دکتر بهشتی گفته بود : شریعتی سفره بود و باقی مخلفات

 اما جناح دیگر به رهبری دکتر بهشتی برداشت دیگری از علی و افکار او داشت . دکتر بهشتی به خارج ( آلمان ) سفر کرده بود و از نزدیک موقعیت دانشجویان مذهبی را که در فقر شدید فرهنگی و ایدئولوژیکی به سر می برند مشاهده کرده بود . به گفته خودش : (( در مونیخ ( بچه های مذهبی ) جرات نمی کردند از ترس کنفدراسیونی ها جلسه اسلامی بگذارند ))۲ .

دکتر بهشتی گفته بود : شریعتی سفره بود و باقی مخلفات بررسی و نقد ها شریعتی و تاثیرش در دنیا شریعتی و روشنفکری شریعتی و شهید بهشتی طرحی از یک زندگی   enikazemi

در چنین جو و فضایی بود که افکار علی از تریبون دانشکده ها و حسینیه ارشاد به قاره های و امریکا دامن کشید و موجب به طیف وسیعی از نیروهای مذهبی در کنفدراسیون و دیگر محافل دانشجویی شد ، امری که دکتر بهشتی هم بر صحت و درستی آن تاکید داشت و در جلسه ای ضمن صحبت از وضعیت نیروهای مذهبی در خارج کشور به نقش و تاثیر عمده در جذب نسل جوان به اسلام در داخل و خارج اشاره می کند :

تمام اینها تاثیرات در جنبش دانشجویی خارج از کشور فراموش شده . و بعد هم نقش عجیب و خلاق و فراگیر مرحوم دکتر شریعتی در این انقلاب و در جذب نسل جوان و اندیشه جوان به اسلام که اصلا از آن یادی نشده و تاثیری که تک تک سخنرانی ها و جزوه های مرحوم دکتر شریعتی در طول این مدت در امریکا و اروپا داشته است . تا قبل از رفتن امام به پاریس بیشتر نوشته ها و سخنرانی ها و نوارهای دکتر غذا و خوراک آنان بود . او مثل سفره بود و بقیه مثل مخلفات سفره . ۳  

 

 

 

۱٫ شریعتی درباره این اتهام می نویسد : پارسال رفتم در یک کنگره بین المللی اسلامی در مکه سخنرانی کنم . متن سخنرانیم را دادم رد کردند و گفتند این ” شیعه غالی ” است و شیعه غالی یعنی شیعه افراطی شیعه ای که درباره علی مبالغه می کند . وقتی خبر دادند که به اتهام شیعه غالی بودن و علی پرست بودن در عربستان سعودی مرا از شرکت در کنگره اسلامی ممنوع کرده اند خدا را شکر کردم که مرا به راهی رانده که : ” در ایران متهم به تسنن هستم و در عربستان متهم به تشیع ! ” و به هر حال اگر راه من درست هم نباشد لااقل به حقیقت نزدیک است از راه کسانی که عادت دارند هم از توبره بخورند و هم از آخور راهی است که می دانم اگر تا اخر عمر تلاش کنم و زندگیم را فدایش کنم نه به عنوان ” بت روشنفکران ” در ان جناح چیزی می شوم و چیزی به دست می آورم و نه به عنوان یک چهره مقدس مذهبی در اینجا . هر دو را از دست می دهم و امیدوارم در این از دست دادنها چیزی به دست بیاورم چیزی که می خواهم م . آ ۲۲ ص ۷۰ 

۲٫ اولین رئیس جمهور ( پنج گفتگو درباره اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران دی ماه ۱۳۵۸ ) به کوشش محمد جواد مظفر از انتشارات کویر سال ۱۳۷۸ چاپ اول ص ۱۳۰

۳٫ همان

 

دکرت بهشتی در اواخر سال ۵۶ به امریکا می رود و چند ماه در این کشور به سر می برد . سپس به اروپا رفته و در مرداد ماه سال ۱۳۵۷ به ایران برمی گردد . وی در جلسه ای در انجمن اسلامی پزشکان در منزل آقای دکتر نوفر تشکیل شده بود گزارشی از سفر خود ارائه می دهد و جمع بندی خود را از وضعیت نیروهای عمده و تاثیرگذار به این صورت بیان می کند :

آن چه که من در خارج دیدم و آن چه که الان در ایران جریان دارد ( رخدادهای خیزش انقلابی مردم در سالهای ۵۶ و ۵۷ ) این را بر روی سه پایه استوار می بینم ، رهبری امام خمینی ، ایدئولوژی دکتر شریعتی و اقدامات مسلحانه ی مجاهدین۱ .

مصطفی تاج زاده هم که در آن سال ها در امریکا تحصیل می کرد درباره نقش مهم و تاثیرگذار شریعتی بر محافل خارج از کشور می گوید :

از صد کتابی که ما در امریکا تجدید چاپ می کردیم ، نود تای آن کتابهای دکتر شریعتی بود . من آمار دقیق را به یاد ندارم ولی از کتابهایی که روی میز دانشگاه می گذاشتیم جز کتابهای مرحوم شریعتی ، پرتوی از قرآن مرحوم طالقانی و چند کتاب از بازرگان کتاب دیگری وجود نداشت . در مجموع فضای فکری بچه های جوان در اختیار شریعتی بود۲ .

 

منابع :

کتاب  : طرحی از یک زندگی، پوران شریعت رضوی – (همسر دکتر علی شریعتی)

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، اِنی کاظمی – (Shariati.Nimeharf.Com)

 

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

2 Comments on "دکتر بهشتی گفته بود : شریعتی سفره بود و باقی مخلفات"

avatar
  Subscribe  
Notify of
آریایی
Guest
آریایی

سلام به بزرگ مرد پارس بعد از کوروش
ترجیح میدهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکرکنم

تا این که در مسجد بشینم و به کفشهایم فکر کنم

زنده یادش

رضا
Guest
رضا

با سلام من مطمئنم که با زبانی که شریعتی داشت و او را منحصر می کرد نه به خاطر ابراز احساس نه ، به خاطر بیان حقیقتی که از فطرت ادمی به جوش میومد و با احساسش امیخته میشد و این زبانی تک و منحصر به خودش می باشد و فکر کنم که بهترین قلم در دویست سال اخیر قلم این حقیقت بین بی ادعاست که حقیقتا راهش راه انبیا بود چرا که ادعایی نداشت و در بیان عقیده اش برای خودش جایگاهی معلوم نکرده بود .