که به وسیله گروه آموزشی تاریخ فرستاده می شود خودداری می نماید۱ …
گروه آموزشی تاریخ – مویدی
مسولان دانشکده که بی اعتنایی علی را نسبت به نامه ها و تذکرات می دیدند به ناچار نامه ها را به خانه می فرستادند چون می دانستند طبیعتا نگران وضعیت شغلی همسرم می باشم و بنابراین باید به آنها جواب می دادم . علی اصلا ترسی از اینکه اخراجش کنند نداشت . ( به قول خود آقای میتنی : گاه علی شریعتی تا نیمه شب با دانشجویان به گفتگو و بحث می پرداخت ) و تازه وقتی به خانه می آمد بعد از مختصر استراحت و صرف شام به اتاق خودش می رفت و مشغول نوشتن می شد تا سرانجام سر و صدای من بلند می شد و با بحث و دعوا او را مثل کودکان می خواباندم به خیال اینکه دیگر امشب علی خوب می خوابد و کمی رفع خستگی می کند و صبح با نشاط از جا برمی خیزد . اما همین که می دید من به خواب رفته ام از جا برمی خاست دوباره به اتاق کارش می رفت و مشغول نوشتن می شد . گاه من غفلتا از خواب برمی خاستم و می دیدم علی نیست . به اتاق کارش می رفتم می دیدم بله ! بساط چای و سماور برقرار است و مشغول نوشتن شده است و تازه می خواست من هم بنشینم و به آنچه نوشته توجه کنم او بخواند و من گوش کنم . خودش از آنچه می نوشت از واژه ها و طرح موضوعات و زیبایی مطالب لذت فراوان می برد و واقعا زیبایی و روانی و سبک آثار او بسیار دلنشین است . شما امروز بعضی از مطالبی را که از علی می خوانید این تصور برایتان پیش می آید که او با درک و تامل در مسائل جاری به طرح و بحث آن پرداخته است .
او شب تا صبح بیدار می ماند و می نوشت و روز بعد طبق برنامه باید در کلاس درس حاضر می بود . ذهن خلاق او مترصد فرصت بود تا با شکار لحظه ها و دوری از بطالت و روزمرگی ها بیشتر بنویسد بگوید و مردم را آگاه کند . او در جامعه ای زندگی می کرد که اکثریت آنها ناآگاه و بی سواد بودند و یا اگر کوره سوادی هم داشتند به دست استحمارگران ( قدیم و جدید ) و حکومت استبدادی پهلوی مرعوب می شدند .

۱٫ همان ص ۷۵

تمام آثار دکتر شریعتی و آنچه گفته و نوشته همه را زیر سوال گرفته اند برای این که ثابت کنند که شریعتی صلاحیت استادیاری را هم نداشته است و نابجا و غیر منصفانه او را استاد یار دانشکده ادبیات مشهد کرده اند و با کمال تعجب درجه علمی دانشگاه تازه تاسیس مشهد از دانشگاه تهران بالاتر بوده است ؟!
و بدین ترتیب می خواهند ثابت کنند که دستهایی در کار بوده که دکتر شریعتی را شاگرد اول کرده اند و بعدها استاد یار !! و تازه سخنرانیهایش هم با پشتیبانی ساواک انجام می شده !! است . در صورتی که مشکل گروه آموزشی با شریعتی صرفا بر سر صلاحیت علمی وی نبود چرا که بنا به اظهارات دکتر رضا قنادان از مدرسان همدوره ای شریعتی ، اساتیدی در گروه مدیران آموزشی بودند که از حیث علمی و شیوه تدریس بسیار بی صلاحیت بودند و لیکن به دلیل خوش خدمتی برای ساواک از طرف گروه آموزشی مورد تایید و از امکانات لازم هم برخوردار بودند :
یکی از همین مدیران گروه برای هر یک از درسهای خود تنها از جزوه ای استفاده می کرد که از سالهای آغاز تدریس در مشهد کمترین تغییری نکرده بود . به گفته دانشجویان شیوه تدریس وی این بود که این جزوه را کلمه به کلمه برای دانشجویان دیکته می کرد . عین آنچه را که دیکته کرده بود در امتحان پایان نیمه سال خواستار می شد تلقی بسیاری از دانشجویان این بود که اگر روزی استاد یاد شده جزوه اش را از دست بدهد سواد او نیز همراه جزوه از دست خواهد رفت … مدیری دیگری که از دست شریعتی شکایت داشت دارنده درجه دکتری از امریکا بود . برخی از استادان بر این باور بودند که او ( ساواکی ) است . در اینجا باید افزود که این سخن متکی بر مشاهدات عینی من در مقام استاد یار پیشین دانشگاه فردوسی و ( عضو کمیته تزکیه ) این دانشگاه در دوران نخست وزیری مهندس مهدی بازرگان است . این کمیته ( منتخب ) که مرکب از سه دانشجو ، سه کارمند و سه استاد بود ماموریت داشت پرونده های ساواک را که در آخرین روزهای حکومت شاه به محل فرماندهی لشکر انتقال یافته بود بررسی کند و اسامی کسانی را که مخفیانه با ساواک همکاری داشته اند در اختیار رئیس دانشگاه بگذارد تا طبق تصمیمات شورای دانشگاه در مورد آنان عمل شود . خانم … مورد بحث در شمار این افراد قرار داشت . طبق آنچه در پرونده اش منعکس بود وی با اسم مستعار (شنبه) و با دریافت ماهی پانصد تومان ، پیشامدهای روزانه دانشکده را مخفیانه به ساواک گزارش داده بود . در یکی از گزارشهایی که علیه دکتر شریعتی داده بود در حدود دو صفحه و نیم تا میزانی تند رفته بود که مامور ساواک زیر آن نوشته بود : قابل اعتماد نیست . گزارش ناشی از احساسات است ( یکشنبه ) و مامور دیگری زیر آن نوشته بود : نظر یکشنبه تایید می شود بایگانی شود . ( دوشنبه )
عدم رعایت مقررات از سوی شریعتی از این بابت حساسیت برانگیز بود که بی اعتنایی وی نسبت به نظام مقرراتی دانشگاهی خللی بر پشتوانه امنیتی کل نظام به شمار می آمد۱ .
اما برای انکه مشخص شود که تلاش آن بوروکراتهای شبه مدرن در زیر سوال بردن سطح علمی و عنوان دانشگاهی علی و نیز عملکرد او چه جایگاهی دارد بهتر است به اسناد ساواک در صفحات بعد مراجعه کنیم و همسویی این آقایان را با ساواک در ایجاد محدودیت بر ضد علی ببینیم .

۱٫ شریعتی در دانشگاه مشهد ، ناصر آملی صص ۶۸ و ۶۹

منابع :

کتاب : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

مطالب مرتبط

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
علی پارسایی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
علی پارسایی
Guest
علی پارسایی

درود بر روان پاکش

چه کسی میداند

مرد تنها

در شب واقعاً تنها بود ؟؟

بله تنها بود

ولی تنها با خدا