دانلود کتاب بازگشت به خویشتن PDF

دکتر علی شریعتی : خوب، من می‏خواهم در این‏جا به یک مسأله‏ی اساسی بپردازم. مسأله‏ی اساسی‏ای که در میان روشن‏فکران الان مطرح است، روشن‏فکران افریقا، روشن‏فکران آمریکای لاتین، آسیا و تازگی در ایران هم مطرح است، (اگرچه در ایران قبل از آن که روشن‏فکران اروپایی و به خصوص افریقایی مطرح کنند، مطرح بوده و بعد فراموش شده. ولی حالا چون دوباره در اروپا مطرح شد، آثار و دامنه‏اش به محافل روشن‏فکری ایران هم رسیده است.) و آن مسأله، «بازگشت به خویش: است و قبلاً باید توضیح بدهم که اگر شنیده‏اید من به مذهب تکیه می‏کنم، به اسلام تکیه می‏کنم، تکیه‏ی من به یک اسلام رفورم شده و تجدید نظر شد‏ه‏ی آگاهانه و معینی بر یک نهضت رنسانس اسلامی است و این بینش مذهبی برای من از این طریق به دست نیامده که بنشینم فرقه‏های مختلف و ادیان گوناگون را جلوی خودم بگذارم و بعد یکی یکی آن‏ها را مطالعه کنم و بالأخره به اسلام، تحت عنوان «دین برتر» معتقد شوم. بل‏که من از طریق دیگری رفته‏ام و اعلام آن طریقه در این‏جا به خاطر آن است که فقط روشن‏فکران و دانشجویان معتقد به مذهب نیستند که می‏توانند دعوت مرا گوش دهند و بپذیرند. بل‏که هر کس که روشن‏فکر است و آگاهی مستقل دارد و می‏خواهد به جامعه‏ی خودش خدمت کند و رسالت روشن‏فکری خودش را نسبت به نسل و زمان خودش حس می‏کند، می‏تواند از همین راهی که ما رفتیم برود. خلاصه بر اساس یک فکر و عاطفه‏ی مذهبی نیست که من مسأله‏ی مذهب را به این شکل، در جامعه مطرح می‏کنم. چه، اتکای من به مذهب، طوری است که یک روشن‏فکر که احساس مذهبی هم ندارد، می‏تواند با من بیاید و بر آن تکیه کند. منتهی من تکیه‏ام به عنوان یک ایمان و یک مسؤولیت اجتماعی است. ولی آن روشن‏فکر فقط به عنوان یک مسؤولیت اجتماعی می‏تواند با من شریک شود.

به هر حال، در این‏جا می‏خواهیم به عنوان روشن‏فکری که مسؤول زمان خودش، عصر و نسل خودش است، هدف از مسؤولیت خودمان را مشخص کنیم و نقش اجتماعی‏ای که روشن‏فکران و تحصیل‏کرده‏ها و انتل لکتوئل‏های جامعه‏ی آسیایی، یا اسلامی بر عهده دارند معین کنیم. (آن‏چه که گفته‏اند، آن‏چه را که بخش‏نامه کرده‏اند و از خارج املاء کرده‏اند، به عنوان ایدئولوژی جا زده‏اند، کاری نداریم.) و بعد بر اساس همان شعاری که همه‏ی روشن‏فکران مذهبی و غیر مذهبی (به خصوص از جنگ بین‏الملل دوم) مورد قبولشان است (چنان که عمر اوزگان، امه‏سه‏زر، فرانتس فانون، اوژن یونسکو، معتقدند که باید هر جامعه‏ای بر اساس تاریخ و فرهنگی که دارد، روشن‏فکر شود و با تکیه به تاریخ و فرهنگ و زبان عموم، نقش روشن‏فکری و رسالت خودش را بازی کند. بر اساس همین سه شعار.

باری، مسأله‏ی بازگشت به خویشتن، شعاری نیست که الان در دنیا مذهبی‏ها مطرح کرده باشند. بل‏که بیش‏تر روشن‏فکران مترقی غیر مذهبی این مسأله را برای اوّلین بار مطرح کرده‏اند. مانند امه‏سه‏زر در افریقا، مثل فرانس فانون، مثل ژولیوس نی‏ره‏ره، مثل جوموکنیاتا، مثل سنقرد و سنگال، مثل کاتب یاسین، نویسنده‏ی الجزایری، و مثل جلال آل احمددر ایران. این‏ها هستند که شعار بازگشت به خویش را مطرح کرده‏اند و هیچ کدامشان تیپ مذهبی نیستند. این‏ها از چهره‏های برجسته‏ی نهضت روشن‏فکری در جهان، و از رهبران ضد استعماری در دنیای سوم هستند و مورد قبول همه‏ی جناح‏ها. پس بر اساس همین دعوت می‏آییم در ایران، و در این جامعه، و این نسل، و این عصری که ما الان هستیم و مسؤول آن می‏باشیم، این مسأله را مطرح می‏کنیم و بر این اساس است که وقتی مسأله‏ی بازگشت به خویش مطرح است، برای من مذهبی، با توی غیر مذهبی که هر دو در مسؤولیت اجتماعی‏مان مشترک هستیم و به تفاهم مشترک رسیده‏ایم، مسأله تبدیل می‏شود از «بازگشت به خویش» به «بازگشت به فرهنگ خویش» و شناختن آن خویشتن که ما هستیم، و در این مسیر مطالعات است که می‏رسیم به «بازگشت به فرهنگ اسلامی و ایدئولوژی اسلامی» و اسلام، نه به عنوان یک سنت، وراثت، یک نظام یا اعتقاد موجود در جامعه، بل‏که اسلام به عنوان یک ایدئولوژی، اسلام به عنوان یک ایمان که آگاهی دارد و آن معجزه را در همین جامعه‏ها پدید آورد، و در حقیقت تکیه بر اساس احساس موروثی دینی و یا یک احساس خشک روحانی نیست. بر اساس شعار روشن‏فکرانه‏ای است که برای همه‏ی روشن‏فکران در سطح جهانی مطرح است و بر اساس آن مسأله‏ای که نویسنده‏ی کتاب «مسیح، باز مصلوب» می‏نویسد، (این کتاب به فارسی ترجمه شده و من خواندن آن را به همه‏ی دوستانم توصیه می‏کنم.) و بر اساس همین شهار است که من در ایران می‏گویم: «حسین، باز شهید». من اوّلاً می‏خواهم این را روشن کنم که بازگشت به خویش، بسیار خوب، این شعار همه است. هم شعار امه‏سه‏زر در ایران است و هم در افریقا و هم شعار فرانس فانون در جزایر آنتیل امریکای جنوبی است. و ما مطلب دیگر را باید در این منطقه‏ی فرهنگی و تاریخی و جغرافیایی روشن کنیم. وگرنه شعار بازگشت به خویش به صورت یک شعار مبهم و کلی ذهنی درمی‏آید. چنان که امروز به صورت مبتذل درآمده و آن نفی اصالت فرهنگی انسان‏ها در دنیا است برای تثبیت اصالت مطلق ارزش‏های غرب.

« دریافت متن کامل کتاب :»

9 فکر می‌کنند “دانلود کتاب بازگشت به خویشتن PDF

    1. armandaneshjoo

      موافقم. ولی ایده‌ی بازگشت به خویشتن مثل هر ایده ای صرف نظر از گوینده اش ارزشمند است. تنها مبحثی که گفته و گوینده در آن مرتبط است اخلاق است.

      پاسخ
  1. مجتبی

    افسوس که به جای افکار حسین زخم هایش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را تشنگی او خواندند…
    دکتر شریعتی.

    پاسخ
  2. فرهاد واکف

    همانگونه که آقای شریعتی که در پایانه مطالبشان هم مطرح نمودند نهضت باز گشت به گذشته خویش یک نهضت حهانی و جهان سومی و ضد استعماری و لذا ملی و فر هنگی بوده است.استدلال ایشان اینکه این نهضت فرهنگی و ملی و بومی و قومی رادر اصل می پذیرند اما در ایران این نهضت به علت گسست فرهنگی که اعراب و .. وجود آورده اند بازگشت به یک گذشته گورستانی و مرده است به نظر من این نحوه نگرش غلط و بی پایه ایی است. در همه دنیا بازگشت به ریشه های ملی و فر هنگی منهدم شده و مسخ گردیده و..یعنی یک رنسانس فرهنگی معنا داشته و درست از همان جهت ضرورت بازگشت به گذشته های فرهنگی اهمیت میابد تا مرده و مسخ شده و بازداشته شده باز احیا و زنده گردد .
    از دیگر سو منظور از رنساس فرهنگی و قومی و بومی رفرم دینی و رفرماسیون نیست. تلقی معنویات به منزله فرهنگ قومی و ملی و بخصوص اسلام یک اشتباه بزرگی است. وِیژیگی اما شریعتی در این است که او نیاز نسل گذشته به رنساس فرهنگی و ملی که یک حرکت ضد اشعالگری از اعراب به این طرف تا عصر نو که با هدف بازگشت به فرهنگ قومی و ملی گذشته بود را با حرکت رفرماسیون و بنیاد گرایی و بازگشت به اصالت های دین مکتبی شده در هم آمیخته و بسود این آخری نتیجه های مهلکی گرفت.

    پاسخ
    1. armandaneshjoo

      اصالت در ملل غیر قابل تعریف است. ۳۰ هزار سال پیش انسان مهاجر از افریقا به ایران رسید. هفت هزارسال پیش بومیان ایران در گرگان و شهر سوخته و عیلام بودند. ۳هزار سال پیش مادها و پارت ها ایران را اشغال کردند. ۲هزار و سیصد سال پیش یهودیان (اسیران کشور یهودیه) در نظام حکومت ایران به قدرت رسیدند که در تورات به طور مشروح آمده. سپس یونانیان ایران را اشغال کردند. سپس اعراب، سپس ترکان غزنوی تا خوارزمشاهی، سپس مغولان.

      اصالتاً «ما» از لحاظ زمین کدام هستیم؟ بومیان افریقا.

      از لحاظ ژنتیک کدامیم؟ بیشتر معول و کمی عرب. کرد و لر و ترک و ترکمن و بلوچ و گیلگی ما هم یکی نیست که نیست. تازه کرد داریم تا کرد. این تکیه نژاد گرایی و نژاد پرستی ست. انسان یکی ست. همان بومیان افریقای شصت هزار سال پیش است. با همان فرزندان آدم و حوا!

      بازگشت به خویشتن بازگشتی زمانی ست. بازگشت از عرب زدگی ست. یعنی یک زمان جو گیر شدیم. حالا دیگه بسه. ربطی به اصالت ندارد.

      ضمنا اصالت چیز خوبی نیست. فرهنگ غرب غنی ست چون جاذب و اصالت گریز است.

      پاسخ
  3. freedom

    ta alan har che monazere shode har ettelaati dar movrede mazhab ya din gereftim kafi hast har kas bemeghdare danayiash amal konad ta donya golo golzar shavad .ma mosalmanha teori gohaye khobi hastim ama che kasi amal konad hame moballeghim hame donbale haghighatim ama ki amal konad.pas beshetabid besooye amal.ma ba amale khod khod ra sabet mikonim na ba shoar va harf .sohbat va bahse bija faghat kine va bare ensan ra sangintar mikonad ettelat bala amale lamtar.pas hamantovr ke shariati goft hazeram ba kafshhayam biron rah beravam va be masjed fekr konam ta inke dar masjed bashamo be kafshhayam fekr konam.

    پاسخ
  4. حسین علیزاده

    من در حال نوشتن مقاله ای تحت عنوان « اندیشه پرواز » به فکر کتاب بازگشت به خویشتن استاد شریعتی افتادم که بینم ؛ آیا شریعتی باز گشت به خویشتن را تنها باگشت به فرهنگ متعالی ملی ودینی مان می دانند ویامعنی عرفانی آن رانیز که بازگشت به انسانیت انسان است مد نظردارند ؛ چون همه اهل مطالعه توجه دارند که استاد که اسلام شناسی روشنفکر هستند وباعرفان نیز الفتی دارند که درکتاب کویرش این واقعیت نمایان است و دیدم تنهامعنی اجتماعی بازگشتن به خویشتن را تبیین کرده اند ولی درعمل نشان دادند که بسوی انسانیت خدائیش درحال سیر هستند ورفتند تا باشهادتش به اصل خویش بازگشتند و…

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>