انتقادات گروه (( ولایتی )) بر شریعتی

انتقادات را می توان حول دو محور اصلی دسته بندی کرد : ۱) بر و افکار او ۲) انتقاد بر موسسه حسینیه ارشاد و روابط حاکم بر آن . شریعتی را یک فکلی خودخواه تحصیل کرده غرب تلقی می کرد . فی المثل محمد علی انصاری قمی با اشاره به نحوه رفتار و ظاهر شریعتی نوشته بود : (( تو به عنوان یک مومن و یک واعظ نباید محاسن خود را بتراشی باید سخنرانیهایت را با نام خدا و پیغمبر شروع کنی ، وقتی نام پیغمبر را می بری از حضار بخواهی صلوات بفرستند ، در پایان سخنرانی باید دشمنان اهل بیت ( اهل سنت ) را لعن و نفرین کنی ، با ذکر مصائب امام حسین چشمان حضار را غرق در اشک و آه کنی و در پایان هم علاوه بر دعا برای سعادت مسلمین از خدا بخواهی که در فرج امام زمان تعجیل کند ))۲ .

۱٫ شریعتی در حاشیه مطلب فوق می نویسد : شعور و شعف در این قضاوت موج می زند ! اولا به شخصیت کسانی که در این زمان قلم و زبان خود را در خدمت مذهب قرار داده اند اتهام می زنند و سوابق گذشته و حال ! موسسین را متهم معرفی می کنند و حتی زندگی خصوصی سخنوران را مطرح می کنند ولی کوچکترین نشانه ای دلیلی و استنادی ارائه نمی دهند . اگر این حقیقت ها محتاج به ارائه مدارکی است که کمتر در اختیار خواننده قرار می گیرد ، نویسندگان این معرفی نامه چرا در اختیارشان قرار نمی دهند ؟ اگر خود این نویسندگان هم در اختیار ندارند با چه ملاک شرعی و اخلاقی تهمت می زنند ؟ قلابی ترین دادگاه های فرمایشی فاشیستی دنیا از اینها که ردای قضاوت دینی به تن کرده اند و به نام حکومت شرعی رای می دهند و از زبان تشیع – مذهب ، حقیقت و عدالت – سخن می گویند در متهم کردن و محکوم نمودن مخالفان خود شرافتمندانه عمل می کنند . هم مدارکی ولو مجعول در دسترس مردم قرار می دهند و هم به متهم خود حق دفاع می دهند ( این شرف )
و اما مساله دوم ، دلیلی که برای نشان ندادن مدرک علیه موارد اول و دوم اتهام آورده اند جالب است . مورد اول اتهام : احوال و عقاید سخنرانان و مورد دوم : جشن ها و عناوین مقالات و سخنرانی ها … است و ناشرین اعلامیه می فرمایند بیان حقیقت در قسمت اول و دوم محتاج به ارائه مدارکی است که کمتر در اختیار خواننده قرار می گیرد ؟! ( این هم اندازه شعور )! م . آ . ۹ ص ۶۱
۲٫ رهنما ص ۳۸۴ . به گفته رهنما ، همین محمدعلی انصاری قمی که درس اخلاق و آداب به علی می دهد در کتاب خود دکتر شریعتی را فارغ التحصیل جامعه شناسی و ادبیات پزشکی از مدرسه ای به نام والیانس پاریس معرفی کرده بود . او همچنان آلیانس فرانسز (Alliance Francaise ) را که شریعتی برای آموزش زبان فرانسه مدتی در کلاسهای آنجا حضور می یافت ، به اشتباه والیانس خوانده بود رهنما ص ۳۸۹

گروه حول چهار محور مقاله هجرت تا وفات نوشته علی را به نقد کشیده بود :
۱٫ رضایت پیامبر از امامت ابوبکر هنگام بیماری اش
۲٫ ارائه تصویر خوشایند از ابوبکر و عمر
۳٫ تحلیل انتخابات (( سقیفه بنی ساعده )) بعد از وفات پیامبر توسط مهاجرین و انصار که به زغم ولایتی ها ، شریعتی با صحه گذاری بر این انتخاب – انتخاب ابوبکر به خلافت – به رغم وصیت پیامبر به نفی حقانیت علی پرداخته است .
۴٫ ارائه فهرستی از اصحاب محمد ( ص ) که لیاقت خلافت داشتند که این فهرست با نام ابوبکر آغاز و به نام علی خاتم می شود۱ .
اشارع شد که ولایتی ها ، حسینیه ارشاد را (( یزیدیه اضلال )) نام نهاده بودند . انتقاد آنان بر حسینیه و روابط آن عمدتا از ایرادات صوری و سطحی تجاوز نمی کرد . یکی از این ایرادات آنان به آرم (( لا )) بر روی جلد آثار علی و دیگر آثار منتشره از سوی حسینیه بود . آنان از روی سفاهت با تجزیه آرم ارشاد یک ابوبکر و یک عمر و دو تا عثمان اخراج کرده بودند . یکی از افراد گروه (( ولایتی )) در کتاب خود این توضیحات را درباره آرم لا نوشته بود :
آرمی که در صفحات آخر این مجموعه ملاحظه می فرمایید و زینت بخش پشت جلد کتاب آقای ( علی شریعتی ) و نشریات ( حسینیه ارشاد ) است خط مخصوص پیچیده ایست که پس از مراجعه به متخصصین خطوط متنوعه و با کمک و دستیاری چند مهندس آرشیتکت خط مزبور خوانده شد و شکل آرم به صورتی که مشاهده می کنید پیاده گردید . و کاملا مشخص و روشن است که این آرم مجموعه ایست از کلمات ( ابابکر ، عمر ، عثمان ) که در نشریات ( ارشاد ) سالهاست به بهانه هایی باطنا از ایشان دفاع می شود و به نام ( خلافت و ولایت ) یا ( تشیع علوی و تشیع صفوی ) و یا ( اسلام شناسی ) و یا در قالبهای دیگر گاهی ( تقوای سیاسی شیخین ) را مطرح می نمایند و از ایمان آنها دفاع نموده ، انفاق شدیدشان را پنهان می کنند ، و گاهی جسارت را به حدی رسانیده که پول حضرت خدیجه ( س ) را صرف تعلیم علی ابن ابیطالب ( ع ) می نمایند و ساحت مقدس ولایت را درهم می شکنند و گاهی خیانتهیا بی شمار ( شیخین ) را در قالب خدمات برجسته ایشان به خورد مردم ساده لوح می دهند و برای زودتر به هدف رسیدن نخست حملات پیگیر و دامنه داری به دانشمندان و پرچمداران حقیقی ( تشیع ) نموده و ساده لوحان را تحت تاثیر قرار داده و صف خطرناکی برابر ایشان پی ریزی می نمایند ! ۲
این (( لا )) از جمله (( یا حضرت مولانا )) از کتیبه ای بر سر در آرامگاه مولانا جلال الدین بلخی گرفته شده بود . وقتی علی جار و جنجال بر سر لا را که در یکی از جزوات کاملا تقطیع شده بود دید در یکی از نوشته های خود انگیزه و هدف خویش را برای انتخاب لا بر روی کتابهای ارشاد چنین توضیح داد :

۱٫ برای اطلاع بیشتر ن . ک . به کتاب رهنما ص ۳۴۳
۲٫ مطلب فوق همراه با تقطیع آرم لا – که به زغم گروه ولایتی اسامی ابابکر و عمر و عثمان را در خود پنهان کرده است در جزوه ای – که دربرگیرنده تعدادی از فتوای روحانیون مخالف شریعتی است تاکنون چندین نوبت چاپ و منتشر شده است .

… و این است که ما – به عنوان گروهی که می کوشیم تا در حد قدرت و امکانات خویش اسلام را در سنت پیامبر و رویه عترت بفهمیم و آرزومندیم که در کار خویش شیوه کار را نیز از شیوه دعوت و روش ابلاغ حقیقت در مکتب این دو آموزگار بزرگ اسلام بیاموزیم – این لا را که هم اسلام با آن آغاز شد و هم تشیع ، شعار خویش گرفته ایم و به عنوان آرم همه انتشارات ارشاد که درس ها و سخنرانی ها و نوشته های مرا چاپ می کند ، انتخاب کرده ایم و دوستان هنرمند و خوش فهم من که چنین ابتکار زیبا و معنی داری کرده اند این آرمی را که در پشت جلد آن بخش از انتشارات ارشاد که آثار مرا دربردارد می بینید از یک کتیبه گرفته اند در قونیه به خط کوفی بر سر آرامگاه مولوی .
و همین لای توحید علیه شرک و لای تشیع علی در نفی رویه ابوبکر و عمر و علیه عثمان است در شوری که برخی ناکثین به دستور قاسطین ، برای اغوای مارقین از آن یک ابوبکر و یک عمر و دو عدد عثمان استخراج کرده اند ۱ .
از موارد دیگر انتقاد بر ارشاد ، برجسته سازی الگوهای رفتاری مخاطبان ارشاد بود که به زغم گروه ولایتی علاوه بر فراگیری آموزشهای وهابی گری و سنی گری ، رفت و آمد زنان و دختران بی حجاب با پوششهای نامناسب بر روی صندلی نشستن مستمعان و موی بلند عکاس حسینیه بود۲ .
در جزوه معرفی نامه ارشاد گفته شده بود که مشکل واقعی ارشاد صرفا این نیست که (( وهابی گری و سنی گری را ترویج … ، به مبانی و اصول تشیع حمله … یا مفاسدی نظیر رقصیدن و ارتباط آزاد جنسی میان زن و مرد را تبلیغ می کند )) بلکه مشکل اصلی اینجاست که این موسسه (( همه نوع لامذهبی و لاادری گری را اشاعه داده است ))۳ بنا به گفته رهنما (( با توجه به این که نخستین مخالفان ارشاد و شریعتی اغلب در ردیف وعاظ معروف مساجد تهران بودند ، می توان دریافت که شهرت و سخنان جدید شریعتی باعث شده بود پایگاه اجتماعی و اقتصاید آنان به عنوان یگانه مفسران دین به مخاطره افتد .

پنج نفر از فعالان گروه ولایتی :
۱) محمد مقیمی
محمد مقیمی که گویا نام مستعار سید ابراهیم میلانی۴ پسر عموی آیت اله معروف بود دغدغه ها و نگرانی های گروه ولایتی را بازگو می کرد . مقیمی ضمن وارد کردن تهمت سنی گری به شریعتی و افترای کذب خصومت وی با اهل بیت نوشته بود آیا باید اجازه داد که این خیانت و جنایت از آن چه هست فراتر رود و شیوع بیشتری یابد ؟ آیا باید اجازه داد که همچنان بر شمار گمراهان اضافه شود ؟۵

۱٫ مجموعه آثار شماره ۲۶ ص ۲۴۴ . کلیشه مطلب فوق که در واقع اصلاحیه تکمیلی شریعتی بر چاپهای نخستین کتاب قاسطین ، ناکثین و مارقین بوده است ملاحظه می شود .
۲٫ رهنما ص ۲۸۶
۳٫ همان صص ۳۴۳ و ۳۴۴
۴٫ همان ص ۳۸۴
۵٫ نامبرده در زندان بنا به اظهارات آقای میانچی با توسل به استخاره تسلیم بلاشرط در مقابل ساواک را جایز می داند . و همو بعد از آزادی از زندان در رادیوی شاه اعلام برائت کرده و تمکین ولایت مطلقه شاه را به مردم توصیه می کند . نشریه داخلی ارشاد شماره ۱۱ خاطرات آقای میانچی ص ۳۸

اینک نمونه ای از سطح علمی و اخلاقی آقای محمد مقیمی در نقد آرا و افکار علی شریعتی :
تاراجگران عقاید تشیع۱ – هرج و مرج – قطره ای از اقیانوس اشتباهات دکتر علی شریعتی ، سخنور حسینیه ارشاد – به قلم محمد مقیمی ، چاپخانه شمس تعداد : ۲۲۰۰ ، شماره ثبت کتابخانه ملی ۱۲۷۶ تاریخ ۱۸/۹/۵۱
صفحه ۱۰-۵ کتاب که تحت عنوان جهاد کنید آماده است ، شعار پردازیهایی است برای تحریک عوام و شوراندن آنان علیه حسینیه ارشاد و شخص دکتر شریعتی ، با این عبارات که (( نشریه ای که اسلام شناسی نامگذاری شده است باید ابوبکر و عمر شناسی بر او نام گذاشت )) . ( ص ۹ ) (( فقط می خواستم بدین سنی مآبان بگویم تا این اندازه خر تو خر نیست که هر چه دلتان بخواهد بنویسید و یا بگویید )) ( ص ۱۰ ) بخش بعدی تحت عنوان (( قاضی این محکمه خود شما باشید )) بر این نکته اصرار دارد که عوام مذهبی را از طریق القای روانی نسبت به شریعتی بدبین نماید بی آنکه هیچ استدلالی در میان باشد و هدف از نوشتن جزوه را چنین اعلام می دارد : (( غرض از نوشتن جزوه این بود که اعلان داریم تا این اندازه هم که شما فکر می کنید خر تو خر نیست و به علاقه مندان به مقام رسالت و امامت و ولایت نشان دهیم که چطور گروهی تاراجگر عقاید شما را تاراج می کنند )) ( ص ۱۷ ) .
فصل بعدی تحت عنوان (( ریشه را می زنند )) صرف نظر از این اشتباه که درسهای اسلام شناسی دانشگاه مشهد را مربوط به حسینیه ارشاد می داند سعی دارد مطلب ذیل را که از شریعتی نقل شده است نقد نماید : (( محمد در دامان بت پرستی رشد می کند . درست است که مورخین اسلام همه می کوشند تا دامان عبدالمطلب و ابوطالب را از شرک پاک سازند … ولی نمی توان انکار کرد که پرده دار کعبه و ساقی بت پرستان و پاسدار بتان و متولی رسمی بت خانه است )) . نویسنده تاراجگران عقاید شیعه به جای نقد علمی و مستدل آرای شریعتی ، به کارگیری تعابیر فوق را درباره اجداد پیامبر اسلام به غلط ناشی از سنی گری شریعتی دانسته بود !
۲) شیخ قاسم اسلامی
یکی دیگر از مخالفان علی ، شیخ قاسم اسلامی بود . او در تهمت و فحاشی و افترا بر علی سنگ تمام می گذاشت و بر روی منابر اظهار نظرهایی بر ضد علی کرده وی را ضد ولایت و خارج از دین معرفی می کرد . وی در برابر کسانی که از علی به خاطر خدماتش به اسلام و تشیع و نجات جوانان از پوچی و کژی ها و بازداشتن آنان از رفتن به سالنهای رقص و کاباره ها و …تمجید کرده بود واکنش نشان می داد.
به زغم علی رهنما (( واکنش شیخ قاسم اسلامی به این دفاعیات نشانگر نحوه ی برخورد اکثریت روحانیون سنتی با شریعتی بود . اسلامی استدلال می کرد که قبل از ظهور شریعتی جوانان با این که غرق فسق و فجور بودند نه از دین خود بریده بودند و نه با تشیع و علمای اسلام خصومت می ورزیدند . این استدلال که فسق بهتر از الحاد است و شریعتی مشغول تربیت ملحدان به استدلالی مرسوم و متداول در میان روحانیون بسیار محافظه کار سنتی بدل شده بود ))۲ .

۱٫ از کتابهایی است که به نقد کتاب اسلام شناسی ( چاپ مشهد ) پرداخته است .
۲٫ رهنما ص ۳۸۵

این استدلال که فسق بهتر از الحاد است ، به نوعی صحه گذاری بر اباحی گری و چشم پوشی بر فساد آشکاری بود که دامنگیر جامعه و جوانان شده بود و شیخ قاسم اسلامی و دیگر ولایتمداران به خاطر عدم شناخت درست و اصولی از شرایط اجتماعی – سیاسی جامعه و فقدان درک صحیح از موقعیت و آرایش نیروهای ملی و منطقه ای به دلیل جهل مرکب ( همه جانبه ) خود ، به دام افسون صهیونیسم جهانی افتادند و با عمده کردن مسائل فرعی مانند اختلافات شیعه و سنی آب به آسیاب دشمن می ریختند که یکی از موارد عبرت آموز آن نحوه اتخاذ مواضع آنان در ارتباط با فلسطینی هاست . به دنبال جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل تحرکاتی از سوی کشورهای مسلمان جهت کمک به فلسطینی ها و اعراب آغاز شد که در ایران هم برخی مراجع و علما به حمایت از اعراب و فلسطینی ها پرداختند و به جمع آوری و تخصیص برخی وجوهات شرعی بدانان همت گماشتند۱ .
اما وعاظ ولایتی به ویژه شیخ قاسم اسلامی که کانون فعالیتش در مسجد شیشه در خیابان جامی تهران بود ، به تخطئه این حمایتها پرداخته به جای برجسته کردن تضاد مسلمانان و صهیونیستها ، به عکس ، تضاد شیعه و سنی را عمده می کرد۲ . مرحوم مطهری هم که در همان زمان به حمایت از فلسطینی ها و لزوم کمکهای مالی به آنان همت می گماشت مورد تخطئه و آماج حملات شیخ قاسم و گروه ولایتی قرار می گرفت : (( در این زمینه ( حمایت از فلسطینی ها ) برخی از روحانیون ولایتی نیز تبلیغات فراوانی بر ضد استاد مطهری کردند … در این باره حتی شایع شده بود که ” فلسطینی ها ناصبی و بدتر از یهود ! هستند ” هنگامی که اخبار مواضع ولایتی ها و شخص شیخ قاسم اسلامی به گوش مرحوم مطهری و آیت اله خزعلی می رسد آنان بر ضد این مواضع سخنرانی و درباره لزوم وحدت اسلامی سخنرانی می کنند . تحلیل ساواک از واکنش مزبور این بود که این مسائل به خاطر مطالبی است که شیخ قاسم اسلامی در مسجد شیشه در این باره اظهار کرده است))۳ .
علی نیز که تحرکات و مواضع مشکوک گروه ولایتی را در جهت برجسته نمودن و پاشیدن بذر اختلاف بین شیعه و سنی می بیند نسبت به مواضع آنان و دستهای پنهانی که پشت پرده آنها را تحریک می کرد هشدار می دهد :

۱٫ در فصل روابط علی با ارشاد اشاره شد که علی تحت پوشش سفر به حج با نمایندگان دانشجویان مبارز اروپا و امریکا در مکه مذاکره کرد که یکی از تصمیمات این دیدار باز کردن صندوقی جهت حمایت مالی از جنبش فلسطین بود .
۲٫ شریعتی درباره نقش گروه ولایتی و به ویژه شیخ قاسم اسلامی در رشد تضادهای فرعی و تطهیر صهیونیستها می گوید : (( ایجاد حساسیتهای داخلی و جنگهای زرگری و تصادمهای فرقه ای شدید برای مشغولیت اذهان به مسائل انحرافی تا از دشمن و خطرش و توطئه اش غافل شوند و تصادفی نیست که یکی از همین ها ، به نام اسلام عمل می کند که برای ما شیعه اسرائیل به مراتب از فلسطین بهتر است ! چون اسرائیل دشمن اهل بیت نیست این ها دشمن اهل بیت الند ( سنی ها ) ، اسرائیلیها فدک را دادند به اهل بیت اینها پس گرفتند ! )) م . آ . ۲۲ ص ۳۳۹
۳٫ جریانها و جنبشهای مذهبی – سیاسی ایران ( ۱۳۵۷-۱۳۲۰ ) رسول جعفریان ، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی چاپ دوم سال ۱۳۸۱ ص ۱۵۳

برای روشن شدن زمینه ای که این مبحث را پیش آورده و ارزیابی نقش اجتماعی ویژه ای که روحانیت تشیع صفوی در بطن اسلام و صف مسلمین به ویژه در برابر خطر مشترک خارجی بازی می کند و بخصوص حساسیتی که برابر مساله وحدت و تفاهم اسلامی در سطح جهانی و در قبال دشمن ضد اسلامی نشان می دهد ، باید توضیح بدهم که پس از جنگهای شش روزه سال ۱۹۶۷ و اشغال بیت المقدس و خطر صهیونیسم و طرح مساله فلسطین و شعار وحدت صفوف در برابر استعمار۱ با اینکه حسینیه ارشاد از آغاز تاکنون اسلامش (( اسلام حسین )) بوده است و بیش از هر موسسه ای در پیرامون (( عترت )) و (( امامت )) و انحراف نظام خلافت سخن گفته و از سیصد و هفتاد و اند سخنرانی مذهبی ، تفسیر و کنفرانس تحقیقی و علمی و تاریخی اش نزدیک دویست برنامه آن ، مستقیما به اهل بیت اختصاص داشته و با این که شخص من به شهادت عینی نوارها و نشریه هایی که هم اکنون در اختیار همه است ، نه تنها اکثریت قریب به اتفاق آثار مذهبی و علمی و فلسفه انسان شناسی ، تحلیل تاریخی و جامعه شناسی و طبقاتی و مذهبی ام بینش قاطع و مشخص شیعی است و اولین اثری که هیجده سال پیش منتشر کرده ام ابوذر است و آخرینش (( شهادت رسالت حسین )) و (( پیام رسالت زینب )) و گرایش شیعی ام در مسائل اجتماعی نیز چنان است که در کنگره اسلامی مکه سال ۵۰ ، علمای وهابی مرا به این عنوان که (( شیعه غالی )) ام از ایراد کنفرانسی که بدان دعوت شده بودم ممنوع کردند ناگهان طی برنامه ای یکنواخت و همزمان و با اتهاماتی دیکته شده در چند محفل رسمی و مجلس عمومی تهران و شهرستانها تحت عنوان شعار مقدس (( ولایت )) و مبارزه با خطر (( وحدت )) موسسه ارشاد به طور اعم و من هم به طور اخص مخالف ولایت و منکر اهل بیت رسالت و سنی و حتی وهابی ! به مردم معرفی شدیم ! حساب کردیم دیدیم این برنامه درست بعد از هجوم صهیونیستها آغاز شد و دقیقا ماه بعد از آنکه در ارشاد طی سخنرانی هایی تحت نظر هیاتی از شخصیت های معتبر تشیع علوی شماره حساب بانکی برای کمک به فلسطین اعلام شد و سپس از جانب عده ای از شخصیت های معتبر تشیع صفوی اعلامیه ای صادر شد که از نظر اهمیت نویسندگانش و بخصوص نوع استدلال و شیوه انتقاد و سبک منطق و بینش فرقه ای و بالاخص نوع حمله و جبهه گیری و اتهام و نقشی که این فرقه در اذهان توده و استخدام مذهب دارد بهترین نمونه و محکم ترین سند است :
در این متن مشخصات (( روحانیت صفوی )) به روشنی و دقت نمودار است و محققی که می خواهد در این زمینه تحقیق علمی منصفانه کند می تواند این مشخصات را با مشخصات مقارنش در منطق و بینش و شیوه استدلال و اندیشه و انتقاد و ارزیابی و نتیجه گیری علمای شیعه علوی – در گذشته و حال – مقایسه کند و اختلاف دو مذهب را عالمانه دریابد۲٫

۱٫ که بارها گفته ام و این گفته شعار ما شده است که : (( وحدت تشیع و تسنن نه ، وحدت شیعه و سنی آری )) !
۲٫ م . آ . ۹ صص ۵۲ و ۵۳

شیخ قاسم و گروه ولایتی از طرح هر گونه نوآوری و خلاقیت در عرصه فکری – فرهنگی در هراس بودند . وی یکی دیگر از دلایل مخالفت خود با شریعتی را تایید کتاب شهید جاوید۱ دانسته بود :
به طور قاطع عناصری که این کتاب گمراه کننده را تایید کردند حتی وجیه المله هاشان کیفری جز آتش دوزخ ندارند و مدافعینی که به حکم وظیفه علیه نویسنده ناپاکش عمل به وظیفه نموده … در روز دوزخشان نکند از پای نخواهد نشست۲ .
بعد از انقلاب هم سمپاشی و تهمت علیه دکتر شریعتی همچنان ادامه داشت . آقای طاهر احمدزاده خطره ای از دیدار با یکی از طرفداران شیخ قاسم اسلامی در حرم حضرت زینب داشته است که شنیدنی است و عمق ادب علاقه مندان به (( ولایت )) را نشان می دهد :
بعد از سال ۵۹ به سوریه رفته بودم . سر قبر مرحوم دکتر شریعتی رفتیم و دیدیم مقبره بسیار گردآلود است . من ، خانم و بچه ها مقبره را تمیز و مرتب کردیم گل خریدیم کتابهای دکتر را روی مقبره گذاشتیم . همسرم هم خاطره ای یادش آمد و گفت : مرحوم دکتر سال ۵۴ از زندان بیرون آمده بود شما هنوز در زندان قصر بودید . وقتی با بچه ها به ملاقات می آمدم به منزل مرحوم دکتر هم می رفتیم . او بچه ها را نوازش می کرد و آنها را سوار ماشین می نمود و به ملاقات می آورد . بچه ها روی زانویش می نشستند و او می گفت : این ها بوی فلانی را می دهند .

۱٫ کتاب شهید جاوید نوشته صالحی نجف آبادی است که برداشتی نو از قیام امام حسین ارائه می دهد . دکتر شریعتی هم با آنکه نوع نگاه و تحلیل نویسنده را قبول ندارد ولی از حیث علمی به خاطر اسلوب و روش تحقیق به کار گرفته شده در آن کتاب از نویسنده و کارش تمجید کرد : (( اخیرا کتابی منتشر شده که خیلی هم مشهور شده و عده زیاید بدان حمله کرده اند و ارزش این کتاب بیشتر به همان حمله هایی است که بدان کرده اند و من به سهم خودم آن را تنها کتابی دیدم – در میان کتبی که فضلای ما نوشته اند – که تحقیقی است ، اسناد را همه آورده ، مخالف و موافق را طرح کرده و تجزیه و تحلیل و نقد کرده و حتی گستاخی رد و اثبات داشته با گستاخی به این معنی که نظر علمی تازه ارائه می دهد و مطالعه وسیع داشته و مآخذ بسیار فراوانی را مطالعه کرده و به یک کار تحقیقی علمی پرداخته است . و این ارزشهایی است که من برای این کتاب قایلم و برای نوسنده اش که نمی شناسم ولی به عنوان مرد علم و تحقیق جدی و تحلیل و ابتکار و استقلال فکری به وی ارادت می ورزم که در این محیط هوچیگری و وراجی و عوام فریبی و تقلید و تکرار مکررات چنین قلم هایی با ارزش اند )) م . آ . ۱۹ صص ۱۴۹ و ۱۵۰ .
جال توجه آن است که بر طبق نوشته آقای صالحی نجف آبادی : (( در میان کسانی که در اطراف کتاب شهید جاوید چیزی گفته یا نوشته اند از همه مودب تر و حق شناس تر جناب آقای دکتر علی شریعتی است که با عباراتی عالمانه و خالصانه کتاب نامبرده و نویسنده اش را ستوده است . ن . ک . به پیرامون نظر دکتر شریعتی دانشمند مجاهد درباره کتاب شهید جاوید نشر نجف آباد به کوشش انجمن تحقیق مسائل تاریخی و اعتقادی . بی جا ، بی تا ص ۲۸
۲٫ مقاله چرا تکفیر چرا حذف ؟ از ابوالفضل گرامی مندرج در ویژه نامه فرهنگی جهان اسلام (( با یاد معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی )) شماره ۶ خرداد و تیر ۷۲

به زیارت حضرت زینب رفتیم و نماز خواندیم و زیارت کردیم . روز بعد که سر قبر دکتر شریعتی رفتیم دیدیم از کتابها خبری نیست از گل ها خبری نیست و همه جا بهم ریخته است تعجب کردیم ! وارد صحن حضرت زینب شدیم جوانی آمد ریشی داشت و قد بلند بود با لحن بسیار نامناسبی گفت احمد زاده تویی ؟ گفتم بله . گفت انتقام شیخ قاسم اسلامی را از تو می گیرم . گفتم من شیخ قاسم اسلامی را نمی شناسم گفت خودت را به آن راه نزن۱…

۳) محمدعلی انصاری قمی
محمدعلی انصاری قمی نیز یکی از ولایتی های مخالف علی بود . وی خواستار حبس و حتی اعدام شریعتی بود از دولت ایران تقاضا کرده بود با وی به عنوان یک جنایتکار و خرابکار برخورد کند . او به (( دولت شاهنشاهی ایران )) مردم و روحانیت هشدار داده بود که (( در یک قرن اخیر اسلام و تشیع هیچ گاه دشمنی خطرناک تر و گستاخ تر از علی شریعتی به خود ندیده است۲ . در اینجا نمونه ای از انتقادات او بر آرای علی آورده می شود که خود خوانندگان می توانند به سطح و عمق و انصاف علمی و اخلاقی و ادب ولایمتداری ایشان پی ببرند :
خیانت در نقل ( درباره نقد شریعتی بر علامه مجلسی )۳
تمام این حرفها را شریعتی از راه دشمنی و کین توزی و برای خدمت به یهود و اجرای طرح پروتوکلات و خدمت ( بالبرت داموا و گورویچ ) و اختلاف اندازی میان مسلمین و لکه دار کردن روسای مذهبی زده است و ابدا هیچ یک از این مطالب در گفتار حضرت علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار نیست و تمام تهمت است . من هر چه فکر کردم که این جملات وحشی و بی تناسب در میان چنین مطالبی چکار می کند و اینها یعنی چه – عقلم به جایی دست نداد و صد در صد یقین دارم این هم مانند بافندگی های دیگری است که خودش و دوستانش هم نفهمیده اند چه می گوید نمی دانم ( صدر بلاغی ) که معتقد است آخوندها سخنان دوستش را نمی فهمند – او می فهمد این الفاظ چه معنی می دهند و اینجا چکار می کنند .
من می گویم اگر بنا باشد این باب باز شود که هر مورخ و محدثی به حکم قانون تاریخ نگاری و حدیث نویسی تاریخ و یا حدیثی را نقل و سپس آن حدیث را که مورد نظرش نیست تضعیف نماید آیا تاکنون چنین فکر سخیف و ابلهانه ای جای دیگری هم دیده اید که یک شخصی که در برابر شخصیتی مانند علامه مجلسی حکم سنگریزه ای دارد در قعر اقیانوس اطلس و یا کرمک شب تابی در مقابل خورشید جهان افروز – چنین شخصی بر چنان شخصیتی بتازد و این نسبت های ناروای ( بلعم باعور ، ابله بی عقل و بی شعور و بدتر از شمر و حرمله و کارمند یزیدش بنامد ) برای چه برای این که روایتی را نقل و سپس با بیانات شافیه آن را رد نموده است اگر چنین باشد روی عقیده خود این نویسنده تمام این نسبت ها و ناسزاها را باید نثار خودش و پدرش نمود چون هر دو همین امر را مرتکب شده اند .

۱٫ شریعتی در آیینه خاطرات صص ۳۴۴ و ۳۴۵
۲٫ رهنما ص ۳۸۹ . همچنین رهنما به نقل از خبرنامه جبهه ملی ایران شماره ۳۱ اسفند ۱۳۵۱ می نویسد : در دی ماه ۱۳۵۱ / ژانویه ۱۹۷۳ عده ای از جوانان قم پس از حمله به انصاری قمی و کتک زدن وی طی اعلامیه ای او را به همکاری با ساواک متهم ساختند . همان .
۳٫ نشریه هفتگی نامه ۷ و ۸ سال اول دوره جدید تیر ماه ۱۳۷۸
تعجب من از این است که در این مملکت این چنین مطلب رسوا و نادرستی که با کمال کین توزی و دشمنی با اسلام حقیقی از حنجره این شخص آغاز گردیده و بی شباهت به افسانه های معرکه آرایان و مارگیران سابق و قصه سرایان شبانه در قهوه خانه ها بلکه صدها درجه پوچ تر از آنهاست و از نیش کلک مسموم و کلک پر نیش و زهر این شخص ساری و جاری است مردم مخصوصا برخی طبقه تحصیل کرده دانشگاهی و غیره خوانده و می خوانند و ابدا اعتنا نمی کنند بلکه تعریف هم می نمایند آیا در میان محصلان و فرهنگیان این مملکت نباید یک نفر پیدا شود که این مطالب ناجوانمردانه را مورد دقت قرار دهد .
برای رضای خدا و مظلومیت قرآن و اسلام و حمایت از پیغمبر و آل طاهرینش ، برای مسئولیت شیعه بودن ، برای حمایت از مقام علم و دانش و فضیلت برای ابراز غیرت و شهامت برای تودهنی زدن به این گونه اشخاص و این گونه افکاری که در اثر خاموشی و بی تفاوت بودن شما رو به ازدیادند بزند و به آنها نشان دهد که بیشه شیران جای شغالان و عرصه سیمرغ جولانگه مگسان نیست …
آخر اگر بنا باشد با شخصیت بزرگی مانند علامه مجلسی با این گونه کلمات و جملات معامله شود و مقام دانش تا این درجه تنزل کند پس شما چه می گویید و چه توقع احترامی دارید یکی از دوستان اهل علم نقل کرد در مسجد الرسول مدینه به شخصی گفتم شما سابق ما را از بوسیدن پنجره ها و خواندن زیارت نامه ها و داشتن مفاتیح الجنان و روضه و گریه بر ائمه بقیع با تازیانه می زدید و مانع می شدید اکنون در کشور و در میان خودتان تخمی پاشیده و به دست افرادی کاری کرده ایم که شما را حتی در کشور خودتان از آن کارها مانع شوند .
عینا می بینیم همان طور شده و این نویسنده و امثال وی درست همان نقش را پیاده کرده و می کند و شما هم ابدا اعتراضی ندارید تا شما خاموشید تا شما می خوابید و دست به هم می سایید و پشت گوش می خارید تا شما احساس خطر و مسئولیت نمی کنید تا شما به جای مهاجم مدافع را می کوبید و به وی اهانت می فرمایید تا به غربت و مظلومیت اسلام مظلوم و غریب نمی اندیشید و به ندای هل من ناصر دین پاسخ نمی گویید در به همین پاشنه چرخیده و خواهد چرخید .
اما آنچه مربوط به لباس من است .
هیچ وقت در هیچ زمانی هیچ مردی به لباس شناخته نشده است گوهر مردی و مردانگی به عقل و علم و دانش و تقوا و کردار است بسا اشخاص غیر روحانی در این کشور در دانشگاه و خارج از آن مشغول تحقیق و تفحص و نگارش کتاب های گوناگونند و بسا اشخاص روحانی معمم که در طول زندگی روحانیشان یک کتاب هم ننوشته اند .
من که از اول خودم را کرباس فروش بازار قم معرفی و به شما گفتم حساب من از حوزه علمیه جداست و طرف بحث شما یکی از کسبه قم است که بدون هیچ گونه تظاهر و سر و صدا و خود گم کردنی با کمال سرسختی از مقدسات مذهب خودش ( چون شیعه و مسئول است ) دفاع می کند و شما حق ندارید به عنوان حوزه علمیه قم مرا بکوبید و یا اینکه در آخر کتاب دفاع این مطلب را تذکر داده ام و شما خوانده اید برای چه باز حوزه علمیه را که همیشه می کوبیده اید اکنون طرفدار و مومن به آن خود را معرفی می نمایید .
از شما کسب اجازه می کنم من پیرمرد مرض قندی و ضعیف در سن هفتاد سالگی که موهای سر و ریشم همچون پنبه مصری سفید شده و در اثر خدمت بهئ مذهبم تا آنجا که نیرو داشته ام البته به عقیده خودم کوشیده و چشمانم هم ضعیف و کم نور شده است حالا به عقیده شما چه جور لباسی بپوشم ، با موها و سر و ریش سپید هیپی بشوم خوب است آخر یک وقت است من لباس روحانی پوشیده و به قول شما ( کرباس فروشی را گذارده دین فروشی باز کرده ام ) من که از این مرکب سواری نخواسته و آن را وسیله اعاشه قرار نداده ام نه ثقه الاسلامم ، نه حجه المسلمین و نه دارای عناوین بالاتر الی آخر کارهای روحانی ، دیگر که من هیچ وقت فکر آنها نبوده ام و این لباس را از اول جوانی چون لباس اسلامی است دوست داشته و پوشیده ام درست به عکس پدر شما که پس از چندین سال عبا و عمامه را انداخت و گریخت .
لباس معرفت اندام کس کند زیبا
نه جامه ای که بود از حریر یا دیبا

نامبرده در کتابی تحت عنوان دفاع از اسلام و روحانیت که در واقع پاسخی به علی و شخص ((برقعی))* است به گفته علی با سخاوتمندی و دست و دل بازی حیرت انگیز و زبان درازی شرارت آمیزی تلاش کرده انواع فحاشی های وقیع و کذب ها و جعل ها و تحریف ها و توهین ها و بهتان های صریح و دروغ های دلیرانه و … را نثار شخص من و تمامی ایمان و افکار من بکند۱ .
وی در کنار شیخ قاسم اسلامی و ابراهیم انصاری زنجانی ، سه ضلع یک مثلث را تشکیل می داد که به گفته علی به سادگی نفس کشیدن و آب خوردن دروغ می گویند ، فحش می دهند ، شایعه می سازند ، جعل می کنند ، تهمت های کثیف می زنند و مزدور جهل و جور می شوند و به ارزانی دین می فروشند و حق را می کشند و حقیقت را پامال می سازند و برای نامی و نانی و گاه فقط ، گشودن عقده حسدی و جبران کمبود شخصیتی از هیچ کاری ابا ندارند و ایمان مردم را مقدسات دین را و عشق و اخلاص عوام به اهل بیت را و ولایت و روحانیت را همه ، بازیچه هوی و هوس پست خویش و بازی دهندگان خویش می سازند ! ۲٫ علی به دنبال مطالعه کتاب فوق که سراسر تهمت و افترا و دروغ و فحش بر او و افکارش بود نامه ای به مدیر چاپخانه فیض در قم که ناشر این کتاب بود می نویسد و در صدد ایضاح مطالبی برمی آید که نویسنده به دروغ آنها را به علی نسبت داده بود۳ :

* سید ابوالفضل برقعی ( ۱۲۸۶-۱۳۷۰ ه ش ) از شاگردان آیت اله بروجردی و شیخ عبدالکریم حائری بود که در سن ۸۴ سالگی وفات کرد . وی از نظر نحوه تفکر و برداشتهای دینی تحت تاثیر آرا ابن تیمیه از اهل سنت و نیز شریعت سنگلجی قرار داشت . برقعی با تکیه بر عقل و قرآن خرافه زدایی از دین را وجهه اصلی کار خود قرار داده بود وی همانند شریعتی به خاطر افکار خاص خود مورد حمله گروه ولایتی و روحانیون جزم اندیش بود . از کتابهای وی : تابشی از قرآن ( که در اصل ترجمه قرآن است ) و احکام القران ، عقل و دین ، خرافات الوفور در زیارات القبور و … را می توان نام برد
۱٫ م . آ ۳۴ ص ۲۰۲
۲٫ همان صص ۱۹۸ و ۱۹۹
۳٫ همان ص ۲۰۲

رونوشت : آیات عظام اسلام و مقامات مقدس روحانیت به ویژه : حضرت آیه العظمی آقای گلپایگانی که صاحب این کتاب خود را وابسته مستقیم به ایشان و مبلغ و مروج و سخنگوی ایشان معرفی می نماید و نشر چنین دفاعیه هایی را به اشاره و حتی کمک علمی و مالی ایشان !

جناب آقای مدیر محترم چاپخانه فیض – قم ۱
پس از سلام اخیرا کتابی از آن چاپخانه بیرون آمده است به نام دفاع از اسلام و روحانیت ، پاسخ به برقعی و دکتر علی شریعتی که ناشر آن شخص نویسنده آن است و نویسنده آن به شرحی که در زیر شمایل زیبای خویش در آخر این کتاب درج شده است شخصی است به نام آقای (( محیی الشریعه و حامی الشیعه ، مترجم و ناظم نهج البلاغه الشریف ، آقای شیخ محمد علی انصاری القمی من آل اشعریین رضوان الله علیهم اجمعین )) – تمام شد نام مولف کتاب مندرج در زیر عکس مولف کتاب .
در این یادداشت قصدم آن نیست که خدای نکرده به این کتاب که جلد دوم دفاع از اسلام و روحانیت علیه من و رد آثار من است پاسخی بگویم و حتی از آن همه فحاشی ها وقیح و کذب ها و جعل ها و تحریف ها و توهین ها و بهتان های صریح و دروغ های دلیرانه که با سخاوتمندی و دست و دل بازی حیرت انگیز و زبان درازی شرارت آمیزی نثار شخص من و تمامی ایمان و افکار و آثار من شده است ، العیاذبالله شکایتی بکنم و ابراز دلتنگی ، که هرگز و همه شاهدند که در برابر آن همه غوغا که در آن هنگام به پا کردند من کار خود را کردم و …۲
محمد علی انصاری در این کتاب قصه کاریز علی را در کتاب کویر ، به گونه ای تفسیر کرده بود که قلم از عمق خباثت و بی حیایی نویسنده شرم دارد۳ .

۴) ابراهیم انصاری زنجانی
یکی دیگر از مخالفین شریعتی ابراهیم انصاری زنجانی۴ بود .وی کتابی با نام اسلام شناسی در ترازوی علم و دین !نوشته بود و آنقدر در هتاکی و فحاشی پیش رفته بود که علی او را((ابراهیم زنجانی فحاش))۵ و (( مظهر کینه توزی و بد زبانی و پاپوش دوزی و زشتی و پلیدی یک روح ))۶ نامیده بود :

۱٫ نمونه ای از پاسخهای شریعتی به منتقدان آثار خود
۲٫ رجوع شود به م . آ . ۳۴ صص ۲۲۳۴ و ۲۲۴
۳٫ برای آگاهی از مضمون شرم آور تفسیر عالمانه ! آقای محمد علی انصاری به م . آ ۳۴ صص ۲۰۸ و ۲۰۹ مراجعه کنید .
۴٫ انصاری زنجانی با منحرف قلمداد کردن شریعتی و صالحی نجف آبادی نویسنده کتاب شهید جاوید تهدید کرده بود که اگر از قبول حقیقت سرباز زنند با خشونت و زور مواجه خواهند شد . رهنما صص ۳۸۹ و ۳۹۰
۵٫ م . آ ۳۴ ص ۱۹۶
۶٫ همان ص ۱۹۸

آقای ابراهیم انصاری زنجانی فحاش که به همه نوامیس مسلمان این جامعه هزاران دختر و مادر مسلمانی که در این روزگار ، به جای سفر اروپا به زیارت خانه خدا می روند و به جای شب نشینی ها و کاباره ها به عشق شندین سخنی از اسلام و شرکت در یک محفل مذهبی و مراسم احیا رمضان و سوگواری محرم و عاشورا به حسینیه می آیند به جرم این که من در اسلام شناسی که درس های دانشکده ادبیات مشهد من است اشتباه کرده ام ، فحش ناموسی می دهد و اتهام جنسی می زند ! به نام یک (( روحانی )) ! باز هم دفاع از (( ولایت )) ! فحشی که شرف هیچ فاحشه ای ، بر هیچ نرخی اجازه نیم دهد که به خاطر دشمنی با یک فرد علیه هزاران خانواده ای که نام هیچ کدامشان را هم نشنیده است بر زبان راند ! ۱
وعاظ ولایتی که به زغم علی از بی سوادترین عناصر روحانیت بودند و فقط به خاطر آواز گرمی و احیانا هنر بیانی مبلغ و مروج برخی رسمهای آیینی دین شده بودند و در واقع رفوزه های مدارس قدیمه به شمار می آمدند در غیاب افراد و عناصر تحصیلکرده و با فرهنگ به میدان آمده و عربد ه جویی می کردند .
در حالی که از پشتوانه های لازم فکری برخوردار نبودند و سطح انتقادات و ضریب هوشی شان از اعتراض بر برنامه های رادیو و تلویزیون و فوتبال و کاباره ها و بی حجابی و مینی ژوپ و پیسی و گوشت یخی فراتر نمی رفت و با برنامه ها و منبرهای عوام پسند به سرگرم ساختن مردم مشغول بودند . این بود که اگر احیانا دست به قلم می بردند و مثلا می خواستند کسی را نقد کنند به جای نقد اندیشه ، فرد و شخصیت او را به باد انتقاد می گرفتند و با ارزشگذاری یک جانبه و دور از انصاف علمی به نفی و طرد شخص مورد نظر می پرداختند . به همین خاطر نقدهای آنان بیشتر فحش نامه هایی بود که هر از چندی نوشته می شد و در سطح محافل مذهبی بسته و عقب مانده توزیع می شد .

۵) حسین روشنی
ولایتی ها با این همه یک مجموعه سه جلدی تحت عنوان نقد و بررسی به قلم حسین روشنی چاپ و منتشر کردند که به زغم رهنما احتمالا تنها نقد به اصطلاح عالمانه و مستند به آثار شریعتی بود که حتی شریعتی خواندن آن را به دلیل داشتن چند وجه مثبت به دانشجویان و روشنفکران پیشنهاد کرده بود . به گفته رهنما انتقادات و خرده گیریهای روشنی به آثار شریعتی به یک موضوع ساده و پیش پا افتاده مربوط می شد .

منابع:

کتاب :طرحی از یک زندگی ، پوران شریعت رضوی ( همسر دکتر علی شریعتی )

نشر الکترونیکی : وب سایت شریعتی در نیمه حرف.کام، انی کاظمی – ( Shariati.Nimeharf.Com )

 

—-

تبلیغ : بازار بورس فارکس بزرگترین بازار مالی در جهان با گردش مالی روزانه حدودا ۱/۹ ترلیون دلار میباشد.
Forex مخفف Foreign Exchange میباشد که معادل فارسی آن تبادل ارزهای خارجی میباشد به بیان ساده تر خرید یک ارز و فروش ارز دیگر به عنوان مثال وقتی شما دلار میخرید در اصل ریال خود را فروخته و به دلار تبدیل کرده اید.

برعکس بازارهای سهام که مکان فیزیکی مشخصی دارند، معاملات در بازار جهانی ارز در مکان خاصی متمرکز نشده است این بازار مکان فیزیکی ندارد و به اصطلاح به آن Over The Counter می گویند . بازار بورس فارکس یک بازار بین بانکی می باشد که در حقیقت معاملات بین طرفین از طریق تلفن یا شبکه الکترونیکی (SWIFT OR INTERNET) هدایت و کنترل میشود. البته شبکه سوئیفت توسط بانکها مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع زبان مشترک بانکداری بین المللی شبکه سوئیفت می باشد.

SWIFT: Society Worldwide Interbank Financial Telecommunication

حجم عظیمی ازاین معاملات ارزی به جای نقل وانتقال واقعی ارز ، ازطریق بدهکار و بستانکار کردن حسابهای بانکی انجام می شود. با توجه به اینکه همه ملل بسوی جهانی سازی اقتصاد پیش می روند و همه فعالیتهای اقتصادی نهایتا باید به پول برگردانده شود، بنابراین فعالیت این بازار ادامه خواهد یافت و هرگز متوقف نمی شود!
به طور خلاصه متولیان اصلی این بازار را عمدتا بانکهای مرکزی و تجاری کشورهای مختلف ، شرکتها ، کارخانه ها ،واحدهای وارداتی و صادراتی معتبر و حتی افراد عادی در سراسر جهان تشکیل می دهند . بطوریکه امروزه این بازار یکی از فعالترین بازارهای اقتصادی و مالی جهان به شمارمی آید.
عدم وجود یک مکان فیزیکی، بازار بورس فارکس را به یک بازار ۲۴ ساعته تبدیل کرده که با بازگشایی هر یک از مراکز مالی در جهان، این بازار پیش می رود به طوری که معاملات ارزی در طول شبانه روز تنها با یک تلفن یا با استفاده ازشبکه اینترنت امکان پذیر است.
سیکل بازگشایی مراکز مالی جهان بدین ترتیب می باشد : نیوزلند- سیدنی- توکیو- هنگ کنگ- سنگاپور- بحرین- فرانکفورت- زوریخ- پاریس – لندن- نیویورک- شیکاگو و لس انجلس . اما بزرگترین و مهمترین مرکز مالی بازار بورس جهانی ارز ، لندن است . بعد از لندن بازارهای ارزی نیویورک وتوکیو قرار دارند در سایر مراکز مالی معاملات کوچکتری صورت می گیرد.
بنابراین بر خلاف سایر بازارهای مالی جهان، بازیگران بازار می توانند در طول ۲۴ ساعت از هر گونه حوادث سیاسی، اقتصادی واجتماعی که باعث نوسان در این بازار میشود، استفاده کنند ( به جز شنبه و یکشنبه ) .
در این بازار ارزهایی انتخاب میشوند که همیشه عرضه و تقاضا در مورد آن ارز وجود دارد و پاسخگوی نیازهای بین المللی هستند ،همچنین ارز کشورهایی که دارای دولتهای با ثبات و تورم پایین هستند.
امروزه بیش از ۸۵% معاملات روزانه بر روی ارزهای اصلی ( دلار امریکا، ین، یورو، پوند انگلیس، فرانک سویس، دلار کانادا، دلار استرالیا ) صورت می گیرد.

بازار فارکس حدودا از سال ۱۹۷۱ به صورت جهانی به راه افتاد. در آن زمان معاملات توسط تلفن و یا فاکس انجام میشد و از حدود ۱۹۹۸ این تجارت از طریق اینترنت نیز امکان پذیر شد.

* مثالی برای درک راحت تر نحوه خرید و فروش در این بازار و جابه جا شدن پول:
جابه جا شدن پول به صورت الکترونیک زیاد هم پیچیده نیست و امروز تقریبا اکثر مردم ایران با آن سر و کار دارند حتما شما دارای یک حساب عابر بانک در یکی از بانکهای ایران هستید و نحوه عملکرد آنرا نیز میدانید شما به وسیله عابر بانک میتوانید در هر لحظه از شبانه روز پول خود را به حساب فرد دیگری توسط دستگاه خود پرداز بانک مربوط بفرستید در این زمان عملا پولی میان ۲ بانک رد و بدل نمیشود بلکه همه چیز به صورت الکترونیک و بین ۲ کامپیوتر اتفاق می افتد پول از حساب شما کم و به حساب فرد دیگر اضافه میشود اما هیچ چیز فیزیکی در کار نیست و همه چیز الکترونیکی میباشد در بازار جهانی فارکس نیز دقیقا همین اتفاق توسط یک نرم افزار و کامپیوتر شخصی شما و کارگزار اتفاق می افتد . در مثال قبل میتوان بانک را همان کارگزار و دستگاه خود پرداز را کامپیوتر شخصی شما و نرم افزاری که روی دستگاه خود پرداز نصب گردیده همان نرم افزار کارگزار بازار فارکس دانست .

مطالب مرتبط

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
سجاد Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
سجاد
Guest
سجاد

بهتر است به این لیست اسم ایت اله خیرالله مردانی را هم اضافه کنید که در حال حاضر در حوضه علمیه قم تدریس میکند و مخالف شدید و کینه توز معلم شهید ما می باشد. وی شریعتی را کافر و ملحد می نامد و استدلال خودر را براساس نقد بعضی از پاراگراف ها و جملات شریعتی که به صورت نصفه نیمه و زدن اول و اخرش جمله ان می اورد و به دنبالش چندین صفحه حدیث و ایه می اورد و ناسزا به دکتر می گوید. و نان کتاب خود را نقد اثار شریعتی گذاشته (یک کتاب ۱۰۰ صفحه برای… Read more »