عشق و غرور

ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من

می سپردم که مراقب باش جنس این جام بلور است

پراز عشق و غرور است .مبادا بازیچه شود .

می شکند.

از دکتر علی شریعتی +

دفترهای سبز

582 فکر می‌کنند “عشق و غرور

  1. زندگي

    those who hate me motivate me!
    آنهاییکه از من تنفر دارند نه تنها مرا متوقف نمی کنند بلکه به حرکت من انگیزه می بخشند….

    پاسخ
    1. بهرام

      هانیه جان ما صورتمون رو با سیلی سرخ نگه میداریم.پس اگر ما بخوایم سرخ بمونیم و یک زندگی خوب داشته ماباید مثل سگ کارکنیم مثل اسپ بخوریم مثل روباه فکر کنیم ومثل خرگوش بازی کنیم

      پاسخ
  2. hamid

    اگر می خوانم،می جویم،می یابم و می گویم،انگیزه ام دردی است که ریشه
    در جانم دارد و اگر از اینهمه سر بتابم درد با جان یکی شده،خواهدم کشت .

    پاسخ
  3. مریم

    با تو هستم
    تویی که رویت را از من بر میگردانی
    به چشمانم نگاه کن
    اشکهایم هنوز خشک نشده اند
    از چه میترسی ,من گناهت را بخشیده ام
    هنوز آنقدر عاشقت هستم که هیچ کینه ای از تو به دل ندارم
    تو را به خدا سپرده ام ,نه نگران نباش نفرینت نمی کنم
    برایت دعا ی خیر میکنم
    دعا میکنم که خدا هم ترا ببخشد وتنهایت نگذارد
    دوست ندارم تو هم مثل من طعم تلخ تنهایی را حس کنی
    دوست ندارم تو هم مثل من شکستن قلبت را تجربه کنی
    پس هرگز نفرینت نخواهم کرد وترا به خدا خواهم سپرد
    تا در پناه او به زندگیت ادامه دهی .در کنار هر کس وهر چیز که دوستش داری
    به چشمانم نگاه کن , آنها را به خاطر بسپار
    آنها همیشه نگران تو هستند

    پاسخ
      1. شهریار

        سلام//مریم خانم///مطالبتون انقدر تکان دهنده بود که درگوشه ای از وبلاگم قید کردم//بیا درگوگل باادرس دنیای خاطرات شهریار بدری///سرچ کن ..
        من این مطالب شمارا تجربه کرد هام ولی جناب (دیار آشتی )این پسرای نامرد را مادرانی بوجود اورد هاند که انها هم از جنس شماییند//

        پاسخ
        1. دیارآشتی

          میخواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکند
          تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه بیاورم..اما نه چه خوب است که همین انسان خاکی باشم اما سنگ به سرم نخورد ،کسی دلم را نشکند و مشکلات مرا از پای در نیاورد

          خیلی زود عصبانی میشید؛تازشم اینکه میگین این بچه هارو هم جنس ماها بوجود اوردن یادتون رفته علت وجودشون هم جنس خودتونه
          بعدشم از کسایی که این حرف منو بد گرفتن معذرت میخوام من منظورم همه نبودن ؛گفتم این پسرا یعنی بعضی ها که این بعضیا هم همیشه مرد نیستن

          پاسخ
          1. شهریار

            سلام///(این کلمه هرگز ازیادتتون نره)
            ازاینکه میفرمایید زود عصبانی میشم واقعا برعکس تخیلتوون!!من اصلاعصبانی نخواهم شد چون بهترین چیزهای خودرا ازدست داد هام وغم دنیا هیچ اثری زین به بعد بمن نخواهد کرد چون ما ذغال سوخته ایم../درسته علت وجود همچنین پسرا همجنس ماست اما درین وسط مادرها نقشی در تربیت فرزند ندارند؟؟پس هردو موثریم//درمورد عمومی اره راست میفرمایید بدذاتهایی بچشم مخورد ولی اونا از چنگ مکافات عمل هیچ راه گریزی نخواهند یافت../انانیکه دختر مردم را با دیده اشک الود رها کرد هاند مطمن باش روزی یا خودشو همینطور دیده اشک الود خواهند گذاشت وخواهند رفت یا ناموس یا خواهراشون به سرنوشتی تشابه دچار خواهد شد../منتظر نظرت در وبلاک خودم هستم //بای

            پاسخ
  4. ramin

    به نام حق
    در محضر خداوند مهمانی بیش نیستم
    الهی از عشق بالاتر تویی
    در عشق ثابت قدم بودم
    ناگهان متوجه معبود شدم
    و در محضر عزیز زبانم بند آمد

    پاسخ
  5. fateme

    …. تا حالا نشده بود توی حرف زدن کم بیارم تا نتونم واژه ها رو به سبکی کنار هم قرار بدم که می خوام اما از ۲۳ تیر ماه تا این لحظه این بلا به سرم اومده از وقتی که ترکم کرده و رفته تا امروز هر شب اشک می ریزم و از خدا می خوام قلب منو از این مرگ تدریجی نجات بده …. می خوام به همه ی دخترا بگم که مثل من نباشن و به کسی که دوسش دارن حرف دلشون رو بزنن تا عشقشون مثل علی کسی که یه زمانی من می پرستیتمش ترکشون نکنه….

    بی من و بی دل غمدیده ی من گر دل تو شاد است
    روز میلادت اگر امروز است
    روز میلادت مبارک بادت

    دیروز ازدواج کرد با کسی که امیدوارم بیشتر از من دوسش داشته باشه ….
    شماهم مثل من برای خوشبختیش دعا کنید و از خدا بخواین قلب و چشمهام رو نجات بده من فقط ۱۹ سال دارم…

    پاسخ
    1. سحر

      فاطمه عزیزم، داشتم دنبال یه سخنی از شریعتی میگشتم، چشمم خورد به نوشتت در این صفحه، نوشتت دلم را لرزوند یاد روزهای افتادم که داشتم ترکش میکردم مثل یه معتاد، خیلی سخت و دردناک…روزهای سختی را میگذرونی واقعا دردناکه…
      خوشحال میشم در وبلاگم ببینمت….

      پاسخ
      1. حامد

        منم نمی تونم فراموش کنم چی کار کنم. ۲ساله بدون هیچ دلیلی ترکم کرده. ۱بار هم اقدام به خود کشی کردم ۲مشت دارو خورده بودم که خودش منو بورد بیمارستان. دیگه تحمل ندارم. دانشجوی ارشد ترم۲ بودم که دیگه ادامه ندادم. صبح تا شب تو خونه کارم شده گریه و زاری. الان ۲ ماهه پا از خونه بیرون نذاشتم. به نظر شما ها چی کار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

        پاسخ
        1. ناهید

          من به عنوان یه خواهر بزرگتر میخوام بگم : آخه مگه توی جوون چقدر میخوای عمر کنی ؟ چقدر میخوای زندگی کنی و لذت ببری و درد و غم و تجربه کنی ؟
          چرا با خودتون این کارها رو میکنین ؟ توئی که اینهمه استعداد داری و سلامتی و بقول خودت دانشجوی ارشد هستی چرا باید یه تلنگر توی زرندگیت از خود بیخودت کنی که ترک دنیا کنی ؟ بخدا که این دو روز زندگی ارش غصه خوردن ندارن . باالاخره که تموم میشه این همه تنهایی تو و خودت ازاینکه این مدت زندگیت به بطالت گذشت پشیمون میشی . پس بخودت بیا و به زندگیت برس . خدا جای حق نشسته اینو بدون هیچوقت بد بنده اش و نمیخواد ، برای تو بهتر از اونو دارهمظمئن باش و منتظر

          پاسخ
        2. باران

          همیشه به تمنای دلی باش که مث دل خودت باشه
          فک نکنم کسی که خیانت کنه ارزش این رو داشته باشه که به خاطرش خودت رو نابود کنی
          فک نکنم تواین زمونه چیزی به اسم عشق مونده باشه همیشه یکی خیانت می کنه

          پاسخ
        3. شیدا

          hamed jan faghat en ro mikham behet begam kasi ro dost dashte bash k liaghate eshgheto dashte bashe
          arzeshe khodeto niar paeen
          vaghti mitoni vase ye nafar ta en had paiband bashi pas motmaen bash liaghate behtarin ha ro dari
          age ba in shakhs nashod motmaen bash khoda taghdire behtari vasat mikhad ragham bezani
          taghdiri k har do vase on eshgh hazer bashid joneton ro bedid na yek nafar
          shad bashi dadashe golam
          va ghat e edame tahsilet kamelan eshtebah bod dir ya zod pashimon mishi azizam edame bede k bad hasrate en eshtebah ro nakhori

          پاسخ
    2. mplove

      سلام فاطمه خانم من خیلی دلم برات سوخت واقعا اون علی اقا چقدر بی رحم بود که به راحتی با احساسات تو بازی کرده بعد رفته با کسی دیگه ازدواج کرده. تو واقعا شکست عشقی و احساسی بزرگی خوردی ولی خیلی بزرگی که هنوز براش دعا میکنی واقعا بعد از خوندن مطلب تو قلبم به درد اومد. من ایمیلم و آیدی خودمو بهت میدم با هلم تماس بگیر. mplove18@yahoo.com
      mplove18

      پاسخ
    3. سعيد

      سلام آبجی فاطمه … امیدوارم همیشه شاد و لبات پر خنده باشه …! دنیا وفا نداره . خودتو هم ناراحت نکن . خواستن توانستن است . اگه بخایی میتونی فراموشش کنی .
      سعیدم ۱۷ ساله از افغانستان.
      بیهوده مکن عمر گران صرف سنگدلان. عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد. امروز کسی محرم اسرار کسی نیست. ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست …! دوست دارم . بای

      پاسخ
    4. nafi3

      azizam ino yadet bashe on bood k liaghate eshghe toro nadasht.va har chandam k to bebakhshi khoda bebakhshe motmaen bash gardeshe rozegar nemibakhshe.nadidam deli beshkane o bi javab bemone

      پاسخ
    5. محب

      سلام .نمی خوام دل داریت بدم یا زجرت.نه سال پیش عاشق شدم الان بیست ویک سلامه تا امروز با همیم.اما از روز اول تا الان تو این فکرم که( عشق یعنی نرسیدن)

      پاسخ
    6. راضيه

      سلام فاطمه جون…نمیخوام واست دلسوزی کنم اما درکت میکنم چون الان خودم تو همچین وضعیتی ام….خیلی دردناکه وقتی هنوز قلبت واسه اون میتپه مثل من که یه عمربه پاش نشستم اما اون راحت رو دلم پا گذاشت……ولی با اینکه داره نامزدی میکنه هنوز بهم میگه دوستت دارم…من باید چیکار کنم؟
      این ایمیل منه حتما بهم سربزن تا بیشتر با هم حرف بزنیمr.f_zibandeh@yahoo.com

      پاسخ
    7. آزاده

      فاطمه جون لطفا دیگه به هیچ دختری این توصیه رو نکن که حرف دلشون رو بزنن.
      تو حرف دلتو به علی نگفتی و علی رفت.
      پس من چی باید بگم که صادقانه بدون هیچ ریایی بهش گفتم دوستش دارم اما برای اون ذره ای اهمیت نداشت بعد از یکسال دوباره رفتم و بهش گفتم دوسش دارم گریه کردم ازش خواهش کردم اما اون در کمال سنگدلی رفت. ۴سال از اون روزا میگذره و من هر روز در کنار خودم می بینمش. اعتراف به این عشق باعث شده که اون حتی جواب سلامم رو هم به زور بده.
      همیشه وضعیت بدتر از وضعیت ما هم وجود داره.
      این رسم دنیاست
      دل فقط جای خداست که ارزش داره نه هیچ احد دیگه ای

      پاسخ
    8. آرش

      سلام
      واقعا درکت میکنم داستان خودم همین پایین نوشتم
      خیلی سخته
      همه میگن بی خیال ولی خدایی نمیشه
      روزای خیلی سختی برای من بود
      هیچکی نمیدونه
      هنوز نتونستم باهاش کنار بیام….
      دوسش دارم

      پاسخ
    9. ایرج

      سلام خواهر عزیز ؛ نوشته ات را خواندم
      به شما پیشنهاد میکنم داستان پادشاه و کنیز را در مثنوی معنوی بخوانید . قطعاً به آرامش از دست رفته اتان کمکخواهد کرد .

      پاسخ
    10. maryam

      salam fateme.asan negarane chizi nabash midonam kheili sakhte dar hale hazer ke man daram vasat minevisam khodam ashegham ama hamash tars az jodaei daram .to hanoz kheili javoni va say kon be chizaye dg khodeto mashghol koni azizam.roshanak_naz5 idime hatman bem pm bede

      پاسخ
    11. نهال

      سلام دوست خوب مطمئن باش خداوند متعال برایت بهترینهارو در نذر داره پس فکرشو نکن شاید اگه با هم ازدواج میکردید خوشبخت نمی شدی

      پاسخ
    12. sahar

      سلام فاطمه جان عزیزم خودتو ناراحت نکن منم الان تو وضیعت تو قرار دارم پسرها اصلا احساسات را نمیدونند چیه !
      منم نمیدونم چیکار کنم راستی هم خیلی سخته امیدوارم خدا صبر بهت بده نازم من سحر پرنیان از افغانستان کابل پیام دادم
      اینم ایمیل منم دوست دارم باهم رابطه داشته باشیم تا حرفهای همدیگرو درک کنیم دوتا دختر بیشتر میتونند همدیگرو درک کنند.sahar.parniyan@yahoo.com

      پاسخ
      1. razeghi

        سلام فاطی عزیزم,سخت دراشتباهی,من ۷-۸سال ازتو بزرگترم,همسن توکه بودم مثل توبودم اونم ازدواج کردباکسی که میشناختمش اولین عشقم بود,برای اینکه بتونم فراموشش کنم بایکی دیگه دوست شدم,باعث شدعشق پاک اولمو فراموش کنم,ولی جزبدبختی چیزی بهم نداد ازم سوء استفاده…..کرد و رفت,از اون موقع به خاطربلایی که سرم آورده اشک میریزم ونمیتونم به کسی بگم,حتی نمیتونم ازدواج کنم,نمیتونم مادربشم…….
        بگذریم خواستم بگم اشتباه منوانجام نده هر پسرکه بیاد توزندگیت ازقبلی به مراتب بدتره, به اسم عشق,همه ی پاکیای وجودتو ازت میگیره و رهات میکنه, فقط خدامیتونه آرومت کنه قشنگم,به اون پناه ببر مطمئن باش بهترین راه رو جلوی پات میزاره(به جز دوستی باپسرا)

        پاسخ
    13. reza

      فاطمه جان سلام من هم از نوع خودت اما از جنس خودت نیستم.پسری هستم که عاشق دختری هستم به اسم فاطمه.هر کاری که میکنم هر چه که باهاش حرف میزنم تو گوشش فرو نمیرود.باهام صحبت میکنم اما از روی اجباری به نظر شما من و امثال شما باید چیکار کنم اخه مگه دوست داشتن دلیل میخواد.مگه دوست داشتن گناهه.مگه عشق باید چجوری باشد.مگه ماها انسان نیستیم.

      پاسخ
      1. fateme

        سلام داداش جون.مادختراازشمه سنگ دل بودن و یاد گرفتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

        پاسخ
    14. marjan

      عزیزم سلام

      دوشمبه شبه ومن به اجبار قراره
      پنشمبه شب از عشقم جدا بشم
      خودش اینو میخواد
      میگه مریضم بامن به جایی نمیرسی. اما من فقط اونو میخوام فقط او.. .
      گیجم !
      نمیدونم راس میگه یا نه
      اما خیلی دوسش دارم
      حتی بعد اینکه ترکم کنه
      واسه منم دعا کنید
      وبخصوص واسه عشقم وسلامتیش

      فاطمه جان

      تو دل خیلی بزرگی داری

      .. مرجان ..

      پاسخ
          1. دیارآشتی

            میدونی چیه نمیدونم چی میشه که اکثرشون نامرد از آب در میان بعد اسمِِِِِِِِ مردو واسه همشون بکار میبرن ؛ما مردیم هه هه…

            موفق باشی و ایشالا گیر هیچ نامردی نیفتی

            پاسخ
    15. علی

      سلام الان که دارم این متن رو میخونم ۱۴٫۸٫۹۰نمیدونم باید چی بگم .من همون علیم.نمیدونم چه تقدیری بود من بعد از یک سال بیام از میون همه متنا جشم به این بخوره.فاطمه دوست دارم حتی الان .تمام کارای هم که کردم برای خاطر خودت بوده.نمیدونم شاید اشتباه میکردم.خواهش میکنم بهم بزنگ یک دفعه دیگه صداتو بشنوم .محرم داره میاد ما با هم……..

      پاسخ
      1. mahsa

        salam to dg rafti va zan dari nabayad bargardi ham be zanet khiyanat koni ham darde fatemaro tazetar koni ali agha man khodam agd kardam daram mibinam shoma pesara cheghad sang delo magrorid hazer nistin be khatere eshtebahi k kardin az gororeton begzarin o pa pish bezarin man shoharamo dost daram vali dg vasam fargi nadare on ham dosam dashte bashe ya na chon raftarai kard k sardam karde kh bi ensafidddddddddddddddddddddd

        پاسخ
    16. سجاد

      سلام فاطمه خانم
      منم اسم کسی که دوستش داشتم فاطمه بود اونم تنهام گذاشت و رفت
      میگه اگه یه پرندرو دوست داری رهاش کن اگه برگشت دوستت داره اگه نه که دوستت نداره . پرنده من هیچوقت برنگشت

      پاسخ
    17. fatemeh.d

      سلام.
      چقدر جالب که این همه عاشق دل شکسته وجود داره.
      منم ۷ سال قبل یکی دلمو شکوند و رفت.تا چند سال کارم هر شب گریه بود.
      بعد چند سال که در به در دنبالش می گشتم با یکی دیگه آشنا شدم،۴سال با هم بودیم و وقتی نزدیک ازدواج شد من نخواستم!!! خیلی پسر آقایی هست.اما من فرق کردم.
      بابا به خدا ازدواج اون چیزی که شماها فکر می کنید نیست.
      شما اول باید شرایط طرف رو برای زندگی بسنجید بعد دوسش داشته باشید.
      کاری که همتون برعکسشو انجام دادید(البته خودم هم همین کارو کردما)
      اینم بگم اونی که اولین بار عاشقش بودمو بعد ۷ سال پیدا کردم و خدا رو شکر می کنم که به هم خورد.خدارو شکر می کنم به خاطرش خودکشی نکردم.
      حکمت خدا رو نمی دونید.
      خدا انقدر بزرگه.انقدر صبر داره.
      انقدر وایمیسته تا شکسته بشی اما یاد بگیری و بعد حالیت می کنه حکمتش چی بوده!
      برای اونایی هم که می ترسن ازدواج کنن به خاطر سواستفاده ای که ازشون شده اول اینکه دکتر برید شاید درست شد.دوم اینکه بعدها م یفهمید که عمرتون رو به خاطر یه چیز مسقره بر باد دادید و انقدر بر خودتون سخت گرفتید که نعمت مادر شدنو از خودتون محروم کردید.
      با خودت رو راست باش
      قوی باش!!

      پاسخ
    18. marzyye

      سلام گلم.واقعا درکت می کنم منم دارم وارد وضعیت تومی شم .خیلی سخته ولی دارم خودم رواماده می کنم واسه گذشتن وفکر کنم اشتباه من و تو این بود که عشقمون روبه خاطر غرور شکستیم والان که به کارخودم معترف هستم وازش معذرت خواهی می کنم دیگه کار از کار گذشته وبه قول معروف اب رفته گرچه بازاید به رود ماهی بیچاره امامرده بود.واست دعا می کنم توهم برام دعا کن که از دستش ندم من ارزوهام رو با اون ساختم ومثل توبزرگ نیستم که بگذرم وبراش دعا کنم اراین که با من نباشه وبادیگران می سوزم.خداکنه از دستش ندم

      پاسخ
    19. مجتبی

      دله بزرگی داری ولی خاسته های کم، امیدوارم شایسته ترین کسی که وجود تورو دک کنه نصیبت بشه و خوشبختیه واقعیو تجربه کنه: هر آنچه نزد من از او خوبیست…شاید مه باشدو بادی ببرد.

      پاسخ
    20. ندا

      فاطمه جان من هم که دوست داشتنمو گفتم بازم ترکم کرد. بعضی وقتها فکر میکنم کاش هیچوقت دوست داشتنمو نشنون نمیدادم. شاید اونجوری کمتر عذابم میداد…

      پاسخ
    21. golbarg

      سلام. من ۲۰ سالمه و یکی دیگرو دوست دارم.اونم منو دوست داره. میشه گفت که عاشق همیم.ما قرار گذاشته بودیم ازدواج کنیم چون واقعا احساستمون پاک و عمیقه.اما زمانی که بعد از چندین سال رابطه با خانواده ام در میون گذاشتم به خاطر تفاوت فرهنگی و خیلی از چیزای دیگه که به صلاح دیدشون خوشبختی اینده ی منو! خراب میکنه ازم خواستن که این رابطه رو تموم کنم کنم. من خیلی دوسش دارم ولی نمیتونم قید خانوادمو بزنم. حالا من باید ازش جدا شم و فراموشش کنم و دلشو با تموم مهربونیاش بشکونم. اما زندگی بدونه اون واسم جهنمه. نمیدونم چیکار کنم. فکر و خیال داره دیوونم میکنه.

      پاسخ
    22. Hamid

      Salam Abji Fateme
      Hamidam 18 Sale Az Afganestan

      Az HArfat Delam Shekast
      Mikham Behet BEgam Ke Beduni On Bud Ke Liyaghate Eshgheto Nadasht Ke Pat Vayse
      فقط برای تو tu in Donya Tu In Alam Miyun In Hame Adam Bebin Man Del Be Ki Dadam Be On KAs Ke Nemikhadam Delam Shishe Delesh Sange VAse Sange Delam Tange

      پاسخ
  6. maryam

    اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن
    و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن
    و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن!
    در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

    ( دکتر علی شریعتی )

    پاسخ
  7. عادل

    سلام
    تا حالا در زندگی شخصی خودم هر کس حرفی بهم می زد برای اون جواب داشتم و او را دست خالی نمی گذاشتم برو ولی اینجا در مقابل حرف های دکتر شریعتی نمی توانم حرفی بزنم چون ایشون کامل وجامعه حرف خودشون رو زدن وجایی برای ما نگذاشته که بخواهیم بگوییم که حرف هایی که زده اند خراب است .خراب که نیست بلکه کاملا درست هستش وجایی برای سخن نیست.
    میشه درباره گفته ای دکترشریعتی نظر داد و ایشون رو یک دانشمند بزرگ دانست ولی حیف که در ایران به این جور ادم ها بهایی نمی دهند واز شما خوانند گان عزیز می خواهم با نظر دادن به این سایت حمایت خودتون رون نسبت به دکتر شریعتی اعلام کنید که همه بداند که دکتر حامیان زیادی در ایران دارد.
    ممنون از لطف شما دوستان

    پاسخ
  8. غريبه آشنا

    فاطمه عزیز سلام!
    تازه اول راه زندگی هستی !
    اما این وفاداری تو را می ستایم که هنوز با وجود اینهمه درد برایش آرزوی خوشبختی می کنی ! اما بدان هرگز این طعم را نخواهد چشید ! و تو چنان خوشبخت و سرفراز خواهی شد که او همیشه در حسرت بسوزد !

    برای تو آرزوی خوشبختی و سعادت می کنم .درس بخوان و همه چیز را فراموش کن !مطمئن باش دادگری آن بالا نشسته و هیچ چیز از نظرش نمی گذرد .یوم الحسابی هم هست !
    موفق باشی !

    پاسخ
  9. هنگامه

    من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من….من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید….

    پاسخ
  10. تارا

    به قول دکتر شریعتی اگر روزی ترکت کردند بدان قیمتت بالاست .. پس مطمئن باش شخصی بهتر یه جای این دنیا منتظر توئه و قراره سررات قرار بگیره . غصه خوردن اشتباهه . فقط همینو میتونم بگم . با غصه روزای خوش زندگیتو که به خاطرش به این دنیا اومدی رو از دست میدی . و تازه تو تناسخ بعدیت دوباره باید اینو تجربه کنی . پس درسی که باید بگیری رو ازش بگیر و رهاش کن … مثل من. خداروشکر

    پاسخ
    1. ساميه

      سلام تارا جان

      متنت خیلــــی زیبا و آرامش دهنده هست
      خوشحالم که هنوز انسانیم

      کاش میشد که کسی می آمد/باور تیره ما را میشست
      وبه ما میفهماند دل ما منزل تاریکی نیست
      اخم بر چهره بسی نازیباست/بهترین وقت همان لبخند است
      کاش میشد که به انگشت نخی می بستیم
      تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم

      پاسخ
  11. سيدجواد

    با عرض سلام و خسته نباشید.

    هرچه از شریعتی بگی باز هم کم است
    واقعا چه بوده این مرد؟. روح لطیف و پاک احورایی او در این لجن زار روزمرگی ها به هیچ لجنی آغشته نشد و با خداوندان سه گانه زمین زر و زور و تزویر تا آخرین لحظه حیات مبارزه نمود و با سربلندی و افتخار دنیای فانی را وداع گفت: که دیگر آنجا در نزد پروردگارش سرافکنده و شرمسار نباشد.
    راستی این جمله که در فوق از دکتر شریعتی نقل کردید “ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من” در کدام آثار او است؟ ممنون میشم اگه لطف کنید نام اثر را بگویید.

    پاسخ
  12. شقایق

    قفس از رنج غم من بیشتر است
    تنفر من از این زندگی روز به روز بیشتر است
    گر از این زندان غم آزاد شوم …
    خواهد آید قفس دیگر غمم
    چه فرق دارد بر این حال بدم ! ؟
    که در این باشم یا در آن دیگر قفس …!!!

    پاسخ
  13. منوچهر پردل

    مهرپاکان در میان جان نشان****دل مده الا به من سر خوشان
    برای اینکه زیر دست نباشم خود لاشه خود را دفن میکنم

    بد ترین مکان جایی است که ادمها باهم میجنگند وکثیف ترین جا زندان است

    پاسخ
  14. آرش

    سلام…
    من امروز اینجا رو کشف کردم…!
    هوا کاملا ابریه مثل روزای قشنگی که تو شمال بودم آخه من دانشجوی نور بودم…
    وقتی نوشته هات خوندم دیدم چقدر شباهت…!
    دقیقا دیشب ۳ ماه !دلم خیلی هواشو کرده بود می خواستم چرخشی برم تو دیوار فقط دلم به فیسبوکش خوشه که هر روز میرم عکسش میبینم!بعد از ۶سال خودم گند زدم اونقدر مست کردم که نفهمیدم چی شد…
    الان سر کارم ولی تمام روز به سوغاتی که بهم داد خیرم…!
    رفتم خونه مامانم گفت چته؟ بغلش کردم گفتم هیچی دلم فقط برات تنگ شده بود دیگه نتونستم جلوی گریم بگیرم تو بغلش کلی گریه کردم اشکام جم کردم تا بیشتر از این ناراحت نشه…
    گفت آرش خوبی چیزی شده روم نشد بهش بگم دلم برای عمرم لک زده آخه آخرین بار تو همون ۳ماه بیش توی مهمونی خواهرم مست کردم اونم بود گند زدم رفتم زیر سرم اون هم بالا سرم بود مهمونی خراب شد مامانم باهام قهر کرد گفت ولش کن اذیتش نکن ! اونم از تو فیس بوکش پاکم کرد و بدون خداحافظی رفت قبرس…
    دیشب از مامانم خداحافظی کردم گفت مواظب خودت باش اومدم تو ماشین آهنگ باز دوباره هوای تورو دارم گذاشتم و ار زدم… به خدا خیلی دوسش دارم هنوز نتونستم با خودم کنار بیام.

    پاسخ
  15. آرش

    دخترا به خاطر حساس بودنشون هی عاشق میشن هی…
    ولی پسرا وقتی میگن یکی رو دوست دارن تا آخرش باهاش هستن
    ۶سال باهاش بودم ۶سال!
    تو دانشگاه بهمن ۸۳باهاش آشنا شدم یکماه بعد یه چیزی تو دلم وقتی میدیدمش بدجوری بالا پایین میشد…
    وقتی اخم میکرد بهم دیوونش میشدم.
    جفتمون دانشجوی شمال بودیم.
    وقتی میگم ۶سال چون زندگی کردم با هر نفسش…
    جفتمون کاردانی بودیم اون کامپیوتر من مخابرات…
    شب و روزای خیلی خوبی داشتیم…
    میمردم براش…
    زندگی بود
    عمرم عشقم
    بتم شده بود…
    وقتی بغلش میکردم تمام مشکلاتم از ذهنم میرفت…
    شده بودم همه چیزش…
    البته دعوا و قهر و آشتی هم کلی داشتیم…
    چون عاشق این بودم منتش بکشم.
    الکی بهش گیر میدادم که یه جروبحثی را بیوفته بعد منتش بکشم میگم که دیونش بودم…
    شب و روزا گذشت وقتی اساسی باهام قهر میکرد میخواستم بمیرم دیونه دیونه میشدم…
    ****تو عین نداریا واسه تو هر کاری کردم و بی معرفت نیومد یه بار به چشت *****
    ***کاری کردی

    که حتی زندگی سخته شه برام .. بگو بینم کی تو زندگیت پر نقشه الان ؟

    پاسخ
    1. ونوس

      بعضی وقت ها نمی شه حرف دل را زد شاید اونم نتونسته حرف دلش را بزنه شاید بدون خداحافظی رفت بهتر باشه اما اینا بدون عشق همیشه یک طرفه است پس سعی کن همیشه دوست داشته باشی تا اینکه عاشق بشی

      پاسخ
    2. mehdi

      واقعا فاطمه خانوم استثنا ست. منم عاشق یه دختر بودم… ۳ سال همه کار واسش کردم که حتی باورش نمی شد اینقدر وفادار بودم بش.. همه دخترا دانشگامون مونده بودن اون دختر کیه که من اینقدر بش وفادار موندم… ولی اون وقتی رفت دانشگاه همه حرفاشا یادش رفت و تنهام گذاشت و به خواهشام توجهی نکرد ):

      پاسخ
  16. آرش

    روز اول پیش خود گفتم

    دیگرش هرگز نخواهم دید

    روز دوم باز می گفتم

    لیک با اندوه و با تردید

    روز سوم هم گذشت اما

    بر سر پیمان خود بودم

    ظلمت زندان مرا می کشت

    باز زندانبان خود بودم

    آن من دیوانۀ عاصی

    در درونم های وهو می کرد

    مشت بر دیوارها می کفت

    روزنی را جستجو می کرد

    در درونم راه می پیمود

    همچو روحی در شبستانی

    بر درونم سایه می افکند

    همچو ابری بر بیابانی

    می شنیدم نیمه شب در خواب

    های های گریه هایش را

    در صدایم گوش می کردم

    درد سیال صدایش را

    شرمگین می خواندمش بر خویش

    از چه رو بیهوده گریانی

    در میان گریه می نالید

    دوستش دارم،نمی دانی

    بانگ او آن بانگ لرزان بود

    کز جهانی دور بر می خاست

    لیک در من تا که می پیچید

    مرده ای از گور بر می خاست

    مرده ای کز پیکرش می ریخت

    عطر شور انگیز شب بوها

    قلب من در سینه می لرزید

    مثل قلب بچه آهوها

    در سیاهی پیش می آمد

    جسمش از ذرات ظلمت بود

    چون به من نزدیکتر می شد

    ورطه تاریک لذت بود

    می نشستم خسته در بستر

    خیره در چشمان رویاها

    زورق اندیشه ام، آرام

    می گذشت از مرز دنیاها

    باز تصویری غبار آلود

    زان شب کوچک، شب میعاد

    زان اطاق ساکت سرشار

    از سعادت های بی بنیاد

    در سیاهی دست های من

    می شکفت از حس دستانش

    شکل سرگردانی من بود

    بوی غم می داد چشمانش

    ریشه هامان در سیاهی ها

    قلب هامان، میوه های نور

    یکدیگر را سیر می کردیم

    با بهار باغهای دور

    می نشستم خسته در بستر

    خیره در چشمان رویاها

    زرورق اندیشه ام، آرام

    می گذشت از مرز دنیاها

    روزها رفتند و من دیگر

    خود نمی دانم کدامینم

    آن من سرسخت مغرورم

    یا من مغلوب دیرینم؟

    بگذرم گر از سر پیمان

    می کشد این غم دگر بارم

    می نشستم شاید او آید

    عاقبت روزی بدیدارم

    پاسخ
  17. آرش

    روزها رفتند و من دیگر

    خود نمی دانم کدامینم

    آن من سرسخت مغرورم

    یا من مغلوب دیرینم؟

    بگذرم گر از سر پیمان

    می کشد این غم دگر بارم

    می نشستم شاید او آید

    عاقبت روزی بدیدارم

    پاسخ
  18. ilمهسا

    ,با خوندن این نوشته ها خیلی دلم گرفت.کاش واقعا دل به دل راه داشت… تا وقتی کسی رو دوست داری اونم دوست داشته باشه یا برعکس…برای اینکه یه خرده دلمون باز شه: یه چینیه رو دار میزنن بهش میگن دارچین!

    پاسخ
  19. آرش

    اینا رو ننوشتم تا دلتون بگیره خواستم فقط یه درد و دلی کرده باشم وگرنه من خودم آخر خندم و شوخی کردن ولی بعضی وقتا که کم میارم اینطوری میشم…
    بازم ببخشید دوستان

    پاسخ
  20. منوچهر پردل

    زبان و ادبیات جلوه گاه اندیشه ، آرمان ، فرهنگ و تجارب و روحیات یک جامعه است . انسان ها در گذر زمان از زبان برای انتقال پیام ها ، عواطف و اندیشه های خویش بهره جسته اند و از ادبیات که زبان برتر است به عنو ان ابزاری در انتقال بهتر ، بایسته تر و مؤثرتر اندیشه خود استفاده کرده اند . ادبیات ، در تلطیف احساسات ، پرورش ذوق و ماندگار کردن ارزش ها و اندیشه ها سهمی بزرگ و عمده بر دوش داشته است . به همین دلیل هر اندیشه ای که در قالب مناسب خویش ریخته شود پایا و مانا خواهد بود . MANUCHER PORDEL

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>