چه چیزها در دنیا هست که سقراط نمی فهمد!

سقراط یک روز جلو ویترین یک جواهر فروشی ایستاده بود و تماشا می کرد ! گوشواره ها و دست بند ها ، سنجاق ها ، گردنبند ها و… حلقه های ازدواج… خیلی چیزها را .

هر چه اندیشید چیزی دستگیرش نشد و با خود گفت : چه چیزها در دنیا هست که سقراط نمی فهمد!

_________

گفت گوهای تنهایی

مطالب مرتبط

Subscribe
Notify of
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
View all comments
مریم74
مریم74
ژانویه 19, 2011 5:14 ب.ظ

عالییییییییییییییییییییییییییی بود