صاحب عقل

صاحب عقل سخنان کوتاه   enikazemi

اگر خود را به‌ پای چوبه‌ی می کشانی ! بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب .

و اگر مخالفان خود را به‌ می فرستی! بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس .

و اگر با مخالفان خود به‌ در می افتی! بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو .

و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق

آنها قناعت می کنی! بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان .

مطالب مرتبط

49
دیدگاه بگذارید

avatar
46 Comment threads
3 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
8 Comment authors
محمدعلی ناظریمحمدمحمدسيروسmehdi Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
shandel
Editor

سپاس و خسته نباشید

حسن تقی زاده
Guest
حسن تقی زاده

سپاس

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمم افقهای باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.
سهراب

حسن تقی زاده
Guest
حسن تقی زاده

سپاس

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و با تمام افقهای باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.
سهراب

حسن
Guest
حسن

با سپاس از شما

بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
با تمام افقهای باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید.
سهراب

حسن
Guest
حسن

انسان زندانی ِ چهار زندان است،
پس با آزادی از این چهار زندان، پسوند زندانی را از تن به در کرده و تنها “انسان” بودن را به یدک می کشد !

حسن
Guest
حسن

ختم پیام قبلی :
و انسان بودن یعنی خلیفه الهی و خلیفه الهی یعنی بزرگی در هستی در سایه ی بزرگتر ِ هستی !

mehdi
Guest
mehdi

ای کاش مسئولین کشور ما هم مثل دکتر شریعتی بودن . واقعا برای مردم ومسئولین عوام پرست متاسفم.

سيروس
Guest
سيروس

کودک بازی کوشی خواهم ماند و سوتکش را همیشه خواهم دمید

محمد
Guest
محمد

در اسلام هنر نگار گری و تندیس آفرینی پیشرفت نکرد و توسعه ای نداشت . واین بدین خاطر بود که اسلام آمده بود تا بتها را بشکند و انسانها را از بندهای همیشگی بتها که در طول تاریخ پدران و باستانیان وگذشتگان که بی هیچ برهانی به بتان عشق می ورزیدند و در پناه آن بتان عزیزان خود را قربانی می کردند آزاد کند. و عجبا که خون ریختن برای خشنودی خدایان سنگی و غیر سنگی خود فدیه ای بود تا در ازای آن خود را رهایی بخشند و باران بطلبند و دانه های کشته در خاک را به اذن… Read more »

محمد
Guest
محمد

سلام امید وارم جسارتم را ببخشید چرا که جز از حضرتش امید بخششی نیست و نمی توان ذات پاک حضرت باری جلت عظمه را دید از چرا گفتن آن بپرهیزید. به حادثه روییدن عشق در لحظه ای بیندیشید . آنجا که صورت ظاهر به اشکال گوناگون شباهت می یابد و چهره معشوش که خود عاشق است به اتحاد عشق می انجامد .و عاشق و معشوق در حیرت بزرگی و شکوه و عظمت عشق. و خود عشق بازیگری کوشنده و لا تغییر و لا مکان و لطیف و گریزنده از نگاه سیال آدمی . صورت معشوق ایینه ای برای دیدن آن… Read more »

محمد
Guest
محمد

سلام (گذشت و انصاف ) نیک اختران و روشنگران بنیاد ها و نهادهای خانوادگی و اجتماعی شایسته است بدین ضرورت نگاه منصفانه و آگاهانه ای داشته باشند که زندگی ها را گذشت ها و انصاف ها و دوستی ها می سازند و پس از آن باروهای اعتماد و باورها یگانگی را بر قرار می دارند. گذشته های هر شخص تا آنجا که نفسی را ساقط و یا حقی را پایمال نکرده باشد به خود شخص ارتباط می یابد. و تعهد و مسئولیت فردی و خانوادگی و اجتماعی در ساختار زاینده و پوینده خانواده ظاهر شده و به جامعه منتقل می… Read more »

محمد
Guest
محمد

سلام یک صفحه نوشتم اما گم شد. از ثروتی نوشتم که با نوشتن به زندگی درآید. بارها از من خواسته اند که نوشته های گذشته ام را بدون دریافت وجهی به چاپ رسانده و آنرا منتشر کنند اما حسی در وجودم تمول از این راه را مکروه دانسته است. مگر نه این است که نبی ها و مرسلین و محمد ها و مهدی ها جانشینان رسول الله برای ابلاغ رسالت خویش از مردم مزدی نستانده اند. مگر نه چنین است که خداوند منان حنان مزد رسالت اقربای به خود را خود میداند و ذخیره ساخته است. مگر نه چنین است… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خداوند بدیع حسیب حفی حفیظ رقیب سید سبوح مقیت شافی خداوندا ترا سپاس می گویم به ایمانم که هرگز حتی در اوج لذت های حلال خویش ترا از یاد نبردم و پناه می بردم به تو از شر هر آنچه که به تو پناه می برند. یاذالجلال و الاکرام یا قیاس المستقی سین . و در آن هنگامه ها و همواره جز ذات اقدس ربوبی تو چیزی ندیدم. خداوندا به تو پناه می برم از آنکه به حرام آلوده گردم که جلادت و کرامتم را ببرد و در خانه و در کوی و برزن و حصار های قرآن… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خالق غنچه ها و گلها تصورش قابل توصیف نیست چه درد آور و خشن و با شقاوت است مال یتیمان را خوردن و چه حقیر و ناکسند این چنین دوپایان و چه یاس آور است از هوایی تنفس کردن که آنها تنفس میکنند . و چه با فضیلت است آنکه به تطمیع خط بطلان بر شرف و انسانیت و حیا نمی کشد و آتش قهر الهی به درون خود نمی فرستد. عجبا که آسمان چگونه مناره هایش فرو نمی ریزد و گنبدش در نمی شکند. وای بر نماز گذاران وای بر تلاوت کنندگان قرآن وای بر بی صفتان… Read more »

محمد
Guest
محمد

سلام آخر چرا باید در میانه آتش عشق و دوستی به وجودم که حقیقتی مستقل و یگانه است مرا سرزنش کنند ؟ آیا نباید جوانمردی ما را از این آتش برافروخته نمرودی بیرون آورد ؟ به منجنیق ستم که چرا خدای یگانه را می پرستید در آتشی بسان آتش نمرود گرفتار گشتیم. اما نسیمی که با آن تکان برگها را میتوان دید وزید و رایحه ای که سوزندگی آتش را میبرد به سوی ما می آید . شمیم دلپذیری است که گرده گلهای گلستان دلم را به این سو آن سو می پراکند. بی انصافان حق نکوهشم را ندارند هشت… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خداونی که آفریننده بشر و آفریننده حکمت و دوستدار حکمت است. خداوندا چه کنم تا ترا به تمامی دریابم ای حکیم بی مثال. خداوندا سپاس ترا که در راهم تاریکی نبود و حکمت دانسته بودم. شکر و سپاس تر ای قاضی الحاجات که رونده راهی بودم که در آن راه جز تو نبود.و به قلعه ای درآمدم که تو بودی و غذای روح سرکشم آوای نیست جز تو خدایی ای صمد ای قاهر حکمت آموز پیمبران. خوشا تنهایی و بی پناهیم خوشا سرگشتگیم در راه تو ای یقین پر حاصل ای دادار بی همتا ای که صبرم با… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خداوند خیر الناصرین و سپاس خداوندی را سزاست که به اقربای خود حکمت می آموزد و به هر کس حکمت آموزد فوزی عظیم بر او عنایت فرموده است. خوشا آنان که مفهوم بسیط نشانه را دریافتند و به دنبال آن روییدند و از حکمت خداوندی غذایی همیشه حی و تازه برای جاذبه روح نیازمند طالب حکمت خویشتن جستند. خوشا رنجی که از زیستن بردم .خوشا تنهایی و بی پناهیم.خوشا لحظه های سکوتم خوشا راهی که در آن رونده نا خسته بودم و حتی آنی روشنایی از راهم نرفت و حکمت دانسته بودم. شکر و سپاس بی کران ترا… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام تو که تنها ترین خدایی در لحظه آمدنت دل از هر خواهش برکندم و شهد نیایش تو را نوشیدم. در پی به جلوه در آراستن تو بودم به عبارات که که قدرت طوفنده رسید. در تکاپوی کشف تابنده خورشید حی تو بودم به کمال در آمدم. در جستجوی خانه آفتاب تو بودم تا بر طواف آن بر فراز کهکشانها روم عمق ابدیت را دیدم . به بیت عتیق رسیدم چه خوب گفته است آن به خود آمده که بینائی آتشناک خونین معنی یاب زیبایی شناس شکوهمند توانای حیدری. لشکر شکاف راسخون هیبت در منظر گیرای خور خاور منظومه… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام الله خدای ما و خدای آحاد خدا جویان جهان شاید به نظر آورید که این خویشتن چیست که این همه از آن می گویید بس نیست؟ شنیدیم و اگر عاقل باشیم اجابت می کنیم و اگر خرد ورز نباشیم از الله تو و خویشتنی که نمی دانیم چیست روی می گردانیم مشگل اساسی و بنیادین در همین نکته ظریف و ژرف نهفته است که ای انسان تو که هستی به خود آ و بر طریقت معرفت روان شو و به اقیانوسی پیوند که شفای مردمان در اوست و نفس آدمیان را پاکیزه می گرداند. و تند خویی را… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام یکتا خالق آدم پس ای انسان به روح خود حیات معرفت بخش تا بدانی در کجای عالم هستی تا دریابی جامعه مدنی به چه می گویند تا خود را بشناسی تا پیش از غرق شدن در دریای بیرحم حوادث به کمال گرایی تا جلیس رسولان باشی و در ترنم بهاران زندگی به شمار هر بهار جلد روح را پاره سازی و تولد از پی تولد در کانون ضیاء مطلق جاودان مانی. تا گواهی دهی نیست پرستنده حقی جز الله تا خود اندرز گوی رسالت خویشتن گردی تا خود گردنه های طریقت را به یقین طی کنی و به… Read more »

محمد
Guest
محمد

یا خدای حیدر خاور تلاطم دریای وجودم عنقریب ا ست سینه ام را بشکند .خداوندا چه کنم مرحمی فرست رحمی کن ترا به نیایش های مادرم زهرا که چون به نماز می ایستاد آسمانها روشن می گشت مرا صبری فرست تا در فراق شوکتم کرانه های اقیانوس وجودم نشکافد. چه امواج شدیدی: عقاب سینه ام بی قرار بی قرار است خداوندا چه کنم فریادرسی چون تو از کجا جستجو کنم؟ ای مهربان تمام حیرتم چونان است که به روز آغاز پیدایش کائنات خداوند تو به بی نظمی سماوات فرمان دادی که به سوی تو آیند و آنها بامیل به سوی… Read more »

محمد
Guest
محمد

به خداوندی که محمد را به حق فرستاد خداوندا شهادت می دهم که خداوندی تراست و لاغیر خداوندا شهادت می دهم محمد رسول و فرستاده تواست تا آدمیان را از منجلاب جهل و گرداب نخوت و پریشانی در اندیشه تو از خود بر آورد. خداوندا شهادت می دهم علی مرتضی جانشین حضرت رسالت و امام امت است و پیشاهنگ راه و چشم انداز پیروان وشکوه عاشقان که با عمل و با فتوت در راه ناهمتای تو کوشیدند. خداوندا شهادت می دهم که نهمین فرزند حسین جاودان و سرور شاهدان دارالقرار مهدی توست. آگاه باشید که نا فرمانی از محمد مهربان… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام لایموت لایزال حی قیوم تاریخ چیست ؟ این پرسشی عمیق و دشوار است که تاریخ چیست ؟ تاریخ عصر است عصری که به طلوع خورشید انجامید و پرتو افشانی ماه و گردش بهرام و زهره و اورانوس به گرد آفتاب و پیدایش بر و فرو شدن دریا و ظهور ابراهیم . تاریخ با ظهور ابراهیم آغازید و ابراهیم خانه را در دل ترسیم کرد و ماهیت آنرا در تفرجگاه خیال آفرید. و سپس در سراب ساز سرزمین وحی آنرا بنیان نهاد و اسماعیل را به کمک خواست و دیوارها را برافراشت و نام آنرا خانه خدا نهاد و… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خداوند فرد فاطر خداوندا تو گواه باش که هرگز به دنبال شهرت نبوده ام چرا که تنهایی را دوست می داشتم و چرا که تو خود تنهایی و با تنهایان , چه کنم که غرش رعد های آسمان درونم دیدگان دیگران را بسویم خیره ساخت و دیدم که انبوهی از آن دیدگان به مطلق شدن توانایی ندارند و به هجرت درونی هم رهسپار نتوانند شد. و تو منزهی از شرک و تویی ستیغ سکوت واپسین لحظه هایم. ای دلبندترین خاطره هایم دلاویز مروارید تابانم جاودان لطیف رویاهایم. خداوندا ترا سپاس می گویم برای دل سپردنت به نیایش هایم.… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خداوندی که در نماز سرشکم را به رویم روانه میکند شرشک دیدگان در نماز آیا نماز را باطل نمی کند و این چندش آور پرسشی بود که تا به حال شنیده بودم. گریستن در نماز نقطه ایصال به مطلوب رب الارباب جهانبان است چشمی که برای خدایش نگرید خیره و خسران زده است در آن معراج روحانی است که تن به لرزشی خفیف در افتد و روح به پالایشی لطیف خود را در اندازد. افسوس که حسن نماز شناخته نشد و محراب نماز به شناخت عظمتش منور نگشت . نماز اتصال طالب و مطلوب است . در افتادن… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خدایی که تاریخ انسانها را به ظهور فرستادگان خود زینت بخشید. حقا که از شریعتی شهید گفتن کار دشوار و توان فرسایی است و قلمی قادر و زبانی بران و یدی طاهر و فهمی پیامبر شناس می خواهد. جویندگان راه شریعت و پویندگان طریق طریقت و واصل شدگان به بی کران حقیقت را اندیشه های بیدارگر و برق آسا و طوفان زا و وجد افکن و شور انگیز او شهید تا لایزال می خواهد. این قوم و این نام آوران پارس را چه افتخاری برتر از این که پیمبران دارند و امامان در میانشان ناپیدا و دردمندان نوابغ… Read more »

محمد
Guest
محمد

حلیما ای خدای بدیع باطن جانشینان پیشین خود را به چه آزمون و شدایدی مبتلا می کردی ای عطوفت تمام کی بسوی تو می آیم من اذان توام و تو خدای اذان من کی بسوی تو می آیم و تونلهای وحشت سرای خون آلود خاکین را وداع می گویم. از فطرت اندوه بار به خجستگی شدنت کی می رهانیم . ای پیمانه اندوه شکن ای آهنین میثاق تا کی بدین فراق زندانیم . برای تو پیوسته بر آتش نفش شوریدم و تو آهنگ پژوای حزینم نشنیدی مباد به خستگی در اندازیم رنج تن و ناله دردناک سیمرغ روح شنیده ام.… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام تو ای خدای حی خالق تجلی اندیشه های بی همانندی مردمان را با فریاد های رسا بسوی تو خوانده ایم ای معبود محمد بگو که آزادی و عشق در هامون نتواند رست مگر در هجوم سبزه ناک حضرت دوست. بگو که ارجمند ترین آزادی رستن از مردنی بی حاصل است. بگو که جز به نامهای مولای یقین استماع آهنگ روییدن میسر نیست. بگو که رامشگاه روح بیدار به بر دمیدن آفتاب در شبانگاهان است. بگو که تصاحب فردوس بی نظیر جز با زنده شدن پس از میلاد تن نیست. تصدیق کن که خدای عز وجل احد است و… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خالق وزنده سنگ ریزه های کویر کویر خشک وخشن و بی آب است و باد شلاقها بر صورت ها می نشاند و لحظه ها و عبور زمان یاس را مجسم می سازد. در ان پیش ترها بود که کویر را رسولان تجربه کرده بودند به قدر روزها و شبها و سالهایی و زیستن در کویر برای مردمانی که اهل اقلیم کوهساران و مدینه های در پیرامون آن هستند طاقت فرسا و مبدل کننده امید به یاسی بی همانند است. من اهل کرمانشاهان هستم آنجا که روزگاری فرمان فرمانروایان از آن سوی به هر جای عالم گسیل می گشت… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام تو ای خدای فرازمند تو یگانه ترین خدایی جز تو خدایی نیست جملگی پیمبران و برگزیدگان و قلم به دستان صاحب کرامت و امانت به دوشان هوشیار و عالمان در شورستان و تفسیر کنندگان وحی و فاضلان عرفان وعابدان شب زنده داران و ردا پوشان مبلغ و نخبگان بشیر و پرچمداران امامت و خنیاگران مامن های تنهایی و تیغ پولادین به دستان قهرمان و عدل گستران در تاریخ و در مبارزان یکتا جوی در قدیم و طلایه داران توحید و دردمندان در سودای تو و فروتنان در محراب و مشتاقان به عدالت و سپاسگذاران شکور و سر بر… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام تو ای آفریدگار من که جز تو خدایی نیست. خداوندا با من سخن بگو جز تو کسی بر آستان روانم پیشی نتواند گرفت. مهیمنا چونانم که در رملستان سکوت به سنگ ریزه ها احاطه گشته ام . رهایم ساز تا همواره برای تو باشم مهربان بی نظیر. در فراق نمی رانم دانای حکیم . تو گواهی که در وقت نماز در محراب تو در نمازم و ترا می پرستم سزاوار پرستش. ای برهان قاطع مرا به خود فرا خوان الوهیت تنها. با تو خدایی نیست جز تو به که رو آورم مولای وارث من. از فیض تو است… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خدایی که خزانه بی پایان عشق در نزد اوست. عشق چیست ؟ پاسخ به این پرسش مستلزم توانایی های خارق العاده ای است, مانند ریختن دریایی آب گوارا در سبویی کوچک و چنین تعریفی برای عشق ناقص است و همان بهتر که بگوییم عشق طعم حیات روح است و بدانسان که آب طعم زندگی. عشق وفاداری به عهد و پیمانهاست. , و میثاق ها را نشکستن. عشق یکباره میروید مانند گیاهی که نام عشق را از آن مشتق نموده اند. عشق از انسانی آغاز می شود و تفاوتی میان عشق و توتم می باید نهاد . توتم ها… Read more »

محمدعلی ناظری
Admin

با کمی اغماض کامنت شما تایید شد. @};-

لطفا قوانین را مطالعه فرمایید:

http://shariati.nimeharf.com/rules/

محمد
Guest
محمد

به نام خداوند بخشنده مهربان حجاب و پوشش زنان در تحقیق پژوهشگرا ن آمده است که ایرانیان از آغاز پیدایش زندگی اجتماعی خود به پوشش زنانشان اهمیت میدادند و مهمترین دلیل آن عدم امنیت فردی و اجتماعی در سایه سار حکومت پادشاهان بود. مردم زنان و دختران خود را در پستوهای خانه ها گاه و بی گاه پنهان می کردند و از شر جیره خوران و هوس بازان درباری, زیبایی آنها را به زشتی با دوده های تنورها مبدل می کردند و نوامیس خود را حرمت می نهادند تا در معرض سیل بنیان برافکن شهوت ها قرار نگیرند. و از… Read more »

محمدعلی ناظری
Admin

با کمی اغماض کامنت شما تایید میشود.

لطفا قوانین را مطالعه کنید..

http://shariati.nimeharf.com/rules/

محمد
Guest
محمد

به نام خداوند فرمانروای ملک هستی موضوع_ چگونه نگاشتن : به قول علی (ع) در اوج گریه انسان را به خنده می افکنید. چگونه سخن بگویم تا تلنگری باشد بر خواب زدگان و بی خبران و آفت خوردگان و قلدران فساد زده که شارع رو به ملک یگانه را که همه عزت است و بزرگواری و فخر گم کرده اند . و می بینند که حق کدام است اما ریسمان ابلیس پلید سخت است و دام گسترده بر آنان فرو برنده. و جهدی نکردند تا ریسمانش را پاره کنند و حصار تفاخر دروغینش را بشکنند. چون خدا آدم را آفرید… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام تو ای بخشنده ای که نسیانی در تو نیست زمین. زمین ازان کسانی است که بدانان وعده فرموده اند. و اراده ورزیدن را در آغاز تنزیل وحی دریافته اند. والیان حضرت پاک پروردگار در طول حیاتشان جوشن اراده ای را پوشیده اند که آن آهن از اعماق فطرتشان جوشیده است. و موطن سرشان فطرت بود و مامن فطرت به خدای واگذار کرده بودند. اراده می کردند برف و باران و تگرگ و تندر به اشاره سر انگشتانشان فرو می بارید . و در مشیت خداوند صدیق بود تا زمین را به صاحبانش فرو گذارد تا شمیم عدل را… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خداوند حیران کننده عقل ها خداوندا اصفیاء و اوصیاء و اولوالابصار از درک ماهیت ذات و صفاتت عاجز ماندند و ما نیز. ای فاطر فرد که بندگان خود را فصاحت و بلاغت و شیوایی کلام و زبان آوری در گفتار می آموزی بیانم را رسا و گفتارم را شیرین و علمم را مفید و زندگیم را با مکانت و قلبم را از اشتیاقت سرشار و مخالصتت را در حیاتم ماندگار و عزتت را در مماتم مخلد بدار. خداوندا شولای شرم و خلعت زیبای تکامل و انوار انسانیتی تمام را به ما عنایت فرما و مارا قرین خوشبختی خود… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خداوند بخشنده مهربان انقلاب: واژه انقلاب یاد آور منقلب شدن قلب است . قلبی که خون را پالایش میکند قلبی که خون را از شریانها به اندامها برده و از سیاهرگهای اندامها به قلب و با گرفتن دی اکسید کربن از بافتها و تخلیه آن در ششها و اخذ اکسیژن از ششها و ریختن آن در دهلیز ها و خروج آن از بطن ها خون رسانی می کند و این چرخه ادامه دارد تا انسان زنده بماند تا انرژی آزاد شود مغز بیندیشد و مولد فکر باشد و دل به یاد هستی بخش به تپش در آید و… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خدا پس انقلاب ها مولد اندیشه ها می شوند و چراغهای روشنفکری را که اساس هدف و غایتشان روشنگری اذهان عموم است بر می افروزند و تفکر انسان گرا و معتقد به اصالت انسان را گسترش می دهند و عقل گرایی را شالوده اندیشه تحول گرای توده های نا آگاه به حقوق خویش قرارمی دهند. انقلاب ها موجبات شکل گیری نهاد های جامعه مدرن و پیشرفته را فراهم می کنند و بنیان هایی را تشکیل میدهند که با دارا بودن ساختار های دمکراتیک به معنای بومی و ملی بر ساختارهای دولتی نظارت می کنند و عملکرد رژیم سیاسی… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خدا موضوعی که همواره در طول تاریخ ملتها و در همه جوامع و در همه جنبش های اجتماعی و نهضت های فکری و انقلاب ها محل نزاع قرار گرفته و در باب آن تقریبا” بطور گسترده به آن پرداخته شده و کتابت صورت گرفته موضوع طبقه ای است به نام روحانیت و معنای تحت الفظی آن مشتق شده از روحی خدایی است و مفهوم آن این است که در مقابل توده ها و سایر آحاد جامعه علمی و غیر علمی قرار دارد و این خیل عظیم مردم و توده ها را بسوی مقصد حقیقی که برجسته شدن و… Read more »

محمد
Guest
محمد

به نام خداوند سرزمین پارسیان سرزمین پارس را برای پارسیان آفریده اند پارسیان مردمی آزاده و قومی دانا و سالکانی در راه حق تعالی هستند سرزمین پارس گهواره تمد نها و مهد تکامل اندیشه ها و صریر جاودانه فرهیختها و مجیران یکتا خدای خط تکامل است. پارسیان مردمانی مهمان دوست و تعدیل کننده افکار خرد ورزان و شاعران انسان دوست و با شعوران کمال گرا و بیرق افرازان علوم و فروزندگان تا ثریای دانشند. سرزمین پارس سرزمینی قدیم از انگاره ا سطورها و و پاکیز ه از حیث تفکرها و بارویی بلند از لطافت فلسفه ها و کاخی سترگ از… Read more »