اما من در برابر وحشی ترین و نیرومند ترین وسواس ها می ایستم

هیچ چیز نمی توانم بگویم

هیچ چیز در باره ی هیچ چیز نمی توانم بنویسم …

آنچه آغاز شده است مرا به سکوت واداشته است

احساس می کنم

که پرنده ی موهومی شده ام که

وارد فضای بی کرانه ی عدم شده است

اصلا نمی دانستم ،

احساس نکرده بودم که ننوشتن هم کاری است

و حالا می فهمم چه کار طاقت فرسایی است

اما من در برابر وحشی ترین و نیرومند ترین  وسواس ها می ایستم

ایستادن!

چه مصدری و آقاتر از این در زبان بشر  هست؟

می توانم باستم و صبر کنم ، تحمل کنم

و نیز می توانم کسی را که با من آشناست ، خویشاوند است، به من مومن است،وادار کنم

بایستد، تحمل کند، صبور باشد

مطالب مرتبط

Subscribe
Notify of
guest
2 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
azam
ژانویه 21, 2011 12:46 ق.ظ

سلام…
هیچ چیز نمی توانم بگویم…
هیچ چیز در باره ی هیچ چیز نمی توانم بنویسم …زیباست…
به نمین رایانه هم سر بزن…منتظرم…

نغمه
نغمه
ژانویه 22, 2011 3:28 ب.ظ

سلام تشکر از مطالب زیبایی که در اختیار علاقمندان به هوشیاری ونسل روشن فکر جامعه قرار میدهید-
جهل….جهل… واقعا این کلمه درنظرم عمیق است که گاه فقط میخوام بمیرم از جهالت-از ندانستن
ودریغ وافسوس بیشتر از ان که بسیاری از ما نمیخواهیم که از جهالت خارج شویم گویا همانطور که در کتاب مقدس ما امده مهری بر چشم وگوشمان زده شده….